جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر):همرزم فداکار و مبارز مان، محمد جراحی را از دست دادیم.

رفیق محمد جراحی ( مهرداد شمس رودی ) را جمهوری اسلامی گرفتار انواع بیماری بخصوص دچار سرطان در زندان کرد، این رفیق مبارز ، همرزم و هم پرونده شاهرخ زمانی در سال ۱۳۹۵ از زندان آزاد شد و پس از یک سال آزادی و مبارزه بر اثر بیماری سرطان که تحمیل شده توسط جمهوری اسلامی بود در ۱۳ /۷ /۱۳۹۶ جان باخت، ما ضمن ارج نهادن به مبارزات رفیق محمد جراحی فقدان این هم رزم را به خانواده بزرگ طبقه کارگر ایران و جهان و به کمونیست ها و خانواده اش صمیمانه تسلیت گفته ، اعلام می داریم :

رفیق محمد یاد و خاطره تو در تمام وجود ما ثبت است ، ما هرگز فداکاری ها و مبارزات تو را فراموش نخواهیم کرد ، ما ظلم و ستمی را که سرمایه داری از راههای مختلف ازجمله توسط جمهوری اسلامی ، حکومت شاهی علیه تو و همرزم تو شاهرخ زمانی و همه کارگران و زحمت کشان تحمیل کرده اند، را فراموش نخواهیم کرد، درد و رنجی را که در کودکی ، در زندانها و این اواخر بر اثر بیماری علیه تو تحمیل کرده اند و در مقابل تو  همچنان مبارزه کردی و فراموش نخواهیم کرد، اعلام می داریم ضمن ارج نهاد به  راه روشن و واضح تو  و همرزم تو شاهرخ زمانی که در نوشته های مشترک شما به صورت پیام های روشنی به کارگران و انقلابیون است ، در جهت آماده سازی و ساختن حزب انقلابی طبقه کارگر راهتان را تا پیروزی طبقه کارگر ادامه خواهیم داد.

درود بر محمد جراحی ( مهرداد شمس رودی)

درود بر شاهرخ زمانی ( اسدالله غفار زاده )

یادشان گرامی ، راهشان پر رهرو باد

جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)

۱۶/۷/۱۳۹۶

از همه کارگران ، تشکل ها ،انقلابیون و کمونیست ها دعوت می کنیم در مراسم بزرگداشت رفقا محمد جراحی ، کوروش بخشنده و شاهرخ زمانی که روز شنبه ۱۴ اکتبر در تورنتو از ساعت ۱۸ و سی دقیقه تا ۲۳ در   Community centre 7755 Bayview Avenue , Markham – Fireside loung room      برگزار خواهد شد شرکت کنند.

فراخوان شرکت در تظاهرات علیه عاشوراى دولتى در تورنتو

تشکیلات خارج از کشور حزب کمونیست ایران واحد کانادا از تمامى اعضا ، فعالین سیاسى چپ و کمونیست و آزادیخواهان و برابرى طلبان درخواست مى کند تا در آکسیون اعتراضى به مراسم راهپیمایی عاشوراى کارگزاران رژیم ضد انسانى و تروریست اسلامى ایران که قرار است اول اکتبر در تورنتو انجام شود ، فعالانه شرکت کرده و در افشاگرى سازمان مافیایی “حسین کیست” پایه ریز و سازماندهنده این نمایش خیابانى کوشش نمایند.
این سازمان در شکلى یکپارچه و با آرم و لوگوى مشخص در بیش از ۶٠ نقطه در سراسر جهان نمایندگى دارد بدون داشتن نام و مشخصات گردانندگان آن و یا نشانى از تأمین منابع مالى مشخصى. این سازمان در سال ٢٠١١ توسط افراد ناشناسى در بریتانیا تأسیس گردیده . بر ما واضح است که چنین سازمانهایی با منابع مالى غیر قانونی و از طریق پولشویی زیر نام انجمن هاى خیریه و بنیادهاى نیکوکارى و دزدى از سفره مردم زحمتکش تأمین میگردد و با شعارهایی مبنى بر “وعده آخرت ” به شستشوى مغزى بین مردم و خصوصا جوانان براى تأمین ارتش جنگى خود و عملیات انتحارى مى پردازد.
در این فعالیتها رژیم تروریستى اسلامى رد پاى مشخص و واضحى دارد که بر هیچکس پوشیده نیست . اوج اعتراضات کارگرى و مدنى در داخل کشور و همچنین بحران اقتصادى بخصوص در چند ساله اخیر, رژیم را در تقلاى بسیج نیرو و به کار انداختن سرمایه هاى خود در خیابانهاى خارج از کشور انداخته است تا تحت پوشش عاشوراها شرایط ذهنى توده هاى مردم را تحت تاثیر أهداف خود درآورد.
“سازمان حسین کیست” با پرچمها و نشانه هاى مشابه آنچه گماشتگان رژیم در فعالیتهاى ضد مردمى و در حمله به سفارتخانه ها در داخل ایران مورد استفاده قرار داده اند و همچنین نقل قول آوردن از بیت رهبرى و شیخ حسن نصرالله ، رهبران تروریستى جهانى در سایتهاى مجازیش بوضوح حاوى گرایشات و اهداف رژیم سفاک اسلامى ایران میباشد
وظیفه بر ما حکم میکند که اجازه ندهیم اهداف پلید جمهوری اسلامی به حیطه عمل درآید
Sunday Oct 1 st
۸:۳۰ Am
Mel Lastman Square, 5100 Yonge St
شنبه اول اکتبر , ۸ و نیم صبح
در مل لستمن

سرنگون باد رژیم جمهوری سلامى
زنده باد آزادی , برابری .حکومت کارگری

گفتگوی رفیق صدیق گویلیان در برنامه چشم انداز، تلویزیون حزب کمونیست ایران، با رفیق ابراهیم علیزاده پیرامون ارزیابی نمایش انتخابات اخیر در ایران.

گفتگوی رفیق صدیق گویلیان در برنامه چشم انداز، تلویزیون حزب کمونیست ایران، با رفیق ابراهیم علیزاده پیرامون ارزیابی نمایش انتخابات اخیر در ایران. این متن توسط رفیق شمس الدین امانتی پیاده شده و قدری کوتاه شده است.

صدیق گویلیان:
با درود به شما بینندگان تلویزیون حزب کمونیست ایران. در خدمت هستیم برای تقدیم برنامه چشم انداز.
بە اصطلاح انتخابات ریاست جمهوری و شهر و روستاها در ایران برگزار شد و حسن روحانی دوبارە بە عنوان رئیس جمهور ایران تعیین شد. ارزیابی ما از برگزاری و نتایج این “انتخابات” چیست و دولت روحانی با کدام چالشهای سیاسی و اقتصادی در دور آتی روبرو خواهد گردید موضوع برنامە این هفتە چشم انداز هست. در این رابطە خدمت رفیق گرامی ابراهیم علیزادە دبیر اول کومەله و عضو کمیتە اجرایی حزب کمونیست ایران هستیم تا این سوالاتی را در این رابطە با ایشان درمیان بگذاریم؟ سوال: این بە اصطلاح انتخابات در یک حکومت دیکتاتوری و با نظارت استصوابی شورای نگبهان و تدابیر سیاسی و امنیتی و با همە بازارگرمی که برای برگزاری این نمایش انجام دادە بودند برگزار گردید. همچنین می دانیم که آمارهای اعلام شدە بدور از حقیقت است. اما ارزیابی شما از برگزاری این “انتخابات” چیست؟ چرا بار دیگر روحانی “انتخاب” شد؟ تبیین شما از شرکت کردن مردم علیرغم کارنامە این دورە دولت چیست؟

جواب: همانگونه که شما توضیح دادید این واقعا یک نمایش بود، فیلمی بود که با شرکت بخشهائی از مردم به اجرا در آمد. این نمایشی که سالهاست در ایران به اجرا در می آید و نام آنرا انتخابات گذاشته اند. مسئله حتی پایه ای تر از این است، در حقیقت رژیم اسلامی اساساً به انتخابات اعتقادی ندارد، در اساس تفکر این ها، انسان اراده ای ندارد و هرچه می بایستی انجام دهد، دستورات آن از جایی دیگری، از آسمان نازل میشود. جریان اسلامی در همان انقلاب مشروطیت شعارشان مشروعه خواهی بود. آنها می خواستند که اختیارات پادشاه به وسیله شرع اسلام محدود شود. در دوره های انقلابی، تحت شرایط معینی، زیر فشار مردم، آنها ناچار می شوند تا پای انتخابات هم بروند. اما برای اینکه بهرحال سر و ته قضیه را از لحاظ ایدئولوژیک یک جوری سر هم بیاورند، چیزی را که با یک دست داده اند با یک دست دیگر پس میگیرند ، مثلا فرض کنید انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار می کنند اما بالای سر مجلس، شورای نگهبان، ولی فقیه و مجمع تشخیص مصلحت می گذارند، تا آنرا در چهارچوبهای شریعتشان و یا مصلحتشان بگنجانند. این یک نمایشی است،که چندان هنرمندانه هم اجرا نمی شود. اینکه مردم در این نمایش شرکت می کنند هنوز چیزی را ثابت نمی کند. اگر کسی از من بپرسد چرا مردم در این انتخابات شرکت می کنند؟ ممکن است من هم بکنم که چرا مردم انقلاب نمی کنند؟ چرا مردم به این وضعیت فلاکت باری که در آن قرار دارند رضایت می دهند؟ چرا مردم دچار بی تفاوتی سیاسی می شوند؟جرا از حقوق خودشان دفاع نمی کنند؟ و بسیاری سوالهائی از این قبیل.
نفس اینکه مردم در انتخابات شرکت می کنند و اینکه آمار آنها چقدر است و چه تعدادی شرکت کردند کم بودند یا زیاد بودند هیچ حقانیتی به این نمایش نمی دهد. در تمام کشور های دیکتاتور زده خاور میانه، آسیا و خیلی از کشور های دنیا می بینیم که انتخابات جزئی از پیش فرضهای کارشان است. همه آنها هر چهار سال یک بار انتخابات می کنند، مجلس دارند، رئیس جمهور دارند همه اجزای نمایش تکمیل است، مردم هم جلو باجه های رای گیری صف می کشند.
حالا اینکه در اینگونه رژیمها مردم چرا رأی می دهند؟ زور و فشار چقر تاثیر دارد؟ عدم اعتماد بنفس چه جایگاهی دارد؟ مرعوب شدن در مقیاس وسیع؟ همه اینها به یک روانشناسی اجتماعی در هر مورد مشخص نیاز دارد.
روشن است که تفاوتی هست بین رژیم جمهوری اسلامی و بعضی از رژیم های دیکتاتوری این دور و بر. از همان سالهای اول استقرار این رژیم استراتژی های متفاوت برای بقای این رژیم طرح شد و بر اساس این استراتژی ها جناح بندی هایی در داخل رژیم اسلامی بوجود آمد. در بعضی از مقاطع و نه همیشه، اینگونه انتخاباتها به ابزاری برای تقسیم پست های اجرایی و مملکتی بین جناح ها تبدیل شد و آنها از این راه توانسته روابط بین خود را تنظیم کنند. هر چند در بیشتر موارد به قواعد بین خود هم بین خود پایبند نبوده اند. در هر حال دعوای بین این جناح ها بر سر استراتژی های متفاوت ربطی به مردم و حق تعیین سرنوشت شان از طریق انتخابات نداشته است.

سوال: چرا بار دیگر روحانی انتخاب شد؟

جواب – باز می گردم به اینکه نباید این را مفروض بگیریم که گویا روحانی با رأی مردم انتخاب شده، روحانی را در واقع انتصاب کردند، بنظر من خیلی پیشتر مراجع اصلی قدرت معضلات و مشکلات خود را سبک و سنگین کردند. سپاه پاسداران، ولایت فقیه و بیت رهبری این مراجع اصلی قدرت به این نتیجه رسیدند که در این دوره هم به روحانی احتیاج دارند. من مطمئن هستم که اگر آنها مایل بودند که کسی دیگر انتخاب شود، هیچ چیزی مانع آنها نبود. بخصوص در این دوره الان گویا آن یکی هم پانزده میلیون رأی آورده است، کار آسانتر هم بود.
بحث رأی و میزان مشارکت و غیره در سیستم هائی مطرح است که به یک درجه امکان نظارت و امکان حسابرسی وجود دارد که اینجا نیست، اینها از قبل تصمیم می گیرند که چه کسی بر سر کار بیاید و برایش زمینه چینی می کنند، اما این کار را بایستی در متن فریبکاری در مقیاسی اجتماعی با روشهای پیچیده تری انجام دهند، بایستی مردم را در مقیاس وسیعی فریب بدهند. صغرا و کبرا ی نمایش بایستی سر جای خودش باشد، اقلیت و اکثریتی در کار باشد. روحانی را به این دلیل بر سر کار آوردند، چون هنوز به او احتیاج دارند هم در ارتباط با غرب و آمریکا و هم برای تخفیف نسبی نارضایتی های و یک درجه توهم پیروزی برای مردم بوجود بیاورند.

سوآل: در کردستان احزاب سیاسی بطور مشترک فراخوان بایکوت کردن این نمایش انتخاباتی را دادە بودند. ارزیابی شما در مورد برگزاری این نمایش در کردستان چیست؟ فکر می کنید عکس العمل مردم در شهرهای کردستان به این فراخوان بایکوت چگونە بود؟

جواب: قبل از هر چیز بایستی به نحوه اعلام نتایج انتخابات از جانب خود رژیم جمهوری اسلامی توجه کنیم . جمهوری اسلامی با ۲۴ تا ۳۶ ساعت تأخیرنتایج انتخابات کردستان و شهر های کردنشین غرب را اعلام کرد. حتما در این فاصله داشتند کارهایی می کردند وگرنه نمی شود تصور کرد که شمارش آرا در شهر های کم جمعیت کردستان در مقایسه با شهر پر جمعیتی مانند تهران دیر تر یا کند تر صورت گرفته باشد. این تأخیر می بایستی حکمتی داشته باشد. آیا می توان تصور کرد جمهوری اسلامی که ریش و قیچی دست خودش بود، بیاید اعلام کند که تحریم احزاب سیاسی کردستان پیروز شد؟ این غیر ممکن است. قبول این شکست برای جمهوری اسلامی بسیار سنگین بود و بنا بر این ارائه آمارهای جعلی برای پوشاندن پیروزی سیاست تحریم، کاملا قابل پیش بینی بود.
بحث من برسر این نیست که به چه میزان شرکت کردند یا نکردند، چون قبلاً راجع به مکانیزم این انتخابات و اینکه چرا مردم در انتخابات ضد دمکراتیک در همه جای دنیا به این نوع شرکت می کنند، صحبت کردم اما میخواهم بگویم در این مورد مشخص قبول شکست برای جمهوری اسلامی غیر ممکن بود و عکس العمل جمهوری اسلامی قابل درک بود.
یک معیار اساسی خود مردم هستند. داوران این قضیه خود مردم کردستان هستند، که میدانند مشارکت نکردند. علاوه بر اینها، ما تشکیلاتی منزوی از مردم نیستیم. ما هم ابزارهایی داریم که می توانیم نظر سنجی کنیم. ما روی صندوق های رأی نیستیم که بشماریم که چند رأی آمده و چند رأی نیامده ولی تشکیلات ما از بسیاری از بنگاهها و مراکز نظر سنجی که در دنیا وجود دارند، دارای امکانات بیشتری است. نظر خواهی هایی که از بخشهای مختلف کردستان به دست ما رسیده، مشارکت را بسیار بسیار کمتر از آمارهائی نشان می دهد که جمهوری اسلامی اعلام کرده است.
البته متأسفانه در جریان کار بعضی از گروه هایی که حتی سند مشترک را هم امضاء کرده بودند تردیدهائی در زمینه انتخابات شوراها ابرازکردند، اما در حدی نبود اساس سیاست تحریم را دچار خلل جدی بکند. اکثریت قابل توجهی شرکت نکردند و آینده جنبش انقلابی در کردستان روی دوش آن بخشی از جامعه بنا می شود که در اینگونه نمایشها شرکت نمی کنند.

سوآل: رژیم نمایش مربوط به “انتخابات” شوراهای شهر و روستا را هم همزمان برگزار می کند تا مردم بیشتری را پای صندوقها بکشاند، همچنین برخی از جریانات اپوزیسیون می گویند که بین این دو انتخابات فرق هست و مردم را به شرکت در انتخابات شوراها تشویق می کنند، نظر و تحلیل شما در این رابطە چیست؟

جواب: روشن است که بین این دو انتخابات فرق هست ، یکی محلی و دیگری سراسری است. دانش خیلی بالایی نمی خواهد که بفهمیم جمهوری اسلامی عمداً این دو تا نمایش را هم زمان برگزار می کند، تا تلاش های محلی افراد را در خدمت هدف مهم تری که دارد یعنی شرکت کردن در انتخابات ریاست جمهوری قرار دهد. این یک شگرد است. صندوق این دو انتخابات رابغل همدیگر گذاشته بودند و کسی که می رفت به شورا رأی بدهد به آن یکی هم مجبور می شد رأی بدهد. در حدود ۱۹ میلیون نفر از واجدین شرایط رای دادن در روستا ها زندگی می کنند. روستا محیط کوچکی است و همه چشم در چشم همدیگر دارند، عده ای خود را کاندید کردند، از هم دیگر رودربایستی دارند و یکی میگوید خواهش میکنم به من رأی بدهید تا به نان و نوایی برسم، تا من هم به یک موقعیتی برسم، او راحت نیست که به همسایهاش رو بیندازد، این موضوع کل رژیم نیست موضوع همسایه اوست که می آید و به او تکلیف میکند، حالا فکرش را بکنید که ۱۹ میلیون نفر در همچون موقعیتی قراردارند، که یک رقابت روستایی و محلی درگیر می شود. این مردم را پای صندوق های رأی خواهند آورد که البته همانجا به ریاست جمهوری هم رأی خواهند داد. در حالیکه آنقدر که برایشان مطرح است همسایه شان شورای آبادی شود، آنقدر به انتخاب رئیس جمهور اهمیت نمی دهند.
جمهوری اسلامی از همان ابتدای بر سر کار آمدنش تلاش کرده است شعارهایی پیشرو را از محتوا تهی کند. مثلاً وقتی چپ ها می گفتند مبارزه با امپریالیسم، آنها می گفتند مبارزه با استکبار جهانی، چپ ها مدافع کارگران و زحمتکشان، بودند، آنها باصطلاح از مستضعفان دفاع می کردند. تا نیروهای چپ یک افشاگری علیه آمریکا می کردند، آنها سفارت آمریکا را اشغال می کردند، خمینی می گفت مردم پول آب و برق از شما نمی گیریم و به همه شما مسکن خواهیم داد. همین بلا را سر مفهوم شورا هم آوردند. شورا واقعاً میتواند نهادی باشد که از طریق آن مردم در سرنوشت خودشان دخالت میکنند، شورائی که هم قانونگذار باشد و هم مجری قانون. از پائین به بالا رده های مختلف حاکمیت را شکل بدهد، اما در اینجا یک کاریکاتوری از این مفهوم درست کرده اند. این شوراها در شهرهای کوچک و در روستاها دکانی است که برای عده ای باز میشود، یک نوع تجارت است کسی اگر دستش به شورا برسد، مثلاً می تواند فردا چند قطعه زمین بگیرد، کسی دستش به شورا برسد فردا میتواند پارتی بازی کند و دست بعضی از دوستان و فامیل هایش را یک جایی بند کند. تا آنجا که بخود مردم بر می گردد و به اعضای شورا مربوط می شود برای این نوع امورات به کارشان می آورند. تا آنجا که به رژیم مربوط است اینها را بکار میگیرد برای بسیج گیری، برای جمع آوری مردم در مناسبت های حکومتی.
در شهرهای بزرگ اگر به ترکیب شوراها نگاه کنیم، دعوای بین جناح ها را می بینیم. شورای شهر تهران مهم است نه به خاطر اینکه ارگان حاکمیت مهمی است بخاطر اینکه در شورای شهر تهران باز همان بازی اختلاف جناح ها یک جوری فیصله پیدا می کند.

سوآل: آیا آنطور که عدەای از ژورنالیستها می گویند جناح خامنەای و اصولگرایان محافظەکار شکست خوردەاند و اصلاح طلبان پیروز شدند؟آیا فرصتی باز شدە؟ ارزیابی شما از آرایش جدید جناحهای این حکومت چیست؟ شما بارها تاکید کردەاید که تنظیم این مناسبات از کانال صندوق رای نمی گذرد.

جواب: بله واقعیت این است که در درون رژیم جمهوری اسلامی جناحهایی وجود دارد و اختلافات آنها واقعی است، اینها جنگ زرگری راه نینداخته اند، اما باید دید اختلاف بر سر چیست؟ اختلافات آنها بر سر استراتژی های مختلف برای بقای رژیم است. اینها بر سر حقوق و آزادیهای مردم، بر سر حقوق کارگران و مردم زحمتکش، بر سر چگونگی تامین معیشت مردم اختلاف ندارند، اینها در جستجوی بهترین راه ها برای حفظ رژیم جمهوری اسلامی هستند. اما تا آنجا که به دوره های اخیر مربوط می شود و بخصوص به دوره ای که به اصطلاح اصلاح طلبان حکومتی وارد صحنه شده اند ، اختلاف بین جناحهای درون جمهوری اسلامی رنگ و بوی دیگری گرفته است. البته این اختلافات بین دو جناح متوازن نیست که در یک رقابت تنگا تنگی با همدیگر قرار گرفته باشند. نیروی مسلط جناحی است که به اصولگرا یا تندرو یا بنیادگرا و یا هر اسم دیگری که روی آن بگذارند تعلق دارد. آنها نیروی نظامی را در اختیار دارند، اختیار جنگ و صلح دارند، به کجا حمله کنند، کجا درگیر شوند، همه و همه آنها در اختیار آنها است. اقتصاد ایران به تدریج و مرتباً در اختیار این جناح قرار گرفته و سپاه پاسداران به مقتدرترین مرکز اقتصادی ایران تبدیل شده است. بخش اعظم تولید ناخالص ملی ایران به وسیله سپاه پاسداران کنترل می شود، سپاه پاسداران به علاوه سازمانهای موازی خودش را دارد از جمله سازمانهای مذهبی مانند آستان قدس رضوی، جانبازان و در سالهای اخیر به شبکه بانکی گسترده ی هم دست رسی پیدا کرده است.
در عین حال سیاست خارجی رژیم اسلامی هم توسط آنها اداره می شود. این خامنه ای و مشاوران او هستند که سیاست “سازش قهرمانانه” را، تعیین می کنند و چراغ سبز گفتگو ها را صادر می کنند و گفتگو ها را هم کنترل می کنند.
اگر کسی بگوید در رقابت بین این جناح ها چیزی عوض شده بایستی مراجعه کنید و ببینید در تقسیم قدرت در درون رهبری سپاه پاسداران اختلافاتی رخ داده؟ آیا روند دولتی شدن و ایجاد یک دولتی از لحاظ اقتصادی در دولت متوقف شده؟ آیا سیاست خارجی جمهوری اسلامی مستقل از آن چیزی که از زبان خامنه ای صادر می شود و تأکید می شود تغییری کرده؟ وقتی هیچ کدام از اینها اتفاقی رخ نداده ، روشن است که قدرت مسلط کدام جناح است. اما جناح مقابل هم ظرفیت هایی دارد طی دو دهه اخیر سعی کرده به سرمایه داری بخش خصوصی ایران که تحت فشار بنگاه های عظیم اقتصادی وابسته به سپاه پاسداران قرار گرفته و مرتباً ورشکسته می شود و مرتباً صحنه تولید را خالی می کند، متکی شود. این بخش تحت فشار است و مقاومت می کند و جناح میانه رو یا اعتدال به این بخش متکی است. اما این بخش بخش توسری خورده و ضعیف است. این جناح در عین حال سعی می کند به نارضایتی بخش هایی از مردم، بخصوص طبقه متوسطه بالا که هم آرزویش را دارد موقعیت اقتصادی بهتری کسب کند و هم متوجه هست که در مقابل اقتصاد دولتی و شبه دولتی، قدرت عرض اندام ر ندارد. اینها هم مثل همه جریانات دیگر بورژوائی سعی میکنند آرزوهای خودشان را به آرزوهای بخشی از مردم هم تبدیل کنند، و با وعده سر خرمن بخشهایی از مردم را با خودشان همراه کنند. در گذشته ناسیونالیست ها توانستند نیاز بورژوازی به بازار داخلی کشورشان به خواست توده ها تبدیل کنند. مردمی که حاضر بودند سرشان را هم در راه حفظ تمامیت آب و خاکشان بدهند.
این جناح نمی تواند به قولهایی که می دهد عمل کند زیرا ابزار هایش را ندارد و شاید تمایلش را هم ندارد. زیرا نگران هستند که مردم زیاده خواهی کنند. نهایتاً این انتخابات هیچ چیزی را از توازن قوای بین این جناح ها را عوض نکرده است تنها یک ابزاری را در اختیار جناح اصولگرا قرار داده که به وسیله آن بتواند امرش را پیش ببرد.

سوآل: تکلیف مردم وسیعی که در این ‘انتخابات” شرکت نکردند روشن است. آنها به نشانە اعتراض پای صندوقها نرفتند. اما با توجە بە کارنامە دولت روحانی در گسترش اعدامها، در تداوم فلاکت اقتصادی آیا مردم می خواهند از مکانیسم صندوق رای برای اهداف خود استفادە کنند؟ یا اینکە آیا مردم از ترس بدتر به بد رای دادەاند، در مخالف با رهبر و یارانش و از سر توهم به روحانی رای دادەاند؟آیا این مشارکت نمی تواند نشانە اعتراض بە این نظام سرتاپا سرکوب و اختناق باشد

جواب: شاید در این ارزیابی همه با من موافق نباشند. من نمی توانم بگویم که مردم آگاهانه در این انتخابات شرکت کردند، می گویند گویا مردم آگاهانه شرکت کردند که اختلافات بین جناح های رژیم را تشدید کنند، مردم آگاهانه شرکت کردند زیر بین بد و بدتر می خواستند بد را انتخاب کنند. بنظر من اینها توجیهاتی است که از یک طرف خود رژیم می خواهد مردم را به پای صندوق های رای بکشاند و این توجیهات را از کانالهای مختلف تسری می دهد. از طرف دیگر روشنفکرانی هستند، برای توضیح پدیده شرکت مردم در انتخابات، دنبال توجیهاتی هستند که اساسا ذهنی اند.
مردم استبداد زده در کشوری که از آزادی های ابتدایی محروم هستند مردمی که هزار و یک مشکل عملی دارند و یکی میخواهد که پاسپورت و شناسنامه اش مهر بخورد، یکی نگران است تحصیل بچه هایشان مختل بشود، یکی نگران است که اگر راهش به پلیس و دستگاه های امنیتی افتاد، یقه اش را نگیرند که چرا به فراخوان احزاب سیاسی کردستان جواب دادید و پرونده ای برایشان درست کنند. مردم با توجیهاتی از این نوع میروند به پای صندوقهای رای، حالا یک عده ای هم پیدا می شوند این مسئله راتئوریزه می کنند.
اگر مردم آگاهانه می خواستند کاری بکنند با این تجربه ای که تا بحال از جمهوری اسلامی بدست آورده اند، می بایستی در این انتخابات شرکت نمی کردند. اگر گویا آگاهانه شرکت کردند و ۸ سال خاتمی را بر سر کار آوردند کسی به ما بگوید اون ۸ سالی که خاتمی سر کار آمد با اون ۸ سالی که احمدی نژاد بر سر کار بود چه تفاوتی در زندگی مردم داشت؟ آیا میزان فقر کمتر شد؟ از اعدام ها کم شد؟ قتل های زنجیره ای در دوره خاتمی اتفاق افتاد حالا خودش دستور آن را داد یا جناح مقابل من کاری ندارم، چهره یکی خندان است و دیگری عبوس، مسئله ما نیست ولی واقعیت این است که حتی اون چیزهایی که گفته می شود که در دوره خاتمی فضای باز سیاسی ایجاد شد این ها همه اش یک فشارهایی بود که جامعه داشت، به تدریج تحمیل می کرد و ما دیدیم که خیلی از این فشارها را در دوره احمدی نژاد هم ناچار شدندتحمل کنند مانند سازمانهای محیط زیست، تشکلهای کارگری که به هر نحوی بود خودشان را پایدار نگه داشتند.
اگر مردم به تجربه خودشون مراجعه می کنند در تجربه خود مردم هم تفاوتی بین روسای جمهوری مختلفی وجود نداشته اگر تفاوتی در این مقطع یا اون مقطع وجود داشته ناشی از حضور این رئیس جمهوری و آن دیگری نبوده، مصلحت آنها در این بوده که این کار را بکنند و آن کار را نکنند، این را اجازه بدهند این بند را شل کنند و آن بند دیگر را تند کنند.

سوآل: آیا فکر نمی کنید مردمی که دارند رای میدهند از ترس فشار جنگ یا مسائلی که در خاورمیانه پیش آمده و قاعدتا اون مردم در آن جامعه زندگی میکنند و به هر تغییری امید می بندند و با وعده هایی که یکی از این کاندیدها در این نمایش انتخابات میدهند؟ دولت روحانی برای پاسخ دادن به انتظارات مردم و وعده های مشعشعی که در مناظره ها داد به کدام اختیارات و نیروی مادی متکی هست؟ آیا در این دوره قادر خواهد بود با وجود سپاه پاسداران و نهاد های قدرتمند اقتصادی، قضایی و اطلاعاتی که از کنترل او خارح هست کار شاقی انجام دهد؟ آیا باز هم اعدام و سرکوب نخواهد کرد؟ دولت روحانی در دور آتی با کدام چالش ها روبرو خواهد شد؟

جواب: این یک واقعیتی است که جمهوری اسلامی مردم را از انقلاب می ترساند. هم اصلاح طلبان و هم میانه رو ها که به یک درجاتی مردم را پشت سر خود دارند و هم جناح دیگر از طُرق مختلف مردم را از انقلاب میترسانند، حتی بعضی از روشنفکران هم در این ماجرا دستی دارند، این یک واقعیت است. مردمی که خودشان اراده واقعی خود را به میدان نیاورند، سازمان نداشته باشند، رهبری نداشته باشند و ندانند که جامعه به کدام سمت می رود، حق دارند که نگران باشند و رویدادهایی خاورمیانه بسیار وحشتناک تر از این است که به مردم بگویید نگران نباشند.
بایستی به مردم بگوئیم که اگر با نیروی واقعی خودتان به میدان بیایید و اگر با انقلاب واقعی خودتان، تشکل های واقعی خودتان، سازمان هایتان، رهبریتان و همه اینها را به میدان بیاید کسی نمی تواند جنگ و نا امنی را به شما تحمیل کند. انقلاب مترادف با خشونت نیست.در دوره انقلابی سالهای ۵۷ و ۵۸ در کردستان کمترین جرم و جنایت اتفاق می افتاد، کم ترین دزدی، جوانان محله امنیت محله را تأمین می کردند، دادگاه ها خالی بود.
امنیت در جامعه با شرکت مردم در این نمایش انتخاباتی تامین نمی شود. اینها اگر بخواهند جنگ بکنند می کنند، اگر نخواهند نمیکنند. امنیت دست روحانی و رئیس جمهور ها نیست، دست سپاه پاسداران، بیت رهبری و ولی فقیه است.
اگر قرار است از جنگ جلو گیری شود باید به اراده مردم این کار انجام شود و این اراده بایستی به یک شکلی خودش را نشان دهد، در این مورد مشخص بهترین راه برای همین منظور هم شرکت نکردن در انتخابات بود. بایستی ابتدا به چالش هایی که رژیم جمهوری اسلامی با آن روبرو هست نگاه کرد و اینکه رژیم در برابر اعتراضات مردم چه خواهد کرد؟ جمهوری اسلامی چه روشهایی را بکار خواهد برد؟ همه اینها تصمیماتی است که در بالا ترین سطوح جمهوری اسلامی گرفته می شود. رئیس جمهور در این زمینه کاره ای نیست مگر اینکه مطابق مصلحتشان، خیلی هماهنگ با هم عمل کنند.
مهمترین و اصلی ترین چالشی که رژیم با آن روبرو خواهند شد اقتصادی است، این عرصه ای است که جمهوری اسلامی در واقع نه امکان آنرا دارد و نه حتی می خواهد بهبودی جدی در شرایط زندگی و معیشت مردم بوجود بیاورد.
به عنوان مثال اینها به نیروی کار ارزان طبقه کارگر احتیاج دارند تا سرمایه جذب کنند و حتی بنگاه های تحت کنترل سپاه پاسداران و بقیه هم سود آور باشند، باید نیروی کار این طبقه ارزان باشد تا این بنگاهها توسعه پیدا کنند.
ارزیابی من این است که در عین اینکه بورژوازی بخش خصوصی در ایران تو سری خور و تضعیف شده است، افق آن زیر سایه جمهوری اسلامی تاریک است، ولی در عین حال سرمایه داری در ایران بعنوان یک نظام اقتصادی رشد کرده است . سرمایه داری ایران یکی از شاخه های مقتدر در کل خاورمیانه و آسیا است. اما رشد سرمایه داری امکان پذیر نیست جز بر دوش طبقه کارگر و جز بر استثمار طبقه کارگر، بنا بر این آنها ها نمی توانند از درجه استثمارشان کم کنند. گذشته از آن در ایران اقتصاد هر چه متمرکز تر باشد دولت متمرکز تر و اقتصاد به طرف دولتی تر شدن می رود، و این نوع دولت ها پُر هزینه تر خواهند شد. امکان خدمات عمومی آنها خیلی محدود می شود. برای اینکه این سیاست هایی را که در دستور دارند اجرا کنند،جایی را سراغ ندارند جز ربودن از کیسه و سفره مردم، یعنی اینها برای ماجراجویی های نظامی شان برای دست اندازی در بحران منطقه و همین طور برای بقای دستگاه های نظامی و سپاه پاسداران به منابع مالی احتیاج دارند و آنرا از زندگی مردم هزینه می کنند.
پیش بینی من این است که بودجه آموزش و پرورش کم می شود، بودجه وزارت بهداشت و درمان کم می شود، بودجه راه سازی کم میشود و تصادفات در جاده ها بیشتر می شوند، بودجه حفاظت محیط زیست کم میشود، یعنی هر چه که برای آینده رژیم پیش بینی میشود،چالش هایی است که اگر مردم تکانی به خودشان ندهند و نجنبند هنوز بلا های بیشتری در راه است که رژیم بر سر مردم بیاورند.

سوآل : آیا سر کار آمدن روحانی می تواند در رابطه ایران با آمریکا و دولتهای غربی و نقش جمهوری اسلامی در خاورمیانه تغییراتی ایجاد کند؟ ارزیابی شما در این رابطه همچنین با توجه به مواضع دولت ترامپ در مورد ایران چیست؟

جواب: جمهوری اسلامی و دولت آمریکا فارغ از انتخابات ایران ، متقابلا بهم دیگر نیاز دارند. نیاز دولت آمریکا به جمهوری اسلامی در درجه اول ارتباط دارد با اقتصاد آمریکا و رونق بخشیدن به بنگاه های صنعتی و نظامی که بنگاه های عظیمی هستند، بنگاه های صنعتی – نظامی که از ده ها شاخه به بنگاه های دیگر اقتصادی، بخش خصوصی و بخش های دیگر مربوط میشوند. بخش زیادی از اقتصاد امریکا تحت تأثیر تجارت و بازرگانی در زمینه فروش سلاح و مهمات جنگی است. اما این سلاح ها را جز با تشدید یک مسابقه تسلیحاتی نمی تواند بفروشد. در یک دوره ای که اتحاد شوروی بود بعد از جنگ جهانی دوم یک مسابقه تسلیحاتی بین اتحاد شوروی آمریکا راه افتاد. اتحاد شوروی تسلیحاتش را به طور مجانی به جنبش های آزادی بخش میداد و آمریکا هم آنرا به دولتها می فروخت، این مسابقه تسلیحاتی نابرابر به بنگاه های آمریکائی رونق می داد.
امروز این مسابقه تسلیحاتی با روسیه به درجاتی تخفیف پیدا کرده، اما در خاورمیانه پول های کلان خوابیده است، زمینه برای تشدید مسابقه تسلیحاتی بوجود آمده است و این بازار مورد توجه ویژه آمریکا است.درواقع سرمایه داری آمریکا از طریق استخراج نفت از چاه های نفتی نیست که این کشورها را می چاپد تجارت نفت در دست کمپانی و بازرگان هایی است که معمولا چند ملیتی هستند. نفع اصلی آمریکا در فروش سلاح است و نمونه ای از آن معاملات فروش عظیم اسلحه است که اخیرا با عربستان سعودی امضاء کرده است و این امکان ندارد جز اینکه رقابتی بوجود بیاید، لولوی ایران بایستی اینجا وجود داشته باشد که ابتدا بتواند سلاح خودش را در آنجا بفروشد.
برای خود جمهوری اسلامی لولو بودنش مهم است چون از این طریق می تواند ادعا کند که سهم بیشتری از کار منطقه ای می خواهد و در سیاست منطقه ای بیشتر دخالت کند. وجودش را در یمن، لبنان، عراق،سوریه و جاهای دیگر بپذیرند.
اینهایی که به امید دخالت ابرقدرتها دل خوش کردند: اولاً به نیروی مردم اتکا یی ندارند ثانیاً خوش خیال اند در زمینه سیاست، بنابراین این از یک لحاظ از یک لحاظ دیگر هم باز جمهوری اسلامی برای آمریکا مهم است. جمهوری اسلامی ظرفیت هایی دارد که می تواند در منطقه خاورمیانه و کشورهای مسلمان نشین را یک درجه برای دولت آمریکا آرام کند. درست است که جمهوری اسلامی الان در یمن دخالت میکند، سلاح می فرستد، کارشناس میفرسته اما دعوا های واقعی در درون جامعه یمن وجود دارد. در چند دهه پیش یمن تجزیه شده بود به دو بخش شمالی و جنوبی. این کشمکش ها سابقه تأریخی دارند خیلی پیشتر از آن وقتی که جمهوری اسلامی دخالت کند این تفاوت ها وجود داشته یا در عراق اینکه مردم شیعه به اعتبار مذهبشان سرکوب شدند در یک رژیمی که جوهر سنی گری داشت و مذهب سنی حکومت می کرد سرکوب و تحقیر شدند و سر برآوردند سعی بیشتری می خواهد.
در یک دوره ای لبنان آرام شد بخاطر اینکه احزاب و نیروهای قومی و مذهبی بر اساس توافق قدرت بین خودشان تقسیم کردند. به مرور زمان زاد و ولد در میان شیعه مذهبان زیاد شد گفتند توافق سابق را نمی پذیرند، باصطلاح دمکرات تر شدند و گفتند، تقسیم قدرت بر اساس رای باشد. می بینیم برای مثال آنجا یک دعوای واقعی وجود دارد بر سر یک مسئله ای، جمهوری اسلامی هم بر این مبنی می رود دخالت می کند، یا مثلاً اسرائیل که بخشی از لبنان را اشغال کرده و برای بیرون کردن اسرائیل جمهوری اسلامی به آنها کمک می کند. یا در خود عراق بیاد داریم همه احزابی که اکنون در قدرت هستند رهبران و پایگاه های آنها در ایران بودند و از فرودگاه مهر آباد راهی کاخ سفید می شدند. جمهوری اسلامی در موقعی که تند ترین شعار ها را ضد باصطلاح استکبار جهانی می داد اینها را به کاخ سفید فرستاد. در افغانستان ائتلاف شمال به کمک جمهوری اسلامی رفت و با آمریکا هم پیمان شد.طالبان با همکاری جمهوری اسلامی و آمریکا سرنگون شدند.
بنابر این دعواهائی بر زمینه های مادی واقعی وجود دارند وسیاست کلان آمریکا روی ظرفیت های جمهوری اسلامی در این زمینه ها حساب می کند. اینکه چند دولت عربی آمدند و در یک کنفرانس حرف هایی زدند، به این نتیجه برسیم که گویا یک ناتوی عربی بر علیه جمهوری اسلامی بوجود آمده است، در حد خیالبافی سیاسی است. به نفع آمریکا نیست انسجام جمهوری اسلامی بهم بخورد. حتما آمریکا بی میل نیست که جناحی به آرامی جای جناح دیگر را بگیرد و کار آمریکا در تبدیل کردن جمهوری اسلامی به یک رژم همکار در منطقه آسان تر پیش برود. ولی دولت آمریکا هیچ وقت نه مایل است در این کشور انقلاب شود و در نتیجه انقلاب یک رژیمی سرکار بیاید که مخالف مصالح آمریکا باشد و یا اینکه اوضاع بهم بخورد و بی سر و سامانی مشابه آن چیزی که در سوریه و عراق اتفاق افتاد، در ایران هم روی بدهد، این هم به نفع آمریکا نیست.
آمریکا نه دنبال سرنگونی است و نه دنبال نا امن کردن و متشنج کردن و بهم ریختن اوضاع ایران چون در هیچکدام از اینها نفعی نمی برد، تیجه ای که میخواهم بگیرم این است که: ظرفیت سازش بین جمهوری اسلامی با همه جناح هایش و دولت آمریکا وجود دارد. در این میان دولت روحانی تنها می تواند تدارکات چی چنین سازشی باشد. روحانی صحنه مذاکرات را آرایش می دهد و فرمان ها را منتقل می کند خودش نه نیرویی دارد که به آن متکی باشد که بخواهد امرش را به پیش برد و نه تمایل آنرا دارد و نه نیروی مردمی که احیاناً اگر پشت سرش بودند، مایل است که از آنها استفاده کند.

سوآل : نهایتاً چه درس و تجاربی را می توان در این رابطه مورد توجه قرار داد؟ مردم آزادیخواه مبارزه خود را در چه مسیری باید ادامه دهند؟ پیام شما در این باره چیست؟

جواب: مهمترین درس این رویدادها این است که مردم باشرکت کردن در انتخابات چیزی عایدشان نمی شود همانطوری که تا بحال چیزی عایدشان نشده،است. این یک درس است که بایستی تثبیت شود که شرکت کردن در این انتخاباتها منشأ اثری در زندگی آنها نیست همان طوری که تا بحال نبوده، است. اما یک واقعیت عینی این است که رژیم جمهوری اسلامی امروز همان رژیم جمهوری اسلامی ۳۸ سال قبل نیست در خیلی از زمینه ها بخصوص در زمینه های فرهنگی و بعضی زمینه های اجتماعی عقب نشینی هایی کرده است ، اما هیچ کدام از این عقب نشینی های رژیم در هیچکدام از این زمینه ها به هیچ مصوبه ای در پارلمان و هیچ شورایی و هیچ دستورالعملی و هیچ رئیس جمهوری متکی نبوده است. به عنوان مثال اگر موسیقی به یک درجه آزاد شده است و کنسرتی برگزار میشود، اگر ویدئو آزاد است، اگر استفاده از انترنت رواج پیدا کرده، اگر شبکه های اجتماعی مورد استفاده رسمی قرارمی گیرند، اگر زنان حجاب هایشان را دارند یواش یواش کنار می زنند و به زودی همه اش را کنار میزنند همه اینها در متن یک مبارزه صورت گرفته است.
زنانی که امروز حجابشان را کنار میزنند زنهایی هستند که به صورتشان اسید پاشیدند، زنهایی هستند که تو خیابان دستگیرشان کردند و در بیابانها رهایشان میکردند. انجمن های صنفی کارگران، تشکل های کارگری، تشکل های محیط زیست و … چه در دوره خاتمی و چه در دوره احمدی نژاد و در دوره روحانی هیچکدام از اینها بدون مبارزه، بدون قربانی دادن و بدون رویارویی بدست نیامده اند.
بنابراین مردم از سرنگونی جمهوری اسلامی که نهایت آرزوی ما و اکثریت این جامعه است گرفته تا کوچکترین امتیازی که می تواند از حلقوم این رژیم بیرون کشیده شود، نمی تواند حاصل چیزی مبارزه مستقیم آنها باشد. اگر مردم در انتخابات شرکت نکنند برای نمونه مردم کردستان اگر ۹۰ در صد آنها آنقدر با قاطعیت انتخابات را بایکوت می کردند، بطوریکه هیچ تبلیغات چی رژیم جرأت نمی کرد چنین آمارهائی عرضه کند و سکوت می کردند ، توازن قوا به هم می خورد. مثلا اگر مردم می خواهند بچه هایشان به زبان کردی بخوانند و بنویسند از طریق بایکوت انتخابات میسر تر است، نه از طریق شرکت کردن در آن.

برگرفتە از سایت ” پیام ” payaam.org

به همه نیروهای کمونیست، انقلابی، دموکرا ت و آزادیخواه!

به همه خوانندگان نشریه “توفان” ارگان حزب کار ایران(توفان).

همانطور که از اطلاعیه­های ما تا کنون مطلع شده­اید کمیته برگزار کننده جشن صد سالگی انقلاب کبیر اکتبر، انقلابی که دنیا راتکان داد و جهانی نوین خلق نمود، قصد دارد در کنار تجلیل از این روز بزرگ تاریخی در عین حال از فعالیت کمونیستهای ایران از بدو پیدایش جنبش سوسیال دمکراسی و کمونیستی تا به امروز در ایران نیز تجلیل به عمل آورد.  ما مجددا با ارسال این آفیش نظر شما به این روز و جشن جلب می­کنیم. و از حضورتان در جشن استقبال می­نمائیم

پیروز و سرافراز باشید

کمیته برگزارکننده

۹ ماه مه ۲۰۱۷

  

 

وتووێژی مەهدی حوسەینی لەگەڵ هاورێ حەسەن رەحمان پەناه سەبارەت بە:پێویستی بەشداری نەکردن لەشانۆی هەڵبژاردن

کارزار جدید:آموزش بین الملل برای آزادی اسماعیل عبدی

آموزش بین الملل در همبستگی با اسماعیل عبدی و با درخواست آزادی فوری او کمپینی سراسری و بین المللی را از امروز ۱۶ مه ۲۰۱۷ آغاز کرده است. ترجمه فارسی بیانیه آموزش بین الملل در زیر آمده است:  

ایران: ضرورت اقدام فوری برای کمک به آزادی فعال صنفی معلمان

آموزش بین الملل یک بار دیگر فراخوان همبستگی جهانی خود با اسماعیل عبدی را تصریح کرده و و مصرانه از مقامات دولت ایران می خواهد که بدون درنگ اسماعیل عبدی، از رهبران زندانی اتحادیه ای آموزش و پرورش، که اعتصاب غذا سلامتی اش را به مخاطره انداخته است، آزاد کند.

آموزش بین الملل (EI) نگرانی خود را در مورد سلامتی اسماعیل عبدی از اعضای زندانی هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران، ابراز می دارد. عبدی یکی از رهبران تشکل های صنفی معلمان تهران است که در زمان انتشار این بیانیه در شانزدهمین روز اعتصاب غذای خود بسر می برد.  عبدی تا کنون ۱۶ کیلوگرم  وزن از دست داده و جانش در معرض خطر جدی است. عبدی که در شمال غرب تهران و در اوین زندانی است در ۷ اکتبر  ۲۰۱۶ در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر تهران به شش  سال زندان محکوم شد.

“کمپین بین المللی حقوق بشر ایران” تاکید کرده است که عبدی پس از شروع اعتصاب غذا از عوارض جانبی مانند کاهش وزن، فشار خون بالا و سرگیجه رنج می برد. او مصمم است که اعتصاب غذای خود را ادامه دهد، در حالی که مقامات زندان تا کنون به هیچ یک از خواسته های او  واکنش نشان نداده اند.

اعتراض

 اسماعیل عبدی  در ۳۰ آوریل (۱۰ اردیبهشت ماه)  در اعتراض به رفتار غیر قانونی و ناعادلانه  نسبت به فعالین مدنی در ایران و  “عدم استقلال قوه قضاییه و صدور احکام زندان برای فعالان تشکلات معلمان و کارگری ”  اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است.  او در بیانیه  ای که در۲۲ آوریل بطور علنی انتشار داد، دولت “اصلاح طلب” روحانی را به دلیل ادامه سرکوب معلمان تقبیح کرد و نوشت: ” اینک در فضای پسابرجام که فریاد قانون‌مندی، مردم سالاری، حقوق‌بشر و آزادی‌های مدنی دولتمردان، گوش فلک را کر کرده است، ما کماکان در معرض سرکوب غیرقانونی حقوق خود، بازداشت و زندانی کردن معلمان و فعالین کارگری، و تشکیل دادگاه‌های چند دقیقه‌ای هستیم که همه‌ی افراد با اتهامهای مشخص و یکسانی مثل: «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام و…محاکمه و روانه زندان می‌ شوند.”

همبستگی

عبدی تاکید دارد که با این حال، با فراخوان کانون های صنفی معلمان و تصمیم جمعی، معلمان به تجمع “سکوت” متوصل شدند، در مجمع عمومی های کانون های صنفی حضور یافتند و در کمپین های مختلف از جمله ” کمپین برای بودجه  عادلانه” با حدود ۱۱۰ هزار امضا شرکت کردند تا توجه  را به خواسته های خود جلب کنند. او می نویسد” از طریق همه این راهها معلمان نشان دادند که اگرچه در تفکرات سیاسی متکثرند ولی در کنش صنفی و عدالتخواهانه متحدند و پیاده‌نظام منافع هیچ حزب و گروه سیاسی نیستند (ترجمه همراه با تطبیق با متن اصلی به فارسی).”

بازداشت

“اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران” گزارش داده است که عبدی در شرایط سختی در زندان نگه داشته شده، ارتباط او با جهان خارج از زندان قطع شده و به همسر و سه فرزند او اجازه ملاقات داده نشده است.

همسر عبدی گفته است که  از ماه مارس به بعد اطلاع موثقی از شرایط عمومی و سلامتی شوهرش به وی داده نشده است. او بطور جدی نگران ایمنی و تندرستی شوهرش هست.

وکیل عبدی، امیر سالاری، به “کمپین بین المللی حقوق بشر ایران” گفته  است :” ما همه مقامات دولتی – از رئیس قوه قضائیه، دیوان عالی کشور، دادستان کل، دادستان منطقه تهران، رئیس جمهور، وزیر اطلاعات و دیگر مقامات امنیتی – را  مسئول و پاسخگوی هر گونه آسیب به آقای عبدی می دانیم”.

آموزش بین الملل محکوم  می کند:

آموزش بین الملل، شدیدا هدف قرار دادن عبدی توسط مقامات دولتی به دلیل فعالیت های اتحادیه ای و مطالبه آموزش رایگان و در دسترس بودن آموزش عمومی برای همه را محکوم می کند.  آموزش بین الملل معتقد است که رژیم ایران به جای توجه به خواسته معلمان، مانند ایجاد اتحادیه های مستقل، دستمزد های بالاتر از خط فقر، بهداشت و درمان عمومی مناسب در سراسر کشور، طرح بازنشستگی مناسب، آموزش رایگان، کلاس درس امن برای دانش آموزان، و توقف خصوصی سازی آموزش و پرورش، فشار بر فعالان معلمان را تشدید کرده است.

ضرورت حمایت

عبدی، همچون دیگر همکاران ایرانی، به حمایت شما نیاز دارد.  با صدای بلند به تحمیل حکم  شش سال زندان برای اسماعیل عبدی اعتراض کنید و از مقامات دولتی ایران بخواهید که او را فورا آزاد کنند!

منبع:

https://www.ei-ie.org/en/detail/15051/iran-urgent-action-needed-to-help-free-education-unionist

برای مشارکت در اقدام فوری آموزش بین الملل لطفا به لینک زیر مراجعه کنید:

The EI Urgent Action Appeal is available here.

ترجمه و بازتکثیر از اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۱۶ مه ۲۰۱۷

info@workers-iran.org

http://etehadbinalmelali.com/ak/

‫متن نهایی فراخوان گزارشگران همراه با ترجمه انگلیسی برای ارسال به نهادهای بین المللی: در برابر بیداد علیه کارگران ایران ساکت نمانیم!

‫متن نهایی فراخوان گزارشگران همراه با ترجمه انگلیسی برای ارسال به نهادهای بین المللی: در برابر بیداد علیه کارگران ایران ساکت نمانیم!

فایلهای صوتی “کار مزدی و سرمایه” از کارل مارکس.

فایلهای صوتی “کار مزدی و سرمایه” از کارل مارکس. پیاده کردن و قراعت آن بزبان فارسی کاری ستودنی و قابل تقدیر است. از دست ندید و آنرا پخش کنید. ظاهراً این اولین کتابِ گویا از مارکس به زبان فارسی است. این جزوه در اصل سخنرانی‌های خود مارکس برای کارگران است و در آن پایه‌ای‌ترین مفاهیم اقتصاد سیاسی را برای کارگران به زبان ساده تشریح میکند.
پیشگفتار انگلس
http://www.sedayezanan.org/audio13/KareMozdi_1az6.mp3
کار مزدی و سرمایه – بخش اول
http://www.sedayezanan.org/audio13/KareMozdi_2az6.mp3
کار مزدی و سرمایه – بخش دوم
http://www.sedayezanan.org/audio13/KareMozdi_3az6.mp3
کار مزدی و سرمایه – بخش سوم
http://www.sedayezanan.org/audio13/KareMozdi_4az6.mp3
کار مزدی و سرمایه – بخش چهارم
http://www.sedayezanan.org/audio13/KareMozdi_5az6.mp3
کار مزدی و سرمایه – بخش پنجم
http://www.sedayezanan.org/audio13/KareMozdi_6az6.mp3

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع: رادیو صدای زنان
http://www.kvinnonet.org/audio13/KareMozdi_Marx.html

عکس ‏‎Ni Klaus‎‏

    اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران:انفجار معدن زغال سنگ یورت: کارگران کشته شدند، پاسخگو کیست؟

 

حوالی ظهر روز ۱۳ اردیبهشت، انفجار در تونل معدن  زغال سنگ زمستان  یورت آزادشهر در استان گلستان،  از کارگران قربانی گرفت؛ بنا بر گزارش ها تا کنون ۳۵ نفر از کارگران بر اثر انفجار گاز در عمق حدود ۲۰۰۰ متری تونل این معدن جان باخته اند؛ از سرنوشت عده ای از کارگران خبری  نیست و حدود ۷۰ نفر از کارگران مصدوم و مجروح شده اند.

 

بعد از آتش سوزی ساختمان پلاسکو این دومین فاجعه در ماه های اخیر است که به علت تعداد کثیر کشته شدگان و ابعاد دهشتناک فاجعه، در سطح وسیع رسانه ای می شود و توجه افکار عمومی را به خود جلب می کند.

 

اما فاجعه معدن زغال سنگ یورت و فاجعه پلاسکو استثناهایی در عرصه کار و کارگری نیستند، بلکه نمونه های بزرگ و دهشتناک از قربانی شدن هر روزه  کارگران در هنگام کار می باشند:  طبق گزارش های رسمی  تنها در سال گذشته، بیش از ۱۳۰۰ نفر از جمله ۷ کودک بر اثر حوادث کار جان را خود را ازدست دادند. بنا به برخی گزارش ها هر سال حدود ۲۰۰۰ کارگر ساختمانی قربانی حوادث کار می شوند. تعداد مصدومان و مجروحان  حوادث کار چندین بار بیش از جان باختگان است. بیماری های ناشی از اشتغال  بیداد می کند و هر سال هزاران نفر از کارگران را به کام خود می کشد.

 

این تعداد از حوادث و قربانیان آن به هیچ رو امری طبیعی و اجتناب ناپذیر نیست. بلکه دلیل اش بی حقوقی مطلق کارگران در ایران و بطور مشخص تر این است که محیط ها و مراکز کار در سرمایه داری تحت حاکمیت جمهوری اسلامی از ناامن ترین ها در سطح جهانی است. استانداردها و مقررات ایمنی توسط  کارفرمایان و دولت – که خود بزرگترین کارفرماست-  رعایت نمی شود و کارگران  مجبور می شوند در محیط و شرایطی کار کنند که هر  لحظه ممکن است به قیمت جانشان تمام شود. محیط کار، امن نیست زیرا ایمن سازی محیط کار، هزینه بردار است و به همین دلیل یعنی برای صرفه جویی در هزینه  ها، دولت و کارفرمایان از جان کارگران مایه می گذارند، و به این گونه هر ساله هزاران کارگر قربانی منافع سیری ناپذیر سرمایه و سرمایه داران می شوند.

 

تا هنگامی که در بر این پاشنه بچرخد، تا هنگامی که کارگران نتوانند با قدرت تشکل و اعتصاب و اعتراض دولت و صاحبان سرمایه را به پذیرش حقوق کارگری از جمله ایمن سازی مراکز کاری مجبور نمایند، قربانی شدن هر روزه کارگران در هنگام کار و وقوع  فاجعه های چون معدن یورت و پلاسکو متاسفانه ادامه خواهد یافت.

 

اما نباید گذاشت که فاجعه ای پشت فاجعه بیاید و این روند جنایت کارانه تداوم یابد. نباید گذاشت که فاجعه معدن یورت نیز مانند فاجعه پلاسکو توسط رژیم بدون هیچ بررسی مستقل در مورد علل ریشه ای و مسببان فاجعه، مسکوت بماند و به فراموشی سپرده شود. یادمان نرود که همین دو سال پیش این کارگران با وجود شرایط بسیار سخت کاری بیش از یک سال حقوق خود را دریافت نکرده بودند و کماکان بسیاری از آنان به صورت پیمانکاری اشتغال داشتند و تا این لحظه گزارش معتبری از وضعیت قراردادکاری وبیمه ای معدن زغال سنگ یورت منتشر نشده است. باتوجه به خاطره دردناک  وضعیت بیمه ای کارگران ساختمان پلاسکو آیا کلیه این کارگران تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی بوده اند؟

 

اتحاد بین المللی، ضمن مسئول دانستن جمهوری اسلامی و کارفرمایان در قبال آمار وحشت آور  قربانیان سوانح کاری، کشته شدن کارگران فاجعه معدن یورت را به خانواده های آنان و همه کارگران معدن یورت و طبقه کارگر ایران تسلیت می گوید. ما خواهان بررسی علت این حادثه توسط یک هیئت کاملا مستقل با حضور نمایندگان منتخب کارگران معدن یورت، خانواده جان باختگان و مصدومین و نهادها و تشکلات مستقل کارگری در ایران وسطح بین المللی هستیم.  عوامل و مسسببان این حادثه باید افشا و محاکمه شوند و به خانواده کارگران جان باخته و مصدومان باید غرامت کامل پرداخت شود.

 

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۴ مه ۲۰۱۷

info@workers-iran.org

http://etehadbinalmelali.com/ak/