کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی :مهدی توپچی و تمامی زندانیان سیاسی آزاد باید گردند!!!

اعتراضات ادامه دار توده های جان به لب آمده از ، فقر و بیکاری و گرسنگی وگرانی و تورم و اختلاس و دزدی و جنایات گوناگون جمهوری اسلامی  در خیابانهای بیش از ۱۰۰ شهر شروع شد، و جمهوری اسلامی سرمایه داری برای خاموش کردن آتش اعتراضات شدت سرکوب و دستگیری ها را افزایش داده با روش و اشکال مختلف اقدام به کشتن ، و دستیگری و زندانی کردن نوجوانان و جوانان کرده است ، ماموران و عوامل جمهوری اسلامی جنایت کار نوجوانان و جوانان را در خیابانها هدف گلوله های جنگی قرار داده برخی را کشته ، تعدادی را زخمی کرده و بسیاری را مورد ضرب و شتم قرار داده و در هفته اول بیش از ۴۰۰۰ نفر را دسنگیر کردند ، سپس در حالی که هنوز دستگیری های برنامه ریزی شده ادامه دارد ، در زندانها تعدادی از دستگیر شدگان را عمدا” برای ترساندن توده های معترض  زیر شکنجه آگاهانه  کشته به دروغ علت مرگ آنها را خودکشی یا سکته اعلام می کنند.

در پی سرکوب برنامه ریزی شده ، ماموران امنیتی مهدی توپچی فعال کارگری و فارغ التحصیل رشته معماری را در شب ۱۴ دی ماه ۱۳۹۶ از منزلش ربوده همراه لوازم شخصی اش به زندان اوین بردند ،به دنبال پیگیری های صورت گرفته توسط خانواده وی  با گذشت ۱۱ روز هنوز هیچ اطلاعی از وضعیت مهدی در دست نبوده و هیچ مقام مسئولی پاسخگو نیست. باید با اعتراضات گسترده و تداوم دار جمهوری اسلامی را وادار کنیم مسئولیت دستگیری و مسئولیت حفظ جان آنها را رسما” به عهده بگیرد و هر چه زودتر زندانیان سیاسی و دستگیر شدگان اخیر از جمله مهدی توپچی را آزاد کند. لازم به ذکر است چند روز قبل از شروع اعتراضات توده ها در خیابان ها در تجمعی که مقابل زندان اوین برای آزادی رضا شهابی برگزار شده بود ماموران جمهوری اسلامی جنایت کار مهدی توپچی را مورد ضرب و شتم قرارداده بودند .

باید بدانیم امکان کسب آزادی زندانیان به قدرت اعتراضی ما بستگی دارد باید هرچه بیشتر و از هر طریق ممکن جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار بدهیم تا مجبور به ازادی زندانیان شود ، زمان دفاع از زندانیان همین امروز است.

کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد

مرگ بر جمهوری اسلامی

پیش بسوی انقلاب سوسیالیستی

کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی

۲۵ دی ماه  ۱۳۹۶

ف. فرخی: خطاب به کارگران و زحمتکشان ایران

جنبش اعتراضی کنونی به دو هفتگی خود نزدیک میشود. هر چه از عمر آن میگذرد شعله های آن ارتفاع کمتری خواهند داشت و جمهوری اسلامی هم وحشیانه تر به آن حمله خواهد کرد. این جنبش خصوصیات خاص خود را داراست، خصوصیاتی که بعضأ در جهت مثبت و بعضأ بشکل منفی بر آن تأثیر گذاشته و خواهند گذاشت.

ازمهمترین خصوصیات مثبت آن این که کلیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی را هدف گرفته و از همین جهت نیز رهبری آن توسط جناحهای مختلف حکومتی به یغما برده نمیشود، درست بر عکس همۀ آنها درمخالفت با آن شریکند. خصوصیت مهم دیگر آن این است که یخ استبداد را خواهد شکست و رژیم را بسیار به عقب خواهد راند.

شکی نیست که این حرکت در وهلۀ نخست از پراکندگی، عدم هماهنگی و نبود رهبری انقلابی رنج میبرد. نیروهای معلوم الحال اپوزیسیون خارج از کشور هنوز هیچ نشده و در اوان حرکت شروع به نمایش ضد انقلاب بودن خود و حتی لاس زدن با نیروهای بسیار ارتجاعی کرده اند.

پس چه باید کرد؟

از همه مهمتر و اساسی تر اقداماتی ست که طبقۀ کارکر باید به آنها بپردازد. شکی نیست که در عصری که ما در آن بسر میبریم هیچ جنبشی بدون رهبری طبقۀ کارگر جنبۀ انقلابی واقعی به خود نخواهد گرفت. الآن زمانی ست که طبقۀ کارگر باید به آحاد زحمتکشان ثابت کند که تنها راه رهایی تجمع به زیر پرچم اوست. طبقۀ کارگر میتواند و باید این موقعیت را غنیمت شمرده و هر چه سریعتر اقدام به:

۱ـ تشکیل شوراهای کارخانه ها و واحد های خود کند.

۲ـ همین شوراها را پایه ای برای تشکیلات شهری و سراسری خود کند.

۳ـ در اعتراضات بطور فعال، با صف مستقل و شعارهای انقلابی خود شرکت کند و مترسد لحظۀ مناسب برای قیام و ضربۀ نهایی باشد.

۴ـ از طریق شوراهای سراسری خود هماهنگی اعتراضات را به عهده بگیرد و کلیه زحمتکشان و فرزندانشان را به زیر پرچم خود جمع کرده و خواسته ها و هدفهای جنبش را هر چه بیشتر به جلو سوق دهد.

۵ـ همین شوراها باید درفردای پیروزی مبنایی برای ارگانهای حکومتی جانشین قرار گیرند.

در ضمن طبقۀ کارگر و زحمتکشان باید هم از نیروهای ارتجاعی که میخواهند آنها را به جناح خاصی از حکومت، نوع جدیدی از اسلام، نوع خاصی از سلطنت یا از این قبیل سوق دهند دوری کنند و هم از کسانی که وعده های سر خرمن داده و بطور مثال سوسیالیسم را در همین فردای جنبش وعده میدهند بر خذر باشند .

در هر تظاهراتی به هر شکل ممکن و برای دفاع از خود حتمأ باید مسلح شرکت کرد. اعتصابات عمومی را با تظاهرات وسیع همگام و همآهنگ کرد.      

پیش بسوی گسترش هر چه بیشتراعتراضات و  تضمین رهبری طبقۀ کارگر بر آنها

ف. فرخی ۲۱ دیماه ۹۶  (۱۱/۰۱/۲۰۱۸)

اشرف دهقانی:بگذار برخیزد مردم بی لبخند، بگذار برخیزد!

(خیزش جاری، چشم اندازها و وظایف)

مردمان بی لبخند ایران برخاسته اند، مردمان زجر کشیده تحت سلطه یک رژیم مذهبی، حافظ و مدافع منافع سرمایه داران، آزادی کُش، زن ستیز، رژیم دار و شکنجه، رژیم پا گرفته با حملات مسلحانه به خلقها در اقصی نقاط ایران و کشتارهای دهه ۶۰ و قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷؛ تحت سلطه این رژیم جنایتکار، رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی، رژیمی وابسته به امپریالیسم که از همان آغاز، اجرای برنامه های جنگ طلبانه آمریکا و شرکاء در منطقه را به عهده گرفته، رژیمی که امروز دزدی و فساد در درونش به عرش اعلا رسیده، آری، مردمان بی لبخند علیرغم شرایط خفقان، سرکوب های روزمره و وحشیانه نیروهای مسلح این رژیم، امروز در میدان نبرد رو در رو در مقابل او یعنی جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته اش ایستاده اند؛ آنها امروز به پا خاسته اند. مبارک باد این خیزش! هزار بار مبارک باد چرا که کارگران و زحمتکشان ما در شرایط بسیار وخیم، شدیداً ظالمانه و نکبت باری که سرمایه داران داخلی و خارجی (امپریالیستها) برای آنها به وجود آورده اند، تنها با شوریدن علیه وضع موجود می توانند از شرف و انسانیت خود دفاع کنند.

حرکت های مبارزاتی ای که از سالها قبل در تجمعات و تظاهرات کارگری، در حمایت مردم از دستفروشان تهی دست به هنگامی که مورد حمله وحشیانه مأموران مسلح نیروی انتظامی قرار می گرفتند و یا به هنگام یورش آن مزدوران به دختران جوان به خاطر به اصطلاح بد حجابی، و در مقاومت کولبران کُردستان و مبارزه آنان و خانواده هایشان و…و…و… و در جنبش عدالت خواهانه بازنشستگان و مال باختگان و… شاهد بودیم ، مسیر دیالکتیکی خود را طی کرد و به نقطه جهش رسید؛ و اینک جنبشی با خصلت قهرآمیز، درست به همانگونه که سلطه خشن و دیکتاتور لجام گسیخته حاکمیت سرمایه داران و به عبارتی دیگر حاکمیت امپریالیستی در ایران ایجاب می کند ، در اقصی نقاط جامعه تحت سلطه ما برپا گشته است. این جنبش را عمدتا به پا خاستگان از اردوی بی شمار کار آغاز کرده اند ، نیروی کار گرسنه، تولید کنندگان همه معاش و نعمت های زندگی اما محتاج کفی نان، کارگران دیروز، بی کاران امروز، کارگران زر ساز نه فقط در معدن های طلا ، بل در هر جا که به کار مشغولند، چرا که نیروی کار آنها زر ساز است همان که سرمایه دار تصاحبش می کند، یعنی “ارزش اضافی” در سیستم سرمایه داری که مارکس، اندیشمند کبیر طبقه کارگر جهان، کشفش کرد. کارگر زر سازی که امروز ناتوان از خرید یک وسیله کوچک برای کودکش در مقابل دوربین به گریه می افتد، کارگران و زحمتکشان زن با زخم های چرکین بر تن از قرنها ستم و حقارت جامعه طبقاتی، کارگران شلاق خورده ، مشوش از احضار به “حراست”، زندان رفته و شکنجه شده، کارگران مبارز که جان می دهند در ره آزادگی، بیکاران، تهی دستان، آنها که در میدان رزم علیه دشمنانشان جز زنجیرهای دست و پای خود چیزی ندارند که از دست بدهند. درست به دلیل حضور برجسته نیروهای متعلق به اردوی کار، نیروهای متعلق به طبقه کارگر تا به آخر انقلابی، تهی دستان و بی چیزان است که تظاهرات توده ای از همان آغاز بی هیچ توهمی به رفرم و رفرمیستها، کلیت رژیم را مورد حمله قرار داد به طوری که شعار “مرگ بر جمهوری اسلامی” در همه جا طنین انداز شده است. (در جنبش ۸۸ در روزهای اول که خرده بورژوازی نسبتاً مرفه و نیمه مرفه هم در آن حضور داشت شعارهای اصلاح طلبانه چون رأی من کو نیز شنیده شد و تنها پس از کنار کشیدن این بخش، جنبش با شعارهای رادیکال به پیش رفت.)

در دوران انقلاب ، در دورانی که استثمار شده ها و ستمدیدگان در انبوهی بسیار ، عملا پا به میدان رزم می گذارند حوادث، بسیار سریع می گذرند. جنبش جان به لب رسیده ها، جنبش گرسنگان ، ابتدا در چند منطقه از تهران شروع و سپس از هفتم دی ماه به طور گسترده در مشهد آغاز شد. این جنبش به زودی شهرهای کوچک و بزرگ استان خراسان را در نوردید و به کرمانشاه رسید، به آنجا که پس از تجربه زلزله مهیب و بی اعتنائی دزدان حاکم، این سرمایه داران معمم و کت شلواری، تبلور همبستگی مردم تحت ستم ایران با یکدیگر شد و صدای ناسیونالیستهای تفرقه افکن را خفه کرد. این جنبش را سر باز ایستادن نبود و به سرعت بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ سراسر ایران را فرا گرفت. جنبشی عظیم که نموداری از قدرت بی انتهای خلقی دربند است ، در بند مشتی انگل اجتماعی یعنی سرمایه داران مفتخوری که از قبل کار و رنج دیگران ارتزاق می کنند. آری، جنبشی عظیم و سهمناک که همچون زلزله ای با ریشتر بالا کاخ این استثمارگران و ستمکاران را به لرزه در آورده است؛ جنبشی که خالق پدیده های نوین و تجارب تازه ای است. پدیده قیام های نوین، تجربه حمله با کوکتل مولوتوف و یا هر وسیله قهر آمیز دیگر به مراکز ستم و سرکوب حافظین نظام گندیده سرمایه داری وابسته در ایران. در واقع، جنبش در بسیاری از شهرها شکل قیام مسلحانه و قهر آمیز به خود گرفته است.

دنباله مقاله را در لینک زیر مطالعه کنید :

http://www.ashrafdehghani.com/index.php

بگذار برخیزد مردم بی لبخند، بگذار برخیزد!   ه
ه   (خیزش جاری، چشم اندازها و وظایف)        ه
http://www.siahkal.com/index/mid-col/begozaar-barkhizad-mardome-bi-labkhan-2018014.htm

http://www.siahkal.com

 حسن جداری:جمهوری اسلامی ، جمهوری ایرانی، جمهوری دموکراتیک کارگران و زحمتکشان!

جنبش  خونین  توده های  محروم و زحمتکش ایران در سرتاسرکشور ، همچنان رزمنده و مقاوم پیش میرود.  توده های خشمگین به پا خاسته، با فریاد های  مرگ بر خامنه ای، مرگ بر روحانی، مرگ بر رژیم جمهوری اسلامی، مرگ بر دیکتاتور، اسلام را پله کردند، مردم را ذله کردند،  نهایت  تنفر و انزجار خود را از سردمداران آبرو باخته رژیم کشتاروجنایت، آشکار میسازند. رژیم ضد مردمی، در وحشت از خیزش   پر جوش و خروش خلق عصیان طلب، به سرکوب  بیرحمانه مبارزات غرور آفرین توده های  بپاخاسته پرداخته و با توسل به حربه ترور و کشتار، مذبوحانه می کوشد از گسترش هرچه بیشتر دامنه قیام های خونین توده های ستمدیده و تهی دست، جلوگیری به عمل آورد. در شهرهای  مختلف، مردم به پا خاسته متعلق به همه خلق های ایران که طی  ده ها سال جز سرکوب و شکنجه و اعدام چیزی از رژیم خون آشام جمهوری اسلامی  ندیده اند، دلیرانه به مقابله با سرکوبگران جنایتکار  پرداخته و  قهر ضد انقلابی  دشمن تا دندان مسلح را با قهر انقلابی، پاسخ میدهند.

+++++

در شرایطی که هر روز بر دامنه مبارزات حق  طلبانه توده های زحمتکش علیه رژیم جمهوری اسلامی افزوده میشود و روز سرنگونی حتمی رژیم ارتجاعی و آزادیکش ، توسط توده های به پا خاسته، نزدیک تر میگردد ،  بیش از هر زمان دیگری، باید بحث و گفتگو در باره ماهیت طبقاتی حکومتی  که در فردای سرنگونی  این رژیم جنایت و کشتار، قدرت سیاسی را در ایران به دست خواهد گرفت، در برنامه  فعالیت های سازمانهای انقلابی مدافع منافع کارگران و زحمتکشان، قرار گیرد. اینک درحالیکه  رژیم جمهوری اسلامی، با خشم و قهر روز افزون توده بیشماری از تهی دستان در اطراف و اکناف کشور مواجه می باشد ، سلطنت طلبان، سخت به تقلا افتاده و با تکیه به یاری امپریالیست ها،  میخواهند آب رفته را به جوب برگردانده  و سلطنت پهلوی را جانشین رژیم  مفلوک و درمانده جمهوری اسلامی سازند.  گرچه  امکان تجدید نظام سلطنتی در ایران بسیار ضعیف میباشد، اما  درس تاریخ چنین است که در موارد حساسی که  رژیم  سرکوبگری صحنه سیاست را ترک میکند، احتمال  وقوع هر اتفاق غیر مترقبه ای، وجود دارد . بهمین جهت نیز،  نیروهای انقلابی  با درس گیری از تاریخ مبارزات  توده ها، هرگز نباید لحظه ای هشیاری و  تیز هوشی خود را از دست بدهند. شکست  فاجعه بار انقلاب توده های زحمتکش در سال ۱۳۵۷، باید درسهای  آموزنده ای برای نیروهای  پیگیر انقلابی،  داشته باشد . الترناتیو احیای  سلطنت پهلوی ها، به هیچوجه  به سود منافع طبقاتی  کارگران و توده های عظیم زحمتکس ایران نیست . چنین حکومتی،  همواره رژیمی وابسته به امپریالیسم بوده وماهیتی سرکوبگر، استبدادی و استثمارگر، خواهد داشت.. چنین حاکمیت مدافع نظام سرمایه داری، به فریاد حق طلبانه  کارگران و زحمتکشان ایران، با  سرکوب و زندان و اعدام، پاسخ خواهد داد.  کیست که نداند شاهان پهلوی در بیش از نیم قرن تسلط بر شئون کشور، جز دشمنی بی امان با امر آزادی و دموکراسی، استثمار بی رحمانه کارگران و توده های زحمتکش و پر کردن جیب خود ، کار دیگری  انجام ندادند.  بقول شاعر : آنکه ناموخت از گذشت روزگار         هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار.  بدین ترتیب  ، این وظیفه مبرم نیروهای انقلابی است که مجدانه با احیای سلطنت پهلوی و استقرار هر سلطنت و تاجداری دیگری،  مخالفت ورزیده و  در بین جوانان و توده های  نا آگاه، در زمینه ماهیت ارتجاعی و ضد دموکراتیک شعار تاکتیکی احیای سلطنت ، روشنگری کنند.

+++++

از مدت ها به این طرف،  شعار  جمهوری ایرانی را  برخی از نیروهای سیاسی در داخل و خارج از کشور مطرح ساخته  و در تظاهرات عظیم  توده ای در روز های اخیر نیز، برخی از تظاهر کنندگان این شعار راسر داده اند.  شعار جمهوری ایرانی گرچه در ظاهر امر، یک  شعار نا دقیق و نا مفهوم  می باشد، اما آنها که این شعار فریبنده را مطرح میسازند،  دقیقا می  فهمند که  شعار جمهوری ایرانی، چه  معنا و مفهوم  طبقاتی دارد. شعار مرتجعانه  جمهوری اسلامی را  خمینی و دیگر آخوند های مکار، این دشمنان بی امان امر رهائی  توده های محروم و زحمتکش ایران ، آگاهانه به مثابه شعاری که  معنا و مفهومی جز  دفاع از منافع  سرمایه داران و مالکین ارضی و قشر  مفت خور شیخ و آخوند نداشت، پیش کشیدند. اسلام دردست خمینی وهم پالگی هایش، وسیله ای بود برای جلب و فریب افکارعمومی وسرکوب مبارزات  کارگران و توده های زحمتکش. شعار جمهوری ایرانی نیز که اینک در شرایط سیاسی دیگری، مطرح میگردد، چیزی جزحربه و وسیله  ای در دست نیروهای ناپیگیر بورژوازی ایران  به منظوردفاع از منافع طبقاتی سرمایه داران و متمولین، نمی باشد. مبلغین و هواداران  شعار جمهوری ایرانی بر آنند که  جمهوری منظور نظر آنها  بر خلاف  رژیم جمهوری اسلامی، حکومتی سکولار خواهد بود که هدفی جز دفاع از  منافع  کلیه اهالی کشور،  دنبال نخواهد کرد.  اما کیست که نداند که  همه ساکنین ایران یعنی ۸۰ میلیون نفری که در این کشور زندگی  میکنند، بهیچ وجه، دارای منافع  اقتصادی  مشترک نیستند . در این کشور بلا دیده،  اکثریت عظیم اهالی در فقر و فلاکت  کامل  زندگی به سر برده و به  بیرحمانه ترین وجهی از جانب  سرمایه داران، استثمار میشوند. بهمین جهت نیزمنافع آنها با منافع سرمایه داران ایران تضاد کامل دارد. به عبارت دیگر،  خیال خامی است که   جمهوری ایرانی مطلوب جناح های بورژوازی، مدافع منافع  طبقاتی  کارگران و توده های زحمتکش  ایران، باشد.

+++++

هواداران  حکومت جمهوری ایرانی ، همچنان استدلال می کنند که  این جمهوری در مغایرت با رژیم دینی حاکم در ایران، یک حکومت سکولار و غیر دینی بوده  و قصد آن را دارد که از دخالت دین در حکومت، جلوگیری به عمل آورد. اما این، تنها  ظاهر امراست. چنانکه میدانیم حکومت شاه نیز نوعی حکومت  استبدادی سکولار بود. اما همین حکومت ظاهرا سکولار، از حربه دین و مذهب برای فریب توده ها استفاده میکرد و در مبارزه با کمونیسم و نظرات انقلابی ، به دین و مذهب روی آورده و آشکارا به آخوند ها، باج میداد . طراحان و مدافعین شعار جمهوری ایرانی نیز اگر روزی بر اریکه قدرت سوار گردند ،  بدون تردید، از حربه مذهب  برای  تحکیم پایه های قدرت خود و مقابله با جنبش های اعتراضی کارگران و توده های زحمتکش، استفاده خواهند کرد. واقعیت این است که  بورژوازی در ایران بدون توسل به حربه دین و مذهب،  نمی تواند به سلطه  طبقاتی خود، تداوم بخشد. با نظر داشتن این واقعیت که  جامعه کنونی ایران  از طبقات  مختلف  دارای منافع طبقاتی  مختلف و متضاد تشکیل یافته، هیچ  حکومتی،  چه سلطنتی و چه  جمهوری،  نمی تواند نماینده  منافع  کل جامعه  باشد . دولت  در  واقعیت امر،  آلتی است در دست طبقه ای برای سرکوب مقاومت طبقه  یا طبقات دیگر. در یک جامعه طبقاتی،  دولت نمی تواند  مدافع این یا آن طبقه اجتماعی نباشد . دولت همه خلقی  در  جامعه ای که به  طبقات متضاد  تقسیم شده است،  افسانه ای بیش نیست. دولت جمهوری ایرانی،  بدون تردید،  دولتی   بورژوائی و سرمایه مآب خواهد بود و هدفی جز صیانت از منافع سرمایه داران استثمارگر، دنبال  نخواهد کرد. چنین حکومتی، برای پیش برد مقاصد طبقاتی خود، در صورت لزوم، از هر حربه ای، از آنجمله حربه دین و مذهب ، استفاده خواهد کرد.

+++++

اگر جمهوری  اسلامی ارتجاعی کنونی و انواع جمهوری های اسلامی و غیراسلامی  متعلق به  بورژوازی و از آن جمله جمهوری ایرانی ،   چیزی جز  وسیله ای در دست جناح های مختلف  سرمایه داری برای  اعمال دیکتاتوری برطبقه کارگر و توده های زحمتکش نمی باشند، باید دید مدافع پیگیر منافع طبقاتی  کارگران و توده های زحمتکش ایران، کدام  حکومت و کدام جمهوری است. اگر انواع  جمهوری های اسلامی ، جمهوری ایرانی، جمهوری های رنگارنگ سکولاریست دیگر، همه و همه در خدمت منافع طبقاتی بورژوازی  قرار دارند ، آن جمهوری که  مطلوب  کارگران و  زحمتکشان ایران  میباشد ، حکومتی که  قادر خواهد بود زنجیر اسارت و بردگی را از پای کارگران و  زحمتکشان ایران باز کند،  کدام جمهوری و کدام حکومت است و چه ماهیت طبقاتی دارد؟ در شرایط سیاسی و اقتصادی کنونی ایران ، چنین جمهوری می تواند همانا جمهوری  دموکراتیک کارگران و زحمتکشان باشد. این جمهوری  گرچه  به خاطر اتحاد  کارگران با توده های  زحمتکش، هنوزجنبه بورژوائی  دارد،  اما بر خلاف جمهوری های  مورد نظر  جناح های مختلف بورژوای ایران، دارای سمت و سوی سوسیالیستی می باشد. در چنین  حکومتی، رهبری  در دست  پرولتاریا که  دارای  حزب  انقلابی  خود میباشد، قرار دارد. این جمهوری  اتحادی است بین پرولتاریا و توده های عظیم  زحمتکش ایران  که  پرولتارا توانسته است،  با مهارت و شایستگی، آنها را به  دور پرچم سرخ انقلابی خود، گرد آورد. طبقه کارگر در اتحاد و پیوستگی با  توده های زحمتکش شهر و ده ، نخست در جهت استقرار جمهوری دموکراتیک  کارگران و توده های زحمتکش فعالیت و  مبارزه می کند و پس  از کسب قدرت ، به محض اینکه شرایط سیاسی  و اقتصادی،   نیل به جامعه  سوسیالیستی را امکان پذیر ساخت، همراه با  تهی دستان شهر و ده، در جهت استقرار جامعه سوسیالیستی، گام بر میدارد. در واقع  امر، دیوار چینی، انقلاب  دموکراتیک را از انقلاب سوسیالیستی جدا نمی سازد . انقلاب توده های زحمتکش، یک حرکت طوفان زای بی وقفه است  و در پیشروی مداوم  خود ، هر مانع و رادعی را از میان بر میدارد. درهر جنبش و مبارزه انقلابی در ایران، آنچه برای  پیروزی انقلاب نقش  اساسی ایفا می کند،  تامین دو شرط  ضروری  می باشد. شرط اول این است که پرولتاریا  دارای  حزب انقلابی خود  بوده و در پیشبرد امر انقلاب، نقش رهبری کننده داشته باشد . شرط  دوم این است که  طبقه  کارگر  قادر باشد با سیاست های مدبرانه ، اتحاد بین  کارگران و توده های زحمتکش  شهر و ده را عملی سازد. به عبارت دیگر،  پیروزی پرولتاریای ایران در انقلاب دموکراتیک،  منوط بر این است که توده های زحمتکش را  در کنار خود داشته باشد . اگر در انقلاب  سال ۵۷ ،  توده های زحمتکش که اکثریت جمعیت  کشور را تشکیل میدهند ، به علت فقدان حزب انقلابی  طبقه کارگر، به ذخیره بورژوازی مبدل شدند، برای تضمین  پیروزی  پرولتارتا  در انقلاب آتی، ضروری است که  توده های  زحمتکش به ذخیره  پرولتاریا مبدل شوند. انقلاب خونین توده های زحمتکش  تنها  زمانی میتواند به  پیروزی  دست یابد که در مبارزات بی امان در جهت سرنگونی سلطه جنایت کارانه جمهوری اسلامی ،  نیروهای سیاسی انقلابی  که خواهان رهائی کارگران از بند  ظلم  و استثمار  می باشند،  به دنبال این یا آن جناخ بورژوازی  نیفتاده و  استقلال سیاسی خود را  از دست ندهند.   کوشش مجدانه در جهت  تشکیل  حزب  انقلابی کمونیستی  و تضمین هژمونی  چنین  حزب  پیگیری  در پروسه  پر پیج و خم  انقلاب دموکراتیک، وظیفه عاجل و مبرمی است که اینک  در مقابل نیروهای انقلابی ایران، قرار دارد.   دی ماه  ۱۳۹۶

کنفدارسیون حمل و نقل عمومی (کوب) ایتالیا خواهان آزادی رضا شهابی و دیگر کارگران زندانی شد

موضوع: آزادی رضا شهابی و همه فعالین کارگری زندانی

حق کارگران در تلاش برای حمایت از حقوق خود در محیط کار و درخواست شرایط کاری مناسب ، جزو اصول حیاتی  برای توسعه هر جامعه مدنی است.

از نظرما، زندانی کردن فعالین کارگری در ایران، بربریت غیر قابل قبول است.

افزون بر این، به نظر می رسد وضع سلامتی بعضی از فعالین کارگری در زندان، بدون آنکه به امکانات مناسب پزشکی دسترسی داشته باشند، به وخامت گراییده است.

ما بویژه شدیدا نگران وضع سلامتی رضا شهابی هستیم. رضا شهابی به حکم ناعادلانه ای که به خاطر فعالیت مسالمت آمیزدر حمایت از کارگران ایران به آن محکوم شده شدیدا اعتراض دارد. با توجه به وضع سلامتی مخاطره آمیز رضا شهابی، تداوم این  حبس بی رحمانه، جان او را در معرض خطر قرارمی دهد.

مقامات و نهاد های ایران مستقیما مسئول حفظ سلامتی رضا شهابی وهمه فعالین کارگری زندانی  هستند. ما قاطعانه خواهان آزادی فوری آنان هستیم. ما  اطلاع داریم که علاوه  بر رضا شهابی که  همچنان در زندان بسر می برد، اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی و چند نفر دیگر نیز زندانی هستند.

کنفدارسیون حمل و نقل عمومی (کوب) در همه ابتکارات و اقدامات عمومی که برای آزادی فعالین کارگری در ایران سازمان دهی شود، شرکت خواهد کرد.

دبیر کل

آنتونیو اموروسو

هفتم ژانویه ۲۰۱۸

ترجمه و بازتکثیر از اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

info@workers-iran.org;

www.workers-iran.org;

www.etehadbinalmelali.com

Face book: https://www.facebook.com/IASWI

https://twitter.com/IASWIinfo

سرکوب خونین و بازداشت گسترده دانشجویان، دانش آموزان و شرکت کنندگان در تظاهراتهای مردمی، عزم کارگران و مردم ایران را برای رهایی جزم تر خواهد کرد

در دهمین روز تظاهرات مردمی در شهرهای مختلف کشور، خبرهای منتشره حاکی از جان باختن بیش از ۲۰ نفر، بازداشت بیش از یک‌صد دانشجو، تعداد اعلام نشده ای دانش آموز، حدود دو هزار نفر از سایر شرکت کنندگان در این تظاهرات ها و سرکوب سازمانیافته جنبش دانشجوئی از طریق هجوم به دانشگاهها و بازداشت گسترده دانشجویان پیشرو و آزادیخواه و برابری طلب است.

شلیک مستقیم به جوانان معترض و دستگیری گسترده دانشجویان، دانش آموزان و توده های مردم شرکت کننده در تظاهرات‌های خیابانی، اگر چه در چارچوب سیستمی که همیشه تنها پاسخش به مطالبات بر حق کارگران و معلمان و دیگر توده های زحمتکش مردم ایران سرکوب و زندان بوده است، دور از انتظار نبود، اما به خون کشیدن تظاهرات مردمی در سطح کشور، بیانگر اعلام جنگی نهایی از سوی حکومتگران با توده های مردم به جان آمده از شرایط فلاکتبار موجود است.

اما برخلاف تصورات خام حکومتگران، همان گونه که تاکنون امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی و به کارگیری حربه احضار و بازداشت و محکوم کردن فعالین صنفی و مدنی به زندان‌های طویل المدت، نتوانسته کارگران و معلمان و توده های زحمتکش مردم ایران را برای دست شستن از مطالبات بر حق شان وادار به تمکین کند و این اعتراضات مداوم و پراکنده، نهایتا امروزه به اعتراضاتی سراسری و توفنده بدل شده است، اینک نیز سرکوب قهرآمیز و گسترده تظاهرات های مردمی در شهرهای مختلف کشور، نه تنها کارگران و مردم ستم دیده ایران را خانه نشین نخواهد کرد بلکه در پس هر درجه از سرکوب وحشیانه تر، توده های هر چه وسیعتری از  مردم ایران را به خیابانها خواهد کشاند و به اعتراضات آنان عمق و دامنه بیشتری جهت تعیین تکلیف با وضعیت جهنمی موجود خواهد داد. روند اعتصابات و اعتراضات مردمی علیه رژیم سلطنتی در سال ۵۷ گواهی بر این مدعاست  که حتی حضور پرتعداد تانکهای ارتش و نیرویهای گارد شاهنشاهی و کشتار دسته جمعی تظاهرکنندگان در هر کوی و برزن نیز نتوانست مانعی در برابر سیل خروشان توده های مردم  ستمدیده ایران ایجاد کند.

ما تشکلهای مستقل کارگری امضا کننده این بیانیه بار دیگر به حق همه آحاد مردم ایران از کارگران  تا معلمان و دانشجویان و دانش آموزان و زنان و هر انسان ستم دیده ای جهت برپائی تظاهراتهای خیابانی در شهرهای سراسر کشور تأکید می کنیم و بدینوسیله کشته شدن بیش از بیست نفر  و بازداشت گسترده دانشجویان، دانش آموزان و توده های مردم شرکت کننده در تظاهراتهای خیابانی را قویا محکوم می‌کنیم.

ما به گلوله بستن توده های مردم  در تظاهراتهای خیابانی را عملی جنایتکارانه می‌دانیم و مسئولیت هر درجه از به خشونت کشیده شدن تظاهراتهای مردم در سراسر کشور را تماما به عهده کسانی می‌دانیم که پس از گذشت نزدیک به چهل سال از انقلاب ۵۷، کارنامه ای جز اختناق و سرکوب، اختلاس و چپاول و گسترش فقر و فلاکت و ویرانی اقتصاد کشور نداشته اند.

ما خود را بخشی از اعتراضات کارگران و مردم ستمدیده  ایران برای ایجاد تغییرات بزرگ و انسانی در کشور میدانیم و با هشدار به حکومتگران نسبت به عواقب سرکوب و احتمال تکرار جنایتهایی همچون جنایت زندان کهریزک، خواهان باز شدن فوری درهای زندانهای سراسر کشور و آزادی دستگیر شدگان تظاهراتهای خیابانی و همه انسانهای آزادیخواه و عدالت طلبی هستیم که از ماهها و سالهای گذشته به بند کشیده شده اند.

 

تشکل‌های مستقل کارگری امضا کننده بیانیه به ترتیب حروف الفبا:

اتحادیه آزاد کارگران ایران

انجمن صنفی کارگران برق و فلز کرمانشاه

سندیکای نقاشان استان البرز

کانون مدافعان حقوق کارگر

کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری ایران

۱۷ دی ماه ۱۳۹۶

با مردم به جان آمده خشونت نکنید!

سال ها گفته شد دستمزدمان کفاف حداقل های زندگی را نمی دهد؛ اما شنیده نشد. حتی حداقل حقوق ناچیز که پنج برابر خط فقر است ماه ها معوق گردید. گسترش خصوصی سازی، شرکت های پیمانکاری، قراداد موقت و سفید امضاء، توسط دولت های مختلف و به صورت مستمر، امنیت شغلی کارگران را از بین برده است. تسهیلات بانکی برای ایجاد شغل، صرف دلالی و مال اندوزی افراد خاص شد و سیاست های غلط، بیکاری را به اوج رساند. فقر گسترش یافته و کارتن خوابی و کار کودکان و زباله گردی برای سیر شدن شکم رواج یافته است. بیمه های درمانی برای کارگران و مردم ناکارآمد است. اختلاس و دزدی اموال عمومی رواج یافته است. با گران شدن خدمات دولتی و حامل های انرژی، گرانی ها در سایر بخش ها نیز شدت گرفته است. کمر فرودستان با هدف مندی یارانه ها شکست ولی سال به سال به ازاء مبلغ ثابتی که به مردم پرداخت شد آزاد سازی قیمت ها گسترده تر شده است.
اعتراضات و اعتصابات به حق کارگران و معلمان با ضرب و شتم، اخراج، شلاق و زندان پاسخ داده شده است. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، سندیکای کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه و دیگر سندیکاها و تشکلات مستقل کارگری و تشکلات مستقل معلمان که از حق کارگران و معلمان دفاع می کنند نه تنها به رسمیت شناخته نمی شوند بلکه با آنها خشونت شده است و نمایندگان آنها دائما با حبس و دادگاه مواجه بوده اند. حتی اصول قانون اساسی در به رسمیت شناختن حق اعتراض برای مردم و برای تشکیل سندیکاهای مستقل و پیگیری حقوق کارگران همواره نقض شده است.
طعم تلخ این بی عدالتی های گسترده را همه کارگران و مردم محروم کشیده اند. پاسخ اعتراض مردم به جان آمده برخورد خشونت بار نیست.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

سندیکای کارگران شرکت کشت وصنعت نیشکرهفت تپه

جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶

بیانیه تشکل‌های مستقل کارگری پیرامون اعتراضات خیابانی مردم

آن هنگام که حکومتگران به بن بست رسیده باشند و هیچ راه حلی برای برون رفت از بحران‌هایی  که خود بدست خویش ساخته اند، نداشته باشند  و مردمِ  به تنگ آمده از ظلم و بیداد، دیگر حاضر نباشند همانند گذشته تن به ستم دهند، هنگام اعتراضات گسترده‌ و زیر و رو کننده  اجتماعی فرا میرسد.

چنین است که اینک، مردم به تنگ آمده از ستم و سرکوب و گرانی و فقر و بیکاری، از چهار روز پیش در ابعادی سراسری خیابانها را از آن خود کرده اند و و در صفی متحد و یکپارچه  خواستهای خود را برای پایان دادن به وضعیت جهنمی موجود فریاد می کشند.

مطالباتی که امروزه زمینه ی راهپیمائی ها و تجمعات سراسری توده های زحمتکش مردم ایران را با محوریت اعتراض به گرانی و فقر و بیکاری فراهم کرده است، سالهاست از سوی کارگران، معلمان، دانشجویان، پرستاران و همه اقشار زحمتکش جامعه فریاد زده شده است و حکومتگران بدون هیچ توجهی به آنها مشغول چپاول و غارت ثروتهای اجتماعی بوده اند.

آن چیزی که امروز ما در خیابانهای شهرهای مختلف شاهد آنیم فوران خشم انباشته توده های مردم زحمتکش ایران از غارت و اختلاسهای میلیاردی بالاترین مقامات حکومتی و افراد و موسسه های مالی وابسته به حوزه قدرت در یک سو و فقر و سیه روزی میلیونی مردم در سوی دیگر، تا بیکاری میلیونی کارگران و جوانان، ضرب و شتم دستفروشان و کشتار کولبران، تحمیل دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر به کارگران و مزد بگیران زحمتکش و بر پائی بساط شلاق و زندان و دار و درفش علیه هرگونه حق طلبی و آزادیخواهی است.

کسانیکه تا دیروز هر گونه اعتراضات کارگری و مردمی حق طلبانه را با اتهامات امنیتی و محاکمه و زندان جواب میدادند و  اینک در برابر خشم توفنده میلیونی مردم ایران، اعتراضات بر حق آنان را فتنه و فتنه گری می نامند باید بدانند که دیگر زمان تغییرات بزرگ و انسانی در این مملکت فرا رسیده است و هیچ نیروی سرکوبی را یارای مقاومت در برابر حق طلبی و آزادیخواهی ما کارگران و مردم ایران  نخواهد بود.

امری که در این میان روشن است و ما همراه با توده های زحمتکش مردم ایران آنرا فریاد میزنیم این است که باید خواستهای ما مردم برای پایان دادن به فقر و سیه روزی به کرسی نشانده شود، باید بساط هر گونه سرکوب و اختناق و زندان بر چیده شود، باید همه زندانیان سیاسی آزاد و غارتگران ثروتهای اجتماعی و عاملین و آمرین سرکوب و اختناق در هر مقام و منصبی مورد بازخواست و محاکمه قرار گیرند، باید اموال به غارت رفته مردم در موسسه های مالی عودت داده شود، باید حداقل مزد کارگران و کارکنان دولت و بخش خصوصی تا پنج برابر مبلغ کنونی افزایش و حقوقهای نجومی صاحب منصبان حکومتی برچیده شود، باید برپائی تشکلهای مستقل کارگری و مدنی و آزادی بی قید و شرط بیان، مطبوعات و آزادی فعالیت احزاب بر قرار و تضمین شود و باید هر آنچه که خواست توده های میلیونی مردم ایران است به سرعت محقق گردد.

بدیهی است هر گونه عدم توجه نسبت به تحقق خواستهای کارگران و مردم زحمتکش ایران از طریق عوامفریبی یا دست بردن به سرکوب گسترده اعتراضات و یا تلاش برای سوار شدن به موج اعتراضات مردمی از سوی جناحهای حکومتی و اپوزوسیون رانده شده از قدرت در گذشته و حال، راه به جائی نخواهد برد و این بار، این ما کارگران و مردم ایران هستیم که با اتحاد و همبستگی و تداوم اعتراضات، سرنوشت خود را رقم خواهیم زد.

امضا کنندگاه به ترتیب حروف الفبا

اتحادیه آزاد کارگران ایران

انجمن صنفی کارگران برق و فلز کرمانشاه

سندیکای نقاشان استان البرز

کانون مدافعان حقوق کارگر

یازده دی ماه ۱۳۹۶

بیانیه پنج تشکل مستقل کارگری:پیرامون اعتراضات سراسری مردم

آن هنگام که حکومتگران به بن بست رسیده باشند
و هیچ راه حلی برای برون رفت از بحران‌هایی که خود بدست خویش ساخته اند، نداشته باشند
و مردمِ به تنگ آمده از ظلم و بیداد،
دیگر حاضر نباشند همانند گذشته تن به ستم دهند،
هنگام اعتراضات گسترده‌ و زیر و رو کننده اجتماعی فرا میرسد.
چنین است که اینک، مردم به تنگ آمده از ستم و سرکوب
و گرانی و فقر و بیکاری، از چهار روز پیش در ابعادی سراسری خیابانها را از آن خود کرده اند و و در صفی متحد و یکپارچه خواستهای خود را برای پایان دادن به وضعیت جهنمی موجود فریاد می کشند.
مطالباتی که امروزه زمینه ی راهپیمائی ها و تجمعات سراسری توده های زحمتکش مردم ایران را با محوریت اعتراض به گرانی و فقر و بیکاری فراهم کرده است، سالهاست از سوی کارگران، معلمان، دانشجویان، پرستاران و همه اقشار زحمتکش جامعه فریاد زده شده است و حکومتگران بدون هیچ توجهی به آنها مشغول چپاول و غارت ثروتهای اجتماعی بوده اند.
آن چیزی که امروز ما در خیابانهای شهرهای مختلف شاهد آنیم فوران خشم انباشته توده های مردم زحمتکش ایران از غارت و اختلاسهای میلیاردی بالاترین مقامات حکومتی و افراد و موسسه های مالی وابسته به حوزه قدرت در یک سو و فقر و سیه روزی میلیونی مردم در سوی دیگر، تا بیکاری میلیونی کارگران و جوانان، ضرب و شتم دستفروشان و کشتار کولبران، تحمیل دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر به کارگران و مزد بگیران زحمتکش و بر پائی بساط شلاق و زندان و دار و درفش علیه هرگونه حق طلبی و آزادیخواهی است.
کسانیکه تا دیروز هر گونه اعتراضات کارگری و مردمی حق طلبانه را با اتهامات امنیتی و محاکمه و زندان جواب میدادند و اینک در برابر خشم توفنده میلیونی مردم ایران، اعتراضات بر حق آنان را فتنه و فتنه گری می نامند باید بدانند که دیگر زمان تغییرات بزرگ و انسانی در این مملکت فرا رسیده است و هیچ نیروی سرکوبی را یارای مقاومت در برابر حق طلبی و آزادیخواهی ما کارگران و مردم ایران نخواهد بود.
امری که در این میان روشن است و ما همراه با توده های زحمتکش مردم ایران آنرا فریاد میزنیم این است که باید خواستهای ما مردم برای پایان دادن به فقر و سیه روزی به کرسی نشانده شود، باید بساط هر گونه سرکوب و اختناق و زندان بر چیده شود، باید همه زندانیان سیاسی آزاد و غارتگران ثروتهای اجتماعی و عاملین و آمرین سرکوب و اختناق در هر مقام و منصبی مورد بازخواست و محاکمه قرار گیرند، باید اموال به غارت رفته مردم در موسسه های مالی عودت داده شود، باید حداقل مزد کارگران و کارکنان دولت و بخش خصوصی تا پنج برابر مبلغ کنونی افزایش و حقوقهای نجومی صاحب منصبان حکومتی برچیده شود، باید برپائی تشکلهای مستقل کارگری و مدنی و آزادی بی قید و شرط بیان، مطبوعات و آزادی فعالیت احزاب بر قرار و تضمین شود و باید هر آنچه که خواست توده های میلیونی مردم ایران است به سرعت محقق گردد.
بدیهی است هر گونه عدم توجه نسبت به تحقق خواستهای کارگران و مردم زحمتکش ایران از طریق عوامفریبی یا دست بردن به سرکوب گسترده اعتراضات و یا تلاش برای سوار شدن به موج اعتراضات مردمی از سوی جناحهای حکومتی و اپوزوسیون رانده شده از قدرت در گذشته و حال، راه به جائی نخواهد برد و این بار، این ما کارگران و مردم ایران هستیم که با اتحاد و همبستگی و تداوم اعتراضات، سرنوشت خود را رقم خواهیم زد.
امضا کنندگاه به ترتیب حروف الفبا

اتحادیه آزاد کارگران ایران
انجمن صنفی برق و فلز کار کرمانشاه
اتحادیه نقاشان البرز
کانون مدافعان حقوق کارگر
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

حەسەن رەحمان پەنا، نوێنەری کۆمەڵە لەهەرێمی کوردستان قسە لەسەر دۆخی ئێران‌و خۆپیشاندانەکانی ئەو وڵاتە دەکات