کارزار جدید:آموزش بین الملل برای آزادی اسماعیل عبدی

آموزش بین الملل در همبستگی با اسماعیل عبدی و با درخواست آزادی فوری او کمپینی سراسری و بین المللی را از امروز ۱۶ مه ۲۰۱۷ آغاز کرده است. ترجمه فارسی بیانیه آموزش بین الملل در زیر آمده است:  

ایران: ضرورت اقدام فوری برای کمک به آزادی فعال صنفی معلمان

آموزش بین الملل یک بار دیگر فراخوان همبستگی جهانی خود با اسماعیل عبدی را تصریح کرده و و مصرانه از مقامات دولت ایران می خواهد که بدون درنگ اسماعیل عبدی، از رهبران زندانی اتحادیه ای آموزش و پرورش، که اعتصاب غذا سلامتی اش را به مخاطره انداخته است، آزاد کند.

آموزش بین الملل (EI) نگرانی خود را در مورد سلامتی اسماعیل عبدی از اعضای زندانی هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران، ابراز می دارد. عبدی یکی از رهبران تشکل های صنفی معلمان تهران است که در زمان انتشار این بیانیه در شانزدهمین روز اعتصاب غذای خود بسر می برد.  عبدی تا کنون ۱۶ کیلوگرم  وزن از دست داده و جانش در معرض خطر جدی است. عبدی که در شمال غرب تهران و در اوین زندانی است در ۷ اکتبر  ۲۰۱۶ در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر تهران به شش  سال زندان محکوم شد.

“کمپین بین المللی حقوق بشر ایران” تاکید کرده است که عبدی پس از شروع اعتصاب غذا از عوارض جانبی مانند کاهش وزن، فشار خون بالا و سرگیجه رنج می برد. او مصمم است که اعتصاب غذای خود را ادامه دهد، در حالی که مقامات زندان تا کنون به هیچ یک از خواسته های او  واکنش نشان نداده اند.

اعتراض

 اسماعیل عبدی  در ۳۰ آوریل (۱۰ اردیبهشت ماه)  در اعتراض به رفتار غیر قانونی و ناعادلانه  نسبت به فعالین مدنی در ایران و  “عدم استقلال قوه قضاییه و صدور احکام زندان برای فعالان تشکلات معلمان و کارگری ”  اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است.  او در بیانیه  ای که در۲۲ آوریل بطور علنی انتشار داد، دولت “اصلاح طلب” روحانی را به دلیل ادامه سرکوب معلمان تقبیح کرد و نوشت: ” اینک در فضای پسابرجام که فریاد قانون‌مندی، مردم سالاری، حقوق‌بشر و آزادی‌های مدنی دولتمردان، گوش فلک را کر کرده است، ما کماکان در معرض سرکوب غیرقانونی حقوق خود، بازداشت و زندانی کردن معلمان و فعالین کارگری، و تشکیل دادگاه‌های چند دقیقه‌ای هستیم که همه‌ی افراد با اتهامهای مشخص و یکسانی مثل: «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام و…محاکمه و روانه زندان می‌ شوند.”

همبستگی

عبدی تاکید دارد که با این حال، با فراخوان کانون های صنفی معلمان و تصمیم جمعی، معلمان به تجمع “سکوت” متوصل شدند، در مجمع عمومی های کانون های صنفی حضور یافتند و در کمپین های مختلف از جمله ” کمپین برای بودجه  عادلانه” با حدود ۱۱۰ هزار امضا شرکت کردند تا توجه  را به خواسته های خود جلب کنند. او می نویسد” از طریق همه این راهها معلمان نشان دادند که اگرچه در تفکرات سیاسی متکثرند ولی در کنش صنفی و عدالتخواهانه متحدند و پیاده‌نظام منافع هیچ حزب و گروه سیاسی نیستند (ترجمه همراه با تطبیق با متن اصلی به فارسی).”

بازداشت

“اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران” گزارش داده است که عبدی در شرایط سختی در زندان نگه داشته شده، ارتباط او با جهان خارج از زندان قطع شده و به همسر و سه فرزند او اجازه ملاقات داده نشده است.

همسر عبدی گفته است که  از ماه مارس به بعد اطلاع موثقی از شرایط عمومی و سلامتی شوهرش به وی داده نشده است. او بطور جدی نگران ایمنی و تندرستی شوهرش هست.

وکیل عبدی، امیر سالاری، به “کمپین بین المللی حقوق بشر ایران” گفته  است :” ما همه مقامات دولتی – از رئیس قوه قضائیه، دیوان عالی کشور، دادستان کل، دادستان منطقه تهران، رئیس جمهور، وزیر اطلاعات و دیگر مقامات امنیتی – را  مسئول و پاسخگوی هر گونه آسیب به آقای عبدی می دانیم”.

آموزش بین الملل محکوم  می کند:

آموزش بین الملل، شدیدا هدف قرار دادن عبدی توسط مقامات دولتی به دلیل فعالیت های اتحادیه ای و مطالبه آموزش رایگان و در دسترس بودن آموزش عمومی برای همه را محکوم می کند.  آموزش بین الملل معتقد است که رژیم ایران به جای توجه به خواسته معلمان، مانند ایجاد اتحادیه های مستقل، دستمزد های بالاتر از خط فقر، بهداشت و درمان عمومی مناسب در سراسر کشور، طرح بازنشستگی مناسب، آموزش رایگان، کلاس درس امن برای دانش آموزان، و توقف خصوصی سازی آموزش و پرورش، فشار بر فعالان معلمان را تشدید کرده است.

ضرورت حمایت

عبدی، همچون دیگر همکاران ایرانی، به حمایت شما نیاز دارد.  با صدای بلند به تحمیل حکم  شش سال زندان برای اسماعیل عبدی اعتراض کنید و از مقامات دولتی ایران بخواهید که او را فورا آزاد کنند!

منبع:

https://www.ei-ie.org/en/detail/15051/iran-urgent-action-needed-to-help-free-education-unionist

برای مشارکت در اقدام فوری آموزش بین الملل لطفا به لینک زیر مراجعه کنید:

The EI Urgent Action Appeal is available here.

ترجمه و بازتکثیر از اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۱۶ مه ۲۰۱۷

info@workers-iran.org

http://etehadbinalmelali.com/ak/

 کانون اندیشه کپنهاگ:به تحریم انتخابات فرمایشی رژیم بپیوندیم !

انتخابات فرمایشی و دروغین رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی هم چنان در متن سرکوب ، گرانی ارزاق عمومی، بیکاری و فساد گسترده اقتصادی، سیاسی و اداری می کوشد مردم بیشتری را به پای صندوق های رای بکشاند.

شرکت در این انتخابات با هر انگیزه ، بهانه و تحلیلی،برای توده های مردم حاصلی در بر ندارد.تنها نظام ولایت مطلقه فقیه و دستگاه سرکوبگری اش را در بستر توهمات توده ای، مشروعیت و تداوم می بخشد.رژیم حتی “رای سفید” راهم به حساب خود می گذارد !

مردم آزاده و حق طلب ، کارگران و زحمتکشان !

با خودداری از شرکت در این نمایش فرمایشی و دروغین،صف خود را از صف رژیم، حامیان و فریب خوردگان آن جدا سازید.در افشای جنایات و دزدی های عوامل و سردمداران رژیم ، از آخوند و پاسدار و وزیر و شهردار گرفته تا “آقازاده” هایش بکوشید و مطالبات خودرا در اعتراضات و مبارزات مستقل و جداگانه به نمایش بگذارید.

ما به عنوان بخشی از نیروهای چپ و کمونیست و آزادی خواه در اعتراض به این نمایش دروغین،با پیوستن به میتینگ اعتراضی “نه به انتخابات” که در روز جمعه ۲۹ اردی بهشت ۱۳۹۶ برابر ۱۹ می ۲۰۱۷ از ساعت  ۱۶:۳۰ ا لی ۱۸:۰۰ در مقابل سفارت رژیم در شهر کپنهاگ برگزار می گردد گرد آمده و اعتراض خود را متحدانه فریاد می زنیم.

از همه ی ایرانیان معترض و آزادی خواه در خواست همراهی و پیوستن به این میتینگ را داریم.

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی !

زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم !

کانون اندیشه کپنهاگ

۲۴ اردی بهشت ۱۳۹۶ برابر ۱۴ می ۲۰۱۷

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران:اجازه ندهیم که جمهوری اسلامی جان زندانیان را در هیاهوی انتخابات به هیچ بگیرد!

در حمایت از خواست اسماعیل عبدی

 

اسماعیل عبدی معلم زندانی در بند ۳۵۰ زندان اوین از روز یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ، ۳۰ آوریل ۲۰۱۷، در اعتراض به صدور احکام امنیتی برای فعالان تشکل‌های معلمان و کارگران و با درخواست «خروج روند پیگیری پرونده‌ خود از حالت امنیتی به عادی» در اعتصاب عذا  بسر می برد. اسماعیل عبدی، دبیر سابق کانون صنفی معلمان ایران که در آخرین مجمع عمومی کانون صنفی معلمان تهران با بیشترین آرا به عضویت هیئت مدیره این کانون انتخاب شد،  از جمله به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” به شش سال زندان محکوم شده است.

 

 اما “امنیت ملی” چیست که رژیم اسلامی اقدام علیه آن را همچون اتهامی کلیشه ای برای سرکوب و به بند کشیدن فعالین کارگری و اجتماعی و برای ایجاد فضای ترس در کل جامعه ، بکار می ببند؟

 

طبقات حاکم و دولت ها  در همه جا امنیت خود را “امنیت ملی”،  نظم موجود را “نظم عمومی” و منافع خود را “منافع ملی” می نامند تا هر صدای مخالف را با توجیه در خطر افتادن امنیت، نظم و منافع ملی سرکوب کنند. در جمهوری اسلامی بطور مشخص، “امنیت ملی”، امنیت نظام، امنیت سرمایه و دزدان و جنایتکارانی است که به گفته خودشان ” ۴ درصدی” هستند  و  “در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد” بوده اند. این امنیت جهنمی اما به رغم  همه سرکوب ها و جنایت هایی که برای حفظ و تداوم آن بکار بسته شده و می شود، حتی از نگاه خودحاکمان، چنان شکننده است که اقدامات مسالمت آمیز یک معلم، یک  کارگر، یا یک فعال اجتماعی و سیاسی به مخاطره اش می افکند؛ و بنابراین از منظر رژیم سزای این فعالین حالا که دیگر نمی تواند بطور دستجمعی اعدامشان کند و خاوران های جدید بیافریند، سلب همه حقوق اجتماعی آنان و به بند کشیدشان در زندان است.

 

در هیاهوی انتخاباتی و کارناوال های مسخره و چندش آوری که باند ها و دار ودسته های حکومتی برای کسب سهم بیشتر در قدرت سیاسی و از این طریق سهم خواهی بیشتر در سودها، دزدی ها و اختلاس ها به راه انداخته اند، نباید گذاشت که فریاد اعتراض و دادخواهی  فعالین کارگری و اجتماعی همچون خود آنان در پشت دیوارهای زندان محبوس بماند.  هم اکنون ۱۴ روز از اعتصاب غذای اسماعیل عبدی می گذرد، محسن عمرانی، معلم بوشهری، از یک هفته پیش در اعتراض به محکومیت یک سال حبس تعزیری و دو سال انفصال از خدمت، دست به اعتصاب غذا زده است و آتنا دائمی فعال اجتماعی و هنگامه شهیدی روزنامه نگار هر کدام به ترتیب بیش از ۳۵ روز و دو ماه است که  در اعتصاب غذا بسر می برند. در این بستر سرکوب و بی حقوقی مطلق، شوربختانه اعتصاب غذا گاه نزد یک زندانی آخرین وسیله ای می نماید که به آن متوسل گردد تا صدایش شنیده شود؛ زندانی در شرایطی بسیار نابرابر و کاملا نامناسب با اعتصاب غذا جانش را وثیقه می گذارد که بگوید آنچه بر او رفته است و می رود قابل تحمل نیست، ضد انسانی است، زور گویی عریان و لگد مال کردن حقوق بنیادی انسان است. اگر جار و جنجالهای انتخاباتی، صحنه تزویر، دروغ و پلشتی و وسیله ای برای مشروعیت بخشیدن به حاکمیت سرمایه و سرکوب است، اعتراض زندانیان سیاسی و عقیدتی از جمله آنان که دست به اعتصاب غذا زده اند، فریادی ست برای آزادی و در افشای هر چه بیشتر این جنایتکاران.

 

رژیم اسلامی صرف نظر از اینکه کدام دار و دسته و جناحی در قوه مجریه و یا در مجلس دست بالا داشته باشد تا وقتی که به عقب رانده نشود، از حربه زندان علیه فعالین کارگری و اجتماعی با توجیه حراست از “امنیت ملی” و “نظم عمومی” دست بر نخواهد داشت. خواست لغو اتهامات و احکام امنیتی علیه فعالین کارگری و اجتماعی و آزادی بدون قید شرط آنان از مطالبات بنیادی کارگری است. این خواست را تنها و تنها با نیروی گسترده و مبارزات هماهنگ بین بخش های مختلف طبقه کارگر و همه جنبش ها و مبارزات آزادی خواه و برابری طلب می توان به رژیم تحمیل کرد.  اگر توازن نابرابر قوای طبقاتی موجود، به رژیم اجازه می دهد که علاوه بر سرکوب مطالبات و خواسته های کارگران  بطور مرتب فعالین کارگری و اجتماعی را به جرم های واهی به بند بکشد،  بنابراین چاره ای جز تغییر این توازن قوا از راه مبارزه هماهنگ و گسترده به نفع طبقه کارگر و سازمانیابی جنبش کارگری نیست.

ما از خواست اسماعیل عبدی، و همه زندانیان فوق که در اعتصاب غذا بسر می برند، حمایت می کنیم و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط فعالین کارگری، اجتماعی و کلیه زندانیان سیاسی هستیم، و به رژیم اسلامی هشدار می دهیم که کلیت این نظام را مسئول سلامتی و جان زندانیان می دانیم.

 

ما از کلیه معلمان و فعالین مستقل معلمین و کانون های صنفی معلمان ایران در خواست می کنیم که کارزار مبارزه برای آزادی اسماعیل عبدی  ومحسن عمرانی و همه فعالین اجتماعی دربند را در دستور کار خود قرار دهند. با اتکا به قدرت اتحاد و همبستگی معلمان و دیگر بخش های طبقه کارگر می توان رژیم سرمایه داری اسلامی را وادار به عقب نشینی کرد. جان اسماعیل عبدی و  دیگر زندانیان اعتصابی در خطر است. اجازه ندهیم که رژیم جمهوری اسلامی  جان زندانیان را در هیاهوی انتخابات به هیچ بگیرد.

 

اتحاد بین المللی همچنان برای اطلاع رسانی و جلب همبستگی و حمایت تشکلات کارگری از مبارزات همه بخش های طبقه کارگر در ایران تلاش می کند و در این رابطه از همه تشکلات کارگری، ملعمین و مدافع حقوق انسان در سراسر جهان درخواست می کند که رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران را برای آزادی فعالین کارگری و اجتماعی زیر فشار قرار دهند.

 

 

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۱۳ مه ۲۰۱۷

info@workers-iran.org

http://etehadbinalmelali.com/ak/

 

شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران- استکهلم:فراخوان به تظاهرات علیه مضحکه انتخابات،علیه جمهوری اسلامی، در دفاع از کارگران معدنچی آزادشهر

 

روز جمعه ۱۹ مه، جمهوری اسلامی بار دیگر بساط معرکه انتخابات را دایر میکند. اینبار از مردم دعوت کردند بین دو آخوند جنایتکار و امنیتی، بین باندهای مافیائی سرمایه داران اسلامی، یکی را “انتخاب” کنند. اینها کسانی اند که مسئول قتل عام کارگران در معدن یورت آزادشهر، مسئول تمام جنایات در محل کار و در جامعه، مسئول فقر و بیحقوقی و زندان و اعدام اند. اینها پاره های تن یک نظام واحد، جمهوری اسلامی اند. هدف جار و جنجال تبلیغاتی کاندیداها و رسانه ها، تلاش برای جلب مردم پای صندوقها است تا با رای خود به این نظام جنایتکار مشروعیت دهند.

شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران از شما ایرانیان آزادیخواه و شرافتمند دعوت میکند روز جمعه ۱۹ مه در مقابل سفارت جمهوری اسلامی اجتماع کنیم و علیه حکومت جنایتکار اسلامی، علیه مضحکه انتخابات همصدا شویم. در اینروز باید صدای ۴۴ کارگر جانباخته معدن یورت آزادشهر در دنیا شنیده شود.

زمان: روز جمعه ١٩ ماه مه ٢٠١٧ ساعت یک

مکان: مقابل سفارت رژیم اسلامی در استکهلم

  • تونل بان خط قرمز به سمت روپستن- از روپستند اتوبوسهای شماره ٢٠۴ و ٢١٢،

  • ایستگاه södergarnsvägen.

مرگ بر جمهوری اسلامی!

زنده باد ازادی، زنده باد سوسیالیسم!

شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران- استکهلم

 

۱۲ مه ٢٠١٧

  Shora i Stockholm    www.shora.se     shoraye1@gmail.com  Mobi: 0728379451

 

بیانیه کمونیستها و آزادیخواهان خطاب به مردم کردستان:در بساط “انتخابات” جمهوری اسلامی شرکت نکنید!

آنچه به نام انتخابات در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی جریان دارد، کوچکترین ربطی به حق رأی و حق انتخاب آزادانه آحاد جامعه ندارد. این مضحکه با هیچ استانداردی انتخابات نیست. نه فقط بخاطر شورای نگهبان و هزار فیلتر که حتی خودی های رژیم را هم تصفیه میکند، بلکه مهمتر به این خاطر که آزادی احزاب و مطبوعات و فعالیت سیاسی برای مردم و مخالفین و حتی منتقدین نیم بند حکومت هم وجود ندارد. تحت استبداد واختناق لیستی از سرسپرده ترین حامیان نظام اسلامی را جلو مردم میگذارند تا با رأی مردم برای خود مشروعیت بخرند. از نظر مردم نه این رژیم و نه این باصطلاح انتخاباتش کوچکترین مشروعیتی ندارند.

 

مردم آزادیخواه کردستان !

مقاومت و رویارویی چهار دهه گذشته شما علیه لشکر کشى و سرکوبگریهاى جمهورى اسلامى، هنوز فاکتور مهمى در  مبارزه تاکنونی مردم با این رژیم جنایتکار است. نمایش انتخابات رژیم در دوره هاى گذشته یکى از این میدانهاى رویارویی شما با جمهورى اسلامى بوده است. جمهورى اسلامى دردوره اول این مضحکه اساسا جرأت برپایی این نمایش در کردستان را نداشت. از آن زمان تاکنون مردم کردستان با عدم شرکت گسترده در این نمایش ارتجاعى باعث انزواى رژیم و دار ودسته اش در کردستان شده اند. امروز جمهورى اسلامى بیش از هر زمان  دیگر مورد خشم وتنفر مردم است . نه تنها شرکت نکردن در مضحکه پیش رو کمترین انتظارى است که از شما مى رود ، بلکه در هم پیچیدن و بهم زدن این نمایش مسخره هرکجا که ممکن باشد شایسته سابقه مقاومت و ایستادگى تاکنونى شماست.  

کارزار “انتخابات” “ریاست جمهوری” و “شوراهای شهر و روستا “، در واقعیت عرصه کشمکش جناحها و دارودسته های رژیم اسلامی بر سر تقسیم قدرت و گرفتن سهم از حاصل استثمار طبقه کارگر و توده های زحمتکش وغارت منابع و ثروت جامعه است. این بار ماهیت و فرم این معرکه گیری از همیشه آشکارتر در برابر چشمان همگان قرار گرفته است. سران جمهوری اسلامی از جناح های مختلف بشدت نگران عدم شرکت وسیع مردم هستند. خامنه ای و روحانی و رئیسی و قالیباف و خاتمی و لاریجانی ها و سران سپاه و دیگر مسئولین جنایتکار اسلامی علیرغم جدال و کشمکش حادی که با یکدیگر دارند، در یک چیز مشترکند: کشاندن مردم پای صندوق ها و مشروعیت خریدن برای حکومت منحوس شان. باید آنها را ناکام گذاشت.

 

در این نمایش انتخاباتی نباید شرکت کرد. شرکت در این انتخابات با هر انگیزه ای که باشد عملا به تداوم نظام آپارتاید جنسی، به تشدید فشار سرکوب و تداوم بی حقوقی های سیاسی و اجتماعی کمک میکند. باید به سینه خامنه ای و روحانی و دیگر جنایتکاران اسلامی و همه مجیزگویان ریز و درشت آنها قاطعانه دست رد زد. 

 

کارگران و مردم آزادیخواه!

شما که خواهان پایان دادن به فقر و فلاکت اقتصادی و این همه مصائب و بی حقوقی ها هستید، شما که خواهان آزادی و برخورداری از یک زندگی مرفه و آسوده هستید، شما که خواهان پایان دادن به تبعیض و بیحقوقی زن و دخالت مذهب در حکومت و در زندگی خود هستید، به پای صندوق های رأی حکومت نروید و همه جا تبلیغ کنید که نباید در این نمایش شرکت کرد. هر بحث و فرصتی درمورد “انتخابات” را به صحنه افشاگری علیه جمهوری اسلامی و پادوهای آن تبدیل کنید و اجازه ندهید با فرمول فریبکارانه انتخاب “بد” به جای “بدتر”جریانات مجیزگوی جمهوری اسلامی بخشی از جامعه را به پای صندوق رأی بکشانند. با نرفتن به پای صندوق ها این بساط را به عرصه رسوائی رژیم تبدیل کنید و عزم خود را برای به زیر کشیدن رژیم سرمایه داری اسلامی نشان دهید. انتخاب واقعی کارگران و مردم تشنه آزادی در ایران سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و تحقق آزادی و برابری و دخالت مستقیم در حاکمیت و اداره جامعه است.

آدرس ارتباط و اعلام حمایت از این بیانیه،

byanieh.komonistha@gmail.com

امضاها:

١ . حسین مرادبیگی ( حمه سور)

٢. اصغر کریمی

٣. فاتح شیخ

۴. مینا احدی

۵. رحمان حسین زاده

۶. مصلح ریبوار

٧. ناصر مرادی

٨. شهلا دانشفر

٩. سعید آرمان

١٠.سلیمان قاسمیانی

١١. لیلا قاسمیانی

١٢. جلال محمودزاده

١٣. محمد آسنگران

١۴. عبه دارابی

١۵. کاظم نیکخواه

١۶. آذر ماجدی

١٧.مریم افراسیاب پور

١٨. همایون گدازگر

١٩.نسان نودینیان

٢٠. صالح سرداری

٢١. نسرین رمضانعلی

٢٢. آذر پویا

٢٣. عبدل گلپریان

٢۴. ملکه عزتی

٢۵. سیامک بهاری

٢۶. خانم صفری

٢٧. هیرش مجیدی نیا

٢٨. کریم نوری

٢٩. محمود رهبری

٣٠.  سیاوش مدرسی

٣١. اسماعیل ویسی

٣٢. پروین کابلی

٣٣. محسن ابراهیمی

٣۴. سعید یگانه

٣۵. حسن قادری

٣۶. محمد یگانه

٣٧. روناک زندی

٣٨.حسن صالحی

٣٩.سیاوش دانشور

۴٠.سیف خدایاری

۴١. شیوا محبوبی

۴٢.چیمن دارابی

۴٣.یدی محمودی

۴۴. سیوان کریمی

۴۵. پدرام نو اندیش

۴۶. سیما بهاری

۴٧. فرهاد رضایی

۴٨. فریده رضایی

۴٩. محمد نعمتی(پیام)

۵٠. الهام صالحی نیا

۵١.سوسن هجرت

۵٢. شوبو مرادی

۵٣. ستار نوریزاد

۵۴. علی قادری

۵۵. فریبرز فخاری

۵۶. ابو شریفزاده

۵٧. سیروان قادری

۵٨. هاشم ترکمن

۵٩. عباس ایاغ

۶٠. سیف صادقی

۶١. علی مطهری

۶٢. ایرج آبشار

۶٣. شیرزاد چوپانی

۶۴. جمال کمانگر

۶۵. رضا کمانگر

۶۶. محسن حسینی

۶٧. مصطفی صابر

۶٨. ایرج فرجاد

۶٩. کیوان جاوید

٧٠. مهین دارایی

٧١. ابراهیم حیدری

٧٢. مسعود آذرنوش

٧٣. حبیب نصوحی

٧۴. کاروان درسید

٧۵. هرمز رها

٧۶. عزیزه لطف الهی

٧٧. لیلا ارغوانی

٧٨. شیدا ارغوانی

٧٩. هه ژار علیپور

٨٠. نوید محمدی

٨١. خبات کریمی

٨٢. لیلا شعبانی

٨٣. فخری جواهری

٨۴. احمد بابایی

٨۵. ناصر اصغری

٨۶. صابر رحیمی

٨٧. علی شریفی

٨٨. محمود محمدزاده سیسری

٨٩. روبین پور درویش

٩٠. عبدالله محمود

٩١. فریده آرمان

٩٢. علی پیر زاده

٩٣. ناصر نسیمی

٩۴. عه به صیید مرادی

٩۵. مریم ناوه

٩۶. حسین احمدی نیا

٩٧. پروین معازی

٩٨. حیدر گویلی

٩٩. شایسته طاهرخانی

١٠٠. ریبوار رسولی

١٠١. نسرین باباسلجی

١٠٢. بهمن تقی پوریان

١٠٣. امین کمانگر

١٠۴. رحیم آلنبی

١٠۵. هوشیار سروش

١٠۶. فرزاد عبداله پوران

١٠٧. محمد هوشمند

١٠٨. روناک ناصری

١٠٩. مختار محمدی

١١٠. تیمور امجدی

١١١. نسرین امیری

١١٢. ناهید روشن

١١٣. رحمت ابراهیمی

١١۴. نسرین محمودی آذر

١١۵. نسرین رخزاد

١١۶. شهلا خباززاده

١١٧. خالد صالح

١١٨. ریبوار عارف

١١٩. سوسن صابری

١٢٠. عزت دارابی

١٢١. محمود خاطری

١٢٢. عمر کریمی

١٢٣. منصور ترکاشوند

١٢۴. فوزیه نصرت پور

١٢۵. علیرضا شافعی

١٢۶. عمر معروفی

١٢٧. ناصر زیجی

١٢٨. کریسی هاپوجا

١٢٩. حمه غفور

١٣٠. رحیمیزدانپرست

١٣١. هادی عبدی

١٣٢. کریم شاه محمدی

١٣٣. محمد سلطانی

١٣۴. رسول بناوند

١٣۵. فواد آقابگزاده

١٣۶. خلیل کیوان

١٣۶.جمیله راستین

١٣٨.محمد کریمی

١٣٩. عبدالله صالح

١۴٠. هیوا بابان

١۴١. هیوا احمد

١۴٢. بابک یزدی

١۴٣. خالد تدبیر

١۴۴. محمد شکوهی

١۴۵. جبار محمد

١۴۶. نازنین برومند 

١۴٧. نادر عبدالحمید

١۴٨. هاشم پاکسرشت

١۴٩. فرشته مرادی

١۵٠. هیمن مرادخانی

١۵١. بهمن خانی

١۵٢. میثم کرمی

١۵٣. هاشم علی ویسی

١۵۴. میلاد فلاحی

١۵۵. حسین شکری

١۵۶. بیژن حاج حسنی

١۵٧. مصطفی عبدی نژاد

١۵٨. هاشم کریمی

١۵٩. هیبت نودینیان

١۶٠. طه حسینی

١۶١.  نوشین قادری

١۶٢. ره وه ز عبدالهی

١۶٣. کیان آذر

١۶۴. سوران زکی

١۶۵.  ثناپیرخضرانی

١۶۶. رفیق محمدی ( رفیق دری)

١۶٧. شمی صلواتی

١۶٨. لاله محمدی

١۶٩. نسرین رخزاد

١٧٠. پردل زارع

١٧١. فاروق محمدی

١٧٢. هادی عبدی

١٧٣. مهدی طاهری

١٧۴پشکو دارابی

١٧۵. جمیله میرکی

١٧۶. ناصر صادقی

١٧٧. وریا ابراهیمی

١٧٨. محمد چوری

١٧٩.جمیله نقدی

١٨٠. عثمان رحمانی

١٨١. حسین جلیل پور

١٨٢. سیفه حیدری

١٨٣. حامد شهریاری

١٨۴. جهانگیر نیازی

١٨۵. محمد عذیری

١٨۶. فرهاد زندی

١٨٧. جلال گلپریان

١٨٨. شهلا نوری

١٨٩. بهرام کلازری

١٩٠. بها لیلی

١٩١. روبین پوردرویش

١٩٢. جمال گل حسینی

١٩٣. آرش نصرالهی

١٩۴. شیرین شمس

١٩۵. کامیار نصیری

١٩۶. اردشیر نظری

١٩٧. شجاع ابراهیمی

١٩٨. سلیمان سیگارچی

١٩٩. محمد خضری

٢٠٠. بابک سراج

٢٠١. علی کمالی

٢٠٢. بهار ربیعی

٢٠٣. کیا صبری

٢٠۴. محمد صالحی

٢٠۵. هه تاو عبدالهی

٢٠۶. کیوان زنگهی

٢٠٧. زری اصلی

٢٠٨. سعید کلهر 

٢٠٩. مصطفی قادری

٢١٠. شهاب بهرامی

٢١١. محمد قادری

٢١٢. شاهرخ صیادی

ا٢١٣. میر توکلی

٢١۴. لانه احمد

٢١۵. سعید سفیدی

٢١۶. حامد راست کردار

٢١٧. ژوبین مردوخی

٢١٨. شاهین رضائی

٢١٩. بکر عبدلکریم

٢٢٠. فراز آزادی

٢٢١. شنه احمد

٢٢٢. احمد رحمانی

٢٢٣. جلیل رضایی

٢٢۴. لاوژه جواد

٢٢۵. حسام قادر پور

٢٢۶. مازیار اسفندیاری

٢٢٧. محمود شهابی

٢٢٨. سردار قادری

٢٢٩. فاضل نادری

٢٣٠. صالح صالح پور( صالح کو له سه)

٢٣١. امیرآئینه چی

٢٣٢. شاهرخ بنایی

٢٣٣. سیمون اصلانی

٢٣۴. بهره حسین

٢٣۵. سرور کاردار

٢٣۶. طه آزادی

٢٣٧. بانو نوری

٢٣٨. محمد نوری

٢٣٩. نسرین بشارت

٢۴٠. سلیمان نقده

٢۴١. مصطفی یونسی

٢۴٢. عبدالله محمودی

٢۴٣. سیامک شعاعی

٢۴۴. امیر افشار

٢۴۵. یوسف خلیل پورآذر

٢۴۶. احد گلابادی

٢۴٧. امیر زاهدی

٢۴٨. نوید استاد بیگی

٢۴٩. محمد حیدری

٢۵٠. سوران بادفر

٢۵١. غلام اسکندری

٢۵٢. مهرداد سلیمی

٢۵٣. اسعد حاج حسنی

٢۵۴. سودابه شکیبا 

٢۵۵. ابو مهربانی

٢۵۶. پری رشیدیان

٢۵٧. کامبیز خیبری

٢۵٨. شاهو فاتحی

٢۵٩. شادی بهار 

٢۶٠. سعید کرامت

٢۶١. یدی کوهی

٢۶٢. هلینا قربانی

٢۶٣. بهمن زاکرنژاد

٢۶۴. موسی تلاش

٢۶۵. فرزانه درخشان

٢۶۶. گیتی موسوی

٢۶٧. جمال پیرخضری

٢۶٨. خالد ناصری

٢۶٩. هستی طاهری

٢٧٠. سعید حمه رشید سیسیری

٢٧١. سمکو ابراهیمی

٢٧٢. حامد محمدی

٢٧٣. مهدی منافی

٢٧۴. فخره صادقی

٢٧۵. علی کمالی

٢٧۶. هدایت ملا علی

٢٧٧. بهرام جهانبخش

٢٧٨. ساسان صنعانی

٢٧٩. سیامک زارع

٢٨٠. صلاح کفاشی

٢٨١. شرمین بهمنی

٢٨٢. امیر زندی

٢٨٣. محمد رضا پویا

٢٨۴. حسین جلیل پور

٢٨۵. آرش ناصری

٢٨۶. سلیمان رسولی

٢٨٧. حصیبه چوپانی

٢٨٨. سهراب وفا

٢٨٩. صبری امیر حسینی

٢٩٠. آرزو فتاح نژاد 

٢٩١. سعدی فتاح نژاد

٢٩٢. طغرا قره گوزلو

٢٩٣. اسو عبدی نژاد

٢٩۴. زهرا فتاح نژاد

٢٩۵. کارو فتاح نژاد

٢٩۶. اسرین واصلی

٢٩٧. داوید آرام

٢٩٨. غلام اکبری

٢٩٩. کریم کانیشه

٣٠٠. جمال خسروی

٣٠١. مریم صادقی

٣٠٢. فرهاد رمضانعلی

٣٠٣. ظاهر مولودی

٣٠۴. محب بختیاری

٣٠۵. شلیر فرزانه

٣٠۶. سعید اعتزادزاده 

٣٠٧. شاهین ناصری

٣٠٨. مید جهانگیری

٣٠٩. نسرین صفری

٣١٠. فوزیه بختیاری

٣١١. فرشته نظام آبادی

٣١٢. ایوب حسینی

٣١٣. حسین اسماعیلی

٣١۴. جمال صابری

٣١۵. ناصر بختیاری

٣١۶. سیامک امجدی

٣١٧. پیام آذر

٣١٨. فرهاد یوسفی

٣١٩. مژگان مظهر سرمدی

٣٢٠. اسعد سلیمانی

٣٢١. نگار سرو علیشاهی

٣٢٢. سیروس ایل بیگی

٣٢٣. سارا نخعی

٣٢۴. آوات فرخی

٣٢۵. نشمیل حبیب پناه

٣٢۶. مریم سلطانی

٣٢٧. جمشید اساسی

٣٢٨. شریفه کیوان

٣٢٩. فرج شهابی

٣٣٠. علی امیدی

٣٣١. عارف اریا(عارف نیزل)

٣٣٢. کیان آزادی

٣٣٣. محمود احمدی

٣٣۴. مژگان سرمدی

٣٣۵. محمد محمدی

٣٣۶. عثمان رسولی

٣٣٧. پروانه قادری

٣٣٨. پرویز فکوریان

٣٣٩. محمود جوانمردی

 

ادامه دارد

 

 

 

 

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست:در مورد “انتخابات”فرمایشی رژیم جمهوری اسلامی

قرار است دوازدهمین دوره مضحکه انتخابات ریاست جمهوری، “انتخابات” میان‌ دوره ای مجلس شورای اسلامی و همچنین “انتخابات” شوراهای اسلامی شهر و روستا در روز ۲۹ اردیبهشت ۹۶ در ایران برگزار شود.

“انتخابات” ریاست جمهوری که در آن فقط مردان معتقد به ولایت فقیه و رد شده از غربال انواع نظارت های استصوابی، شورای نگهبان و شورای مصلحت نظام و… می توانند شرکت کنند، حتی با عرف انتخابات های “دموکراتیک” نظام سرمایه داری هم همخوانی ندارد. این نمایشات، نه اکنون و نه در تمام طول حاکمیت جمهوری اسلامی موضوعیتی برای مردم آزادیخواه و حق طلب نداشته و ندارد، اما متاسفانه در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی که در آن فضایی برای اعمال رای و اراده کارگران و توده های محروم و زحمتکش و زنان تحت ستم آپارتاید جنسیتی وجود ندارد، همواره بخشی از مردم که آلترناتیویی برای رهایی از وضع موجود ندارند، بازیچه این نوع “انتخابات ها” که همواره انتخاب بین “بد” و “بدتر” است می شوند و این در حالی است که “انتخابات” در این نظام عملا به یک راه فریبکارانه برای تغییر آرایش سیاسی جناح بندی های رژیم و اینکه هر کدام از جناح ها چه سهمی از قدرت و چه سهمی از ثروت های جامعه را به غارت ببرند عمل کرده است.

اگر سخن از انواع نظارت و دخالت سپاه پاسداران و مهندسی کردن پروسه این انتخابات و ضد دمکراتیک بودن آن در میان است، تماما به نقض قواعد بازی از جانب خود جناح های حکومتی مربوط می شود و هیچ ربطی به حقوق مردم ستمدیده ایران ندارد. حقوق سیاسی و اجتماعی مردم ایران از زمانی پایمال شد که رژیم اسلامی با توسل به کشتار انسان ها، شکنجه و زندان و با زور سرکوب، انقلاب مردم ایران را بخون کشید و با پایمال کردن پیش شرط های اولیه یک انتخابات آزاد نظیر آزادی فعالیت سیاسی احزاب، آزادی بیان و مطبوعات و آزادی های سیاسی، حق انتخاب واقعی را از مردم ایران بطور کامل سلب نمود.

اما با تمام این احوال، این بار هم رژیم و دستگاه های تبلیغاتی اش در گرم کردن تنور “انتخابات” هایش تنها نبوده و نیستند. نیروهای اپوزیسیون بورژوایی درون و بیرون از حاکمیت و مدیای وابسته به آنها نیز که هراس شان از خیزش و انقلاب مردم کمتر از بیت رهبری و “اصولگرایان” نیست، این بار هم می کوشند با توجیهات و بهانه های واهی بخشی از این مردم را به “امید” بهتر شدن اوضاع و با قرار دادن آنها در مقابل گزینه “بد” و “بدتر” به پای صندوق های رای کشانده و عملا به بقای رژیم جمهوری اسلامی مثل همیشه خدمت کنند.

رژیم این بار همه در تلاش است که مردم را به پای صندوق های رأی بکشاند تا از میان قافله جنایتکاران، دزدان و عوامل وابسته به این رژیم و پایبند به نظام ولایت فقیه عده ای دیگر را انتخاب کنند تا برای چند سال دیگر بر آنها حاکمیت کنند. به عنوان مثال این بار هم مردم باید از میان جنایتکاری مانند رئیسی که یکی از آمران کشتار هزاران زندانی سیاسی در دهه شصت بوده و روحانی که همواره در جنایات رژیم شریک بوده و در چهار سال ریاست جمهوری اش هم، زندگی و معیشت مردم را به تباهی بیشتر کشانده و چوبه های اعدامش پر رونق تر از دوره های قبل بوده، ظاهرا باید یکی را انتحاب کنند!

در شرایط کنونی همچنین بخشی دیگر از اپوزیسیون نیز، که جزو اردوی رنگارنگ تغییر رژیم با امید به کمک قدرت های امپریالیستی و در راس آن ها حکومت ترامپ و نیز ارتجاع منطقه نظیر عربستان، اسرائیل و شرکا ء هستند و به آنها آویزان شده اند، خواهان تحریم و سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی هستند، اما آن ها خواه ناخواه هموار کننده نظام استبدادی و سرکوبگر دیگری هستند. بنابراین سرنگونی مورد نظر این نیروها، نه انتقال قدرت سیاسی به اکثریت مردم، بلکه انتقال قدرت از ارتجاعی حاکم به ارتجاع ضدمردمی دیگر و خطر دیگری برای آینده ایران است.

 

کارگران! توده های ستمدیده مردم ایران، مردم آزاده!
این نمایشات مضحک به حق و حقوق شما و انتظارات و آرزوی هایی که شما برای یک زندگی بهتر دارید ربطی ندارد. انتخاب کارگران که در این جامعه با دستمزدی چند برابر زیر حط فقر کار می کنند و گاها ماه ها همین مزد بخور نمیرشان نیز به تعویق می افتد، بیکارانی که حتی شانس کار با این دستمزدهای شرم آور را هم ندارند، مردم تحت اتواع ستم و تبعیض، زنانی که در این جامعه نیمه انسان به حساب می آیند، جوانانی که هیچ آینده و دورنمای ندارند، نباید وارد بازی در میدانی شوند که در آن هیچ نفعی عاید آنها نمی شود. شر این رژیم با کلیه باندها و جناح هایش باید از سر زندگی و معییشت مردم برچیده شود. این رژیم که با اعمال فشار بر زندانیان سیاسی و عقیدتی، با موج اعدام زندانیان و دیگر اعمال سرکوبگرانه اش به عنوان حربه ای جهت ایجاد فضای خوف و وحشت در جامعه، خود را حفط کرده، می خواهد از این رهگذر هم به سود ادامه حیات ننگینش بهره ببرد و با کشاندن شما به پای صندوق های رأی، از “انتخابات” هم به عنوان یک مانور سیاسی و نمایش فریبکارانه “قدرت” علیه خود شما و برای روحیه دادن به نیروهای سرکوبگرش استفاده کند.

با نرفتن به پای صندوق های رأی و شعار “نه به مضحکه انتخاباتی رژیم” این نمایش را به رفراندومی برای نشان دادن عدم مشروعیت رژیم تبدیل کنیم. “انتخابات” را به هر شکل ممکن و موثر به فرصتی برای گسترش اعتراضات توده ای در سراسر کشور، در مسیر مبارزه برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و به دست گرفتن سرنوشت سیاسی توسط اکثریت مردم ایران، کارگران و زحمتکشان، مبدل سازیم. راه حل، سرنگونی انقلابی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی و تلاش و مبارزه برای جایگزینی بدیلی سوسیالیستی است.
نه به انتحابات فرمایشی رژیم
سرنگون باد رژیم سرمایه داری اسلامی ایران 
زنده باد آزادی! زنده باد سوسیالیسم!

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

امضاها:

 

۱- اتحاد چپ ایرانیان در خارج کشور

۲- حزب کمونیست ایران

۳- سازمان راه کارگر

۴- شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران- استکهلم

۵- شورای فعالین سوسیالیست و آزادیخواه- هامبورگ

۶-کانون اندیشه کپنهاگ – دانمارک

۷- کمیته حمایت از مبارزات جنبش کارگری ایران- دانمارک

۸- کمیته حمایت از مبارزات کارگران ایران- فنلاند

۹- کمیته خارج کشور سازمان فدائیان(اقلیت)

۱۰- هسته اقلیت

 

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ برابر با ۱۱ مه ۲۰۱۷

 

http://shoora-namayandegan.org

 

فراخوان تظاهرات:علیه سفر ترامپ نماینده‌‌‌ی فاشیست نظام سرمایه داری- امپریالیستی آمریکا به بلژیک

 

قرار است روزهای ۲۴ و ۲۵ ماه می، دونالد ترامپ برای شرکت در نشست سران ناتو به بروکسل – پایتخت بلژیک و پایتخت اتحادیه‌ی اروپا – بیاید.

قرار است ترامپ برای تقویت پایه‌های وحدت سیاسی و نظامی دولت فاشیستی خود با دیگر کشورهای عضو ناتو به بروکسل بیاید.

قرار است تکیف پیمان‌ها و بودجه‌های نظامی آتی و جنگ‌های وحشیانه‌تر علیه مردم جهان روشن تر شود.

قرار است مدافعین اصلی سیستم سرمایه‌داری / امپریالیستی در این دیدار راهی برای دفاع هرچه بیشتر از این سیستم ستم و استثمار پیدا کنند.

قرار است قرار است این دیدار  به پیشبرد سیاست‌های فاشیستی ترامپ نه تنها در آمریکا، بلکه در سراسر جهان، خدمت کند.

قرار است چرخه‌ی ستم و استثمار، جنگ، کشتار، تخریب محیط زیست، زن‌ستیزی، تعصبات مذهبی‌، همجنس‌گراهراسی، نژادپرستی، دیگرهراسی، مهاجرت، آوارگی، بردگی، بی‌آیندگی و… تحت رژیم فاشیستی آمریکا و بال و پر گرفتن جنبش‌های فاشیستی و راست افراطی در اروپا گسترده‌تر شود.

بله! چون ترامپ نماینده‌ی عقب‌افتاده‌ترین، پوسیده‌ترین و ارتجاعی‌ترین ارزش‌ها و ایده‌هاست و تمام فجایع سیستم را یک‌جا در رژیم خود جمع کرده است. حاکمیت فاشیستی  که تهدیدی برای بشریت و کل کره زمین است. امروزه خطر فاشیسم  نه تنها بر آمریکا، بلکه دراروپا و کل جهان سایه انداخته است.

به همین دلیل نباید سکوت کنیم!

باید روز ۲۴ می به خیابان بیاییم!

باید به صف تظاهرات مردم بپیوندیم!

چون ما معترضیم به حضور کسی که:

زنان را چیزی جز ابزار شهوت و بچه‌زایی نمی‌داند،  آواره‌گان جنگ‌های امپریالیستی را مقصر اوضاع بحرانی دنیا می‌نامد، مهاجرین و قربانیان فجایع سرمایه‌داری را  جمعیت اضافی می‌داند، علم را سد راه گسترش خرافه و مذهب می‌داند، استثمار و بهره‌کشی را نماد برتری و قدرت می‌داند، در تخریب باقی‌مانده‌ی محیط زیست و کره‌ی زمین در خدمت به سود سرمایه ابایی ندارد، با وعده‌ی عظمت‌طلبی سفید/مسیحی آمریکا می‌خواهد میلیون‌ها نفر را طعمه‌ی نژادپرستی، دیگری‌هراسی و تنفر پراکنی کند. کسی که برای رسیدن به این اهداف ابایی از جنگ‌افروزی بیشتر و کشتار ندارد و برای دستیابی به «عظمت آمریکا» انگشت خود را بر دکمه‌ی بمب‌های هسته‌ای آماده گذاشته است.

فرصت تعلل و تردید نیست. باید زمین و زمان را به هم بدوزیم تا جلوی رشد هر چه بیشتر فاشیسم و بنیادگرایی مذهبی‌ و هر نوع نیروی واپس‌گرایی که بشریت و کره زمین را تهدید می‌کند، گرفته شود. مبارزه علیه دهشت‌های سرمایه‌داری امپریالیستی جدا از مبارزه‌ علیه بنیادگرایی مذهبی نیست، این دو قطب واپس‌گرا در حین اختلاف، یکدیگر را تقویت می‌کنند. مبارزه علیه فاشیسم و راست افراطی در غرب، جدا از مبارزه‌ی ما علیه رژیم زن ستیز و سرکوبگرجمهوری اسلامی ایران و سایر نیروهای بنیادگرای اسلامی نیست.

ما فعالین سازمان زنان هشت مارس و کمیته‌ی جوانان در بلژیک و در همبستگی با کارزار «نه به فاشیسم!» (Refuse Fascism) از همه‌ی نیروها، احزاب، سازمان‌ها، تشکلات و افراد ایرانی و غیرایرانی دعوت می‌کنیم  که  به صف تظاهرات اعتراضی بپیوندند تا بتوانیم در همبستگی با مردم و نیروهای انقلابی در آمریکا صفوف مبارزه‌ی مشترک‌مان را برای به زیر کشیدن رژیم فاشیستی ترامپ/پنس گسترده کنیم.

زمان: ۲۴ می ۲۰۱۷ ساعت ۱۷

مکان: ایستگاه نورد (Brussels-North station)

سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان) – بلژیک

کمیته جوانان بلژیک

۸mars.com

belgium@8mars.com

youtube.com/8marsorg

facebook.com/8marsorg

committeebe.org

facebook.com/committeebe

 

کانون مدافعان حقوق کارگر : اعتراض و اعتصاب در شرکت نیشگر هفت تپه

صبح امروز، ۵ شنبه اردیبهشت، ۶۰۰کارگر بخش صنعت شرکت نیشکرهفت تپه، دست به تجمع اعتراضی زدند. کارگران دلایل این اعتراض را این گونه اعلام  کرده  اند:

  • ایجاد فضای امنیتی که کارفرمای شرکت برای پرسنل بوجودآورده و حدود ۳۰نفر از کارگران را اخراج یا ازکار تعلیق کرده است.

  • پرداخت نشدن پاداش بهره برداری سال‌های ۹۴و۹۵

  • تعدیل قرارداد کارگران قراردادی از یک ساله به ۶ماهه

  • عدم تمدید و تعویض دفترچه های بیمه توسط سازمان تامین اجتماعی به دلیل بدهی شرکت به بیمه ومشکل بیمه تکمیلی

کارگران درمقابل کارخانه تولید شکر دست به تجمع اعتراضی زدند واعلام کردند تا زمانی که این موضوعات حل نشوند دست از اعتصاب نخواهند کشید.

حزب کمونیست کارگری حکمتیست (خط رسمی )حقشان بود، تازه این کم است!

“استقبال از روحانی با اردنگی کارگر!”

در یک منطقه جنگلی و در محاصره نیروهای امنیتی رژیم، کارگران معدن آزاد شهر گلستان، روحانی رئیس دولت را با اردنگی بدرقه کردند و ربیعی وزیر کار را کتک زد. یک کارگر معدنچی می گوید: “حقشان بود! تازه این کم است!”
ده ها کارگر معدنچی در یک معدن بدون کنترل امنیتی و در شرایط به شدت ناامن کار، زیر آوار رفتند. عزای عمومی اعلام شد. همه به تکاپو افتادند تا از این فاجعه ی دردناک انسانی بهره ی خود را ببرند. دولت، صاحب معدن را که سازمان بسیج جمهوری اسلامی است، مقصر دانست و جناح رقیب، دولت را عامل این جنایت نامیدند. دردناک تر این که، هم دولتی ها به ریاست روحانی و هم کاندیداهای رقیبش تلاش می کنند از این واقعه به نفع انتخاب خود بهره برداری کنند.
اما جواب کارگران به این رفتار شنیع زعمای جمهوری اسلامی، انفجار خشم طبقاتی و نفرت از نظام سرمایه داری و حاکمان حافظ سرمایه و سود است. امروز شمه ای از این خشم طبقاتی را با روانه کردن روحانی و وزیر کارش با اردنگی کارگران را شاهد بودیم. حقشان بود، تازه این کم است. باید گفت تازه این آغاز کار است. باید ببینیم کل طبقه کارگر در مقابل کل نظام سرمایه در ایران چه می گوید و چه می کند.
مرگ رفقای کارگر برای کل طبقه کارگر دردناک و کمر شکن است. اما سوگواری امروز و پس از اینکه اشکها پاک شدند و خشکیدند و انفجار خشم کارگران معدن، می تواند و باید به اتحاد و همبستگی طبقاتی کل طبقه کارگر تبدیل شده و ارتقا و گسترش یابد. نباید گذاشت کارگران معدن زیر بار فشار روانی و عاطفی رفقای از دست داده شان، در میان خانواده هایی که بدون سرپرست و نان آور خانه شده اند و زیر بار فشار و تهدید کارفرما و پلیس و دولت تنها بمانند. کشته شدن ده ها کارگر معدن آزاد شهر نه اول و نه پایان جنایت سرمایه داران علیه طبقه کارگر است. کمر کارگران، زیر بار فشار کار، دستمزد کم، عدم امنیت شغلی و امنیت کار و گرسنگی خانواده هایشان، خم شده است. تنها یک همبستگی طبقاتی و اتحاد صفوف طبقه کارگر می تواند طبقه کارگر ایران را سرپا و سربلند و متعرض نگه دارد.
حمایت کامل طبقاتی صفوف کل طبقه کارگر ایران از رفقای کارگر معدن، امروز گامی به سوی این هدف است. خشم طبقاتی کل طبقه کارگر ایران امروز می تواند به اشکال مختلف بر سر سرمایه داران و حامیانشان مثل پتک فرود آید. تعطیلی چند دقیقه کار به احترام و یاد کارگران کشته شده، صدور بیانیه های تعرض به سرمایه داران و حمایت از کارگران معدن و طرح مطالبات محاکمه مسببان ناامنی معدن، پرداخت غرامت به خانواده ی کارگران کشته شده، پرداخت غرامت به کلیه کارگران معدن بخاطر تحمیل شرایط ناامن کار و تحمل داغ وزخم رفقای خفته شان در عمق دو کیلومتری معدن و بایکوت کامل انتخابات، اولین و فوری ترین عکس العمل طبقه کارگر و تشکل ها و نمایندگان و رهبران عملی در همه مراکز کار است.
خشم کارگران تنها زمانی نیست که رفقایشان گروه گروه زیر خاک دفن می شوند. زمانی کارگران را شلاق می زنند، زمانی حقوق کارگران را به موقع نمی پردازند، زمانی که شلاق اخراج و بی قانونی بر بالای سر کارگر می چرخد، زمانی که میلیون میلیون کارگر بیکار و بی درآمد گرسنگی محض می کشند، زمانی که کل طبقه ما زیر خط فقر قرار دارد…، همه و همه شرایط دردناک و غیر قابل تحملی هستند که از کارگران آگاه می طلبد خشم و نفرت دایمی طبقه کارگر را به سازمان و اتحاد و همبستگی طبقاتی تبدیل کنند.
کارگران معدن آزاد شهر گلستان، امروز در دفاع از رفقای از دست رفته شا ن، رئیس دولت سرمایه داران را اردنگی زدند، اتحاد طبقاتی کارگران در سراسر ایران می تواند کل این نظام را با اردنگی به زباله دانی بریزد. اشک ها می خشکند، اما درد و زخم زندگی زیر خط فقر و دستمزد ناچیز و نبود بیمه بیکاری و گرسنگی مدام طبقه ما را رنج می دهد. این درد و رنج روزمره را نمی توان تحمل کرد. خشم و نفرت طبقه کارگر اگر سازمان یابد، اگر به اتحاد وهمبستگی صفوف طبقه تبدیل شود، ناقوس مرگ دولت و نظام سرمایه داران زده می شود. آنها ما را روزمره زیر آوار فقر و بیحقوقی به مرگ تدریجی محکوم کرده و دسته دسته ما را زیر آوار معادن دفن می کنند، روز دفن این نظام باید فرا رسد. طبقه کارگر بدون اتحاد و تشکل و تحزب، قادر به سازماندهی تعرض نیست. دفاع مرگ ما است! باید تعرض را ادامه و هرروز گسترش داد. این ها در مقابل تعرض متشکل و سازمان یافته ما٬ کمترین قدرت دفاعی ندارند. نیروهای امنیتی شان٬‌اولین گردانی است که زیر تعرض ما٬ کمر خم میکند.

کارگران کمونیست!
رفقا!
شیپور یک تعرض طبقاتی را بنوازید، به احترام رفقای خفته مان در زیر آوار معدن زنگ ها را به صدا در آورید، خفتگان و متوهمین و متوقعین کاندیداهای بورژواها و دولت این و آن جناح را بیدار کنید! هر بخش کارگری سرش را از لاک صنف و بخش خود بیرون بکشد و کل طبقه را به پهنای یک جامعه هشتاد میلیونی ببینید. چرخ های این جامعه بر دوش طبقه کارگر می چرخد. طبقه ای که حق دارد و می تواند خود صاحب محصول کارش و صاحب کل جامعه باشد. به کم تر از این راضی نشوید. امروز روز اعلان این واقعیت بی برو برگرد است که طبقه کارگر دیگر نمی خواهد قربانی بدهد و قربانی شود. فردا دیر است!

حزب کمونیست کارگری حکمتیست (خط رسمی )
١٧ اردیبهشت ١٣٩۶ (٧ مه ٢٠١٧)

ثریا شهابی:انتخابات فرانسه مقاومت در مقابل عقب گرد!

 

انتخابات دور دوم ریاست جمهوری فرانسه، که گفته میشود نفس در سینه شهروندان جهان حبس کرده بود، یک شنبه ۷ مه به پایان رسید. جامعه فرانسه در مقابل خطر عروج راست افراطی درفرانسه، فرانسه مهد تمدن و بستر سیل خروشان شورش های انقلابی، به مارین لوپن، رهبر راست افراطی جبهه ملی فرانسه نه گفت. تنها آلترناتیوی که دمکراسی پارلمانی در مقابل اش قرارداده بود، امانوئل ماکرون، نامزد راست میانه، را در هراس از قدرت گیری مارین لوپن، به سکوی ریاست جمهوری فرانسه پرتاب کرد. این فقط سطح واقعیات سیاسی عمیق تر جامعه فرانسهاست.

گفته میشود که این اولین انتخاباتی است در فرانسه، که مردم برای انتخاب بین دو راست، راست میانه و راست افراطی، به پای صندوق های رای کشانده میشوند. به این ترتیب ظاهرا خطرقدرت  گیری، راست افراطی جبهه ملی فرانسه، “فرانس اکزیت” و گسترش “یورواکزیت”، از بالا و توسط پارلمان، به پایان رسید!

اما واقعیت آن چیزی است که مارین لوپن به آن اشاره می کند. از فردای پایان دور اول این انتخابات، حزب راست افراطی جبهه ملی فرانسه، کرسی اصلی ترین اپوزیسیون پارلمانی فرانسهرا، که یک دهه قبل برایش رویای شیرین اما بسیار دور از دسترسی بود، اشغال کرد. فرانسه، نظام سیاسی، از بالا و در پارلمان، تماما به اشغال نیروی های راست در آمده است. این آخریننفس های پیکر مشرف به موت دمکراسی پارلمانی است که بورژوازی فرانسه توانست بر بستر نفرت از لوپن، بر جامعه فرانسه بدمد و تلاش میکند که آن را بعنوان پیروزی مردم، به آنهابقبولاند.

اما واقعیات جامعه فرانسه،  نه در پارلمان و از طریق ساختارهای سنتی نظام، که خارج از آن رقم میخورد. افسار خوردن راست افراطی لوپن توسط هم طبقه ای های دوراندیش تر و میانه روترشان، بی تردید ارجحیت دارد به رها شدن این افسار. اما در فرانسه جدال واقعی نه در پارلمان و نه در نزاع های پارلمانی، که جای دیگری رقم میخورد.

فرانسه ترسیده از تروریسم اسلامی، فرانسه خفه شده از عملیات انتحاری اسلامی، فرانسه اشباع شده از تبلیغات متعفن نژاد پرستانه و ضد خارجی ناسیونالیسم فرانسوی، باز در مقابل لوپن کهوعده “امنیت و ثبات” سیاه و ارتجاعی میدهد، مقاومت میکند! این برد جامعه فرانسه است نه امتیاز آقای  امانوئل ماکرون و حزب نوتاسیس راست میانه او! این نشان مقاومت بر سینهشهروندان در مقابل تعرض به دستآوردهای تمدن و بشریتی است که فرانسه پیشتاز آن بوده است.

در فرانسه جدال تازه آغاز شده است. انتخابات ریاست جمهوری امسال، در عین حال سوت مرگ دمکراسی پارلمانی، سوت پایان نگاه به بالا برای دخالت در سرنوشت جامعه، و سوت جدال درپائین را به صدا در آورده است. فرانسه قطبی شده، شکاف برداشته،  بعد از انتخابات عرصه جدال های جدی تری است که نه در پارلمان و ساختارهای سنتی نظام، که در خیابانهای پاریس،کارخانه ها و کارگاهها و محل های کار و در جامعه، تعیین تکلیف میشود.

۸  مه  ۲۰۱۷