قطعنامه مشترک  تشکل های مستقل کارگری به مناسبت  روز جهانی کارگر  ۱۳۹۶

گرامی باد اول ماه مه   روز همبستگی جهانی کارگران، مستحکم باد اتحاد کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان  و دانشجویان ، پیش به سوی اعتراضات متحدانه و سراسری برای پایان دادن به ظلم و ستم و نابرابری، پیش به سوی بر پائی تشکل​های مستقل محلی و سراسری.

امسال ما تشکل​ها و نهادهای مستقل کارگری در حالی دوشادوش هم، صفی متحد را به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر شکل داده ایم که جنبش عظیمی در جای جای کشور علیه فقر و فلاکت و ستم و تبعیض در جریان است و مبارزات عدالت​خواهانه کارگران، معلمان و دیگر اقشار زحمتکش جامعه به نحو کم سابقه ای در حال سازمانیابی بیشتر، آگاهانه تر شدن و سراسری  شدن است.

راهپیمائی​های اعتراضی کارگران همراه با خانواده هایشان در خیابان​ها، شکل گیری صفی متحد و سراسری در میان کارگران، دانشجویان، روزنامه نگاران، وکلا، معلمان و اساتید دانشگاه در مبارزه علیه لایحه اصلاحیه قانون کار، اعتراضات سراسری کارگران برق و مخابرات و معلمان شاغل و بازنشسته، تجمعات بی وقفه و متحدانه بازنشستگان لشکری و کشوری، شکل گیری اعتراض در شرکت ملی نفت  و دیگر صنایع کلیدی و اعتراضات گسترده علیه امنیتی کردن فعالیت​های صنفی و مدنی، نمودهایی از این سازمان​یافتگی، آگاهی و سراسری شدن مبارزات کارگران و زحمتکشان است که می​رود جنبش کارگری ایران را در جدالی آشتی ناپذیر و تعیین کننده با وضعیت فلاکت​بار موجود قرار بدهد.

چنین سطح کم سابقه ای از مبارزات متحدانه و سراسری بخش​های مختلف طبقه کارگر در شرایطی با شتاب فزاینده ای در حال گسترش است که سرمایه داری بحران​زده ایران بر بستر ناتوانی، عجز و درماندگی از پاسخ به معضلات حاد اقتصادی، سیاست انجماد قانونی حداقل مزد و تحمیل بی حقوقی مطلق بر طبقه کارگر را در پیش گرفته است.  در حالی که نهادینه شدن قراردادهای موقت و شرکت​های پیمانکاری، کارگران و کارمندان زحمتکش بخش خصوصی و دولتی را به بردگی کشانده و بیکاری و دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر و عدم پرداخت به موقع دستمزدها، میلیون​ها خانواده کارگری را به مرز بی تامینی مطلق سوق داده و بر این بستر، پدیده های ضدانسانی همچون کارتن خوابی و گور خوابی، کار کودکان، اعتیاد، تن فروشی و تباه شدن آینده جوانان  بیداد می​کند، تازه می خواهند تا با ایجاد تغییرات ضد کارگری بیشتر در قانون کار، تصویب انواع لوایح ضد کارگری در مجلس شورای اسلامی و نهادینه کردن فقر و فلاکت از طرق مختلفی همچون موجه خواندن کلیه فروشی برای رفع مشکلات اقتصادی اقشار فرودست جامعه، بیش از پیش منافع چپاولگرانه خود را تامین کنند.

ناتوانی بی سابقه سرمایه داری حاکم بر ایران در حل معضلات حاد اقتصادی و در پیش گرفتن سیاست تحمیل بی حقوقی و فقر و فلاکت هر چه بیشتر بر طبقه کارگر به علاوه سیاست تشدید سرکوب اعتراضات کارگری و امنیتی کردن فعالیت​های صنفی و مدنی به عنوان یگانه پاسخ حکومت​گران به مطالبات انباشته کارگران و دیگر اقشار زحمتکش جامعه، مجموعه عوامل غیرقابل انکاری هستند که بر متن آن  مبارزات بی وقفه کارگران و زحمتکشان ایران، هر دم متحدانه تر، سراسری تر و تعیین کننده تر به پیش خواهد رفت. بدیهی است با تداوم وضعیت موجود، موج  غیرقابل برگشتی از اعتراضات گسترده کارگری سراسر کشور را در بر خواهد گرفت.

ما امضا کنندگان این قطعنامه با تاکید بر صلح جهانی و محکوم کردن هر گونه سیاست جنگ افروزانه از سوی تمامی دولت​ها و جریانات جنگ​ طلب در منطقه خاورمیانه که هزینه های اقتصادی و جانی آن تماما بر دوش ما کارگران و زحمتکشان است، همبستگی خود را با کارگران جهان اعلام می​کنیم و با هشدار نسبت به تداوم وضعیت فلاکتبار کنونی، بر تحقق خواست​های زیر به عنوان حداقل​هایی برای برون​رفت از شرایط غیر قابل تحمل موجود پای می فشاریم.

۱- افزایش فوری حداقل دستمزد بر اساس سبد هزینه مطابق با استانداردهای  زندگی امروزی (امسال، چهار میلیون و پانصد هزار تومان) و پرداخت بیمه بیکاری به کارگران بیکار و جوانان آماده کار به میزان حداقل مزد

۲-  پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی، ممنوعیت تعقیب قضائی و وارد کردن اتهامات امنیتی نسبت به فعالیت​های صنفی، سیاسی و مدنی، لغو مجازات اعدام و شلاق، لغو کلیه احکام صادره علیه فعالان کارگری، معلمان و دیگر جنبش​های آزادی​خواه و عدالت​طلب و آزادی بی قید و شرط اسماعیل عبدی ، بهنام ابراهیم زاده و همه فعالان کارگری، معلمان و فعالان سیاسی و اجتماعی در بند

۳-  آزادی بی قید و شرط ایجاد تشکل​های مستقل، اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی، تجمع، اندیشه و بیان، احزاب و مطبوعات

۴- پرداخت فوری مطالبات معوق کارگران، بازنشستگان، معلمان و کارمندان بخش خصوصی و دولتی، همراه با خسارت دیر کرد و تصویب قانونی برای جرم دانستن عدم پرداخت حقوق و مزایا

۵-  تامین امنیت شغلی و توقف اخراج سازی​ها، بر چیده شدن قراردادهای موقت و سفید امضا، برچیده شدن شرکت‌های تامین نیروی انسانی و پیمانکاری، قرار گرفتن کلیه کارگران شاغل در کارگاه‌های کوچک ، مناطق آزاد و ویژه تحت پوشش کامل قانون کار و اجرای کردن بیمه کارگران ساختمانی

۶-  قطع دست دولت از صندوق​های بازنشستگی، سپردن اختیار صندوق سازمان تامین اجتماعی و دیگر صندوق​های بازنشستگی به هیات امنایی از نماینده های منتخب اعضا، محاکمه غارتگران صندوق​های بازنشستگی و جبران خسارت​های وارده به آنها

۷-  با توجه به ضد کارگری بودن قانون کار موجود، این قانون باید تغییر و هر گونه اصلاح و دست بردن در آن باید از طریق وسیع ترین اطلاع رسانی به کارگران و با دخالت مستقیم نماینده های منتخب مجامع عمومی آنان در سراسر کشور صورت بگیرد

۸- ممنوعیت کار کودکان و فراهم کردن امکانات زندگی، تحصیل رایگان و برابر برای همه کودکان فارغ از تعلق خانوادگی، جنسیت، قومیت و مذهب مطابق با استانداردهای پیشرفته امروزی

۹-  برقراری بالاترین استانداردهای ایمنی کار در تمامی محیط​های کارگری

۱۰- بر چیده شدن تمامی قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان و برابری کامل و بی قید و شرط  حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی

۱۱- به رسمیت شناخته شدن حق شهروندی برای مهاجرین افغانستانی و دیگر مهاجران و منع هر گونه اعمال تبعیض آمیز علیه آنان

۱۲- اول ماه مه روز جهانی کارگر باید تعطیل رسمی اعلام و هر گونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسم این روز ملغی شود

اسامی تشکل​های امضا کننده به ترتیب حروف الفبا:

۱- اتحادیه آزاد کارگران ایران

۲- انجمن صنفی کارگران واستادکاران ساختمانی مریوان وسروآباد

۳- انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه

۴- سندیکای کارگران نقاش استان البرز

۵- کانون مدافعان حقوق کارگر

۶- کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران

 

 

 

حادثه کار تنها یک حادثه نیست، روندی است جاری در خانواده کارگر حادثه دیده

 

به مناسبت ۲۸ آوریل روز جهانی یادمان کارگران جانباخته بر اثر حوادث کار و آلودگی محیط کار
با یاد و خاطره ی تمام کارگرانی که جان خود را در حوادث کار از دست داده اند

هر روز تعدادی از کارگران به دلیل ایمن نبود محیط کار، و بی توجهی کارفرمایان به استانداردهای لازم برای کار، دچار حوادث کار می شوند، تعدادی از آنان جان خود را از دست داده و تعدادی هم دچار معلولیت هایی می شوند که امکان کار را از آنان می گیرد. آمار دقیقی از این قربانیان وجود ندارد. بسیاری از دولت های کشورهای در حال توسعه نیز آمار دقیق و واقعی از تلفات خود ارائه نمیدهند. اما به جرات می توان ادعا کرد که تعداد کشته شدگان حوادث کار بیشتر از کشته شدگان جنگ است. ارائه آمار دقیق در این زمینه به معنی صحه گذاشتن بر استثمار بی حد و اندازه ای است که سرمایه داری بر آن استوار است. برمنبای همین آمارهای ناقص منتشر شده، سازمان بین المللی کار (ILO) اعلام کرد که سالانه در جهان بیش از دو میلیون و چهارصد هزار نفر بر اثر حوادث کار و بیماریهای ناشی از محیط کار جانشان را از دست می دهند. سیصد و پنجاه هزار کارگر در حوادث حین کار کشته میشوند و بیش از دو میلیون و پنجاه هزار نفر دیگر بر اثر بیماریهای مربوط به کار میمیرند. یعنی روزانه بیش از ۶۵۰۰ نفر قربانی جدال جان و سرمایه می شوند. در واقع مرگ این کارگران باید به عنوان قتل عمد محسوب شود. قتل عمد به این دلیل که:
۱- عدم پرداخت دستمزد مناسب و عدم امنیت شغلی کارگران موجب بالا رفتن حوادث ناشی از کار می شود. کارگر برای تامین هزینه های زندگی، بهه جای هشت ساعت کار قانونی، ۱۶ ساعت و بعضا تا ۲۴ ساعت در سه شیفت کار کند که دقت و توجه آنان را کاهش می دهد.
۲- بسیاری از این کارگران در اثر اهمال کارفرمایان و خودداری آگاهانه ایشان از فراهم آوردن امکانات مناسب و ایمن کردن محیط های کار قربانی میی شوند چرا که صرفه جویی در این زمینه ها به سود سرمایه داران می افزاید.
۳- بعضی از این حوادث به ظاهر در اثر بی احتیاطی کارگران است. در این موارد هم باز هم کارفرمایان مقصرند چرا که قبل از کار آموزش های لازم را بهه کارگران نمیدهند. زیرا هزینه های آموزش هم جزء هزینه های غیر ضروری محسوب می شود و منبع دیگری برای صرفه جویی و کاهش هزینه تولید است.
اما در صورت قتل کارگران در اثر حوادث کار هیچ یک از کارفرمایان نه تنها در جایگاه متهم قرار نمیگیرند. حتا در قراردادهای واگذاری کار به شرکت هایی پیمانکاری درصدی تحت عنوان مرگ و میر نیروی کار در نظر گرفته می شود. سلمان یگانه اردیبهشت سال ۱۳۸۸ در کارخانه سیمان لوشان به دلیل نقص فنی دستگاه کشته شد. «مه آفرید امیرخسروی» مالک کارخانه سیمان لوشان و ۳۸ کارخانه و مجتمع تولیدی و مجری ۱۸ پروژه ی عظیم بود. او (یا نماینده ی او در کارخانه ی فولاد لوشان) در جواب سلمان، که از او خواسته بود عیب دستگاه بتون ساز را برطرف کند، گفته بود توان مالیِ تعویض و حتا تعمیر دستگاه را ندارد! مه آفرید خسروی، کارفرمای وی به جرم اختلاس اعدام شد، اما در پرونده ی وی عاملیت در قتل سلمان به چشم نمی خورد.
حادثه ی کار یک حادثه نیست که فقط به یک نفر آسیب بزند. تاثیرات این حوادث در زندگی این کارگران بسیار عمیق و طولانی مدت است، آسیب هاییی که شاید در بعضی موارد بسیار دردناک تر از خود حادثه باشد، چرا که بعد از این رویداد، تبعات آن در زندگی بازماندگان و خانواده ی کارگر حادثه دیده هر لحظه مستمر و جاری خواهد بود.
در نبود تشکل های کارگری مستقل که بتواند از حقوق کارگران حمایت کند، نظارت بر ایمنی کارگاه ها از دستور کار مسوولان خارج است و ماده ۱۴۷۷ قانون کار نیز مانند سایر موادش به فراموشی سپرده می شود. ماده ای که دولت را موظف کرده است خدمات بهداشتی و درمانی را برای کارگران و کشاورزان مشمول این قانون و خانواده های آنها فراهم کند و کارفرمایان را به بیمه کردن کارگران الزام می کند و تاوان قصور و سودپرستی کارفرمایان و بی توجهی مسوولین سازمان تامین اجتماعی، وزارت کار و… را کارگران حادثه دیده و خانواده های آنان می پردازند.
در بیشتر خبرهای مربوط به کشته شدن کارگران به دلیل حوادث کار، اسمی از آنان برده نمی شود. آنان قربانیان گمنامی هستند که در لابه لایی خبرهای رسانه ها به راحتی گم می شوند. حتا درحوادث بزرگی مانند آتش سوزی ساختمان پلاسکو نیز چنین اتفاقی افتد و بعد از فروکش کردن تب و تاب اولیه، دیگری خبری از این کارگران و خانواده هایشان نیست.
از این رو انتخاب و به رسمیت شناختن روزی با عنوان “یادمان قربانیان حوادث کار” می تواند بسیار مهم باشد. نخستین بار اوایل دهه هشتاد میلادی ۲۸۸ آوریل به عنوان روز یادمان قربانیان حوادث و محیط کار مطرح شد.کشور کانادا در سال ۱۹۸۹ این روز را به رسمیت شناخت و به دنبال آن در سال ۱۹۹۶ فدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری در نیویورک این روز را به عنوان روز یادمان کارگران اعلام کرد. تا کنون طی دو مرحله بیست کشور جهان این روز را به رسمیت شناخته اند، اما اکثر کشورها، حتی کشورهای پیشرفته از به رسمیت شناختن این روز طفره میروند.
بر تمامی کارگران و تشکل های مستقل آنان است که با گرامی داشتن یاد کارگران حادثه دیده، توجه افکار عمومی را بیشتر به این مساله جلب کنند وو ایجاد ایمنی کار را به یکی از خواسته های اصلی خود تبدیل کنند.
به این منظور یادی می کنیم از برخی کارگرانی که در سالهای قبل جان خود را در محیط کار از دست داده اند:
پیمان رضی لو(کارگر ایران خودرو) ، سلمان یگانه (کارگر لوله سازی لوشان)، فرامرز شاه ویسی، (سکته قلبی هنگام کارشرکت لیلاق سنندج)، مهدیی داوری (سقوط داخل چاه آسانسور ساختمانی اصفهان)، سردار عبداله (مرگ بر اثر سقوط ساختمانی سنندج)، شاهبری بهرامی فر (مرگ هنگام کار با خرمن زن، کارگر کشاورزی شهرستان روانسر)، نجیب اله کارگر افغان (مرگ بر اثر سقوط ساختمانی نائین)، ایرج مهاجری، خدا رحم اولیازهی، عدنان عزیزی، عبدالحمید صادقی، مصیبت کریمی راد، مراد خالقپور، ولی محمدی، رحم الدین نور زهی، محمد ایزدی، هاشم عابدی و پویا عزیزی، رضا خالقپور (کارگران غدیر یزد)، محمد حسین بیگی (برخورد با دستگاه کاردینگ کارخانه نساجی یزد)، رضا کشاورز (مرگ بر اثر آتش سوزی پالایشگاه نفت بندر عباس) ، خسرو جان ، لقمان مسعودی ، سوران کوملسی (کارگران نقاش ساختمانی، مرگ بر اثر گاز گرفتگی مهاباد)، مصطفی بهمن پور ( خودکشی در محوطه کارخانه به دلیل قرار گرفتن در لیست اخراج، کارخانه مزدا تهران)، مهدی سیف الدینی(مرگ بر اثر اصابت جک معدن زغال سنگ شهرستان زرند)، اسلام جهانبانیان (کارگر پتروشیمی کارون)، سید مرتضی موسوی‌نژاد و عبدالنور بنی‌سعید و محمد حمیدی (از کشته شدگان پتروشیمی بندر امام)  و … .
و از یاد نبریم تمام کشته شدگان گمنام حوادث کار و خانواده هایشان را که درخبرها تنها با عنوان “یک کارگر” معرفی می شوند و با امید به روزی که دیگر هیچ کارگری درحین کار، سلامت و جان خود را از دست ندهد .
کانون مدافعان حقوق کارگر
۸ اردیبهشت  ۱۳۹۶

در آستانه روز جهانی کارگر: باز هم تهدید و احضار فعالان

در آستانه روز همبستگی و اتحاد جهانی کارگران (۱۱ اردیبهشت) و در شرایطی که میلیون ها کارگر و زحمتکش ایران با انبوهی از خواست های برحق و ابتدایی کارد به استخوانشان رسیده است، باز هم قوه قضائیه و دادگاه ها با پرونده سازی های امنیتی علیه فعالان کارگری، جو تهدید و ارعاب را به نفع کارفرمایان و سرمایه داران، شدت می بخشند. دادگاه انقلاب دزفول – قوۀ قضائیه – طی حکمی علی نجاتی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه را به همراه اشرف رحیم خانی و زینب کشوری فعال در بخش زنان و عزت جعفری، شاپور رشنو، علی محمد جهانگیری و شاکری را به اتهام تبلیغ علیه نظام در تاریخ ٢۴ اردیبهشت ١٣٩۶ احضار کرد.

این روند برای کارگران ایران روش شناخته شده ای است که مستمراً با آن رودررو هستند. از بگیر و ببند و اخراج و بیکارسازی گرفته تا صادر کردن حکم شلاق برای کارگرانی که در چنگال مشکلات مالی گرفتارند، در پرداخت اجارۀ خانه درمانده اند، و از تأمین حداقل هزینۀ زندگی، خوراک، پوشاک، بهداشت و تحصیل فرزندان شان ناتوان اند، در حالی که بسیاری از کارفرمایان خصوصی و دولتی حتی از پرداخت حقوق کارگران سرپیچی می کنند. حکومت اعتراض کارگران علیه شرایط مستمند سازی را  “برهم زدن امنیت” و “تبلیغ علیه نظام” می نامد!

علی نجاتی پس از تحمل زندان، و حکم بازنشستگی اجباری و بیماری، هنوز به بهانه های بی اساس به دادگاه  کشانده می شود! و اعضای خانواده اش نیز هر از چندی با پرونده سازی های واهی مورد آزار قرار می گیرند. سایر فعالان نیز با گرفتن احکام طولانی و گاه چندین حکم از سوی دادگاه های مناطق دیگر، در اعتراض به این روند با اعتصاب غذا در شرایط طاقت فرسای زندان های ایران، جان خود را وثیقۀ مبارزه با این اوضاع فلاکت بار قرار داده اند.

این در حالی است که تبلیغات دروغین “منشور شهروندی” حکومتیان و وعده های توخالی و کر کننده در آستانه انتخابات فضا را مسموم ساخته است. آیا میلیون ها کارگر، معلم، بازنشسته، کارکنان بیمارستانی، بیکاران، زنان و کودکان، دانشجویان، دستفروشان و حاشیه نشینان، “شهروند” این جامعه به حساب نمی آیند که علاوه بر محرومیت، باید به چارمیخ کشیده شوند؟ دمکراسی ادعائی اقلیت ثروتمند جامعه تنها جامه ای عاریتی و بی قواره است که به تن اکثریت میلیونی کارگران و خانواده هایی که زیر بار شرایط خفت بار کنونی، باید خفقان و سرکوب را تحمل کنند و صبور باشند، مدت هاست که از مد افتاده است! واقعیت نشان می دهد که مبارزات و اعتراضات روزمره و روزافزون کارگران و سایر زحمتکشان ایران را نه می توان متوقف کرد و نه  نمی توان با این ترفندها به عقب راند.

اعتراض به زندانی کردن کارگران و فعالان کارگری، معلمان، فعالان جنبش های آزادی خواه و زندانیان سیاسی و هرگونه پرونده سازی امنیتی علیه آن ها، آزادی همه فعالان کارگری بدون هیچ قید و شرطی، بازگشت فوری کارگرانی که به علت مبارزه برای خواست های کارگری زندانی و اخراج شده اند به کار خود، رفع اتهام و منع تعقیب آن ها و ابطال احکام قضایی به ضد فعالان کارگری و دیگر عرصه ها، در کنار انبوهی از مطالبات دیگر، مبارزه ای لازم و ضروری برای تغییر و برون رفت از ورطۀ کنونی است که کارگران صف اول و قاطع آن را تشکیل می دهند.

کارگران پروژه های پارس جنوبی

جمعی از کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندر امام

فعالان کارگری جنوب

فعالان کارگری شوش و اندیمشک

جمعی از کارگران محور تهران  –  کرج

۵اردیبهشت ١٣٩۶

Kargaran.parsjonobi@gmail.com

دو خبر کارگری در آستانه روز جهانی کارگر

http://www.kanoonm.com/2662

باز هم احضار و محاکمه کارگران و فعالان اجتماعی

علی نجاتی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به همراه اشرف رحیم خانی و زینب کشوری فعال در بخش زنان،و عزت جعفری ، شاپور رشنو،علی محمد جهانگیری و شاکری به اتهام تبلیغ علیه نظام در بیست و چهار اردیبهشت ۱۳۹۶به شعبه دوم دادگاه انقلاب دزفول احضار شدند . این احضار توسط پیامک به آنان ابلاغ شده است.

 

http://www.kanoonm.com/2665

شیث عمانی، فعال کارگری درپی تقاضای مجوز مراسم روز کارگر احضار و تهدید شد.

اداره اطلاعات شیث امانی و سایر فعالان مستقل کارگری را تهدید کرد که برگزاری مراسم روز کارگر برایشان گران تمام خواهد شد.

بیانیه شورای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر- ایران سال ۱۳۹۶:سال تلاش برای تشکل یابی بر بستر اعتراضات کارگری

روز جهانی کارگریازده اردیبهشت ۱۳۹۶ برابر با اول ماه مه ۲۰۱۷– روز تاکید بر ضرورت همبستگی جهانی کارگران از راه میرسد؛ تاریخ مبارزات طبقه کارگر نشان میدهد که کارگران در هر رده و دسته و محل کاری که هستند نه تنها در یک روز خاص بلکه همیشه و هر روزه و فقط در اتحاد و همبستگی و سازمانیابی مستقل از دولت های سرمایه داری و مستقل از کارفرمایان  قادر خواهند بود بر جناح ها و گروه های مختلف سرمایه داری پیروز شده و به مطالبات و خواست های طبقاتی خود دست یابند.

کارگران ایران اعم از کارگران کارخانه ها، کارگران عرصه ی آموزش(همچون معلمان)، کارگران معادن، کشاورزی، ساختمانی و عمرانی، کارگران خدماتی، کارگران عرصه های بهداشت و درمان (مانند پرستاران و بهیاران)، کارگران حمل و نقل، نانوایی ها، کوره پز خانه ها، زنان خانه دار، کارگران عرصه های فروش و توزیع، کارگران در سطوح مختلف همچون فنی و ماهر، کارگرانی که در امور هنری و یا فنی که با فروش نیروی کارشان امرار معاش میکنند، بازنشستگان، کارگران فصلی و پروژه ای و نیز کارگران بیکار، همه و همه جزوی از طبقه ی کارگرند ؛ آنها برای کسب مطالبات خود، چاره ای جز مبارزه ی متحد و سازمان یافته در مقابل سرمایه داری(چه خصوصی و چه دولتی) و نیز چاره ای جز استقلال از تمام جناح های مختلف سرمایه داری اعم از اصولگرا و اصلاح طلب و میانه، یا جناح هایی با شکل های جدید و نوظهور نداشته و ندارند.

 

فقر و فلاکت، گرانی، تورم، قدرت خرید بسیار پایین مردم، حقوق های چندین برابر زیر خط فقر در حالی که خط فقر مبلغ چهار میلیون تومان در ماه است، سرکوب فعالین ، سرکوب بیان و اندیشه و نبود آزادی های اجتماعی و سیاسی هر روز بیش از پیش چهره ی واقعی نظام استثمار و سرکوب سرمایه داری را به طبقه کارگر نشان میدهد و در عین حال تشدید بحران های این نظام را نیز نشان می دهد؛ در سالی که گذشت، اعتراضات کارگران در ایران روز به روز روندی رو به افزایش داشته است؛ با گسترش شکاف طبقاتی در جامعه ی ایران و پیاده سازی هر چه بیشتر سیاست های نئولیبرالی و ضد کارگری( منجمله خصوصی سازی و تعدیل نیرو و شرکت های واسط و پیمانکاری)، اعتراضات بیشتری انجام میشود؛ اعتصابات مختلف کارگران برای کسب حقوق های معوقه، افزایش دستمزد، علیه بیکاری و عدم امنیت شغلی، علیه خصوصی سازی، علیه شرکت های واسط و پیمانکاری، علیه عدم ایمنی در محیط های کار و دیگر اعتراضات ، روز به روز در حال گسترش است.همچنین در سایر نقاط جهان اعتراضات کارگری علیه سیاست های سرمایه داری رو به رشد گذاشته است و سازمانیابی هر چه مستقل تر از سرمایه داری و کارفرماها در سراسر جهان به نیازی ضروری بدل میشود.

 

اجرای سیاست های اقتصادی-سیاسی ِ ضد کارگری ِ دولت روحانی( در ادامه همان روندی که دولت های احمدی نژاد و خاتمی و رفسنجانی و … داشته اند و بر اساس همان منافع و سیاست های کلی نظام، ولی هر روز با شتابی بیش از پیش ) علیه هستی و معیشت ماست؛ آغاز بحث هایی مبنی بر سرمایه گذاری های خارجی در انواع بخش های تولید و خدمات بیش از هر چیز نیروی کار ارزان در ایران را نشانه رفته است. در همین راستاست که سرمایه داری جهانی برای باز کردن هر چه بیشتر راه خود برای استثمار کارگران و منابع ایران، تلاش میکند تا تشکل های حکومتی و غیر مستقل یا تشکل های آماده برای معامله و همکاری با سرمایه داری جهانی را در نهاد های مرجع و جهانی به اصطلاح کارگری به رسمیت بشناسد.  

ما کارگران به خوبی میدانیم که جنگ ها، آشوب ها و کشتارهای مختلفی که در منطقه و جهان و منجمله در سوریه و عراق و افغانستان در حال وقوع است و با تامین مالی-تسلیحاتی قدرت های سرمایه داری جهانی و منطقه ای و با سو استفاده از ابزارهایی چون تفاوت های قومی، ملی، مذهبی و غیره و با هزینه هایی از جیب ما کارگران صورت میگیرد، اقداماتی برای تامین و تضمین ِسودآوری سرمایه داری در منطقه و جهان است و برای ما کارگران تنها خانه خرابی و فلاکت و فقر و مرگ به همراه میآورد ؛ بدیهی است که ما کارگران و هم سرنوشتان، باید با چشم پوشی از تفاوت های قومی، ملی و مذهبی و با تاکید بر اتحاد کارگری و طبقاتی در سطح منطقه و جهان بر علیه تمامی نیروهای اجیر سرمایه داری متحد شده و اجازه ندهیم بیش از این زندگی و هستی ما دستخوش فلاکت های ایجاد شده توسط سرمایه داری گردد.

 

شورای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر ایران، برای هشتمین سال و مطابق سنت هر ساله و در آستانه ی روز جهانی کارگر امسال،۱۱ اردیبهشت سال ۹۶ – اول ماه مه ۲۰۱۷ –  این روز باشکوه را شادباش میگوید. بر اساس تجربه ی عینی در اعتراضات کارگری ، و به مثابه تاکید مضاعف بر یک نیاز حیاتی، ما این سال را به سال تلاش برای تشکل یابی بر بستر اعتراضات کارگری نام گذاری میکنیم . این شورا از تمامی کارگران و گروه های کارگری برای برگزاری هر چه متحدانه تر و باشکوه تر مراسم های مستقل روز جهانی کارگر دعوت بعمل میآورد. ما ضمن اعلام حمایت از بیانیه های تشکل ها و گروه های مستقل کارگری، مهم ترین مطالبات جاری طبقه کارگر ایران را در موارد شش گانه زیر اعلام میداریم. این شورا از تمامی جریانات و افراد مدافع مبارزات طبقاتی کارگران و نیز از کارگران و فعالان کارگری میخواهد که در نشر و تبلیغ بیانیه این شورا و نیز بیانیه های دیگر گروه های مستقل کارگری و غیر حکومتی تلاش کنند:

۱-      هر مقدار دستمزد دریافتی زیر مبلغ چهار میلیون در ماه، تحمیل دستمزد زیر خط فقر و تحمیل مرگ و فلاکت بیش از پیش بر ما کارگران است؛ ما ضمن حمایت از تلاش های تشکل های و گروه های کارگری مستقل در مورد دستمزد اعلام میکنیم که تحقق دستمزد حداقل و مناسب بر اساس سبد معیشت و یک زندگی شرافتمندانه و مطابق با استانداردهای روز، از طریق سه جانبه گرایی و شورای عالی کار به دست نمی آید و  تنها با اتحاد و اعتراض سازمان یافته ی کارگری محقق خواهد شد؛ ما در این راه و همچنین علیه حداقل دستمزد فلاکت بار تعیین شده، دست از اعتراض و تلاش برنخواهیم داشت.

۲-      ما کارگران در بخش های مختلف، ضمن اعلام حمایت از اقدامات کارگران و هم طبقه ای هایمان در دیگر بخش ها مانند اعتراضات معلمان و پرستاران،اعتراضات کارگران معدن، پتروشیمی و خودروسازی ها، اعتراضات علیه حقوق های معوقه و دستمزد های زیر خط فقر، علیه اخراج، علیه سرکوب فعالین و نمایندگان کارگری، علیه شرکت های واسط و پیمانکاری و اعتراض علیه نابرابری جنسیتی در محیط های کار و اجتماع، اعلام میداریم که تنها راه کسب مطالباتمان ایجاد تشکل های مستقل کارگری( و عالی ترین شکل آن یعنی شوراهای مستقل کارگری) در محیط های کارمان  است؛ تشکل های مستقلی که از خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار و انجمن های صنفی و به طور کلی از سرمایه داری ( و از کارفرما ها و دولت ) مستقل باشند.

۳-     ما کارگران ایران بار اصلی تحریم ها را در سال های متوالی بر دوش کشیده ایم. آنچه قرار بود بعد از توافقها نیز حاصل شود چیزی جز تامین منافع سرمایه داران ایرانی و خارجی نبود. ما کارگران ایران، نقشه هایی که سرمایه گذاران خارجی برای استثمار ارزان نیروی کار و منابع ما کشیده اند و نیز تلاش برای به رسمیت شناختن تشکل های وابسته ی حکومتی و یا تشکل های ظاهرا کارگری توسط نهادهای جهانی کارگری را محکوم کرده و علیه آن مبارزه خواهیم کرد.

۴-      کارگران و فعالان کارگری که در راه ایجاد و یا تثبیت تشکل های مستقل در جنبش کارگری ایران و در راستای دفاع از حقوق طبقاتی کارگران مورد سرکوب حاکمیت سرمایه داری ایران قرار گرفته اند و نیز خانواده های این عزیزان باید پیش از پیش مورد حمایت های مادی و معنوی هر چه عمومی تر اقشار مختلف در طبقه کارگر قرار گیرند. ما ضمن اعلام حمایت از این عزیزان خواستار پایان دادن به تعقیب  قضایی و آزار و سرکوب و احضار کارگران و فعالین کارگری هستیم و در راه رفع این فشار و سرکوب ها تمامی تلاش خود را خواهیم کرد.

۵-      ما کارگران ایران ضمن اعلام حمایت از کارگران مهاجر در ایران منجمله کارگران افغانستانی، از مبارزات کارگران در دیگر نقاط جهان حمایت کرده و همچنین خود را متعهد به پشتیبانی از جنبش های اجتماعی دیگر منجمله جنبش های مدافع حقوق زنان، کودکان (و به ویژه کودکان کار و خیابان)، جنبش دانشجویی، جنبش های مدافع محیط زیست و سایر جنبش های مترقی زیر مجموعه مبارزه ی طبقاتی میدانیم.

۶-      ما کارگران اعلام میداریم که برای کسب آزادی های اجتماعی، برای لغو مجازات اعدام، برای کسب آزادی بیان و عقیده و آزادی پوشش، برای کسب حق تشکل، تحزب، اعتصاب، اعتراض و حق تجمع و نیز حق برگزاری مراسم های روز جهانی زن، روز جهانی کارگر و امثالهم که حق اساسی ما کارگران است تلاش خواهیم کرد و هر گونه برخورد و ممانعت در برگزاری مراسم های روز جهانی کارگر را محکوم مینماییم.

زنده باد اول ماه مه و همبستگی جهانی طبقه کارگر

پیش به سوی تقویت تشکل یابی بر بستر اعتراضات کارگری

شورای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر ایران؛ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶، اول ماه مه ۲۰۱۷

۱may.iran@gmail.com

 

حزب کمونیست کارگری -حکمتیست (خط رسمی)انتخابی در کار نیست،در مراسم تحقیر و اعلام بی حقوقی خود شرکت نکنید!

 

 

بار دیگر در ایران زمان برگزاری نمایش تکراری “انتخابات” رئیس جمهوری،  زیر حاکمیت خفقان و استبداد مطلق و ممنوعیت فعالیت احزاب سیاسی، زمان تبدیل “کشتی گیری” چهار سالیکبار جناح های حکومتی، و زمان  نمایش “انتخابات” رسیده است.

انتخابات امسال اما در دوره و فضایی متفاوت، در فضایی مملو از بی اعتمادی مطلق اکثریت مردم محروم جامعه ایران نسبت به همه جناح های جمهوری اسلامی، برگزار میشود. دورهبرگزاری انتخابات در شرایط: سوختن ورق “اصلاح رژیم”، سوختن ورق “اعتدال در اسلامیت رژیم”، تمام شدن ارزش مصرف فوائد چرخش در سیاست خارجی، سوختن ورق گشایشسیاسی-اقتصادی تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، و دوره تمام شدن بازی با همه ورق های قدیمی، است. انتخابات امسال، از این زاویه، و در شرایط کیسه خالی هر دو جناح، برای جمهوریاسلامی معضلی جدید است.

تبدیل روز ثبت نام کاندیداتوری رئیس جمهوری به روز اعتراض به فقر، به بیکاری، به بیحقوقی زن، به فساد مالی دولت و سران حکومتی، به قوانین ارتجاعی اسلامی حاکم در جامعه، نهفقط اعلام آشکار بی اعتمادی مطلق پائین به بالا که اعلام علنی مسخره و پوچ بودن نمایشی است که قرار است به نام “انتخابات” برگزار شود.

بیهوده نیست از ولی فقیه و بیت امام تا روحانی و اصلاح طلب، از احمدی نژاد تا نیروها، جریانات دست راستی اپوزیسیون، سوت و کور بودن بساط انتخابات را هشدار میدهند و همگیچمپاته زنده اند که بالاخره با کدام ترفند و فریب، با ترساندن مردم از کدام “خطر” یا “هیولا” تنور انتخاباتشان را گرم کنند، مردم را فریب دهند و آنها را پای صندوق رای ببرند.

اگر دوره ای صف رنگارنگی از سران و مهره های رژیم تا جریانات راست پرو حکومتی، در حمایت میدیای دست راستی غرب، میتوانستند شرکت در انتخابات را بعنوان فرصتی برای تشدیدشکافها و بعنوان امکانی برای عقب راندن جمهوری اسلامی به خورد مردم بدهند، امروز این حربه را تماما از دست داده اند. سوختن ورق “اصلاح طلبی” و “اعتدال”، در شرایط پسابرجام وپایان یافتن “جنگ مرگ و زندگی”  بین جناح ها،  اپوزیسیون دورن و برون حکومتی طرفدار نظام را،  تماما خلع سلاح کرده است.

اگر دوره ای روی استیصال و بی افقی مردم سرمایه گذاری کردند و آنها را پای صندوقهای مارگیری “انتخابات” بردند، امروز بی افقی و سکوت جای خود را به اعتراض و “رای نمیدهم” دادهاست. اگر دوره ای انتخاب رفسنجانی، خاتمی، یا کشیدن مردم به خیابانها به بهانه “رای من کو” و بالاخره انتخاب روحانی را انتخابی علیه “نظام” و ولی فقیه، امید به اصلاح و دمکراتیزهشدن رژیم، افق گشایش اقتصادی و فرصتی برای نفس کشیدن به جامعه قالب کردند، امروز پس از سوختن آس “اعتدال”، تمام قد و بی آلترناتیو در مقابل مردم قرار گرفته اند. جمهوریاسلامی امروز نه راه بازگشت به عقب و حاکمیت “دوران طلایی امام” و بازار پان اسلامیستی و حفظ اسلامیت نظام را دارد و نه راه فراری به جلو برای در انتظار نگاه داشتن مردم!

نه رئیسی “هیولاتر” و “خط امامی تر” از روحانی است و نه احمدی نژاد “سرکش” ضد نظام و ولی فقیه! جنگ داخلی اینها هرچه باشد، جمهوری اسلامی با رئیس جمهور معمم یا مکلایخود، از اصولگرای خط امامی تا اصلاح طلب و معتدل آن، حکومت اقلیتی سرمایه دار مفتخور، است. این حکومت ضد زن، ضد شادی، حکومت تداوم تحمیل بیحقوقی کامل به اکثریت جامعه،حکومت فقر، حکومت خفقان است که صرفا با اتکا به دستگاه سرکوب خود از سپاه پاسداران و ارتش، وزارت اطلاعات تا گله انصار الله و دستگاه مذهب، سر پا ایستاده است.

 

مردم آزادیخواه!

نباید اجازه داد جمهوری اسلامی و شارلاتانهای سیاسی طرفدار آن، بن بست و استیصال خود را به بن بست و استیصال ما تبدیل کنند. نباید اجازه داد نوکران و نان به نرخ روز خورهای شان بهنام اپوزیسیون و میدیا، با علم کردن “خطر تندروها”، “خطر ترامپ” و جهنم سوریه، ما را به تمکین و شرکت در این نمایش مسخره بکشانند.

باید روز انتخابات و حوزه های انتخاباتی را به میدان و صحنه قدرت نمایی خود تبدیل کنیم. باید به جای شرکت در نمایش مسخره “انتخابات”، آنرا به محملی برای اعلام خواست آزادی وبرابری، خواست رفاه همگانی، خواست کوتاه کردن دست مذهب از زندگی خود، تبدیل کرد.

اگر کل دستگاه تبلیغاتی و ارگانهای حاکمیت در تلاشند با فریب، ما را پای صندوق رای ببرند و به حاکمیت خود مشروعیت بخشند، در مقابل باید همه جا در مراکز کار، دانشگاه، محلات و…،ما کارگران، ما زنان و ما آزادیخواهان در تجمعات خود اعلام کنیم این انتخابات ما نیست. کمترین انتخاب ما جامعه ای انسانی، آزاد و مرفه است!

باید به جمهوری اسلامی و اعوان و انصارش که از تبدیل شدن خشم و نفرت ما به نیرویی متحد برای به زیر کشاندشان نگرانند،  و ما را به “انتخاب بین بد و بدتر” میکشانند، فهماند که ماصف میلیونی کارگر، زن و مرد، جوان و پیر در اعتصابات و اعتراضات کارگری، در اول مه ها، ۱۶ آذر ها، ۱۸ تیر ها، هشت مارس ها، در جنبش دفاع از حق کودک، جنبش ضد اعدام،جنبش رهایی زن، با شعار “آزادی و برابری”، مدت ها است انتخاب خود را کرده ایم.

باید اعلام کرد ما در نمایش وقیحانه بی قدرتی و تحقیر خود، در مراسم رسمی اعلام بی حقوقی خود شرکت نمیکنیم. انتخابات امسال را باید به محملی برای تقویت جنبش مستقل و انقلابیخود علیه کلیت سیستم و حاکمیت و همه طرفدارانش تبدیل کنیم.

باید اعلام کرد هر “انتخاباتی” با وجود جمهوری اسلامی مردود است. انتخابات ما بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی ایران با امید به آینده ای بهتر، برگزار میشود!

 

مرگ بر جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست (خط رسمی)

۱۷ آوریل ۲۰۱۷ (۲۸ فروردین ۱۳۹۶)

اخبار کارگری،:تهیه و تنظیم: بابک سراج

 

اجتماع کارگران گروه ملی صنعتی فولاد

۴۰۰۰ کارگر گروه ملی صنعتی فولاد اهواز دو هفته است در اعتراض به عدم دریافت حقوقهای معوقه، دست به اعتصاب زده اند. کارکران فولاد ۵ ماه حقوق معوقه دارند و پایان اعتراض و اعتصابشان را به دریافت و نقد کردن حقوقهای معوقه شان منوط کرده اند. همینطور مزایای شغلی و سنوان این کارگران چند سال پرداخت نشده است که مبلغی معادل ۵ الی ۶ میلیون تومان برای هر کارگر میشود. کارفرمای شرکت همینطور علیرغم کسر بیمه از حقوق کارگران، آنرا به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نکرده است که همین مشکلات زیادی برای کارگران و خانواده هایشان فراهم کرده است. بعد از دو هفته هنوز به اعتراض و اعتصاب کارگران پاسخی داده نشده و اعتراض کارگران ادامه دارد. بنا به اظهارات کارگران معترض، گروه ملی فولاد اهواز یکی از شرکتهای احداث شده توسط گروه سرمایه‌گذاری امیر منصور آریا در اهواز است که پس از ماجرای اختلاس ٣۰۰۰ میلیاردی و مصادره شرکت‌های متهم اصلی پرونده هم ‌اکنون مدیریت این کارخانه با نظارت قوه قضائیه انجام می‌شود.

ادامه اعتراضات کارگران شرکت صدرای بوشهر

حدود ۲۰۰۰ کارگر شرکت صدرا (شرکت صنعتی دریایی ایران صدرا) در بوشهر از آبان ماه معوقات مزدی خود را دریافت نکرده اند. این کارگران روز دوم بهمن دست به اعتصابی چند ساعته زدند و جلوی درب ورودی شرکت اجتماع کردند. اما از مسئولین پاسخی دریافت نکردند. کارگرانی که در این اعتصاب فعال بودند تهدید به اخراج شدند و البته وعده نهار کارگران نیز از آنان دریغ شد. قرارگاه خاتم الانبیا سپاه پاسداران از عمده سهام داران این شرکت صنعتی محسوب می شود.

 

اعتصاب کارگران کارخانه آلومینیوم المهدی

صبح روز چهارشنبه چهارم اسفند ماه بیش از ۳۰۰ کارگر کارخانه آلومینیوم المهدی هرمزآل در اعتراض به اخراج ۴۰ نفراز همکارانشان اعتصاب کرده و با تجمع مقابل درب ورودی کارخانه خواهان بازگشت به کار همکاران خود شدند. مدیران کارخانه به بهانه کمبود منابع مالی قصد دارند تا کارگران کارخانه را طی چند مرحله اخراج کنند. در مرحله نخست، چهل کارگر این کارخانه با سوابقی تا ۱۵ سال از کار اخراج شده اند. به گفته یکی از کارگران اعتصابی، کارگران نگران‌اند که روند اخراج کارگران ادامه پیدا کند و سایر کارگران قراردادی طی هفته‌های آینده از کار اخراج گردند. کارخانه آلومینیوم المهدی هرمز آل، بیش از ۲۴۰۰ کارگر دارد که فاقد امنیت شغلی اند. سرمایه دار مالک کارخانه از پرداخت مطالبات کارگران کارخانه خورداری می کند.

اعتراض کارگران کارخانه پتروشیمی تکس آریا

 روز چهارشنبه چهارم اسفند ماه، ۴۵ کارگر شرکت پتروشیمی تکس آریا برای دومین بار علیه تصمیم  کارفرما برای اخراج آنها، دست به تجمع اعتراضی زدند. همان زمان با پادرمیانی اداره کار منطقه این دستور ملغی و کارگران برسر کار خود بازگشتند. با این حال کارفرما بار دیگر دستور اخراج ۴۵ کارگر یاد شده تا روز پنج شنبه پنجم اسفند ماه سال جاری را صادر کرده است. بنابراین تجمع اعتراضی کارگران در اعتراض به دستور اخراج هایی است که از سوی سرمایه دار مالک کارخانه صادر شده است.

اجتماع کارگران کارخانه پارسیلون خرم اباد مقابل استانداری

روزسه شنبه سوم اسفند، کارگران کارخانه پارسیلون خرم‌آباد بدنبال توخالی درآمدن وعده مسئولان مبنی بر پرداخت بخشی از مطالباتشان بار دیگر مقابل استانداری لرستان تجمع کردند. کارگران معترض اعلام کردند که حدود ۱۵ ماه است هیچگونه حقوق، اضافه کار و پاداشی دریافت نکرده‌اند و سه ماه است که حق بیمه آنها پرداخت نشده است. کارگران معترض اعلام کردند تا تحقق مطالباتشان  و طی روزهای آینده نیز به تجمع خود ادامه می‌دهند.

تداوم اعتصاب کارگران شرکت مراغ  

روز دوشنبه دوم اسفند ماه سال جاری، برای دومین روز متوالی، کارگران جاده رامیان به شاهرود (شرکت مراغ) به اعتصاب خود ادامه داده و با تجمع مقابل ساختمان شرکت خواهان پرداخت مطالبات ۱۰ ماهه خود شدند. به گفته کارگران اعتصابی که از فروردین ماه سال گذشته بابت معوقات حقوق و سنوات خود از این شرکت طلبکارهستند، پیمانکار شرکت هر بار با وعده هایی که عملی نمی شود کارگران را نزدیک به یک سال بدون هیچ حقوق و مزایایی مشغول ساخته و این بار هم وعده پرداخت حقوق ها را تا پایان ماه اسفند را داده است.

اعتصاب کارگران کارخانه سیمان خاکستری نی ریز

روز یکشنبه اول اسفند، کارگران کارخانه سیمان خاکستری نی ریز دراعتراض به عدم پرداخت پنج ماه دستمزد های خود، اعتصاب کردند. کارگران اعتصابی با بیان این که پنج ماه حقوق طلبکار هستند اعلام کردند تا سه ماه از حقوق خود را دریافت نکنند بر سرکار نخواهند آمد.

تجمع اعتراضی کارگران پیمانکاری پالایشگاه ستاره خلیج فارس در بندر عباس

روز دوشنبه دوم اسفند ۵۰۰ کارگر پیمانکاری پالایشگاه ستاره خلیج فارس در بندرعباس در اعتراض به چهارماه معوقات مزدی خود در محوطه پالایشگاه تجمع کردند. کارگران که دستمزد هایشان از آبان ماه سال جاری پرداخت نگردیده است، با سردادن شعار «وعده وعید نمیخوایم، دستمزد و عیدی میخوایم» خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند. یکی از کارگران حاضر در تجمع اعتراضی گفت در ساعات پایانی تجمع، مسئولان کارخانه با حاضر شدن در جمع کارگران به دادن وعده و وعید دادن پرداختند. کارگران گفته اند حرفشان این است که کارفرما بهتر است دقیق مشخص کند چه زمان قرار است دستمزد کارگران را پرداخت کند و چه مقدار از معوقات را می‌خواهد بپردازد.

کارگر واحد کک سازی ذوب آهن اصفهان در حین کار جان باخت

سه شنبه سوم اسفند ماه یک کارگر بخش کک سازی کارخانه ذوب‌آهن اصفهان، حامد محمدی، ۳۵ ساله بر اثر سقوط از ارتفاع و برخورد با تجهیزات کک سازی در دم جان سپرد.

تجمع اعتراضی آموزگاران بازنشسته مقابل مجلس

صبح روز سه شنبه سوم اسفند چند صد نفر از بازنشستگان فرهنگی سراسر کشور مقابل مجلس اسلامی رژیم تجمع کردند. تجمع که از روزهای قبل در فضای مجازی سازماندهی شده بود، از ساعت ده صبح با حضور گسترده معلمان بازنشسته برگزار شد. یکی از حاضران در تجمع اعتراضی، مطالبات آموزگاران بازنشسته را اجرای دقیق همسان سازی بازنشستگان فرهنگی با بازنشستگان بقیه ارگان‌های دولتی، افزایش سطح تسهیلات خدماتی و درمانی در قالب بیمه‌های کارآمد و پرداخت معوقات مزدی بیان کرد. فرهنگیان بازنشسته پیش از این نیز بارها مقابل مجلس و دیگر نهادهای مسئول رژیم اسلامی،  تجمعات اعتراضی برگزار کردند.

تجمع اعتراضی کارگران شرکتی مخابرات مقابل مجلس رژیم اسلامی

بیش از پانصد نفر از کارگران شرکتی مخابرات از سراسر کشور به تهران رفته  و صبح روز سه شنبه سوم اسفند ماه، مقابل مجلس رژیم اسلامی تجمع کردند. تجمع کنندگان اعلام کردند که از تبعیض در مخابرات خسته‌ شده اند، دستمزد و دریافتی هایشان  با رسمی‌های مخابرات اختلاف فاحش داشته و آنها نیز خواهان دریافت پاداش‌هایی که به پرسنل رسمی مخابرات پرداخت می‌شود، هستند. همچنین آنها خواستار انعقاد قرارداد مستقیم با مخابرات و اجرای طرح طبقه بندی مشاغل، رفع تبعیض و برقراری امنیت شغلی هستند. آنها می گویند واسطه‌ها بایستی حذف شوند و خواهان تامین حقوق صنفی و شغلی خود هستند.

ادامه اعتراضات کارگران کارخانه کاشی کویر یزد

 صبح روز دوشنبه دوم اسفند ماه سال جاری، کارگران کارخانه کاشی کویریزد، درادامه اعتراضات خود نسبت به عدم پرداخت ماه ها مطالباتشان، مقابل استانداری رژیم اسلامی دست به تجمع زدند.

 مرگ ناگهانی پرستاران بیمارستانها در پی کار زیاد

سال گذشته ۱۰ پرستار بر اثر تحمیل کار زیاد جانشان را از دست داده اند . رئیس کل سازمان نظام پرستاری ایران علی ‌محمد آدابی گفته است که در سال گذشته قریب به ۱۰ نفر از همکاران پرستار در اثر سندرم «کاروشی» یا همان مرگ به علت کار زیاد، جان خود را از دست دادند.

تجمع اعتراضی مقابل مجلس رژیم اسلامی به روند تعیین حداقل مزد کارگران

ساعت ده صبح روز سه شنبه سوم اسفند ماه جمعی از کارگران در اعتراض به روند تعیین حداقل مزد و تلاش برای تحمیل حداقل مزد مطابق روال سالهای گذشته، در مقابل مجلس شورای اسلامی دست به تجمع زدند. و خواهان افزایش فوری حقوق کارگران و معلمان شاغل و بازنشسته بر اساس سبد هزینه زندگی بالای چهار میلیون تومان شدند. همزمان با این تجمع، بازنشستگان فرهنگی بر اساس فراخوان قبلی، کارگران بخش خصوصی مخابرات و بازنشسته های پرستاری و پیراپزشکی نیز دست به تجمع در مقابل مجلس زده بودند و عملا همه جمعیت تجمع کننده که بالغ بر دو هزار نفر بودند در هم ادغام شده بودند. تجمع کنندگان علاوه بر طرح مطالباتی که بدلیل آن دست به تجمع زده بودند بارها شعار “معیشت و منزلت حق مسلم ماست”، “زندگی حق ماست حق ماست” را به عنوان مطالبه مشترک و شعاری محوری فریاد زدند. در این تجمع کارگران معترض به روند تعیین حداقل دستمزد، بارها شعارهای زیر را تکرار و دیگر تجمع کنندگان نیز با آنان همراهی کردند: کارگر معلم اتحاد اتحاد – خط فقر چهار میلیون، حقوق ما یه میلیون، وزیر کارفرمایی خجالت خجالت – ما رو به هم پاس ندین، حق مارو پس بدین – زیر بار ستم نمی کنیم زندگی، مرگ بر این وضع مرگ بر این وضع – وعده های پوشالی دیگر اثر ندارد – زیر بار ستم نمی کنیم زندگی مرگ بر فقر مرگ بر فقر – اتحاد مبارزه پیروزی و…

تلاش راننده تاکسی معترض برای اقدام به خودسوزی

در روزهای گذشته تصاویری از اقدام اعتراضی یک راننده تاکسی در شهر یزد در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است که از قصد وی برای اقدام به خودسوزی خبر می‌دهد. به استناد این تصاویر که توسط یکی شهروندان از فاصله چند متری ضبط شده است، راننده تاکسی مورد نظر در حالی که بر روی سقف خودروی خود ایستاده است اقدام به ریختن بنزین بر روی خود می‌کند و در عین حال نسبت به اظهارات افراد دیگری که قصد جلوگیری از این اقدام وی را دارند، بی‌اعتناست.*

اخراج ۳۵ نفر از کارکنان پیمانکاری بیمارستان اندیمشک

۳۵ نفر از کارکنان پیمانکاری بیمارستان اندیمشک از سوی پیمانکار این بیمارستان اخراج شدند. مدیر شبکه بهداشت و درمان اندیمشک در خصوص علت اخراج گفته است نیروهایی که نسبت به اخراج آنها از بیمارستان اقدام شده رابطه استخدامی با بیمارستان نداشتند.

۵۰ کارگر نمایندگی یک شرکت خودرو سازی اخراج شدند

نمایندگی « موحدی» ایرانخودرو که در کیلومتر یک جاده گرگان به تهران فعالیت دارد، از اول اسفند ماه جاری (۹۵) به دلیل مشکلات مالی تعطیل شده و تمامی کارگران آن هم اکنون بیکارشده‌اند. از قرار معلوم هرکدام از کارگران تعدیل شده تا نزدیک به ۱۸ سال سابقه کاری داشته‌ و بعد از اخراج برای پیگیری وضعیت شغلی و دریافت مقرری بیمه بیکاری به اداره کار گرکان شکایت کرده‌اند

کارگران پروژه دریاچه هنر تهران تا ۱۱ ماه مزد طلبکارند

جمعی از کارگران پیمانکاری پروژه ساخت دریاچه هنر تهران از به تاخیر افتادن پرداخت مطالبات مزدی خود خبر دادند. این کارگران که تعداد آن‌ها ۳۵ نفر است، در پروژه احداث دریاچه هنر واقع در منطقه عباس آباد تهران مشغول به کار هستند و بابت نزدیک به ۱۱ماه مزد و مزایای مزدی طلبکارند.

خاتمه تجمع کارگران شیشه قزوین با پرداخت یک ماه مزد معوقه

روز گذشته با پرداخت یک ماه از معوقات مزدی کارگران شیشه قزوین، تجمع سه روزه این کارگران خاتمه یافت. به دنبال تجمع اعتراضی سه روز گذشته کارگران شیشه قزوین روز گذشته (۳۰ بهمن ماه) کارفرما یک ماه از مطالبات ۵ ماهه آنان را پرداخت کرده و بدین ترتیب کارگران موقتا به تجمع خود خاتمه دادند. این کارگران که دستمزد مهرماه خود را دریافت کرده اند در ادامه می گویند هنوز بابت ۴ ماه آبان، آذر، دی و بهمن از کارفرما طلبکارند.

تجمع ۱۵۰ نفری کارگران کاشی کویریزد در محل کارشان

نزدیک به ۱۵۰ نفر از کارگران کاشی کویریزد در ساعت ۹ صبح روز (یکشنبه/۱ اسفند) بابت معوقات مزدی خود در محوطه محل کارشان تجمع کردند. کارگرانی که در تجمع امروز حضور دارند گفتند که در حدود ۴۰۰ نفر هستیم که حجم معوقات مزدی‌مان به چهار ماه (آبان، آذر، دی و بهمن سال ۹۵) می‌رسد. این کارگران مدعی هستند که هنوز بابت قسمتی از مطالبات مربوط به سال‌های۹۳، ۹۴ و ابتدای سال ۹۵ خود طلبکارند و طبق توافقی که با کارفرما داشته‌اند قرار بود حداقل در ازاء این شرایط حداقل حق بیمه‌های آنها را به صورت کامل به سازمان تامین اجتماعی پرداخت کند.

***

 

محمود صالحی:تیر اداره تعاون؛ کار و رفاه اجتماعی شهرستان سقز به خطا رفت!

Edareh-kar (2)

سلام زیجی:اطلاعیه در باره:کناره گیری از حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست

 

S_zijji@yahoo.se

به اطلاع می رسانم که ازتاریخ  ٢٨ بهمن ١٣٩۵ برابر با ١۶  فوریه ٢٠١٧ به فعالیت خود در حزب حکمتیست پایان می دهم.

این تصمیم، تصمیم بسیار سختی بود! این حزب را ما نسلی از کمونیستهای پراکتیکی و متعهد به جامعه و مبارزه انقلابی و دلسوز ساختیم! بر بستر فداکاری و مایه گذاری ماها در داخل و خارج کشور شکل گرفت. اما متاسفانه اکنون اوضاع حزب چنان عوض شده است که افرادی چون من مجبورمیشود آن را ترک کند. به عنوان کسی که  در این حزب  برای سرپا نگهداشتن و تامین پیشرویهایش در مقاطع مهمی نقش ایفا کرده و با جان و دل در آن فعالیت داشته، در مهمترین بخش سیاستگذاریهای کمونیستی و سنتهای پیشرو سیاسی و سازمانی و فعالیتهای عملی این حزب در خارج و داخل کشور نقش غیر قابل انکاری داشته ام، بارها تا پای مرگ در جهت پیشبرد پرچم کمونیستی و کارگری آن  تلاش کرده ام، زندگی شخصی و مالی خود را در این راه هزینه کرده، نسلی از مبارزین و کمونیستها و کارگران به دلیل حضور و فراخوانها و تلاش امثال من به این حزب پیوستند و به آن امید بستند، امروز که خودم مجبور به ترک آن میشوم، به هیچ وجهه اتفاق ساده و آسانی نیست.

 تا آخرین لحظه  تلاش کردم این اتفاق نیفتد! تمام مسئولیت پذیری لازم را در پیش گرفتم. با این وجود و در نهایت بنا به دلایلی، که بعدا توضیح خواهم داد، از جمله به دلیل بسته شدن فضا برای نقد و ابراز مخالفت سیاسی با خط سیاسی و سنت و رهبری جدید حاکم بر حزب، اعمال سازمان یافته فشارهای غیر سیاسی و ناروا ومتضاد با اصول و پرنسیبهای سیاسی و سازمانی تاکنونی حزب از جانب بالاترین مرجع حزبی، مشخصا در این دوره علیه شخص من، مجبور شدم، در واقع مجبورم کردند، از این حزب کناره گیری کنم.

 در هر صورت تصمیم من کاملا فردی است. هیچ فردی را به ترک حزب فراخوان نداده و نخواهم داد، به تصمیم هر فردی عمیقا احترام می گذارم. لابد هر کسی مانند من متقاعد شده باشد که باید راه دیگری برای تداوم مبارزه اش در پیش بگیرد، و به این درک رسیده باشد که دیگر راهی برای ایفای نقش موثر کمونیستی و تداوم نقد و پیشبرد جدل سیاسی و تلاش برای بازگرداندن سیاست  و سنت رهبری موثر و مسئول به حزب باقی نمانده است، تصمیم خود را خواهد گرفت.

با ترک حزب حکمتیست نیز مبارزه ما همچنان ادامه دارد. اهداف سیاسی ما و وظایف کمونیستی و کارگری ما، که قدم اول آن سرنگونی جمهوری اسلامی با پرچم و افق سوسیالیستی و کارگری است، هنوز به سرانجام نرسیده است. برای به سرانجام رساندن آن و دستیابی به آزادی و برابری وحکومت کارگری، به همراه جمعی از کمونیستها و رهبران پیشرو کارگری و جوانان سوسیالیست در داخل و خارج کشورکه چنین می اندیشند، خود را مسئول و موظف می دانیم بدون درنگ ابزار و حزب  رزمنده و مناسب این مبارزه  کمونیستی و کارگری را سازمان دهیم.

دراولین فرصت ممکن به روشنی علل این کناره گیری را تحت عنوان”علل جدای از  حزب حکمتیست” به اطلاع عموم خواهم رساند.

٢٨ بهمن ١٣٩۵                        ١۶  فوریه ٢٠١٧

بیانیه شماره ۸۸: تلاش دادستانی تهران برای بازگرداندن رضا شهابی به زندان با وجود اتمام دوران محکومیت!

مدتی است دادستانی تهران در تماس با رضا شهابی و همچنین صدور اخطاریه برای وثیقه گذار وی مبنی بر توقیف سند در صورت عدم مراجعت رضا شهابی به زندان، تلاش دارد تا علیرغم اتمام دوران محکومیت، رضا را به زندان بازگرداند! کمیته دفاع از رضا شهابی ضمن اعتراض شدید به این اقدام غیرقانونی دادستانی، اعلام می دارد که به دلیل اتمام دوران محکومیت رضا شهابی، دستگاه قضایی موظف است در اسرع وقت سند وثیقه گذار را آزاد و پایان دوران محکومیت را رسماً به رضا شهابی اعلام نماید.

در این رابطه «سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه» اطلاعیه‌ای منتشر کرده است که عیناً در ادامه خواهد آمد.

کمیته دفاع از رضا شهابی

۲۱/۱۱/۹۵

«فشار شدید مقامات برای بازگرداندن رضا شهابی به زندان

رضا شهابی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از سوی دادستانی تهران برای بازگشت به زندان تحت فشار قرار گرفته است و این در حالی است که دوره ی حبس شهابی پایان یافته است.

رضا شهابی که در روز ۲۲ خرداد سال ۸۹ بازداشت و به شش سال زندان محکوم شده بود به دلیل ضرب و شتم ماموران امنیتی در زمان بازداشت و بازجویی، در دوره محکومیت دو بار تحت عمل جراحی (گردن و کمر) قرار گرفت و به دلیل وضعیت جسمی بسیار وخیم، مسئولان قضایی با تاییدیه پزشکی قانونی و اخذ وثیقه سنگین با مرخصی استعلاجی نامبرده برای مدت باقی مانده حبس موافقت نموده بودند.

با وجود اینکه این کارگر زجر کشیده در تاریخ ۱۶/۲/۹۴ محکومیتش تمام شده و مسئولان قضایی پیش از این در مراجعات آقای شهابی به دادستانی بصورت شفاهی اعلام کرده بودند که محکومیت حبس شما پایان یافته است اما تا به امروز از استرداد وثیقه هم  خودداری کرده اند.  همچنین در همین رابطه دولت ایران طی گزارشی به سازمان جهانی کار اعلام کرده که رضا شهابی از زندان آزاد و بازگشت بکار شده است در حالی که وی هنوز از کار اخراج و تحت فشار برای بازگشت به زندان است.

 علی رغم اینکه شهابی همچنان از عارضه گردن و کمر و بیماری های مختلف ناشی از اعتصابات غذا در دوره محکومیت رنج می برد، دادستانی در ماه های اخیرطی تماس های تلفنی با ایشان اعلام کرده که سه ماه از مرخصی مورد موافقت قرار نگرفته است و باید به زندان مراجعه نماید. همچنین دادستانی با اخطارکتبی و تماس های تلفنی مکرر به وثیقه گذار از ایشان خواسته است که شهابی را تحویل زندان دهد در غیر اینصورت وثیقه را ضبط خواهد کرد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ضمن محکوم نمودن اقدامات امنیتی و قضایی صورت گرفته علیه رضا شهابی خواهان آزادی بی قید و شرط ایشان و دیگر فعالین کارگری و همچنین خواستار لغو احکام صادره علیه  دو تن ازدیگر اعضای هیات مدیره سندیکا، آقایان ابراهیم مددی و داود رضوی می باشد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۹۵/۱۱/۲۱»