در تظاهرات اعتراضی ایستاده در تورنتو

در گرامیداشت جان باختگان فاجعه پلاسکو شرکت کنیم!
یکشنبه ۲۹ ژانویه ۲۰۱۷، ساعت ۱ تا ۲ بعدازظهر
ضمن اعلام همدردی و همبستگی با کارگران آتش نشانی تهران و کلیه کارگران صدمه دیده در این حادثه دلخراش، بار دیگر جان باختن آتش نشانان و کارگران ساختمان پلاسکو و همه افرادی که در این فاجعه قربانی شدند را به خانواده آنها و طبقه کارگر تسلیت می گوییم.
اندوه و خشم عمومی از این فاجعه تنها هنگامی می تواند از خود اثر مثبت و پایداری به جا نهد که باعث دگرگون کردن شرایط ضد انسانی و جنایت کارانه حاکم بر ایران شود.
موج اندوه و همدردی عمومی در ایران و سراسر جهان می تواند و باید به مبارزه و کارزارهای اعتراضی نه تنها علیه نادیده گرفتن استانداردهای ایمنی در محیط های عمومی کار و بی حقوقی مطلق طبقه کارگر ایران بلکه به افشای هر چه گسترده تر ماهیت سرکوبگرانه و ضد انسانی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی تبدیل شود.
در تظاهرات ایستاده در روز ۲۹ ژانویه که به این منظور تدارک دیده شده و اعلام گردیده است با شاخه گل و بنرها و پلاکاردهای اعتراضی شرکت کنیم!

زمان: یکشنبه ۲۹ ژانویه ۲۰۱۷، ساعت ۱ تا ۲ بعدازظهر
مکان: میدان مل لستمن، ۵۱۰۰ خیابان یانگ

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران-کانادا
Iaswi.can@gmail.com
www.workers-iran.org

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران:جمهوری اسلامی مسئول فاجعه پلاسکو

ابعاد واقعی فاجعه انسانی ناشی از آتش سوزی و فرو ریختن ساختمان پلاسکو هنوز هم برای افکار عمومی روشن نیست. اگر چه آمار تلفات این فاجعه لحظه به لحظه در حال تغییر است، اما منابع رسمی و حکومتی تا کنون از ارائه آمار دقیق خودداری کرده اند و تا کنون تنها اسامی تعداد انگشت شماری رسانه ای شده است. گزارش های مختلف حاکی است که تعداد قربانیان حدود بیست و پنج نفر است که شانزده نفر آنها آتش نشان بودند. علاوه بر قتل این کارگران، بیش از چهارهزار کارگر ساختمان پلاسکو در نتیجه این سانحه دهشت بار بیکار شده اند که با خانواده هایشان قربانی این حادثه و تبانی میان شهرداری تهران، وزارت کار وبنیاد مستضعفان هستند. از این چهار هزار نفر، تنها حدود هفتصد و پنجاه نفر مشمول بیمه تامین اجتماعی هستند و بقیه به دلیل خروج کارگاهای زیر ده نفر از شمول قانون کار و یا به دلیل کار بی تامین و غیررسمی و یا خویش فرمایی از حمایتهای حداقلی تعریف شده در بیمه تامین اجتماعی برخوردار نیستند.

دلیل اصلی پنهان سازی، ارائه اخبار ضد ونقیض و دروغ گویی آشکار توسط نهادها و مسئولین ریز و درشت رژیم روشن است: ساختمان پلاسکو مانند بسیاری از مکان های مشابه در تهران فاقد استانداردهای ایمنی بوده و هیچ کدام از دم و دستگاه های حکومتی نیز سالهای سال در این مورد اقدامی نکرده بودند. اینان خوب می دانند با گذشت هر روز از این فاجعه، مردم به درستی رژیم را مسئول خواهند دانست. بنابراین می کوشند تا با سرپوش گذاشتن بر ابعاد این فاجعه و ارائه اخبار به صورت قطره چکانی شاید خود را از تیرس خشم کارگران و مردم بدور نگاه دارند. اما این شگرد تا هم اکنون نیز بی اثری خود را نشان داده و عملا به ضد خود تبدیل شده است. مردم بنیاد مستضعفان، سپاه پاسداران، شهرداری تهران و وزارت کار را به طرق مختلف مسئول مستقیم این حادثه دلخراش می دانند. دروغ دانستن تبلیغات و اخبار رژیم از سوی مردم و انتشار ویدئوها و اخبار غیرحکومتی، سیل پیام های همبستگی، حمایت و قدردانی از کارگران شجاع آتش نشانی و ابراز همدردی و تسلیت به بازماندگان آتش نشانانی که قهرمانانه برای نجات جان دیگران به جنگ حریق رفتند اما خود زیر آوار جان دادند، بهترین گواه این واقعیت است.

وقوع فاجعه پلاسگو به رغم همه ابعاد هولناک آن فقط یک استثنا و یا ناشی از بی مسئولیتی موردی و یا حتی اقدام عامدانه این یا آن نهاد و یا مقام حکومتی نیست، که البته همه این موارد نیز دخیل بوده اند؛ بلکه تنها نمونه ای از عواقب و نتایج شرایط ناامن در مکان های عمومی و محیط های کاری در سراسر ایران است. بنابر گزارش ها تنها در تهران حدود ۳۰۰۰ ساختمان و مکان تولیدی، تجاری و اداری فاقد استانداردهای ایمنی هستند و هر لحظه در معرض همان خطری قرار دارند که در پلاسکو به وقوع پیوست.

بعلاوه ارقام و آمار قربانیان “حوادث کار” در ایران بیداد می کند؛ طبق اطلاعات موجود تنها در سال جاری ۱۸۵۰ نفر به دلیل رعایت نشدن استانداردهای ایمنی در مراکز و محیط های کار جان خود را از دست دادند. در سال گذشته نیز ۱۴۹۴ نفر به همین دلیل در هنگام کار جان باختند. تعداد مصدومین ناشی از این حوادث، دهها بار بیش از آمار کشته شدگان است و این ارقام سال های سال است که افزایش می یاید. به این گونه ایران تحت حاکمیت رژیم سرمایه داری اسلامی در رده بالای جدول جهانی از لحاظ قربانیان حوادث کار قرار گرفته است. جان کارگر و انسان در اینجا بنا به منطق سرمایه از ارزان ترین کالاهاست. زیرا وقتی که حداقل هفت میلیون بیکار و جویای کار بدون برخورداری از حداقل حقوق بیکاری به امید پیدا کردن کار به هر دری می زنند، و کارگران از جمله به دلیل سرکوب وحشیانه حکومتی فاقد تشکل مستقل هستند تا از منافع و جان خویش دفاع کنند، دولت به عنوان بزرگترین کارفرما و شرکت های نیمه دولتی و خصوصی با حمایت دولت به منظور افزایش سودآوری، از ایمن سازی محیط های کار خود داری می کنند و به این ترتیب مراکز کار در هر حادثه ای به قتل گاه کارگران تبدیل می شود.

بر متن و به دلیل چنین شرایطی است که بانی اصلی فاجعه پلاسکو برای کارگران و مردم آزادیخواه و برابری طلب ایران مشخص است: بانی رژیمی است که می تواند با صرف سرمایه های کلان و خرید مجهزترین دستگاه ها در شهرهای کشور منجمله تهران، شیراز، مشهد، تبریز، اهواز، سنندج و اصفهان تا زندانهای سراسر ایران به پارازیت افکنی بپردازد؛ بانی نظامی است که با عزم راسخ و تجهیزات کامل، نیروهای وحشی، بی رحم و سرکوب گرش را سحر گا ه به سراغ کارگران معترض و اعتصابی شرکت واحد می فرستد و صدها نفرشان را به همراه اعضای خانواده دستگیر و زندانی می کند؛ بانی حکومتی است که تجمعات کارگران “سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران” در سالهای اخیر در اعتراض به قانون مشاغل سخت و زیان آور و همچنین مشکلات صنفی و رفاهی آنها را با تهدیدات شدید، ایجاد رعب و وحشت، تعهد گرفتن، محروم کردن، تصویر برداری از تجمع اعتراضی آتش نشانان و اذیت و آزار تجمع کنندگان پاسخ میدهد، اما به ایمن سازی محیط های عمومی و مراکز کاری کمترین اهمیتی نمی دهد و آتش نشانان از جان گذشته را مجبور می کند با تجهیزات فرسوده و از رده خارج شده به جنگ آتش سوزی آنهم در ابعاد ساختمان پلاسکو بروند و جان خود را فدا کنند.

اندوه و خشم عمومی از این فاجعه تنها هنگامی می تواند از خود اثر مثبت و پایداری به جا نهد که باعث دگرگون کردن این شرایط ضد انسانی و جنایت کارانه شود. در بسیاری از کشورها مرسوم است که به دنبال وقوع یک فاجعه هولناک اما اجتناب پذیر، مبارزه و کارزارهایی برای از بین بردن امکان وقوع مجدد فاجعه بر پا می شود. تدارک چنین مبارزه و کارزاری، و یا حمایت از آن، وظیفه همه کارگران و کلیه انسانهای شریفی است که فاجعه پلاسکو دلشان را به درد آورده است.در نبود تشکل های مستقل کارگری و آزادی عمل آنها و در غیاب مبارزه متشکل و سراسری کارگران در اعتراض به ناامنی شرایط و محیط های کار، منافع رژیم و سرمایه داران ایجاب نمی کند که محیط و مراکز کاری ایمن سازی شوند. مقامات، نهادها، وزارت خانه ها، شهرداری ها، بنیادها و باندهای مختلف چنان سرگرم دزدی، اختلاس و ثروت اندوزی هستند که ایمن نبودن مکان های عمومی و مراکز کاری حتی توجه شان را جلب نمی کند.

اجتناب پذیر بودن فاجعه پلاسکو و مرگ دردناک آتش نشانان و دیگر کارگران و شهروندانی که درزیر آوار جان دادند، تلنگر دردناکی است بر هر وجدان انسانی. این فاجعه، موجی از اندوه ، تاسف و اعلام همدردی با آتش نشانان و خانواده جانباختگان را در ایران و دیگر کشورها به دنبال داشته است. این موج می تواند و باید به مبارزه و کارزار اعتراضی علیه نادیده گرفتن استانداردهای ایمنی در محیط های عمومی کار و بی حقوقی طبقه کارگر ایران تبدیل شود و بانیان و سبب سازان این شرایط جنایتکارانه را هر چه بیشتر رسوا و محکوم کند. تشکل های مستقل کارگری ضامن اصلی تحقق ایمن سازی محیط کار هستند، بنابراین هر اعتراضی نسبت به فجایع کار لازم است که به حمایت از ایجاد تشکل های مستقل کارگران پیوند یابد.

اتحاد بین المللی ضمن اعلام همدردی و همبستگی با کارگران شجاع آتش نشانی تهران و کلیه کارگران صدمه دیده در این حادثه دلخراش، جان باختن آتش نشانان و کارگران ساختمان پلاسکو و همه افرادی که در این فاجعه قربانی شدند را به خانواده آنها و طبقه کارگر تسلیت می گوید؛ و بیش از پیش تلاش خواهد کرد که با افشای این جنایات حمایت تشکل های کارگری در سطح بین المللی از کارگران آتش نشانی و همه کارگران ایران در مبارزه برای ایجاد تشکل مستقل و برای ایمن سازی محیط های کار را جلب نماید .

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران
۲۳ ژانویه ۲۰۱۷
info@workers-iran.org
http://etehadbinalmelali.com/ak/

گزارش برگزاری جشن شب ژانویه از طرف صندوق همبستگی با کارگران ایران

گزارش برگزاری جشن شب ژانویه از طرف صندوق همبستگی با کارگران ایران

 کلیک کنید:گزارش جشن ژانویه ۲۰۱۷ (۲)

در حمایت از سعید شیرزاد:سندیکای نقاشان استان البرز

در حمایت از سعید شیرزاد

سعید شیرزاد، ۲۵ دی ماه با لب‌های دوخته در ۳۷مین روز اعتصاب غذای خود به دنبال بیهوشی به بیمارستان امام خمینی منتقل شد. پیکر نحیف و چهره تکیده و چشمان بی‌فروغش به تنهایی گویای آن است که در این ۳۷ روز چه بر او گذشته، اما با این وجود هنوز استواری و سرسختی را به وضوح می توان در او دید. سعید شیرزاد آن قدر با چهره زشت سرمایه داری آشناست و آن قدر فقر و محرومیت و حاشیه نشینی و کودک کار را دیده و لمس کرده است که به این سادگی‌ها نشکند. او جایگاه خود را در مبارزه طبقاتی می شناسد. انگیزه‌های طبقاتی‌اش به تنهایی ضامن مقاومت تاکنونی او بوده است. سعید شیرزاد از جسم و روان خود مایه گذاشت تا صدای دیگر زندانیان در اعتصاب غذا باشد. ما به سعید شیرزاد می گوییم که صدای او بسیار بیشتر از رفرمیست هایی که خیل عظیمی از رسانه‌ها را با خود دارند، شنیده شد. او توانست به سهم خود حساسیت و توجه افکار عمومی را به سوی وضعیت زندانیان درگیر اعتصاب غذا جلب کند. با این حال «سعید شیرزاد»ها کم هستند و یک جنبش سخت نیازمند چنین انگیزه‌ها و نیروهایی. هر یک روز اعتصاب غذای سعید عزیز، ما را نگران از دست رفتن چنین شخصیت مقاومی می کند. ما فعالین سندیکای نقاشان البرز از سعید عزیز می خواهیم که به نفع جنبش، به اعتصاب غذای خود پایان دهد و ما قول می دهیم که هر آن چه در توان داریم برای حمایت از او و آزادی‌اش به عنوان یک رسالت طبقاتی انجام دهیم. سندیکای نقاشان البرز نیز فراز و فرودهای بسیاری را از سر گذرانیده و برای برخورداری از یک حق ساده و ابتدایی، یعنی تشکل مستقل، با فشارها و ارعاب‌ها و تهدیدهای بسیاری رو به رو شده است. از همین رو به خوبی می دانیم که به تنهایی نمی توانیم از عهده این وظیفه، آن گونه که باید، بربیاییم. از همین رو همه فعالین کارگری را فرامی خوانیم تا با اتحادعمل برای آزادی سعید شیرزاد، بنا به ابتکار عمل خود سهمی در حمایت از او ایفا کنند. درگذشت شاهرخ زمانی در زندان شاید تلنگری باشد به ما تا ضرورت و فوریت چنین اقدام متحدانه‌ای را ازنو به یاد بیاوریم.

سندیکای نقاشان استان البرز

January 14, 2017

آخرین نامه سعید از زندان :چرخ بر هم زنم گر غیر مرادم گردد


من نه آنم که زبونی کشم از چرخ و فلک
در روزگاری که ۳۰۰ به اصطلاح لیبرال برای فاشیستی که رییس جمهوری آمریکا شده، نامه فدایت شوم می‌نویسند، در روزهایی که هزاران نفر برای تشییع یکی از بزرگ‌ترین رهبران کشتار ایران جمع می‌شوند و در روزهایی که مرز مقاومت و شقاوت کاملاً در هم ریخته، باید به ریشه‌های خود بازگردیم. ریشه‌هایی که عمیقاً خواهان تغییر بنیادین جامعه و زیر و رو کردن کل مناسباتش هستند و جز حداکثر، به هیچ چیز کمتری رضایت نخواهند داد.
در روزگاری که نتیجه پروژه‌های امپریالیستی در خاورمیانه بیش از هر زمانی عیان شده است و از هم پاشیدن مدنیت جامعه، به باز شدن فضا برای سیاه‌ترین نیروهای دوران منجر شده، ۳۰ به اصطلاح فعال حقوق بشر و سیاسی و فرهنگی با تظلم‌خواهی نزد دونالد ترامپ، رییس جمهوری نژادپرست آمریکا، خواهان تحریم ایران شدند. البته آن‌ها کمی خوددار عمل کردند و از حمله نظامی سخنی نگفتند ولی کیست که نداند تداوم تحریم جز با حمله نظامی پاسخ نمی‌گیرد.
تجربه تحریم‌ها نشان می‌دهد نه تنها حاکمیت ایران عقب‌نشینی نمی‌کند و آسیبی از قبل آن نمی‌بیند، که این مردم ایران و به ویژه کارگران و فرودستان جامعه هستند که باید با مشکلات متعاقب این فشارهای ظالمانه کنار بیایند.
تحریم یا حمله نظامی ناتو تاکنون اوضاع هیچ جامعه‌ای را بهبود نبخشیده، ولی تا جای ممکن دست گروه‌های فرقه‌ای و قومی را برای نابودی یک جامعه باز گذاشته. تن دادن به چنین بازی‌های جنایتکارانه‌ای نشان‌دهنده بی‌ربطی بخش مهمی از جنبش راست ایران است. تحول در هر جامعه زمانی می‌تواند به بهبود اوضاع منجر شود که از طریق مبارزه متحدانه مردم صورت بگیرد و در عصر ما، مبارزه‌ای می‌تواند به دنیای بهتر بیانجامد که به رهبری طبقه کارگر و تشکل سیاسی او مفصل‌بندی شود.
از سوی دیگر هزاران نفر برای تشییع جنازه رفسنجانی خود را به دانشگاه تهران می‌رسانند و دوباره ادعاهایی بلند می‌شود از این جنس که فقط سبز و بنفش، یا همان دو خردادی‌ها پایگاه مردمی دارند. این حرف‌های پوچ از سوی حامیان شرمگین جمهوری اسلامی در حالی به خورد جامعه داده می‌شود که همگان می‌دانند رفسنجانی از مهم‌ترین عوامل ترور و سرکوب در ایران بود و دامنه ترورهای این رهبر اصلاح‌طلبی ایران مرزها و قاره‌ها را در نوردید. ترورهای او کاری کرد که حتی در خارج از ایران، فعالان سیاسی و نیروهای تبعیدی به زندگی مخفی روی آوردند. دردناک این است که جنبش اصلاح‌طلبی به رهبری نخست وزیر اعدام‌های دهه ۶۰ و نفر دوم همه ۳۸ سال جمهوری اسلامی، چنان یقه برای دمکراسی می‌درند که گویا این سوسیالیست‌ها بودند که خشونت کردند، سرکوب کردند، اعدام کردند و حال باید جواب پس بدهند چرا از موسوی و رفسنجانی دفاع نمی‌کنند؟!
باید به این دور باطل پایان بخشید و چپ را به عنوان یک نیروی واقعی اجتماعی برساخت و در قالب تشکل‌های توده‌ای در جامعه سازماندهی کرد. رفقا راه چاره‌ای نیست، سازماندهی و سبک کار اجتماعی تنها راه‌ برون رفت از وضع فعلی‌ست. هیچ دنیای بهتری ممکن نخواهد بود، مگر آن‌که مارکسیست‌ها در آن منشأ تحول باشند.
راست ایران به دو بخش طرفدار حکومتی و ناتویی تقسیم شده و حال بهترین زمان است که ما از پوست خود دربیاییم و به میان جامعه برویم. امروز بیش از هر زمانی ما به جامعه و جامعه به ما نیاز دارد. این دور باطل را باید شکست و گفت: ما نه به سناریوهای امپریالیستی و نه به سناریوهای حکومتی تن نمی‌دهیم! ما هر چهار سال تغییر رنگ نمی‌دهیم و سبز و بنفش نمی‌شویم! همواره سرخیم، همواره در راستای پیروزی طبقه کارگر گام برداریم و تا آن روز از پای نمی‌نشینیم.
رفقا همه می‌دانیم که دنیای بهتر تنها حکومت کارگری است و هیچ چیز بهتری قابل تصور نیست. هر چه هست سیاهی‌ست و تنها سوسیالیسم سفیدی و بهروزی را برای اکثریت جامعه به همراه خواهد آورد.
در مقابل تلاش‌های مذبوحانه باندهای حکومتی و امپریالیستی تنها می‌توان طبقه کارگر و مردم برابری‌طلب را به میدان آورد. چالش ما در مقابل همه این صفوف بورژوایی، جامعه‌ای سازماندهی‌ شده است که با پرچم سرخ به سوی تغییر مناسبات می‌رود و چنین چیزی ممکن است به شرط آن‌که از امروز برای آن سازماندهی و مبارزه متحدانه را حول یک پلاتفرم پرولتری آغاز کنیم.”

گزارشی کوتاه از مراسم بخاکسپاری رفیق رحمان خسروی( ئوینه چی)

 

 

رفیق رحمان خسروی مشهور به (رحمان ئوینه چی) سالی ۱۳۳۹۹در یک خانواده زحمتکش روستائی دیده به جهان گشود.رفیق رحمان در همان روزهای اولیه اعتراضات وتظاهرات مردم کردستان برعلیه رژیم شاه به صفوف انقلابیون پیوست وفعالانه درانقلاب شرکت کرد.با شروع یورش ددمنشانه جمهوری اسلامی به مردم کردستان،رفیق رحمان به صفوف پیشمرگان کو مه له پیوست.ایشان چندین سال همراه با دیگر پیشمرگهای کومه له در منطقه بوکان و سقز فعالیت داشت.رفیق رحمان بعدها به علت وضعیت معیشت خانواده مجبور به بازگشت به محل کار وزندگی اش شد.رفیق رحمان بارها مورد بازجوئی، بی احترامی، تهدید وشکنجه نیروهای اطلاعاتی قرار گرفت. نیروهای امنیتی رژیم بارها و بارها ایشان را جهت همکاری تحت فشار قرار دادند ولی هیچگاه نتوانستند اراده پولادینش را درهم شکنند. رحمان هیچ وقت از اهدافی که از اوایل انقلاب برایش جنگیده بود عقب ننشت وتا آخرین لحظه زندگی اش به باورها وآرمانهایش که همانا رهایی طبقه کارگر بود وفادار و پایبند ماند.حمایت رفیق رحمان از مبارزات حق طلبانه طبقه کارگر و صداقتش، او را میان دوستان و رفقایش،عزیز، قابل اعتماد واحترام کرده بود.رحمان در زندگی خصوصیش دوبار ازداواج کرد.از ازدواج اول دارای ۵فرزند بنام های لقمان، فواد، هیوا، آرام و هدیه شده بود و از ازدواج دوم دارای دو فرزند بنام های ادیه و آوات است.ایشان در طول مبارزه سیاسی خود با دو انشعاب از کو مه له رو برو شد. ایشان درهر دو انشعاب با اتخاذ موضع وتصمیم درست سیاسی و انقلابی از مواضع جریان کمونیستی یعنی حزب کمونیست ایران وسازمان کردستانی اش کومه له حمایت کرد و برای پیش برد اهداف وآرمانهایش از هیچ تلاش وکوششی فروگذارنکرد. با کمال تاسف رفیق رحمان در تاریخ ۱۷/۱۰/١٣۹۵در۵ کیلومتری جاده سقز بوکان در تقاطع جاده باغلوجه دچار سانحه رانندگی شد و جان باخت. روز یکشنبه مورخ ۱۹/۱۰/۹۵جنازه رفیق جانباخته در میان اندوه فراوان صدها نفر از دوستان ،رفقایش ومردم شهرها و روستاهای دور ونزدیک در روستای محل تولدش “ئوینه چی” به خاک سپرده شد.صدها نفر از دوستان و رفقایش جنازه رحمان را با پرچم سرخ کارگران و مردم زحمتکش پوشانده و بر روی شانه های رفقایش،مردم زحمتکش روستا و فرزندانش به آرامگاهش منتقل شد. مراسم خاک سپاری با یک دقیقه سکوت به یاد جانباختگان راه آزادی طبقه کارگر شروع و با دو شعر که از سوی محمود صالحی با این مضمون خوانده شد :

” ئه ی ئه وانه ی هه رده م زیندوون
تاڵی وسوێری وئازار چیشتوون
کۆچتان به رگی ماته مێک بوو
کرایه به ر دلی شارو ئاسو به رکی ره شی پۆشی
شکسته شد.در ادامه برنامه محمود صالحی سخنرانی داشت که قسمت کوتاهی از آن دراخرهمین گزارش به اشتراک گذاشته خواهد شد.
و در اخر اینکه بعد از سخنرانی محمود صالحی،جوی حاکم بر مراسم،محبوبیت وپایگاه اجتماعی رحمان ئه وینه چی،شعارزنده باد یاد رحمان ئه وینه چی،رحمان زنده است،دست چپ بلند کردن مردم امان از مرتجعان و واپسگرایان حاضر در مراسم رو برید.شعارها و مسائل مطرح شدهه باعث شد که یکی از ملاهای مرتجع ومزدور حاضر در مراسم به اسم ملا آزاد که از کامیاران به این منطقه آمده با وقیحانه ترین شیوه به کمونیستها وآزادیخواهان توهین کند.ملای مزدبگیر ومرتجع هر آنچه را که قابل خود وباورهایش بود بار کمونیسم و کمونیستها کرد.اتهامات بی پایه واساس زیادی رو به کمونیستها وانسانهای آزادیخواه زد که هیچ سندی برای اثابت آنها موجود نیست.او خواست از حربه دروغ بزرگتر امکان باور کردنش بیشتر است و از عقاید واعتقادات مردم حاضر سوء استفاده کند.واما؛فحاشیها،اتهامات نا روای آخوند،وراچیهای بدون سند ومدرکش برای مردم غیره قابل تحمل شد.مردم به برخوردهای اهانت امیز ملا معترض شدند.اعتراض مردم باعث شد یکی دیگر از ملاها که در مراسم حضور داشت بابت اتهامات واهانتهای لمپنانه همکارش از مردم عذرخواهی کند. قابل ذکر است که دوستان،رفقای رحمان و مردم شرکت کننده دهها قطعه عکس رحمان رو با خود حمل می کردند که نشان از محبوبیت وپایگاه اجتماعی ایشان در میان مردم داشت. یاد وخاطره تمامی جانباخته گان راه آزادی طبقه کارگر از جمله رفیق رحمان خسروی گرامی و فراموش ناشدنی است.

اعلامیه شورای نمایندگان احزاب ، سازمان ها و نهادهای چپ و کمونیست در حمایت از جعفرعظیم زاده و یارانش

 

13512052_143022102786187_2530173415562959218_n

بیدادگاه های رژیم ضدانقلابی جمهوری اسلامی، به معترضان جنبش کارگری و معلمان جان به لب رسیده و نمایندگان واقعی آنان چنگ و دندان نشان می دهد. ” قانون مجازات اسلامی” با روش سرکوب “قانونی” ،نمایش رسوایی را علیه فعالان و پیروان آگاه جنبش طبقه کارگر به راه انداخته است و با اتهام ها و پرونده سازی های سراپا دروغ از آنان انتقام می گیرد.”قانون سرکوبگر” به ابزار دست جنایتکاران حاکم تبدیل شده است.

جعفر عظیم زاده ،  هم اکنون در بند دژخیمان رژیم ، با یکی از طولانی ترین اعتصاب غذاهای اعتراضی در زندان های جمهوری اسلامی دست و پنجه نرم می کند.

“اتهامات” وارد بر جعفر عظیم زاده و سایر فعالین جنبش کارگری، کوس رسوایی دستگاه سرکوبگر و ضدبشری حاکمان و مجریان سرمایه داری ایران را به صدا در می آورد.واقع این است که رژیم جمهوری اسلامی در دور جدید سرکوب پس از “برجام” که رژیم با هدف تبلیغ حاکمیت فضای قبرستانی بر جنبش کارگری و خوشامد به سرمایه داری جهانی آن را با احکام شلاق بر تن رنجدیده کارگران معترض کلید زد، با مقاومت جعفر عظیم زاده و یارانش ، و گسترش این مقاومت و اعتراض در مقیاسی گسترده، تا همین جا پیروزی بزرگی برای جنبش کارگران و زحمتکشان می باشد.

جعفر عظیم زاده زندانی مدافع حقوق کارگران، از ظهر روز جمعه ۱۰ اردیبهشت ۹۵ اعتصاب غذای نامحدود خود را به همراه جمعی از زندانیان دیگر شروع و اعتصاب خودرا به شکل فردی همچنان ادامه داده است . آنها تصمیم خود به اعتصاب غذا را در نامه یی به رئیس زندان اینگونه بیان کردند:

” در اعتراض به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و تجمعات و اعتصابات کارگران و معلمان، دستمزدهای زیر خط فقر، ممنوعیت برگزاری مستقلانه و آزادانه روز جهانی کارگر و روز جهانی معلم، عدم شفافیت و عمل مؤثر سازمان جهانی کار در قبال نقض حقوق بنیادین کارگران و معلمان ایران و با خواست خارج کردن اتهام ”اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور “و دیگر اتهامات امنیتی از پرونده‌های مفتوح کارگران و معلمان معترض و برداشتن این‌گونه اتهامات جعلی و ساختگی از پرونده‌های خود و دیگر فعالان کارگری و معلمان زندانی از امروز دهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۵ از دریافت غذای زندان خودداری و دست به اعتصاب‌غذای نامحدود می‌زنیم”

ما به عنوان بخشی از نیروهای انقلابی چپ و کمونیست که هدف خود را سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی و جایگزینی آن توسط بدیل سوسیالیستی قرار داده ایم از بدو تاسیس تشکل مشترکمان اقدامات سرکوبگرانه رژیم جمهوری اسلامی علیه فعالین، تشکل ها و کارگران معترض و پیکارجوئ ایران را محکوم کرده و خواهان آزادی فوری و بی قیدو شرط همه فعالین کارگری و همه زندانیان عقیدتی و سیاسی و آزادی حق تشکل و اعتصاب شده ایم. ما حمایت قاطع مان را از اقدام جسورانه جعفر عظیم زاده در اعتراض به قوانین ضدکارگری رژیم جمهوری اسلامی اعلام کرده و به همراه همه تشکل هائی که در ایران و خارج از کشور در این راستا مبارزه می کنند در این پیکار همدل و همراه هستیم.

مااز رفیق گرامی جعفر عظیم زاده و یارانش درخواست می کنیم  برای حفظ تندرستی و تجدید قوای جسمی و روحی خود – که همه مبارزان  به ویژه مبارزه طولانی طبقه کارگر به آن نیاز دارند – اعتصاب غذای خودرا که تا هم اکنون با پژواک وسیع قرین پیروزی بوده، پایان دهند و انرژی مبارزاتی خود را همراه با همه فعالین متعهد و دلسوز جنبش کارگری در مسیر طولانی رهائی نهائی طبقه کارگر قرار دهند.

 

پاینده باد اتحاد پیروزمند کارگران و معلمان ایران

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

۲۶ ژوئن ۲۰۱۶ برابر با ۶ تیر ۱۳۹۵

http://shoora-namayandegan.org

 

شورای نمایندگان احزاب ، سازمان ها و نهادهای چپ وکمونیست

امضاءها به ترتیب حروف الفبا :

۱ – اتحاد چپ ایرانیان در خارج کشور

۲ –  اتحاد چپ سوسیالیستی ایرانیان

۳ – حزب کمونیست ایران

۴- سازمان اتحاد فدائیان کمونیست

۵ –  سازمان راه کارگر

۶ –  سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

۷ –  شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران- استکهلم

۸ – شورای فعالین سوسیالیست و آزادیخواه- هامبورگ

۹ –  کانون اندیشه کپنهاگ – دانمارک

۱۰ – کانون همبستگی با کارگران ایران- گوتنبرگ

۱۱ – کمیته حمایت از مبارزات جنبش کارگری ایران- دانمارک

۱۲ – کمیته حمایت از مبارزات کارگران ایران- فنلاند

۱۳ –  کمیته خارج کشور سازمان فدائیان(اقلیت)

۱۴ –  کمیته یادمان کشتار زندانیان سیاسی دهه۶٠در ایران – مونترال، کانادا

۱۵ –  نهاد همبستگی با جنبش کارگری ایران- غرب آلمان

۱۶ – هسته اقلیت

 

نجیبه صالح زاده با قرار وثیقه آزاد شد

13346918_298483623823858_3581210940503935369_nچند بار از سوی پلیس اماکن عمومی فرماندهی انتظامی شهرستان سقز
با شماره ۰۹۳۵۷۳۵۳۴۱۲ تماس گرفتند که صاحب شماره فوق ( نجبیه صالح زاده ) خود را به اماکن جهت تمیکل پرونده معرفی کند . نجیبه هم در جواب گفته بود “من نمی آیم تا حکم دادگاه نباشد”
روز یکشنبه مورخ ۵/۲/۹۵ ساعت ۳۰/ ۱۲ دقیقه ظهر دو نفر موتور سوار به درب خانه ما آمدند و از نجیبه درخواست کردند تا جهت تکمیل پرونده به اماکن تشریف بیاورد.
اما نجیبه صالح زاده اظهار می دارد که هر زمان از طرف قوه قضائیه احضاره برایم ارسال شود خواهم آمد.
روز شنبه مورخ ۱۱/۳/۹۵ ساعت یک ظهر احضاره به نجیبه صالح زاده ابلاغ شد.
متن احضاریه
از : پلیس اماکن عمومی فرماندهی انتظامی شهرستان سقز
به : سرکار خانم نجیبه صالح زاده
موضوع : احضاریه
سلام علیکم
با صلوات بر محمد و ال محمد ( ص) و عرض احترام در اجرای دستور مقام محترم قضایی بدینوسیله به جنابعالی ابلاغ می گردد. راس ساعت ۱۰ صبح مورخ ۱۲/۳/۹۵ جهت بررسی موضوع و تکمیل پرونده در این پلیس حضور به هم رسانید.
بدهی است عدم مراجعه در وقت مذکور مراتب ضمن اطلاع به مراجع قضایی نسبت به جلب اقدام خواهد گردید.
رئیس پلیس اماکن عمومی شهرستان سقز
نجبیه صالح زاده در وقت مقرر خود را به اماکن شهرستان سقز معرفی کرد و از سوی دو نفر از ماموران بازجوی شد.
اتهام نجیبه صالح زاده داشتن فیس بوک و مطالبی که در فیس بوک منتشر کرده بود از جمله مطلبی در حمایت از رضا شهابی.
ولی نجبیه صالح زاده اظهار کرد که فیس بوک ندارد و هیچ مطلبی نیز در فیس بوک منتشر نکرده است. اما بازجویان اسرار می کردند که با شماره همراه ۰۹۳۵۷۳۵۳۴۱۲ که سند آن بنام شما است این فیس بوک درست شده و پلیس فتا آن را پیگیری کرده اند.
روز پنجشنبه مورخ ۱۳/۳/۹۴ نجیبه صالح زاده را به دادگاه منتقل کردند و به دلیل عدم حضور قاضی دادگاه به امروز دوشنبه مورخ ۱۷/۳/۹۵ موکول شد.
ساعت ۲۰/۱۰ دقیقه صبح ۱۷/۳/۹۵ پرونده نجیبه صالح زاده را به دادیاری شعبه دوم دادگستری شهرستان سقز ارسال کردند.
تفهیم اتهام : توهین به مقدسات و توهین به رهبر جمهوری اسلامی .
نجبیه صالح زاده ضمن رد این اتهام اعلام کرد که من فیس بوک ندارم و این اتهام را نیز قبول ندارم.
قاضی پرونده از ایشان بازجوی می کند و چند مورد دیگر را نیز به او ابلاغ می کند. از جمله سفر به فرانسه بنابه دعوت سندیکا های فرانسه همراه محمود صالحی و مراجعه به دادگاه سقز در سال گذشته همراه همسر عثمان اسماعیلی و …
در واقع این اتهام هیچ ربطی به نجیبه صالح زاده ندارد و این یک پرونده سازی برای خانواده محمود صالحی است. چون نجبیه صالح زاده فیس بوک ندارد. بنابراین بازجوی و تشکیل پرونده برای نجبیه صالح زاده تنها به دلیل این است که همسر یک کارگر است و قاضی محترم پرونده در اظهارات خود به آن اشاره کرده بود که ” محمود صالحی چه ربطی به طبقه کارگر دارد و کسی در ایران پیدا نمی شود که از کارگر دفاع کند جز محمود صالحی و عثمان اسماعیلی و….” قاضی پرونده قرار بازداشت نجبیه را صادر می کند و اما ایشان را با وثیقه آزاد کرد..