جنبش کارگری و معضل سازمان‌یابی:

ویژگی بارز جنبش کارگری ایران در مقطع کنونی را می‌توان نامتوازن‌بودنِ آن دانست؛ به این معنی که از منظر تعدّد اعتراضات و اعتصابات خودانگیخته، یک جنبش پرهیبت و جدی و مثال‌زدنی است، اما از منظر سازمان‌یابی در مرحلۀ جنینی است. از این رو موضوع سازمان‌یابی، مسأله‌ای کلیدی و هم‌چنان گشوده به روی فعالین چپ درون این جنبش است. در واقع تعدد صف‌بندی‌ها و اختلافاتِ فعالین کارگری در طیف چپ نیز بخشاً بازتابی از همین تناقضِ جنبش کارگری وشکافی است که بر سر شیوۀ سازمان‌یابی وجود دارد. وجه خودانگیختۀ اعتراضات کارگری، پاره‌ای از گرایش‌ها را به تقابل با هرگونه سازمان‌دهی و تشکیلات و در عوض برخوردهای قضاقدری با سرنوشت جنبش می‌کشاند و وجه سازمان‌نیافتگی‌اش، پاره‌ای را مجاب کرده که برای حل این معضل، راهِ میانبر را انتخاب کنند و خود رأساً اقدام به ایجاد تشکلات و احزابی از بالا برای کارگران –بدون درگیر کردن آن‌ها از پایه‌کنند. ما به ازای این وضعیت آن بوده که در طی سال‌های گذشته هرقدر که پیش‌روانِ کارگری (رهبرانِ عملی و سازمان‌دهندگان اعتصاب) در حوزۀ تشکل‌یابی ضعیف بوده‌اند، در عوض سالانه تعداد متنابهی در زمرۀ «فعال کارگری» نه از بطن که از حاشیۀ جنبش کارگری سر بر می‌آورند.

شکست تجربۀ «فعالین کارگری» در غلبه بر مشکل سازمان‌یابی از دهۀ هشتاد:

جمع‌بندی تجربۀ تشکل‌یابی فعالان کارگری در دست‌کم یک دهۀ گذشته، بن‌بست سبک‌کارِ کمیته‌هایی را نشان می‌دهد که از سویی فعالیت‌های خود را در چهارچوبِ علنی و قانونی نگه می‌دارند و از سوی دیگر با کشیدن دیواری بین مطالبات صنفی و سیاسی، عملاً از کسب دستاورد در حوزۀ اولی نیز درجا می‌زنند. حال آنکه در سرمایه‌داری استبدادی ایران که پاسخش به کوچکترین صدای اعتراض سرکوب است، تحقق ابتدایی‌ترین مطالبات صنفی هم اجباراً از مسیر مبارزۀ سیاسی می‌گذرد. بدین ترتیب دیوار جدایی‌ای که معمولاً بین مطالبات صنفی و سیاسی از سوی فعالین سندیکایی و کمیته‌های علنی کشیده می‌شود، اساساً در مناطقی همچون ایران ناموجود است. بخشی از این کمیته‌ها در کلام، به اسمِ مبارزۀ ضدسرمایه‌داری عملاً در سطحِ مطالبات و رفرم‌های حداقلی درجا می‌زنند تا به زعم‌شان بعدتر شرایط برای رویارویی مستقیم با دولت سرمایه‌داری و سرنگونی‌اش در آینده‌ای نامعلوم فراهم شود. تجربۀ یک دهۀ اخیر ثابت کرده‌است که این تشکل‌های علنی حتی قادر به حفظ خود هم نیستند و به خاطر پذیرش چهارچوبِ علنی و قانونی، فعالینش چنان زیر ضرب و درگیر رفت و آمد در راهروهای دادگاه‌ها و وثیقه جور کردن هستند که مجال مبارزه عملاً از آن‌ها سلب می‌شود. مگر می‌توان در شرایط استبدادی که افراد بابت پیش‌پاافتاده‌ترین مسائل فرعی هم حبس می‌شوند، تشکل‌، اعتصاب و هسته سازمان داد؟

به هر صورت اگر نه حقایق بالا، اما کارنامۀ فعالیت این دهه به تنهایی ثابت می‌کند که چرا هیچ‌یک از اهداف تعریف‌شدۀ این کمیته‌ها تحقق نیافته‌است. تداوم و حیات کنونی‌ این تشکل‌ها بدون جمع‌بندی و درس‌گیری از تجارب پیشین نیز، بیش از آن‌که در پاسخ به نیازهای واقعی جنبش باشد، ناشی از جان‌سختی‌های بوروکراتیک در بین فعالین مذکور است و خود به یکی از موانع پیشرَوی جنبش بدل شده‌است. این درحالیست که تشدید اعتراضات خودانگیختۀ جنبش کارگری، در کنار بحران‌های عدیدۀ سرمایه‌داری در سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی بیش از هر چیز ضرورت فعالیت نیروهای انقلابی در صفّ اول جنبش کارگری را گوشزد می‌کند.

کمیتۀ عمل سازماندۀ کارگری:

اعضای کمیتۀ سازماندۀ کارگری به سهم خود با فرموله کردن مجموعه تجارب جنبش کارگری ایران که محصولِ دخالت‌های پیشین بوده‌است[۱]؛ سعی کرده‌اند این تجارب را با تجارب جنبش کارگری بین‌المللی پیوند بزنند و آن را درون ظرف کمیتۀ عمل سازماندۀ کارگری زنده و متمرکز کنند.

به این اعتبار این کمیته هم از حیث چشم‌انداز استراتژیک و هم از حیث شیوۀ سازماندهی تفاوت‌های اساسی با دیگر کمیته‌ها و تشکل‌های علنی‌گرا و «فعالین کارگری» مشغول در آن‌ها دارد. مثلاً برخلاف عموم تشکل‌های علنی داخل کشور که در سطح رفرم درجا می‌زنند، کمیتۀ عمل کارگری افق‌اش محدود به رفرم نیست، هرچند رفرم‌های ناشی از فشار از پایین در جنبش کارگری را کاملاً به رسمیت می‌شناسد و از آن حمایت هم می‌کند، اما در جهتِ جا انداختن آن دسته از شعارها و مطالباتی در اعتراضات کارگری فعالیت می‌کند که بتواند گام به گام جنبش کارگری را به مبارزه علیه طبقۀ حاکمه و کلیت نظام سرمایه‌داری هدایت کند.

مخاطب کمیتۀ عمل سازماندۀ کارگری به عنوان یک کمیتۀ پیشتاز، نه تمامی کارگران بلکه پیشروترین‌هایی هستند که در ردیف اول اعتصابات و اعتراضات درگیرند و به خاطر قرار داشتن در چنین موقعیتی از آگاهی سیاسی‌طبقاتی بالاتری نسبت به دیگر همکاران‌شان یا عموم کارگران برخوردارند. این کمیته همچنین مخالف جایگزین‌گرایی‌های رایج در طیف چپ است. هرچند عبارت «رهایی طبقۀ کارگر به دست خودش» صورت کلیشه‌ای پیدا کرده و گاهی برخی از آن حتی برای عقب‌راندن عنصر «پیشرو» در جنبش هم سوء‌استفاده می‌کنند، اما معنای واقعی پایبندی به این اصل اینست که قرار نیست ما به جای طبقۀ کارگر انقلاب کنیم، قدرت سیاسی را بگیریم یا به اسمِ آن‌ها «تشکل عمومی کارگری»، «سندیکا و اتحادیه»، حزب کارگران یا غیره بسازیم. «کمیتۀ عمل سازماندۀ کارگری» نیز یک تشکل عمومی کارگری نیست، یک تشکل پیشروی کارگری با چشم‌اندازِ سرنگونی دولت سرمایه‌داری است. مخاطبینش نیز پیشروهای کارگری هستند. با این چشم‌انداز است که کمیته در عمل تلاش خواهد کرد تا رهبران عملی اعتصابات و اعتراضات جنبش کارگری را بیابد، با آن‌ها نشست و برخاست ‌کند، شانه به شانه‌شان درگیر اقدامات عملی باشد و نشان دهد که در مبارزۀ مشترک تا کجا پیش می‌رود، تا از سوی همین رهبران عملی دیده و پذیرفته شود. در این دخالت‌های عملی، وجه نظری و تجربیات تاریخی جنبش بین‌المللی را نیز به رهبران عملی تزریق می‌کند تا جنبش کارگری مجبور نباشد هر گام از مبارزۀ طبقاتی را از صفر و به روش آزمون و خطا بردارد. به این ترتیب پیکره‌ای ارگانیک با پیشروها می‌سازد و همراه آن‌هاست که از پایین مشغول سازماندهی شده و هسته‌های مخفی سوسیالیستی را در صفّ اول جنبش شکل می‌دهد.

سازماندهی این کمیته حول یک برنامۀ مشخص و متشکل از مجموعه‌ای از مطالباتِ به‌روزی است که جاانداختنش در جنبش سبب ارتقای وجه ضدسرمایه‌داریِ آن خواهد شد. این وجه تمایز دیگر «کمیتۀ عمل سازماندۀ کارگری» با دیگر کمیته‌های فعال در داخل است. مطالباتِ این برنامه از سطح ذهن بر روی کاغذ نیامده‌اند، بلکه هم چکیدۀ مشترک تجارب جنبش کارگری بین‌المللی و هم جنبش کارگری ایران هستند (تجاربی که انتقال بخش مهمی از آن‌ها به دلیل سرکوب‌ و خفقان سیاسی منقطع شده‌اند)، بخش مهم‌تری از این تجارب، در عین حال محصول دخالت‌های عملی پیشینِ فعالینِ خودِ کمیته است. این کمیته‌ قرار است واسط انتقال برنامه و خطوطش از طریق ارتباطات تن به تن، پخش اعلامیه، تولید و توزیع نشریۀ کارگری و غیره باشد. از این جهت برنامۀ کمیته نمی‌تواند ایستا و تغییرناپذیر باشد و برای آنکه پویایی و به روز بودن کمیته تضمین شود، حفظ دموکراسی درونی، اصلی بی‌چون و چرا و ضروری است. چرا که افراد مختلف بسته به دخالتگری‌شان در حوزه‌های مختلف دارای تجارب ویژه‌ای هستند که به صورتِ منفرد لاجرم محدود و نسبی است؛ برای آن‌که کلیۀ این تجربیات منفرد، در جایی متمرکز و ارزیابی شود، لازم است که مفصلاً و آزادانه به بحث گذاشته شوند و سپس جمع‌بندی و چکیدۀ آن وارد برنامه گردد تا در دور بعدی فعالیت، صحتش در عمل محک بخورد.

تفاوت دیگر این کمیته با سایر کمیته‌های موجود در داخل، در سبکِ کارِ مخفی آن است. برای جلوگیری از شناسایی سریع، سوخت شدن و زندانی‌شدن بهترین‌ نیروهای جنبش، ضروری است که کمیته‌های پیشتاز حد قابل ملاحظه‌ای از مخفی‌کاری را در شرایط استبدادی رعایت کنند. اما جنبش و نمودهای مختلف آن- مثلاً برگزاری یک آکسیون یا شرکت در اعتراض خیابانی یا اعتصاب- همگی علنی هستند؛ بدیهی است که نمی‌توان اعتصاب یا اعتراض را در زیرزمین یا پستوهای خانه به راه انداخت. اما «سازماندهی» آن لزوماً علنی نیست. در نتیجه این وضعیت عینی و شرایط استبدادی ایران است که ترکیبِ فعالیت علنی و مخفی را می‌طلبد.

یک کمیتۀ کارگریِ پیشرو باید فعالیت اصلی خود را دخالت‌گری در صف اول جنبش کارگری و سایر جنبش‌های اعتراضی عمومی تعریف کند. اعتبار چنین کمیته‌ای نیز نه با صدور فراخوان و دستورالعمل بلکه با موضع‌گیری صحیح در جای صحیح و با دخالت عملی و به‌موقع در درون اعتراضات به دست می‌آید.

سبک کار «کمیتۀ عمل سازماندۀ کارگری» ساخت هسته‌های دو یا چند نفره در محیط‌های کار، کارخانه‌ها، محلات، دانشگاه و غیره است و ابزاری که برای ایجاد و گسترش و مرتبط کردن این هسته‌ها استفاده می‌کند، یک نشریۀ سازمانده (بولتن) است. بولتن ابزار و ارگان سازماندهی است؛ به این معنی که بر مبنای نیازهای جنبش، مطالبه و دخالتگری طرح می‌کند و سریع‌ترین و صحیح‌ترین مواضع را به درون جنبش می‌برد، بازخوردش را می‌بیند و با انعکاس دخالت‌هایش، مخاطب و نفوذ پیدا می‌کند. به این ترتیب با تداوم این دخالت‌ها، افرادی حول این بولتن جمع می‌شوند و تنها کافیست زنده بودن و مرتبط بودن محتوای این بولتن را در ارتباط با مبارزات روزمرۀ خود ببینند تا دیگر آن را نه نشریه‌ای «بیرونی» که از آنِ خود بدانند. یعنی مثلاً در هنگام بروز یک اعتراض، موضع‌گیری صحیح را در این بولتن انتظار بکشند. یا در زمانی که کارگرانی قصد انجام اعتصاب دارند، کافی است انتقال شیوه‌های تدارک موفق یک اعتصاب را از بولتن بخواهند، بدین‌ترتیب با انجام این کار، بولتن بسادگی اعتصابی را به طور غیرمستقیم سازماندهی می‌کند. بولتن ظرفی است که در اختیار پیشروهای کارگری و برای پیشروهای کارگری است، هم خطوط را به درون جنبش می‌برد و هم از آن خط می‌گیرد. یعنی رابطه‌ای دوسویه و ارگانیک با پیشروهای کارگری برقرار می‌کند نه یک رابطۀ استاد‌شاگردی. از این گذشته هسته‌های حول کمیته نیز از طریق همین بولتن است که اقداماتی مشترک را سازمان می‌دهند، تجربیات و گزارش‌ها و نقدهای خود را به دیگر هسته‌ها منتقل می‌کنند و غیره.

تاجائیکه مربوط به سازماندهی تشکیلاتی یعنی ساخت هسته‌ها می‌شود، این سازماندهی سخت نیازمند صبر و پشتکار است، در یک تشکیلات پیشرو، هسته‌ای که محصول فعالیت مستمر و سیر و آهنگ طبیعی این مبارزه باشد، ده‌ها بار بیش‌تر از شکل‌دهی به جمع‌های شتابزده و عجولانه مابه‌ازا خواهد داشت. به مجرد آنکه هسته‌های کارگری ساخته شدند، از اینجا به بعد مسأله بر سر ارتباط این هسته‌ها با یکدیگر می‌ماند. مادامیکه کمیته در فعالیت است، بولتن به عنوان ارگان ارتباطی این هسته‌ها با یکدیگر تنها در سطح کلی دخالتگری می‌تواند اثربخش باشد[۲]. نهایتاً پس از استمرار و گسترش فعالیت‌ها و به مجرد اینکه هسته‌ها زیادتر و فعالیت‌هایشان جدی‌تر شدند، نیاز به یک ظرف تشکیلاتی سیاسی عالی‌تر و منسجم‌تر و منضبط‌تر خواهد بود؛ حزب پیشتاز کارگری.

در واقع یک «کمیته» نهادی موقتی است که حول یک هدفِ مشخص شکل می‌گیرد و پس از مدتی فعالیت طبیعتاً باید منحل شود؛ حال این انحلال یا زمانی رخ می‌دهد که هدفش تماماً محقق شده و یا زمانی‌که بالعکس از هدفِ تعریف‌شده بازمانده و نیازمند تجدیدنظر است. در هر حال یک کمیته چشم‌انداز انحلال یا استحاله به ظرفی جدیدتر را خواهد داشت. هدفِ نهایی کمیتۀ عمل سازماندۀ کارگری نیز سازماندهی هسته‌های مخفی سوسیالیستی حول یک برنامۀ عمل مشخص است. البته این به این معنا نیست که تماس‌ها یا همگی اعضای کمیته بدواً سوسیالیست‌های انقلابی خواهند بود، بلکه چشم‌اندازِ ما، سازماندهی این فعالینِ متشکل حولِ برنامۀ عمل، در قالب هسته‌های مخفی سوسیالیستی انقلابی است. با تحقق این هدف، یعنی ایجاد و سازماندهی هسته‌ها به‌مثابۀ پایه‌های حزب پیشتاز انقلابی، زمینه‌های انحلال کمیته فراهم خواهد شد و وارد فرم حزبی خواهد شد. حزبی که بنا به تشخیصِ خودِ پیشروهای سوسیالیستِ متشکل در کمیته و با در دست داشتن نبض اوضاع و با تحلیل مشخص از شرایط مشخص بنیان و اعلام موجودیت خواهد کرد. حزبی انقلابی با کادرهای برجسته و باتجربه و پیشرو و آبدیدۀ ناشی از سال‌ها فعالیت، برخوردار از یک مرکزیت قوی اما دموکراتیک، مدافع حق گرایش، مجهز به برنامۀ تسخیر قدرت سیاسی طبقۀ کارگر، که از این پس می‌تواند فعالیت‌های پیشین را در سطحی کیفیتاً بالاتر پی بگیرد. بدون وجود چنین حزبی، دیر یا زود تمامی دستاوردهای کارگران از سوی بورژوازی درهم شکسته خواهد شد. هرچند چنین حزبی نمایندۀ منافع کل طبقۀ کارگر است اما حداقل تا پیش از شرایط اعتلای انقلابی صرفاً متشکل از پیشروهای کارگری و سوسیالیست‌های انقلابی خواهد بود و به این دلیل حزب پیشتاز نامیده می‌شود.

۱ مهر ۱۳۹۶

[۱] . این دخالت‌ها در سه سطح بوده‌اند: سطح اول دخالت درون برخی از تشکل‌ها و کمیته‌هایی که در بالا ذکرش رفت، سطح دوم همکاری‌های مقطعی با برخی «فعالین کارگری» داخل کشور و سطح سوم، مدتی همکاری مستقیم با کمیتۀ اقدام کارگری.

[۲] . هرچند بولتن‌های ویژۀ کارخانه یا محل زندگی و تحصیل و غیره نیز بر مبنای تشخیص یک هسته و برای پاسخگویی به مسائل خاص می‌تواند از سوی همان هسته منتشر شود.

بیانیه شماره ۱۰۰- رضا شهابی از دردهای متعدد رنج می‌برد اما عملاً هنوز به بیمارستان منتقل نشده است!

امروز ۱۹ مهر خانواده رضا شهابی با این کارگر زندانی  ملاقات کردند. بنا بر گفته رضا شهابی، روز سه شنبه ۱۸ مهر مأموران زندان قصد داشته اند که با دستبند و پابند! وی را جهت انجام MRI به بیمارستان منتقل کنند اما با اعتراض و مخالفت رضا روبرو شدند. رضا شهابی به مأمور مربوطه گفته است: «مگر من جانی و جنایتکار هستم که می خواهید به من دستبند و پابند بزنید!؟»

مأمور زندان نیز به وی گفته است که: «ما بدون دستبند و پابند نمی توانیم تو را به بیمارستان ببریم و باید امضا بدهی که خودت با انتقال به بیمارستان مخالفی!»

در حال حاضر و پس از گذشت ۲ هفته از شکستن مشروط اعتصاب غذای رضا شهابی، وضعیت جسمی وی وخیم است و علاوه بر مشکلات جسمی سابق (درد کمر و پا) از تبعات اعتصاب غذای ۵۰ روزه (بیش از ۷ هفته) نیز رنج ‌می‌برد؛ به دلیل فشار خون بالا مدام خون دماغ می شود، از درد شدید معده رنج میبرد و بعد از هر وعده غذایی دچار درد و سوزش شدید معده می شود، دچار ورم شده است که دلیل آن احتمالاً نارسایی کلیه است و دردهای ناحیه گردن و کتف اش شدت گرفته است و متاسفانه به دلیل عدم دسترسی به پزشک، از دارو نیز محروم است و همین، مشکلات جسمی وی را دو چندان کرده است.

کمیته دفاع از رضا شهابی اعلام می دارد که دسترسی به امکانات پزشکی و درمانی مناسب  از ابتدایی ترین حقوق هر زندانی است؛ همچنین شرط دستبند و پابند زدن جهت انتقال به بیمارستان توهین به همه کارگران و شأن انسانی رضا شهابی است و قویاً محکوم است. این کمیته اعلام می دارد که رضا شهابی باید با حفظ شأن و کرامتش هر چه زودتر جهت مداوا به بیمارستان منتقل شود و عواقب قصور در این زمینه مستقیماً متوجه مسئولان است!

رضا شهابی باید فوری و بدون قید و شرط آزاد گردد.

کمیته دفاع از رضا شهابی

۱۹ مهرماه ۱۳۹۶

k.d.shahabi@gmail.com

@shahabidefah

https://t.me/komitedefashahabi

سەربەخۆیی کوردستان و دوژمنەکانی

بەشوێن رۆژی دیاری کردنی رۆژی ٢۵ی مانگی سیپتامبری ٢٠١٧، بۆ بەڕێوەچوونی گشت پرسی سەربەخۆیی هەرێمی کوردستان، کۆمەڵێک هەڕەشەی گەورە و بچوک لە هەموو لایەکەوە، لە دژایەتی لەگەڵ ئەم حەرەکەتە، رووی کردە خەڵکی کوردستان و حکومەتی هەرێم. دەوڵەتی تورکیە، ڕژیمی ئیسلامی ئێران لەپاڵ دەوڵەتی عێڕاقدا، یەکێتی ئوروپا، دەوڵەتی ئەمریکا و هاوپەیمانەکانی لە شەڕ دژی داعش، بە گشتی دەمیان بە دژایەتی و سەرکۆنە کردن کردۆتەوە. ئەگەرچی زمانی دژایەتی و هەڕەشەکان جیاوازن، بەڵام هەموویان خاوەنی یەک ناوەرۆکن.
ئەوەی کە ئایا سەرئەنجام رۆژی دیاریکراو، ڕیفڕاندۆمی سەربەخۆیی کوردستان بەڕێوەدەچێت یان نا و یان ئەوەیکە ئامادەکاری پێویست بۆ بەرەوروو بوونەوە لەگەڵ دواهاتەکانی ئەم بڕیارە کراوە یان نا، مەبەستی ئەم وتارە نییە. بەڵام لەگەڵ ئەوەشدا تەئکید کردنەوە لەسەر دوو خاڵ بە پێویست دەزانین:
یەکەم، سەربەخۆیی کوردستانی عێڕاق نەتەنیا مافێکی حاشاهەلنەگری جەماوەری خەلکی ئەو هەرێمەیە، بەڵکو ئەمرۆکە لە ماف تێپەربۆە و بۆتە پێویستیەک. رەوایی سەربەخۆیی کوردستان لە مێژوی دەیان ساڵەی خەباتی خەڵکی ئەم ناوچەیە وەرگیراوە، کە لە پێناوی بەدەست هێنانی مافی دیاریکردنی چارەنووس گیانفیدایی کردۆە و چەندەها کارەساتی بەسەرهاتۆە. گشت پرسی تەنیا دەتوانێ لە چوارچێوەی پێوەندی نێودەولەتیدا بنەمایەکی یاسایی بۆ کوردستانی سەربەخۆی داهاتوو دابین بکات. مانەوە لەگەڵ دەوڵەتێکدا کە تا سەرئێسقان ئاوێتەی دمارگرژی مەزهەبی شێعەیە و تەنانەت توانایی بە یەکەوە ژیان لەگەڵ خەڵکی عەرەبی سوننەشی نییە، ناتوانێ بە هیچ شێوەیەک دڵخوازی خەڵکی کوردستان بێت. لەگەڵ ئەوەدا سەرئەنجام دەبێت مەسەلەی نەتەوایەتی لەم کۆمەڵگایەدا چارەسەر بکرێت تا ڕێگا بۆ بەرەوپێش چوونی دواتر بەرەو ژیانێکی ئازاد، یەکسان، ئینسانی و حۆشگوزەران، واتە کۆمەڵگایەکی سۆسیالیستی خۆش بکرێت. دووهەم، دوای ئەم هەموو ساڵە لە خەبات و تێکۆشان، ئەمرۆکە لە قۆناغێک داین کە پێویستیە ئەم مافە ڕەوایە لە کەم ئازار ترین و کەم تەلەفات ترین ڕێگاوە دابین بێت. لە ڕاستیدا ئەگەر باس و تێبینێک لەم بارەوە هەیە، لە سەر ئامادە کاری پێویست بۆ دابین بوونی ئەم مافە لە ئاستێکی گونجاودایە.
ڕیفڕاندۆمی سەربەخۆیی کوردستان لە رۆژی دیاری کراودا بەڕێوەبچیت یان نا، لە هەرحاڵدا تا ئێرەی خەرەکەتەکە ڕواڵەتی دوژمنانی ئاشکرا و شاراوەی خەڵکی کوردستانی زیاتر دەرخستۆە. ئەو کاردانەوانەی کە لەم رۆژانەی دواییدا لە پێوەند لەگەڵ مەسەلەی سەربەخۆیی کوردستان، لە هێز و زلهێزەکان شاهیدی بووین، بۆ خەڵکی هەموو پارچەکانی کوردستان دەتوانێ خاوەن دەرس و ئەزموون بێت. لەم رۆژانەدا دیتمان کە هێزە جۆراو جۆرەکان سەرەڕای ئەوەی کە خاوەنی قازانج و بەرژەوەندی جیاواز و تەنانەت دژ بەیەکن، بەرانبەر بەم پرسە یەکسان دەجوڵێنەوە. کۆماری ئیسلامی ئیران و دەوڵەتی ئامریکا لەم بارەیەوە دوو نمونەی دیارن. هەڕەشەکانی کۆماری ئیسلامی روون تر و بێ پەردە تر لەوانی دیکەیە. لە تازە ترین نمونەیدا عەلی شەمخانی دەبیری ئەنجومەنی باڵای ئاسایشی نەتەوەیی وتویەتی:” ئەم کردارانە بە شێوەی حەتمی کاریگەری لە دژی ئاسایشی هەرێمی کوردستان دەبێت”. دیارە کاریگەری دژی ئاسایشی هەرێمیش لە هەنگاوی یەکەم بە واتای هاندانی دەوڵەتی ناوەندی عێڕاقە بۆ هێرشی سەربازی و هەوڵدانە بۆ هەلخراندنی کێشەی نەتەوایەتی و مەزهەبی لەو ناوچانەدا کە لە رووی ئائینی و نەتەوەیی پێکهاتەیەکی تێکەڵیان هەیە. بەڵام شەمخانی تەنانەت پێی لەوەش زیاتر دەرێژ کرد و بە زمانێکی شاراوەتر بە بیانوی بەرەنگار بوونەوە لەگەڵ هێزە نەیارەکانی ڕژیم لە هەرێمی کوردستان، هەڕەشەی لەشکر کێشی و دخاڵەتی ڕاستەوخۆی نیزامیش دەکات و دەڵێ :” ئێران لە چوارچێوەی دابین کردنی ئەمنیەتی سنورە هابەشەکانی بۆ بەرەنگار بوونەوە لەگەڵ حوزور و چالاکی دژی شۆڕشی ئێرانی کە لە هێبدێک ناوچە کوردستانی عێراقدا جوڵەیان هەیە بە شێوەیەکی جیدی بە بۆچونەکانیدا دەجێتەوە و بەتەواوەتی جیاواز لە ڕابردو دەجوڵێتەوە”.
هەڵبەت کۆماری ئیسلامی لە ڕابردوشدا قەت لایەنگری دۆستایەتی و سازان لەگەڵ حکومەتی هەرێمی کوردستان نەبووە. مامەڵە کردن و سازان لەگەڵ ئەم ڕژیمە نە تەنیا زەڕەیەک لە پیلانەکانی ئەم دەوڵەتەی لەدژی خەڵکی کوردستانی عێڕاق کەم نەکردۆتەوە، بەڵکو ئەم ڕژیمەی دڕتریش کردوە. بەڵام ئەگەر کۆماری ئیسلامی نەیتوانیوە گشت زەرفیەتەکانی لە دوژمنایەتی لەگەڵ خەڵکی کوردستانی عێراق و لەگەڵ حکومەتی هەرێم بەکاربێنێ، تەنیا بە هۆی هاوسەنگی هێزی واقعی و ریزبەندی سیاسی لە ناوچەکەدا بۆە. ئێستا کە شمشێری لە کالان دەرکێشاوە، دیسان لەژێر کاریگەری ئەم هاوسەنگیە واقعیە دایە کە تواناییەکانی لە دژی هەرێمی کوردستان بەرتەسکە و هەڕەشەکانی تا ئاستێکی زۆر بێ ناوەرۆکن. بەڵام هەر ئەو هەرەشە گورەشانە بەسن بۆ ئەوەی هیچ گومانێک لە دوژمنایەتی ئەم ڕژیمە لەگەڵ ئازادی و مافە سەرەتاییەکانی خەڵکی کوردستانی عێڕاقدا هەبێت.
لەم نێوانەدا سیاسەتی ڕیاکارانەی دەوڵەتی ئامریکاش بۆ خەڵکی کوردستان دەرس و ئەزمونی تێدایە. ساڵانێکە ئەحزابی سیاسی دەسەڵاتدار و لە دەرەوەی دەسەڵات لەم ناوچەیەدا، بەڵێن بە خەڵکی کوردستان ئەدەن کە گۆیا دەوڵەتی ئامریکا پشت و پەنای ئەوانە. هەر بەم بۆنەیەوە پرۆسەی کاولکردنی عێڕاقیان ناو ناوە” پرۆسەی ئازادی عێڕاق”. ئەوە لە حاڵێکدایە کە هەموان دەزانن، ئەگەر لە ناوچەکانی کوردستاندا دۆخێکی جیاواز لە چاو بوونی باقی شوێنەکانی دیکەی عێڕاق، پێکهات‌وە نەک بە بەرەکەتی بە ناو پرۆسەی ئازادی عێڕاق لە لایەن ئەڕتەشی ئەمریکاوەیە، بەڵکو بەرهەمی دەیان ساڵ خەبات و خۆڕاگری ئەو خەڵکە لەو ناوچەیەدا بۆ گەیشتن بە ئازادی . هەموان لە بیریانە کاتێک کە لە جەریانی هێرشی ئەمریکا بۆسەر عێڕاق هێزەکانی پێشمەرگە ویستیان بەرەو کەرکوک بچن، چلۆن لە لایەن فرۆکە بۆمب هاوێژەکانی ئەرتەشی ئەمریکاوە هێرشیان کرایەسەر. دوای ئەوەی کە ئەڕتەشی ڕژیمی سەدام لە ساڵی ١٩٩١ دا لە کۆیت دەرپەڕیندرا، ئەوە ئەڕتەشی ئەمریکا بوو کە مەیدانی دا بە هێرشی هێزەکانی ڕژیمی بەعسی عێڕاق بۆ داگیر کردنەوەی سەرلەنوێی کوردستان، کە بە ڕاپەڕینی خەڵکی ئازادی خواز رزگار کرابوو. کارەساتێک کە ویژدانی بەشەریەتی هەژاند. مەداری ٣۶ دەرەجە بۆ بەرتەسک کردنەوەی چالاکی هێزی ئاسمانی عێڕاق، تەنیا دوای روودانی ئەم کارەساتە کە بە هەزاران کەس تەلەفاتی ئینسانی بەشوێنەوە بوو، ئەویش لەژێر گوشاری ڕایگشتی خەڵکی دنیادا دیاری کرا. لە گشت ٢۶ ساڵی ڕابردودا دەوڵەتی ئەمریکا کە ئەیتوانی یارمەتیدەری بوژاندنەوەی ئابووری ئەم ناوچەیە و لەسەر پێی خۆ وێستانی بێت، نە تەنیا خۆی لە پێشکەش کردنی کەمترین ڕاوێژی باش و بە قازانج کە زەمانەتی ئیجرایی هەبێت پاراست، بەڵکو لە هەمان رۆژی یەکەمەوە بە هەڵڕشتنی پارەیەکی زۆر و بێ حیساب و کیتاب بۆ هێزە سیاسیەکان، ڕێگای بۆ گەندەڵیەکی داراییەکی بەرین، کە تا ئێستاش خەڵکی کوردستان بە دەستیەوە دەناڵێنن، خۆش کرد. لە حاڵێکدا کە بە دەسەڵات و نفوزێک کە لە عێڕاقدا و لەسەر حیزبە سیاسیەکانی کوردستان هەیبوو، دەیتوانی بەر بە روودانی شەڕی نێوخۆیی بگرێت، هیچ هەنگاوێکی کاریگەری لەم زەمینەیەدا هەڵنەگرت، تا لایەنە دەرگیرەکان ئەوەندەیان یەکتر بە قیمەتی گیان و ژیانی خەڵک خەڵتانی خوێن کرد، کە درێژە پێدانی لەوەزیاتر، ڕەنگ بوو زیان بە بەرژەوەندیە درێژ مەوداکانی ئەمریکا بە تایبەت لە ئەگەری دەستێوەردانی کۆماری ئیسلامی بگەیەنێ. ئەو کاتە بوو کە نیوبژیوانی کرد و شەڕی نێوخۆیی کۆتایی هات. ئەگەر تاوانی شەڕی نێوخۆیی و ئەو خوێنانەی بە ناحەق ڕژاون، دابەش بکرێ‌، ئەوە بێگومان دەوڵەتی ئامریکا پشکی شێری بەردەکەوێ. لەم رۆژانەی دواییدا دەوڵەتی ئەمریکا هەڕەشەی خۆی لەدژی سەربەخۆیی کوردستان لە چوارچێوەی دڵسۆزیدا دەردەبڕێت، بەڵام لە ڕاستیدا چ لە ڕێگای نێردەی تایبەتی خۆیەوە بۆ ناوچەکە و چ لە ڕێگای ڕاگەیاندنی ڕەسمی کۆشکی سپیەوە، نە تەنیا لەگەڵ بەڕێوەچوونی گشت پرسیدا دژایەتی دەکات، بەڵکو بەکردەوە دەوڵەتی ناوەندی عێڕاق هەم بۆ لەشکر کێشی بۆسەر کوردستان و هەم بۆ بەرپا کردنی شەڕێکی مەزهەبی و قەومی لەو ناوچانەدا کە نەتەوە و مەزهەبی جیاوازیان تێدا بە یەکەوە دەژین، هان ئەدات.
بابەتی ڕیفڕاندۆم بە هەر ئاکامێک بگات، تا ئێرەی مەسەلەکە، خاوەنی گەلێک دەرس و ئەزمونی بەنرخە بۆ خەڵکی کوردستان. ئەم دەرسانە نابێ فەرامۆش بکرێن.
ئەم بابەتە لە سایتی پەیام وەرگیراوە و وتەی رۆژی تلویزیونی کۆمەلە به کوردی و تلویزیونی حزبی کۆمۆنیستی ئێران به فارسییە .

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران:حمایت از فراخوان سندیکاهای کارگری فرانسه برای گردهمایی مقابل دفتر سازمان جهانی‌ کار در ۱۳ ژوئن

 

 پنج سندیکای کارگری بزرگ در فرانسه (ث.ژ.ت.، سی. اف. دی. ت، اف. اس. یو.، اونسا، و سولیدر) با انتشار فراخوانی از همه تشکلات کارگری بین المللی شرکت کننده در اجلاس سازمان جهانی کار خواسته اند که با شرکت در تظاهرات ایستاده در برابر دفتر این سازمان به نقض “ابتدایی ترین حقوق کارگران” در ایران اعتراض کنند.  در این فراخوان،  به ویژه بر خواست آزادی کارگران زندانی، حق ایجاد تشکل مستقل کارگری و حق حضور نمایندگان مستقل کارگران ایران در اجلاس سازمان جهانی کار تاکید شده است.

در حالی که  تشکلات مستقل  کارگری در ایران با سرکوب مستمر رژِیم جمهوری اسلامی روبرو هستند، فعالین کارگری و معلمان دستگیر و زندانی می شوند و ابتدایی ترین حقوق کارگران ایران توسط این رژیم  پایمال می گردد، رژیم اسلامی اجازه می یابد که هر سال نمایندگان تشکلات به اصطلاح کارگری اما وابسته به خود را تحت عنوان نمایندگان کارگران ایران به اجلاس سازمان جهانی کار بفرستد. تشکلات و نهادهای مستقل کارگری ایران و ما نیز به سهم خود طی سال های متوالی با تهیه پرونده های قطور از نقض حقوق کارگران توسط رژیم ضدکارگر جمهوری اسلامی، از جمله نقض مقاوله نامه های بنیادی سازمان جهانی کار، مانند حق تشکل مستقل و قراردادهای دستجمعی، از تشکلات کارگری جهانی در خواست کرده ایم که در همبستگی با کارگران ایران، به مماشات سازمان جهانی کار با رژیم اسلامی و نادیده گرفتن و یا کم بها دادن به نقض حقوق بنیادی کارگران در ایران اعتراض کنند، و از جمله  مخالفت با  حضور نمایندگان قلابی کارگری از ایران در اجلاس سازمان جهانی کار را در دستور کار خود قرار دهند.

دولت ایران اگر چه مقاوله نامه های ۸۷ و ۹۸ سازمان جهانی کار مبنی بر حق آزادی انجمن، تشکل مستقل و پیمان های دستجمعی را رسما امضا و تصویب  نکرده است، اما طبق موازین این سازمان،  جمهوری اسلامی به صرف عضویت در سازمان جهانی کار، موظف به رعایت مقاوله نامه های بنیادی این سازمان از جمله دو مقاوله فوق است. با اینکه پرونده نقض این مقاوله نامه ها تحت فشار تشکلات کارگری بین المللی، چندین  سال پیش در گزارش های سازمان جهانی  کار، طرح و ثبت شد، با اینحال  تا کنون اقدام مشخصی در این مورد توسط این سازمان انجام نگرفته است و موضوع در”تعامل” و گفتگوی مقامات این سازمان با رژیم به حاشیه رانده شده است.

افزون بر این، هم اکنون دو پرونده دیگر از نقض مقاوله نامه های سازمان جهانی  کار توسط رژیم،  به دنبال شکایت کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری ITUC    در سازمان جهانی کار مفتوح است: بنا به گزارش این کنفدراسیون، دولت ایران مقاوله نامه ۹۵ سازمان جهانی کار مبنی  بر حمایت از پرداخت به موقع دستمزدها را که به تصویت ایران نیز رسیده، نقض کرده است.  این کنفدراسیون به سازمان جهانی کار گزارش داده است که از ماه مارس ۲۰۱۵ تا مارس ۲۰۱۶ در مجموع ۷۵۲۸۵۶ شکایت توسط کارگران ایران نسبت به نپرداختن دستمزدها صورت گرفته است.  بعلاوه این کنفدارسیون در شکایت خود اعلام  کرده است که در سال۲۰۱۴ یک میلیون نفر از کارگران ایران با عدم پرداخت دستمزدها مواجه بودند و اضافه می کند که بعضی از کارفرمایان دستمزد کارگران را تا پنج سال پرداخت نکرده اند.  همچنین بنا به شکایت این کنفدراسیون، مقاله نامه ۱۵۵ سازمان جهانی کار در مورد ایمنی و سلامت در محیط کار در ایران نقض می شود. طبق گزارش ها، در ایران به دلیل رعایت نکردن استانداردهای ایمنی در محیط کار هر سال تعداد زیادی از کارگران جان خود را از دست می دهند و یا مجروح و مصدوم می شوند.  تنها در سال ۱۳۹۵  بنا به گزارش پزشکی قانونی ۱۶۴۵  نفر از کارگران جان خود را در نتیجه حوادث کار و در واقع به دلیل طمع سرمایه داران و کارفرمایان برای کسب سود بیشتر از دست دادند و تعداد بسیار بیشتری مصدوم و مجروح شدند. حادثه دلخراش اخیر در معدن یورت در استان گلستان که منجر به کشته شدن دستجمعی بیش از ۴۰ نفر از کارگران گردید نمونه ای است از نتایج جنایت کارانه رژیم اسلامی در نقض استانداردی های ایمنی کار.      

نقض حقوق کارگران توسط رژیم جمهوری اسلامی تنها به موارد فوق محدود نیست؛ همه حقوق بنیادی کارگران و از جمله تمام مقاوله نامه های سازمان جهانی کار بطور مستمر در ایران نقض و زیر پا گذاشته می شود. بنا به ماهیت و ساختار سازمان جهانی کار به عنوان تشکیلاتی از سازمان  ملل، هیچ کارگر آگاه، توهم و امیدی به اقدام اساسی از سوی این سازمان در دفاع از کارگران ایران  ندارد. اما اجلاس سالیانه این سازمان فرصتی  است برای اعلام حمایت و همبستگی بیشتر تشکلات بین المللی کارگری با کارگران و تشکلات مستقل کارگری در ایران و اعتراض به نقض حقوق کارگران توسط رژیم جمهوری اسلامی.

ما از فراخوان سندیکاهای کارگری فرانسه برای گرد همایی در۱۳ ژوئن در برابر دفتر سازمان جهانی کار برای حمایت از کارگران ایران که نمونه ای امیدوار کننده از همبستگی بین المللی  کارگران است، به گرمی استقبال و از آن فعالانه حمایت می کنیم.

 

میدان ملل، ژنو 

ساعت ۱۲ تا ۱۴

سه شنبه، ۱۳ ژوئن ۲۰۱۷

 

 

    اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۱۰ ژوئن ۲۰۱۷

info@workers-iran.org

http://etehadbinalmelali.com/ ak/

 

 

گزارش مالی صندوق همبستگی برای مجمع عمومی یازدهم

(۵ نوامبر ۲۰۰۱۶ تا ۳۱ مارچ  ۲۰۱۷)

موجودی نقدی صندوق تا ۴ نوامبر ۲۰۱۶ ——————————— ۳۱۰۲ دلار

حق عضویت های دریافت شده (از ۵ نوامبر ۲۰۱۶ تا ۳۱ مارچ)۲۰۱۷ —— ۱۹۰۵ دلار

عایدات جشن ژانویه —————————————————— ۴۲۰۳ دلار

عایدات برنامه عید نوروز————————————————- ۳۸۰ دار

کمک های مالی دریافت شده ———————————————- ۲۱۵ دلار

جمع کل درآمدها ——————————————————— ۹۸۰۵ دلار

ارسالی ها به داخل ——————————————————- ۴۸۸۱ دلار (معادل ۱۴۵۰۰۰۰۰تومان)

موجودی نقدی صندوق در ۳۱ مارچ ۲۰۱۷ ——————————– ۴۹۲۴ دلار

توضیحات:

تعداد اعضای صندوق همبستگی تا تاریخ ۳۱ مارچ ۲۰۱۷ نود و هفت نفر می باشد.

حق عضویت های معوقه: ۶ ماهه ۲۹ مورد و ۴ ماهه ۱۵ مورد می باشد.

کمک های مالی دریافت شده: مبلغ ۲۱۵ دلار کمک مالی در شش مورد به شرح زیر دریافت گشته است:

۱- ۴ نوامبر ۳۰ دلار، ۲- ۵ فوریه ۳۰ دلار، ۳- ۱۲ ژانویه ۲۰ دلار ۴- ۱۲ ژانویه ۳۰ دلار، ۵-  یک مارچ ۶۵ دلار، و ۱۸ مارچ ۴۰ دلار (در برنامه عید نوروز ۲۰ دلار و در جشن ژانویه ۳۶۰ دلار کمک مالی دریافت شد که در گزارشات مالی این برنامه ها حساب شده است).

ارسالی ها: از ۲۶ نوامبر ۲۰۱۶ تا ۳۱ مارچ  ۲۰۱۷ مبلغ ۴۸۸۱ دلار (۱۴۵۰۰۰۰۰ تومان) بشرح زیر ارسال گردیده است.

۱- ۵ فوریه ۳۴۳ دلار، ۲- ۲۸ فوریه ۳۴۳ دلار، ۳- ۲۲ فوریه ۳۳۵ دلار، ۴ ۲۲  فوریه ۳۳۵ دلار، ۵ ۱۱ فوریه ۳۴۲ دلار، ۶- ۷ فوریه ۵۰۵ دلار، ۷- ۲۰ ژانویه ۳۳۶ دلار، ۸-۲۰  دسامبر ۳۳۵ دلار، ۹- ۲۰ دسامبر ۳۳۵ دلار، ۱۰– ۲۰ دسامبر ۳۳۵ دلار، ۱۱- ۲۰ دسامبر ۳۴۰ دلار، ۱۲- ۴ دسامبر ۶۹۷ دلار، و ۱۳- ۲۶ نوامبر ۳۰۰ دلار ارسال گردیده است.

گزارش  مالی صندوق همبستگی از ابتدا تا کنون

(۷ جولای  ۲۰۱۲ تا ۳۱ مارچ  ۲۰۱۷)

حق عبضویت های دریافت شده ——————————- ۲۵۴۶۹ دلار

عایدات برنامه های فاند ریزینگ —————————— ۲۸۸۲۸ دلار

کمک های مالی دریافت شده ———————————- ۶۰۴۲ دلار

جمع کل درآمدها ———————————————- ۶۰۳۳۹ دلار

جمع کل ارسالی ها——————————————– ۵۵۴۱۵ دلار (معادل ۱۵۳۸۱۷۰۰۰ تومان)

موجودی صندوق در ۱۳ مه ۲۰۱۷ —————————- ۴۹۲۴ دلار

صندوق همبستگی با کارگران ایران- کانادا

۳۱ مارچ  ۲۰۱۷

گزارش فعالیت های صندوق همبستگی برای مجمع عمومی یازدهم

از مجمع عمومی دهم در ۵ نوامبر ۲۰۱۶ تاکنون فعالیت های روتین صندوق همبستگی بطور منظم انجام شدند. هیئت امنا جلسات خود را با دعوت از بازرسین برگزار نمود. بررسی وضعیت حق عضویت ها و جمع آوری آنها، دریافت کمک های مالی و ثبت آنها، بررسی گزارشات مالی، تلاش برای جلب اعضای جدید، ارسال کمک ها به داخل، اطلاع رسانی به اعضا، اطلاع رسانی بیرونی فعالیت های صندوق از طریق رسانه ها و فیسبوک و حفظ و تداوم شفافیت کاری آنها، از جمله مواردی بودند که در جلسات هیئت امنا مورد بحث و بررسی و تصمیم گیری قرار گرفتند.

در رابطه با دریافت حق عضویت ها مباحث مشروحی انجام و بر این واقعیت  که شماری از اعضا حق عضویت های خود را از سه ماه تا یکسال پیش می پردازند و لذا تاثیر حق عضویت های دیر پرداخت را کاهش داده و روند عمومی دریافت حق عضویت ها را موازنه می کنند تاکید شد. با توجه به این نیز تقسیم کار لازم برای دریافت حق عضویت های معوقه به شیوه ای رفیقانه و صمیمانه صورت گرفت.

در زمینه برنامه های فاندریزینگ در فاصله مجمع عمومی دهم تاکنون دو برنامه فاندریزینگ یکی در جشن ژانویه ۲۰۱۷ و دیگری در جشن عید نوروز به همت اعضای داوطلب برگزار گشت که مجموعا ۴۵۸۳ دلار عاید صندوق همبستگی شد. برنامه ژانویه که با هدف ۴۰۰ نفر تدارک دیده شده بود با حضور ۳۵۰ نفر برگزار شد و و علی رغم هزینه بالای آن اما ۴۲۰۳ دلار عایدی داشت. برنامه عید نوروز به دلیل وجود برنامه های متنوع در شهر و ضرورت همراهی با امکان انتخاب شرکت در این برنامه ها به شکلی کاملا متفاوت و در قالب یک میهمانی خصوصی برگزار شد و ۳۸۰ دلار عایدی داشت.

در این فاصله ارسال کمک های مالی به داخل منظما انجام شد و مبلغ ۴۸۸۱ دلار (معادل ۱۴۵۰۰۰۰۰ تومان) برای ۱۷ مورد در بخش های متنوع جنبش مستقل کارگری ارسال و دریافت شد. در این مدت همچنین یک عضو جدید به صندوق همبستگی پیوست.

همچنین بدنبال انفجار مرگبار در معدن ذغال سنگ «زمستان یورت» در آزاد شهر که به جانباختن ۴۴ معدنچی و مصدوم شدن دهها تن دیگر منجر شد، هیات امنای صندوق همبستگی نیز بموازات تلاش های بسیاری دیگر از حامیان کارگران برای کمک رسانی به خانواده های معدنچیان با صدور اطلاعیه ای درخواست کمک نمود. تلاش صندوق همبستگی برای این کمک رسانی هم اکنون در جریان است.

در پایان از همه عزیزان علاقمند و حامیان جنبش کارگری دعوت می کنیم که چه با عضویت در صندوق و یا ارائه کمک مالی، چه با یاری رساندن به برگزاری برنامه های فاندریزینگ، صندوق همبستگی را برای ارائه منظم کمک مالی به جنبش مستقل کارگری در ایران  یاری رسانند.

صندوق همبستگی با کارگران ایران – کانادا

۳۱ مارچ ۲۰۱۷

 

گزارش سعید یوزی به تشکل ها مستقل کارگری و فعالین پیشرو

چرا، مرا دستگیر، زندانی و محاکمه کردند!!!

پلیس  سیاسی طبق سابقه ی تاریخی ش، نسبت به هر چیزی  حساس و تا حد کنکاش و دخالت در خصوصی ترین روابط  محفلی و خانوادگی را جز وظایف خود تعریف می کند. پیش پا افتاده ترین  بحث و تبادل را از طریق  شنود و کاشتن افراد در روابط  فردی و اجتماعی ،را به عنوان جرم  سیاسی قلمداد می کنند. شرایط و اعمال پیچیده ی تعقیب و مراقبتی که برای دستگیری من در چهار  شهر در استانهای تهران ،البرز ،کرمانشاه و کردستان به کار برده بودند، و پس از دستگیری خودشان  برام تعریف کردند ، به خود شک کردم و ترسیدم، شاید کار مهم و خلاف  بزرگی ،علیه  امنیت  انجام داده ام. اما براستی   طی روند باز جویی  متوجه شدم که  اصلا  اگر  تلفنی  با من تماس می گرفتند، دیگر نیازی به این همه  تلاش  اداره اطلاعات  و این همه هزینه و پرداخت حقوق و وقت گذاشتن نبود، نمی دانم چرا دوست دارند بی خودی موضوع را بزرگ جلوه بدهند و این همه مثلا” بیت المال را حرام کنند. تردد به عراق ، دنبال  روابط  کاری و  مسئله ی انجمن کارگران مهاجر ، همچنین  فعالیت در  انجمنهایی  صنفی. قانونی و غیر دولتی شهر های غرب ،از جمله  کامیاران سنندج ،مریوان ،دیواندره ،سقز وسایر ،مجموعه ی از اتهاماتی بودند ،که  به نام جاسوسی ، اقدام علیه امنیت و تبلیغات  سیاسی علیه  نظام  در کیفر خواست، تنظیم شده بود. نحوه ی دست گیری ،خیلی. پیچیده و برام غیر قابل باور  بود. مدت  پنج روز در اداره اطلاعات سنندج بودم.  بعد  از بازجویی   فشرده و تکراری ،تحویل زندان مرکزی دادند. مدت سی و چند روز هم ،طی سه بار مرا به دادگاه انقلاب شعبه چهار باز پرسی جهت تفهیم اتهام بردند، برایم تعیین وثیقه صد میلیونی کردند، من شدیدا” با چنین ظلمی مخالفت کردم، و آنها مرا روانه   زندان کردند،  در نهایت بعد از  حدود ده روز جهت محاکمه  به دادگاه فرا خواندند. دادگاه علنی بوده و مانعی برای حضور خانواده وجود نداشت. بعد از قرائت کیفر خواست، خواستند که، دفاع  کنم.  ضمن  اینکه کلیه ی اتهامات وارده را قبول نداشتم و در بازجوییهای اداره ی اطلاعات  هیچ موردی از آنها  را نپذیرفته بودم. در دفاعیه ی جامع و  شفاف اعلام کردم هر گونه فعالیت صنفی و اجتماعی باید آزاد باشد و هیچ کدام از فعالیت های صنفی و اجتماعی نباید به عنوان اقدام علیه امنیت  قلمداد شود. و تمام مسائل و مشکلات کارگران و خانواده های آنان را تشریح و بیکاری بیش از ده میلیون کارگر و پائین بودن سطح دست مزد ها را، بانی  تمام  مشاغل کاذب، مانند، سرقتهای مسلحانه،  قتلهای  وسیع ، گسترش  خرید وفروش  مواد مخدر، اعتیاد و همچنین  بالارفتن آمار خشونت و خود کشی و خود سوزی، تن فروشی  به شکل سازمان  یافته ، کودکان و کار و خیابان، فروش و کرایه دادن کودکان و نوزادان ، فروش و کرایه دادن اعضای بدن ، کول بری و دیگر مسائل  اعلام کرده و از حقوق خود و دیگر هم طبقه هایم دفاع کردم.  بر مبنای  آن دفاعیه که در حکم رای صادره  در شعبه ی یک دادگاه انقلاب ، تبرئه شدیم.

بهیم گفتند تا روزی  بر قراری دادگاه که برایت کیفر خواست تنظیم می شود،  باید سند جهت وثیقه بگذاری.

به قاضی پاسخ دادم: هیچ اعتبار مالی ندارم،  قاضی با تعجب و نگاه غضبناکی پرسید: با این همه پر حرفی طی این همه سال چکار کردی..؟ ملک و ثروتی  نداری..؟!

گفتم: آقای قاضی من کارگرم از کجا بیارم،  با این دستمزدهای کلان کارگری که به ما کارگران می دهید؟ یا با امنیت شغلی و کار مستمر به ما دادید؟ یا به اعتبار وبه امید شرایط و امکانات و تسهیلات و ایمنی محیطهای کار برایمان مهیا کردید؟  امروز ما گرفتار و مشغول  دست و پنجه نرم کردن با موج اخراج  سازیهای  میلیونی، و شرایط  طاقت فرسای  دوازده و شانزده ساعت کاری هستیم که شما ها لطف کرده، ما کارگران را گرفتار کردید ، و البته اگر از لطف و مرحمت شما کاری پیدا شود، با ۱۲ تا ۱۶ ساعت آن هم تازه با عدم پرداخت همان چندر قاز تا بیش از یک سال، حالا شما لطفا” بفرمائید با این شرایط  ثروت مورد نظر شما جمع میشود….؟

ناخودآگاه دور برداشتم ودر دفاع از واقعیتهای زندگی کارگریم برای خودم هم کنترل نشدم ودر همین حال قاضی هم در سکوت کامل خیره شده بود،و منتظر وقفه ای برای بیرون کردن من از جلسه دادگاه….

و بالاخره پس از فورجه ای که ایجاد شد بهم گفت:  تا وثیقه نزاری بیرون نمی روی. بعد به ماموران دستور داد؛ ببرینش بیرون.  قبل از دست بند زدن اجازه خواستم و به ش گفتم: آخه من تنها جز نیروی کارم در زندگیم هیچ انباشتی ندارم،  تنها سر مایه ام همین نیروی کارم هست که به مرور زمان مستهلک شده و دیگه خریداری هم نداره،  مگه دوباره جوان شوم….

از دفتر بیدادگاه بیرون اومدم و راهی زندان شدم، و این بار با صراحت  تمام گفتم: بیرون نخواهم رفت،  زندان امن تر از محیط کاره…

با خودم گفتم: امروز تمام ثروت و سرمایه دست مالک است و تجار و کاسب حبیب خدا و صاحب کاره-

اما من نیز صاحب این افتخارم که دارای نیروی خلاقه کارم-

در تولید و خلق ثروت جامعه تاثیر گذارم

به همین خاطر نه کاسب شدم نه تاجر و نه پیمانکارم

تا یک ماه مشغول شش ماه بیکارم

هرچند برای نان شب محتاج نیروی کارم

در تمام زندگی خوشبختی انسان است شعارم

این است تنها افتخارم

خالق تمامی ثروتهای جامعه منم، با وصف خصلت اجتماعیم انسان دوستم گر چه چهره ام در معدن،  صنعت و باغ و مزارع تبدیل به کالا شده، به گفته مارکس: جوهره ی تمام زیبایی های من کارگر نقش بر الماس و طلاست. دگر وگوهر میبارد از دستم،  میدرخشد از نقشم خورشید و جاودانگی.  بهره ی کارم به یغما میرود،  استثمارم میکند دیو سرمایه،  محتاج نان روز میشوم به دلیل از خود بیگانگی…

بگذار بهم بخندند قماش محتکر و انگل و بهره کشان که به گمان آنان چون مال و ثروت ندارم، از سر ندانم کاری است….. اما این همان نگین و نگار زندگی است، که علیه بورژوازی زالو صفتان  داریم.  در دنیایی که دست بردن برای نقد و تغییر و شرکت همگان در تولید و سازندگی، زندان و شکنجه و اعدام دارد، قشر بازاری، پادوهای خورده  بورژوا  و انگل و بیکاره از طلا فروش تا پیمانکار و ول گردان مخبر جیره خوار و دلال خود را صاحب ارزش کالای خلق شده ی کارگر میدانند!

بگذار بورژوازی و همه اقشار  جیره خوارش،  بازاری و دلال اش بر خود زوزه بکشند.

طبقه کارگر و مزد بگیران  با اتحاد وه مبستگی  طبقاتی خود دنیایی انسانی بر پا خواهند کرد……..

زنده باد انقلاب….

زنده باد انسانیت…..

سعید یوزی  ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

عضو انجمن صنفی کارگران و استاد کاران ساختمانی شهرستان کامیاران

حزب کمونیست کارگری-حکمتیست (خط رسمی)ایران بعد از “انتخابات”

 

 “انتخابات” ریاست جمهوری ایران پایان یافت و روحانی در میان چهار مهره اصلی و بعد از تصفیه صدها کاندید مدافع و سینه چاک کن جمهوری اسلامی، برای چهار سال دیگر در راسماشین اجرایی حاکمیت باقی ماند. برنده ای که بر پرچم خود نه وعده های دهان پرکن بهبود و رفاه و گشایش و مشکل گشایی، که ترس از قدرتگیری “بیت امامی ها”، “تندروها” و ترس ازبدتر شدن اوضاع را حک کرده بود.

در دل تبلیغات انتخاباتی  و جدال سران حاکمیت برای گرفتن صندلی قدرت، مردم از زبان خود آنها، شنیدند، که چگونه ثروت آن مملکت و دسترنج دهها میلیون کارکن و صاحبان جامعه، بهشیوه های مختلف در خدمت مشتی انگل و سرمایه دار حاکم قرار میگیرد.  کاندیداهای ریاست جمهوری این دوره و در افشاگری هایشان از یکدیگر، برای فریب مردم ایران و خصوصا برایفریب طبقه کارگر و بخش محروم جامعه و کشاندن آنها پای صندوق رای، با انگشت گذاشتن بر گوشه ای کوچک از درد و مشکلات جامعه، از بیکاری و فقر و گرانی، نبود بهداشت و درمان وخدمات عمومی، تا دزدی و تاراج اموال مملکت و تا بند و بست های بالائی ها، از زبان خود آنها، پرده از چهره شنیع حاکمین برداشت.

“انتخابات” پایان یافت و روحانی با اکثریت بالایی از همپالگی های خود برنده شد. اما بخش بزرگی از همین اکثریت، و اکثریت آنهایی که به رئیسی رای  دادند، میدانند که رئیسی و روحانی وهمه جناح هایشان، نماینده آنها نیستند. نتیجه این کارنوال و این مراسم از پیش معلوم بود!  معلوم بود که برنده و بازنده، دو روی یک سکه باخت اکثریت محروم جامعه ایران است.

تا جایی که به مردم آزادیخواه ایران، به طبقه کارگر و زنان و جوانان این جامعه برمیگردد، جدال مردم آزادیخواه ایران با حاکمیت برای رفاه و آزادی و امنیت، جدال طبقه کارگر ایران ومحرومان جامعه برای بهبود زندگی و کاهش فقر و بردگی، نه تنها جای خود باقی است، که تشدید خواهد شد.

“انتخابات” در جمهوری اسلامی در هیچ زمان و در هیچ مقطعی ابزاری برای دخالت مردم ایران در سرنوشت جامعه نبوده است.  این مراسم همیشه تشریفات جابجایی اصلی ترین مهره هایضدمردمی بوده است.  مراسمی که تنها و تنها متکی به اختناق کامل سیاسی، برمتن ممنوعیت همه احزاب بورژوایی و پرولتری و در دل فقدان کمترین آزادی های سیاسی مرسوم دردمکراسی های پارلمانی است.

اینکه حاکمین و اقلیت مفت خور تلاش میکنند، چنین ذهنیتی را دامن زنند، که گویا اکثریت مردم ایران، که جامعه  ایران، روحانی را “انتخاب” کرده است، امروز حتی نزد سربه زیر ترینطرفداران جمهوری اسلامی هم پشیزی ارزش ندارد.

امروز و با پایان “انتخابات” و تعیین تکلیف جدال بالایی ها، مردم ایران، زنان و جوانان آزادیخواه و طبقه کارگر ایران، با حاکمیتی طرف خواهند بود که بدون هیچ وعده و افق رشد وگشایشی،  لخت و عریان در مقابل آنها قرار گرفته است. قرار است نه خبری از کاهش بیکاری باشد و نه افزایش حقوق ها و رفع هیچ محرومیت و ممنوعیتی، و نه بهودی در مطلقا هیچعرصه ای!

مردمی که ترس و رعب سرکوب حاکمان، در ذهن آنها فرو ریخته است.  حاکمیتی که رئیس دولت قدیم و جدید،  و وزیر کارش را کارگران معدن آزاد شهر، با اردنگی روانه کردند. مردمیکه در مقابل صف دوربینها از زبان معترضین، و به نام کاندیداتوری،  شنیدند و دیدند که نامزد انتخابات اعلام کرد که میخواهد رئیس مملکت شود تا جیبهایش را پر کند، ساکت نخواهند شد! مردمی که طی کمپین های انتخابات هزاران بار روسای مملکت را مشتی دروغگو، قاتل، دزد و ضد تمدن و دشمن رفاه عمومی و آزادی و امنیت نام گذاشتند و خط قرمز های جمهوریاسلامی را زیر پا گذاشتند، به این مضحکه رضایت نخواهند داد!  مردمی که مقام “معظم “خامنه ای، در ذهنیت و در کلام اش، در خفا و در ملا عام، سردسته شیادان و دزدان و مفسدین است،پایان این مراسم برایش تازه آغاز کار است!  این صف با انتخاب روحانی به خانه ها بر نخواهند گشت.

آقای روحانی در این نبرد برهمپالگی های خود در حاکمیت پیروز شد، اما دولت او و کل حاکمیت جمهوری اسلامی در مقابل دهها میلیون کارگر و زن و جوان و اقشار محروم جامعه قراردارند که حامل دریایی نفرت از طبقه حاکمه و دولتش، خواهان رفاه و آزادی و امنیت و خواهان پایان دزدی و چپاول و بی حقوقی هستند.

همان مردمی که اکثرا از سر احساس کاذب ناچاری و از ترس کاذب از جناحی دیگر،  به روحانی رای دادند، فردای انتخابات برای گرفتن مطالبات واقعی آزادیخواهانه و برابری طلبانه شان،برای آزادی و رفاه و امنیت، یقه روحانی و دولت اش، و یقه کل دستگاه حاکمیت را خواهد گرفت!

امروز بیش از پیش دیوار و سپر دفاعی جمهوری اسلامی، با همه جناحهای آن،  در مقابل اکثریت محروم جامعه ایران، ترک برداشته است. مگر نه اینکه خودشان،  در کمپین های انتخاباتیشان،  ذره ای از لجن و چرک نظام و  شخصیت های خودشان را به نمایش گذاشتند! بازی آنها با کارت  “روکردن” گوشه هایی از فساد مالی و دزدی هایشان، بلند کردن صدا علیه فقر ومحرومیت مردم، اشاره به کشتارهای تاریخی شان، که تماما محصول فشار از پائین بود، فردای انتخابات، برسرشان خراب میشود. این میدان محرومین است! میدانی که حاکمیت برای بقا خود،در آن قدمی گذاشت! در این میدان  قلم پایشان توسط محرومین و محکومین خواهد شکست!

پایان “انتخابات” شروع اعلام توقع مردم ایران از زندگی انسانی، در مقابل دولت روحانی است. عربده کشی پیروزی روحانی بر رئیسی از جانب هوادرانش، مستی و هورا کشیدن نانخورهای جمهوری اسلامی و دنبالچه های همیشه مرید و نوکر آنها در میان احزاب مختلف در پوزیسیون و “اپوزیسیون”، برای صف آزادیخواهی در آن جامعه و برای هر انسان حق طلب وانسان دوستی، تکرار مکرر مجیزگویی مشتی دلال سیاسی و مشتی کاسبکار است که از این طریق ارتزاق میکنند.

ما به عنوان کمونیستها و آزادیخواهان، ما به عنوان زنان و جوانان متمدن،  و ما به عنوان طبقه کارگر ایران و صاحبان واقعی آن جامعه، کسانی که برای آزادی و رفاه و امنیت هرگز”دل درگرو” این نمایشات مضحک نبسته اند، پایان جدال دشمنانمان برای تعیین تکلیف قدرت در بالا، تازه شروع جدال ما با کل این صف برای بهبود زندگی است.

ما تاریخ حاکمیت کل این صف، تاریخ جنایت و توحش همه آنها ، و تاریخ جدال بی رحمانه کل این نیرو، نیرویی که نماینده اقلیتی مفت خور در مقابل طبقه کارگر و دهها میلیون انسان حقطلب در  ایران  است،  را نزدیک به چهار دهه است تجربه میکنیم.

روحانی یا رئیسی، اصلاح طلب و اصول گرا، میانه رو یا سبز یا سیاه و بنفش، همراه با حواریون همیشه در صحنه آنها، حامیان شان در حکومت یا به نام “اپوزیسیون”،  برای ما سران واحزاب یک صف دشمن، یک صف سرمایه در مقابل توقعات انسانی مردم محروم ایران اند!

جدال ما علیه این حاکمیت و تلاش ما برای بستن صفی محکم و متحد، جهت پایان دادن به بردگی و برای تامین رفاه و آزادی و امنیت، برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی و استقرار جامعهای سوسیالیستی، یک لحظه تعطیل بردار نیست.

حزب حکمتیست(خط رسمی) در کنار همه کمونیستهای جامعه ایران، در کنار و همراه با همه آزادیخواهان، همه زنان و جوانان برابری طلب و همراه با طبقه کارگر ایران، برای پایان دادن بهکل این حاکمیت و برای استقرار جامعه ای آزاد و برابر میکوشد.

ما مردم آزادیخواه ایران را به مبارزه ای بی امان برای کنار زدن جمهوری اسلامی به عنوان شرط اولیه هر نوع رفاه و آزادی و امنیت، فرامیخوانیم.

 

زنده باد آزادی و برابری

زنده باد حکومت کارگری

 حزب کمونیست کارگری-حکمتیست  (خط رسمی)

اول خرداد ١٣٩۶(٢٢ مه ٢٠

محکومیت عثمان اسماعیلی فعال کارگری کرد به تحمل دو ماه حبس

 

عثمان اسماعیلی فعال کارگری که در شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان سقز به اتهام اخلال در نظم عمومی از طریق “شرکت در مراسم روز جهانی کارگر” به یک سال زندان تعزیری محکوم شده بود، پس از اعتراض در دادگاه تجدید نظر با تقلیل حکم به تحمل دوماه حبس محکوم شد.
به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، روز شانزدهم اسفندماه ۹۵۵، جلسه دادگاه تجدید نظر فعال کارگری عثمان اسماعیلی در شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان کردستان برگزار شد.
عثمان اسماعیلی در تاریخ هشتم اردیبهشت ماه ۱۳۹۴، در شهر سقز توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شد. اندکی بعد در تاریخ سی آبان ماه ۱۳۹۴، در شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان سقز به اتهام “شرکت در مراسم روز جهانی کارگر” محاکمه و به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
آقای اسماعیلی به حکم صادره اعتراض کرد که این حکم پس از بررسی در دادگاه تجدید استان به تحمل دو ماه حبس در زندان سقز تقلیل یافت. حکم صادره روز ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ به این فعال کارگری ابلاغ شد.

وتووێژی مەهدی حوسەینی لەگەڵ هاورێ حەسەن رەحمان پەناه سەبارەت بە:پێویستی بەشداری نەکردن لەشانۆی هەڵبژاردن