بیانیه اتحاد بین المللی در حمایت از اعتراضات توده های اعماق علیه حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی

انفجار ناگهانی اعتراضات مردم که از مشهد و تعدادی دیگر از شهر های استان خراسان آغاز شد در ظرف سه روز به سرعت باور نکردنی به دهها شهر در اقصی نقاط کشور گسترش یافته است. اعتراض هایی که در وحله نخست به نظر می رسید تنها بروز خشم توده های زحمتکش علیه گرانی و فقر و فلاکت است با همان سرعت به اعتراض و فریادی علیه کل حاکمیت رژیم اسلامی ارتقا یافته است. این اعتراض ها و تظاهرات ها تا هم اکنون کلیت پیکره جمهوری اسلامی از اصلاح طلب تا اصول گرا و هر دار و دسته ی دیگر رژیم را غافل گیر کرده است.

این خیزشی است از اعماق، نخستین گدازه های آتشفشان خشم مردمی است که زخم های دردناک نزدیک به چهل سال حکومت سرمایه داری اسلامی را بر پیکر خود دارند و از سرکوب، فقر، استثمار و بی حقوقی مطلق جان به لب شان رسیده است. این اعتراض ها و تظاهرات ها، فریاد و “نه” بزرگ به همه شرایط نکبت باری است که رژیم اسلامی به ضرب زور، کشتار و زندان بر آنان تحمیل کرده است. خاطره های دورتر این تاریخ چهل ساله، قتل عام دستجمعی زندانیان سیاسی در دهه شصت است و خاطر های نزدیک تر آن، کشتار کارگران خاتون آباد، به شلاق بستن کارگران معدن آق دره، و سرکوب اعتراض هزاران کارگر هپکو و هفت تپه. ماجرای غم انگیز گور خواب ها، کارتون خوابها، کولبران، کودکان کار و حلبی نشینان است؛ سرکوب و تهدید مستمر کارگران در اقصی نقاط ایران به دلیل مطالبه دستمزد های معوقه، تضمین امنیت شغلی، و علیه اخراج و بیکار سازیها است؛ قتل شاهرخ زمانیها در زندان و به بند کشیدن فعالین کارگری ضدسرمایه داری همچون رضا شهابی و محمود صالحی با وجود بیماریهای مهلک و نیز معلمان مبارزی چون اسماعیل عبدی ،محمود بهشتی لنگرودی و صدها زندانی سیاسی دیگر است که هم اینک در کنج زندان اند. و آن سوی این معادله ی فقر و سرکوب و نابودی هستی جامعه، رژیمی است که به نام خدا و دین، با ولع سیری ناپذیری بر هر آن چه بر زمین است چنگ انداخته است و مقامات و دست اندر کاران آن و فرزندانشان مشغول بالا کشیدن اموال عمومی، دزدی و اختلاس اند و به هیچ کس نیز پاسخگو نیستند.

بر متن چنین شرایطی است که اعتراض و تظاهرات مردم علیه گرانی و فقر بطور هم زمان کلیت رژیم اسلامی را نشانه گرفته است. تظاهر کنندگان به درستی دیگر امیدی به رفع فقر و گرانی و بیکاری تحت حاکمیت رژیم اسلامی را ندارند. آن امید واهی که هسته اصلی رژیم و داردسته ها و عناصر اصلاح طلب، معتدل و نیمه معتدل، در جامعه ایجاد کرده بودند و همه را به صبر برای معجزه بعد از توافق هسته ای دعوت می کردند، اکنون جایش را به شعار “اصلاح طلب ، اصول گرا، دیگر تمومه ماجرا” داده است. آخرین تردید ها در این مورد را بودجه سال ۱۳۹۷ دولت روحانی از میان برد. این بودجه در همان حال که سهم دستگاه های سرکوب و انواع تشکلات انگل مذهبی وخرافه پراکنی را افزایش داده، سفره حقیرانه کارگران و زحمتکشان یعنی اکثریت عظیم مردم را نشانه گرفته است. حذف یارانه ها برای بیش از سی میلیون نفر و افزایش بنزین به ۱۵۰۰ تومان، تخم مرغ دانه ای ۷۵۰ تومان و زمزمه دو برابرشدن قیمت نان، فقط بخشی از برنامه ریزی رژیم برای تحمیل فقر و جمع کردن سفره بخور ونمیر مردم است. زمان اندکی لازم بود که ارائه بودجه سال ۹۷ و موج اعتراضی در فضای مجازی، به انفجار خشم توده های جان به لب رسیده منتهی شود.

سرعت گسترش این اعتراضات اگر چه حیرت آور است، اما لازم است تاکید گردد تا پیش از آن، ما اعتراض ها و اعتصاب های گسترده کارگران در سراسر کشور را در رابطه با دستمزهای معوقه، بیکارسازیها، نا امنی محیط کار، خصوصی سازیها، حق تشکل مستقل، و اعتراض به سرقت حقوق و مزایای کارگران، معلمان، پرستاران و بازنشستگان را داشته ایم. اکنون بیش از پیش لازم است این اعتراض ها و اعتصاب ها تداوم و گسترش یابد و با خرد جمعی مانع سرکوب آنها توسط حکومت شد.

اعتراض ها و تظاهرات ها خیابانی حتی با امید و پیش فرض تداوم و گسترش آ‌نها، به تنهایی نخواهد توانست به اهداف مورد نظر منتهی شود. این خطر وجود دارد که رژیم با بکارگیری تمام قوه قهریه خود به دستگیری گسترده و سرکوب خونین معترضین خیابانی بپردازد. تجربه انقلاب ۱۳۵۷ و بسیاری از انقلاب ها و جنبش های دیگر نشان می دهد که در جوامع سرمایه داری و نیز استبدادی مانند ایران، بدون حضور قدرتمند جنبش کارگری، بدون اعتصاب های سراسری توسط بخش های مختلف کارگری، معلمان، دانشجویان و دانش آموزان، تظاهرات ها و اعتراض های خیایانی به اهداف خود نمی رسند.

اتحاد بین المللی ضمن حمایت همه جانبه از به پاخواستن توده های اعماق در ایران، در همکاری و همیاری خود با جنبش کارگری دفاع پیگیر از اعتراضات وخشم فوران کرده توده ها، سمت وسوی آنرا با جهت تشکل یابی شان از منظر تحقق منافع کوتاه و بلند مدت شان دنبال میکند. به همین دلیل همه عناصر آگاه کارگری، معلمین و دانشجویی را دعوت میکنیم از فرصت پیش آمده در جهت سازماندهی معترضین در سطوح ممکن اقدام کنند! در کنار شعارهای ضدحکومتی، مطالبه آزادی فعالین جنبش کارگری، دانشجویی ومعلمین، رضا شهابی، اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی و…آزادی کلیه زندانیان سیاسی و دستگیر شدگان، رهایی زنان و اقلیت های تحت ستم که زیر یوغ چهل سال حکومت اسلامی حقوق اولیه شان پایمال گشته است و نیزحمایت قاطع و فعال از اعتراضات جاری کارگری می تواند مانع از شعارهای انحرافی که توسط دشمنان طبقه کارگر بکار برده می شوند، گردد.

لازم است در عین حال نگرانی خود را اعلام نموده و هشدار دهیم که جریاناتی در این تظاهرات ها در تلاشند شعار های نژادپرستانه، ناسیونالیستی، زن ستیزانه و ارتجاعی از جمله شعار به نفع حکومت ضد مردمی سلطنتی سابق که به تاریخ سپرده شده است و شعار هایی مانند “نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران” را به اعتراض مردم محروم برای نان و آزادی تحمیل کنند و آنرا به انحراف بکشانند. کارگران و مردم محروم ایران کوچکترین نفعی از بکارگیری چنین شعارهای تفرقه افکنانه ای نخواهند برد و تنها موجب تضعیف و خدشه دار کردن اعتراض عدالت طلبانه آ‌نها در ایران و در اذهان مردم جهان خواهد شد. در این مبارزه توده ای علیه رژیم جمهوری اسلامی، حیاتی است که جلوی هر گونه اعمال نفوذ سلطنت طلبان و طرفداران امپریالیسم آمریکا و دیگر رژیمهای ارتجاعی منطقه از جمله اسرائیل و عربستان سعودی گرفته شود.

اتحاد بین المللی ضمن حمایت فعال از اعتراضات توده ای در سراسر کشور، تاکید می کند که حامیان واقعی کارگران و مردم زحمتکش ایران در سطح بین المللی، جنبشهای کارگری، ضدسرمایه داری، سوسیالیستی و مترقی و انسانهای آزادیخواه و برابری طلب دنیا هستند و بس. با تکیه به رهبری طبقه کارگر، تشکل و قدرت جمعی امان، وهمبستگی بین المللی و اتخاذ شعارهای پیشرو علیه ستم ها و بی عدالتی ها و کلیت این نظام ضدانسانی، می توانیم با گامهای استوار به پیش رویم.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

اول ژانویه ۲۰۱۸

info@workers-iran.org;

www.workers-iran.org;

www.etehadbinalmelali.com

شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ـ استکهلم:فراخوان به تظاهرات

از اعتراضات کارگران وزحمتکشان برعلیه گرانی ، فقر و تبعیض پشتیبانی کنیم

موج اعتراضات عمومی وگسترش آن به شهرهای مختلف در چندروز اخیر غرشی در آسمان بی ابر نبود. اعتراضات کارگری در سراسر ایران در طول سال جاری مداوما جریان داشته است . روزی نیست که کارگران فریاد اعتراض خود را بر علیه ستم کاریهای حکومت سرمایه داری جمهوری اسلامی بلند نکنند . زنان با جسارتهای بی نظیر برعلیه تبعیض جنسیتی اقدام نکنند. و اینک امواج اعتراضات برعلیه گرانی و فقر و فساد می رود تا سراسری شود. مبارزه برای دفاع از حقوق و آزادی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی اینجا و آنجا و حتی در ابعاد بین المللی حضوری قاطع دارد. جمهوری سرکوبگر اسلامی تلاش میکند به انحا مختلف این برآیند ها را سرکوب کند . جان و سلامت جسمی  بسیاری از زندانیان سیاسی و کارگران زندانی  کماکان در مخاطره است.فقر و گرانی و بیحقوقی مردم را بستوه آورده است . اگر کارگران وزحمتکشان با خواسته نان و آزادی به خیابان میریزند ثمره نزدیک به چهل سال اجحاف وکشتار وزندان در حق کارگران وزحمتکشان ایران است .ما از مطالبات آزادیخواهانه آنها حمایت می کنیم وموکدا در مقابل هرگونه سرکوب اعتراضات مردمی و آزادیخواهانه ایستادگی خواهیم کرد. حمله به اعتراضات مردم محکوم است  و زندانیان سیاسی و کارگران زندانی واز جمله رضا شهابی باید بدون قید وشرط وسریعا آزاد شوند .

روزچهارشنبه سوم ژانویه  ساعت ۱۵  در  میدان سرگل

مرگ بر جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزادباید گردد

اعتراض ، اعتصاب ، تشکل ، حق مسلم ماست.

شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ـ استکهلم

تلفن :        ۰۷۲۸۳۷۹۴۵۱    www.shora.se

بیانیه اتحاد بین المللی:در رابطه با حمله خشونت بار نیروهای سرکوب گر جمهوری اسلامی به تجمع اعتراضی مقابل وزارت کار

حمله خشنونت بار و وحشیانه نیروهای سرکوب گر جمهوری اسلامی به تجمع اعتراضی روز سه شنبه ۵ دی ماه در برابر وزارت کار، برگ دیگری بر پرونده سراسر تبهکارانه رژیم جمهوری اسلامی افزود.

بنا به گزارش سندیکای کارگران شرکت واحد، جمعی از کارگران این شرکت و  دیگر فعالین کارگری، اجتماعی و دانشجویی که برای پیگیری و اعتراض به وضعیت خطرناک رضا شهابی در زندان، به همراه ربابه رضایی، یار و همسر ایشان، قصد مراجعه به وزارت کار داشتند، مورد حمله عوامل نیروهای امنیتی، پلیس ضد شورش و عوامل وزارت کار قرار گرفتند. نیروهای سرکوب گر با شدت تمام و خشونت افسار گسیخته به تجمع کنندگان هجوم بردند، آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و سپس بیش از ۵۰ نفر از آنان از جمله ربابه رضایی را دستگیر و به زندان اوین منتقل کردند. گزارش ها حاکی است که همه دستگیر شدگان در بعد از ظهر همان روز آزاد شدند، در حالی که از آثار ضرب و شتم رنج می بردند. مامورین امنیتی و عوامل وزارت کار آنچنان خشونت آمیز با حسن سعیدی، از اعضای شناخته شده سندیکای واحد، برخورد کردند که ابتدا مجبور گشتند او را به اورژانس برای معاینه برده و سپس با غل و زنجیر به دست و پایش وی را به زندان اوین منتقل نمودند.

اتحاد بین المللی بدنبال دریافت خبر این هجوم وحشیانه آنرا قویا محکوم نمود و گزارش آن را  به زبان انگلیسی در سطح گسترده بازتاب داد و همچنان موضوع را در روابط بین المللی خود به عنوان نمونه ای دیگر از نقض آشکار حقوق کارگران و آزادی بیان و تجمع توسط رژیم جمهوری اسلامی پیگیری خواهد کرد.

اتحاد بین المللی همبستگی خود را با ربابه رضایی، سندیکای واحد و تجمع کنندگان ۵ دی ماه اعلام می دارد و به شجاعت و تعهد انسانی و طبقاتی آنان که به رغم احتمال روبرو شدن با واکنش خشنونت بار رژیم در این تجمع شرکت کردند و صدای رضا شهابی را هر چه رساتر به گوش مردم ایران و جهان رساندند درود می فرستد. ما یک بار دیگر اعلام می کنیم که رژیم جمهوری اسلامی بطور مستقیم پاسخگو و مسئول فرجام وضعیت خطرناک رضا شهابی است. بنا بر قوانین بین المللی که حکومت ایران نیز موظف به رعایت آنان است،  مقامات حکومتی وظیفه دارند که از جان زندانی حفاظت کنند و امکانات پزشکی و درمانی لازم و کافی را برای زندانی فراهم نمایند. در عین حال، از آنجا که جمهوری اسلامی بطور روتین و بی شرمانه ناقض این حقوق بنیادین بوده است، این وظیفه طبقه ما در ایران و اقصی نقاط جهان است که به این رژیم اجازه ندهیم زندگی رضا شهابی را بیش از این به خطر بیاندازد. رضا شهابی باید بی درنگ آزاد شود تا در خارج از زندان مورد مداوای کامل و مناسب قرار گیرد.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۲۶ دسامبر ۲۰۱۷

info@workers-iran.org;

www.workers-iran.org;

www.etehadbinalmelali.com

https://twitter.com/IASWIinfo

جان رضا شهابی در خطر است:کمپین پشتیبانی از مبارزات فعالین کارگری و زندانیان سیاسی در ایران

دهانت را می‌بویند
مبادا که گفته باشی دوستت می‌دارم
وعشق را کنار تیرک راه‌بند
تازیانه می‌زنند

در پی دومین سکته مغزی رضا شهابی در زندان رجایی شهر، و جلوگیری از فرستادن او
به بیمارستان برای درمان و مراقبت، ربابه رضایی همسر وی در اعتراض به این وضعیت و پی گیری آزادی فوری او روز سه شنبه به وزارت کار خواهد رفت.
ما در همبستگی با این فراخوان و با خواست آزادی فوری و بدون قید و شرط رضا شهابی
روبروی سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن گرد‌هم می‌آییم.
زمان: سه‌شنبه بیست و ششم دسامبر ۲۰۱۷ ساعت ۱۳ تا ۱۴ بعد از ظهر
۱۶ Princes Gate, Knightsbridge, London SW7 1PTمکان:

کمپین پشتیبانی از مبارزات فعالین کارگری و زندانیان سیاسی در ایران

بازداشت فعال کارگری عزت نصری در سقز

روز شنبه مورخ ۱۳۹۶/۱۰/۲ساعت ۵ بعد ازظهرعزت نصری یکی از فعالین کارگری شهر سقز در یکی از میادین این شهر با نام میدان مادر توسط سرنشینان لباس شخصی دو ماشین دستگیر و به اداره اطلاعات این شهر منتقل شده است که تا رسیدن این خبر اطلاعی از سرنوشت ایشان در دست نیست.
اتهامات و دلایل بازداشت این فعال کارگری هنوز روشن نیست و مسئولان و نهادهای قضائی نیز در این‌ باره توضیحی نداده‌اند

بیانیه ۱۱۰- پس از سکته مغزی و عدم رسیدگی پزشکی، نگرانی ها در مورد جان رضا شهابی به شدت بالا رفته است!

امروز ۲۹ آذر خانواده رضا شهابی با وی ملاقات کردند. بر اساس گفته خانواده، پس از سکته ی هفته گذشته رضا و متعاقباً عدم اعزام وی به بیمارستان، مجدداً در روز پنج شنبه ۲۳ آذرماه رضا شهابی در خواب حالش بد شده و از بینی اش خون جاری شده است و علیرغم مراجعه به درمانگاه زندان، باز هم رئیس زندان به بهانه ی واهی تعطیلی از اعزام وی به بیمارستان خودداری کرده است! پس از آن و طی اعتراضات مکرر رضا و بعد از ۲ روز، یعنی شنبه ۲۵ آذرماه، به بیمارستان فرستاده میشود و با وجود اعلام و تشخیص صریح پزشک بیمارستان مبنی بر سکته ی مغزی و نیاز به مراقبت پزشکی دائم و دستور اکید انجام نوار مغزی و قلبی و تست اکوی قلب، بدون انجام این دستورات پزشکی رضا را مجدداً به زندان بازمیگردانند! گویا مسئولان زندان فقط می خواستند مطمئن شوند که به خوبی وظیفه شان را در قبال جنایت نسبت به رضا شهابی انجام داده اند و پس از اطمینان از بحرانی بودن شرایط وی، با خیال راحت او را به زندان بازگرداندند تا خللی در مأموریت و برنامه‌ی “هر روز وخیم تر شدن وضعیت رضا شهابی” پیش نیاید!

بر اساس نظر دکتر بیمارستان روزی که رضا سکته کرده است، زیر فشار شدید عصبی بوده است. به گفته خانواده ی رضا شهابی، پلک یک چشم او افتاده و دچار آب ریزش چشم است که دلیل آن به استناد نظر پزشک، پارگی مویرگ چشم است. در این مدت فشار خون رضا شهابی بالا بوده است و همچنین یک سمت بدن اش بی حس است؛ عارضه ای که طی معاینات پزشکی و با آزمایش سوزن زدن به پا توسط پزشک تأیید شده است و همین امر سبب شده است که هنگام راه رفتن، پایش را به ناچار روی زمین بکشد.

وقاحت مسئولان زندان تا آنجا است که نه تنها از اعزام رضا شهابی به بیمارستان خودداری می کنند، بلکه هزینه ی داروها و تزریقات را نیز از خود رضا دریافت کرده اند!

کارگران، معلمان، دانشجویان و تمامی تشکل‌ها و فعالان کارگری و اجتماعی!

پر واضح است که مسئولان امنیتی و قضایی به رئیس زندان مأموریت داده اند که رضا شهابی را از بین ببرد، مأموریتی که تا کنون این کارگر زندانی و عضو هیأت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه را به شرایط بسیار خطرناک و وخیمی رسانده است و هر لحظه تعلل و عدم رسیدگی به وضعیت پزشکی رضا شهابی، ضایعات جبران ناپذیری به سلامت وی وارد می کند که عمدتاً برگشت ناپذیر هستند. از طرف دیگر کمیته دفاع از رضا شهابی به شدت نگران جان وی است زیرا هرکس به خوبی میداند که هر سکته، امکان بالای خطر از دست دادن جان را به همراه دارد و این امکان با افزایش دفعات سکته به شکلی تصاعدی بالا میرود! رضا شهابی باید فوراً به یک مرکز پزشکی تخصصی منتقل شود و تحت مراقبت های ویژه قرار بگیرد

رضا شهابی را علیرغم اتمام حکم اش، به این منظور در زندان نگه داشته اند تا جسم اش را هر روز بیش از پیش نابود کنند؛ به هر شکل ممکن و با تمام توان و ظرفیت مان به جنایت مسئولان نسبت به رضا شهابی اعتراض کنیم. شاید فردا دیر باشد!

کمیته دفاع از رضا شهابی

۲۹ آذر ۱۳۹۶

k.d.shahabi@gmail.com

@shahabidefah

https://t.me/komitedefashahabi

 

کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی  ٰ:بیانیه ۱۵۲،برای نجات رضا شهابی تلاش کنیم .

در هر اعتراضی عکسهای از زندانیان سیاسی را در دست بگیریم!!!

فعالین و مبارزان آزادیخواهی ، دانشجویان و زنان و جوانان در اعتراضات مختلف خیابانی که هر روز در شهر های مختلف برای کسب مطالبات گوناگون توسط مردم در جریان است و در نشست ها و جلسات مختلف که مردم حضور دارند، عکس ها و پوستر های زندانیان سیاسی و بخصوص رضا شهابی را در دست گرفته صدای زندانیان باشید.
جان رفیق مبارزمان رضا شهابی در خطر است ، مدتهاست که رضا شهابی گرفتار نقشه های شوم جمهوری اسلامی شده است ، اما رضا بارها و بارها با کمک و حمایت های همرزمان سندیکای خود و دیگر تشکل های کارگری و انقلابیون، جمهوری اسلامی را به عقب رانده است، این بار نیز مقاومت رضا در مقابل ددمنشی های جمهوری اسلامی به شدت در جریان است و برای عقب راندن مجدد جمهوری اسلامی نیاز به حمایت های گسترده تر از گذشته داریم .
جمهوری اسلامی سرمایه داری که ذاتا” و ماهیت ضد انسانی و ضد کارگری است، از روز اول موجودیت اش تمامی حق طلبان و آزادیخواهان را به اشکال مختلف مورد آزار و اذیت، بازجویی و شکنجه و زندان قرار داده و می دهد و در نهایت می کشد، یا به بیماری های مختلف گرفتار می کند، حکومت اسلامی جنایت کار از روز اول تشکیل اش هزاران جوان انقلابی و مبارز را در خیابانها ، در زندانهای رسمی و پنهان در اشکال فردی و دسته جمعی قتل عام کرده است ، حکومت مخوف اسلامی داعشیان ایران هزاران انسان را در دهه شصت قتل عام کرد ، و بسیاری را مانند کرمی خیر ابادی ، ستار بهشتی ، افشین اسانلو و … را زیر شکنجه به قتل رسانده است و بسیاری را در طرح های مانند قتل های زنجیره ای کشته است ، عده ای را به اشکال مختلف ترور کرده است ، بسیاری را مانند شاهرخ زمانی در زندان مخفیانه به قتل رسانده است ، بسیاری را مانند محمد جراحی به شکل سیستماتیک و از پیش طراحی شده بیمار کرده و غیر مستقیم به قتل رسانده است ، عده بسیاری از معلمان و فعالین سیاسی و کارگران مانند محمود صالحی ، بهنام ابراهیم زاده و فراحی شاندیز ، رضا شهابی و … عمدا” و با برنامه ریزی قبلی و آگاهانه گرفتار بیماری های مختلف کرده است ، و اکنون قصد کشتن رضا شهابی رفیق مبارزمان را در سر دارد.
رضا شهابی و همه زندانیان سیاسی و معلمان برای این گرفتار زندان شدند که به دزدی ها، به اختلاس ها ، به رانت خواری ها، به حقوق های نجومی مدیران و به کمی دستمزد ها که یک چهارم زیر خط فقر است، به پولی شدن دانشگاهها ، به پولی شدن مدارس و بیمارستانها ، به بیکاری و اخراج ها ، به گسترش فساد و فحشا و اعتیاد و گسترش معظل کودکان کار و خیابان و به تعطیلی و بسته شدن کارخانه ها … اعتراض کرده و اعتراض می کنند بنا براین اتهام انها همان مطالبات به حق تمامی زحمتکشان و مردم آزادی خواه است ، مردم آزادیخواه زندانیان سیاسی ، معلمان و کارگران زندانی فرزندان مبارز خود شما هستند، از آنها در هر تجمع های که بر گزار می کنید دفاع کنید، عکس های زندانیان سیاسی را در تجمع های خود در دست گرفته خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی شوید.
کارگران ، معلمان ، زنان و جوانان در هر نقطه ای از جهان که هستید، برای دفاع و نجات رضا شهابی اقدام به اعتراض کنید ، مردم مبارز ایران در اعتراضات مختلف خود در خیابان ها در مقابل ادارات و نهاد ها با در دست گرفتن عکس های از رضا و دیگر زندانی سیاسی ، کارگری و معلمی ضمن اعتراض و در خواست مطالبات مشخص خود ، خواستار آزادی زندانی سیاسی شوید، خواستار نجات و آزادی رضا شهابی شوید .
ما ضمن محکوم کردن حکومت جمهوری اسلامی خواستار آزادی فوری رضا شهاب هستیم ، و در راستای چنین مطالبه ای در تظاهرات روز پنجشنبه ۲۱ دسامبر در شهر تورنتو از ساعت ۱ بعد از ظهر تا ۲ بعد از ظهر در مقابل دفتر سازمان عفو بین الملل واقع در شماره ۱۹۹۲ خیابان یانگ که توسط فعالین و نهاد های فعال در تورنتو فذاخوان داده شده و بر گزار خواهد شد، شرکت خواهیم کرد، و بدین وسیله از همه فعالین و آزادیخواهان درخواست می کنیم در این تظاهرات شرکت نمایند. از همه رفقا و دوستان می خواهیم در هر شهر و کشوری که چنین اعتراضاتی اعلام و بر گزار می گردد هر چه گسترده تر شرکت کرده ، خواهان آزادی رضا شهابی و تمامی زندانیان سیاسی شوند.

کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
سرنگون باد جمهوری اسلامی
بر قرار باد حکومت کارگری

کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی
۲۷ آذر ۱۳۹۶

خطر مرگ رضا شهابی در صورت تداوم حبس ظالمانه!:سندیکای کارگران شرکت واحد از همه کارگران و تشکلات کارگری ایران و سراسر جهان درخواست دارد با تمام ظرفیت برای نجات جان رضا شهابی بکوشند!

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بدنبال بازگشایی در سال ۱۳۸۴ دائما مورد آزار و اذیت قرار داشته و بسیاری از اعضای آن زندانی و از کار اخراج شده اند. رضا شهابی، عضو هیات مدیره سندیکا، در خرداد ماه ۱۳۸۹ زندانی شد و به دلیل ضرب و شتم نیروهای امنیتی در هنگام بازداشت و بازجویی دو عمل جراحی سنگین بر روی گردن و کمرش صورت گرفت و مدتی از حبس اش در مرخصی پزشکی بود. در شرایطی که حکم شش سال زندان رضا شهابی به پایان رسیده بود، دادستانی تهران به بهانه اینکه سه ماه از مرخصی وی تایید نشده است اعلام کرد که رضا برای سپری نمودن این دوره باید به زندان برگردد. شهابی برای پیشگیری از ضبط ملک وثیقه گذار خود پذیرفت که برای سپری نمودن این سه ماه به زندان برگردد؛ اما بعد از زندانی شدن مجدد شهابی در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، کل مرخصی وی را غیبت محسوب و اعلام کردند که او ۹۶۸ روز باید در زندان باشد. این در حالیست که محکومیت حبس شهابی به پایان رسیده و او نامه آزادی اش که در تاریخ ۹۴/۰۶/۲۴ صادر شده را در پرونده دیده است. مقامات امنیتی و قضایی پس از ۵۰ روز اعتصاب غذای رضا شهابی که منجر به اعتراضات گسترده در ایران و جهان شد، به خانواده شهابی تعهد دادند که به خواستهای او فوری رسیدگی نمایند، اما در هفته های اخیر شهابی را تحت فشار گذاشته اند که که متعهد گردد به هر گونه فعالیت سندیکایی و دفاع از حقوق کارگران خاتمه می دهد. شهابی اما با ایستادگی ومقاومت همچنان برمواضع خود که همان داشتن حق تشکل مستقل وسندیکایی کارگران است پافشاری دارد وهرگزتسلیم ارعاب و فشار وزندان نشده است.

در آخرین ملاقات خانواده رضا شهابی با وی در زندان به تاریخ ۲۲ آذر، نیمه چپ صورت رضا افتادگی داشته و زیر چشمش نیز فرو رفته بوده است. پزشک زندان به او گفته است که سکته مغزی خفیف داشته است اما حتی جهت آزمایش او را تا ۲۵ آذر به بیمارستان منتقل نکرده بودند. علی رغم اینکه پیش از آن پزشک متخصص تشخیص داده بود که شهابی از نظر جسمی توان تحمل کیفر ندارد و درخواست آزادی اش را در پرونده درج کرده بود، این کارگر زندانی نه تنها آزاد نگردید بلکه در زندان سکته مغزی نیز کرده است. لازم به تاکید است که رضا شهابی بطور دائم و مکرر فشار خونش بالا است و در زندان بارها خون دماغ شده است؛ او سر دردهای شدید و مداوم دارد و احساس بی حسی در پاها می کند. کلیه های وی عفونت کرده و تکرر شدید ادرار دارد.

سندیکای واحد به شدت نگران سلامتی رضا شهابی است. احتمال فراوان می رود اگر شهابی فوری آزاد و درمان نگردد در روزهای آینده حالش بدتر و جانش بطور کاملا جدی در خطر بیافتد. تداوم حبس ظالمانه و غیرقانونی رضا شهابی، که نوعی گروگان گیری محسوب می گردد، تجاوز آشکار به حقوق ابتدایی انسانی او و نقض کامل کلیه مقاوله نامه های بین المللی سازمان جهانی کار مبنی بر آزادی حق تشکل و فعالیت مستقل کارگری می باشد. لذا از همه کارگران و تشکلات کارگری ایران و سراسر جهان درخواست فوری و اضطراری داریم که با تمام ظرفیت برای نجات جان رضا شهابی و آزادی فوری و بدون قید و شرط او بکوشند. سندیکای واحد کلیه مسئولان نظام و بطور مشخص نهادهای امنیتی و قضایی را مسئول سلامتی و حفظ امنیت رضا شهابی میداند.

به امید گسترش همبستگی کارگران جهان

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۲۶ آذر ۱۳۹۶ برابر با ۱۷ دسامبر ۲۰۱۷

بیانیه ۱۰۷ – احتمال سکته ی رضا شهابی بنا بر نظر پزشک زندان!

روز چهارشنبه ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶ که طبق روال معمول خانواده رضا شهابی برای ملاقات وی به زندان رجایی مراجعه کردند، مشاهده کردند که یک سمت صورت او دچار افتادگی شده است. بنابر اظهار خانواده ی رضا شهابی، هنگامی که وی به دلیل این عارضه به بهداری زندان مراجعه کرده، پزشک زندان با دیدن علائم و وضعیت رضا، احتمال سکته داده است! اما با این وجود مسئولان زندان هیچ واکنش و اقدامی در این خصوص نشان نداده و همچنان او را به حال خود رها کرده اند.

سکته ی احتمالی رضا شهابی و افتادگی نیمه ی صورت او در حالی رخ داده که رضا شهابی در ماه های پیش از علائم و عارضه های گوناگونی رنج می برد که بسیاری از آنان خبر از اوضاع به مراتب وخیم تر جسمی او در آینده میداد؛ علائمی مانند خون دماغ شدن های مکرر، فشار خون بالا، بی حسی و تورم شدید نواحی مختلف بدن، مشکل کلیوی و …

کمیته دفاع از رضا شهابی در بیانیه های پیشین بارها نسبت به وخامت وضعیت جسمی وی هشدار داده بود اما مسئولان امنیتی و قضایی نه تنها سلامت این کارگر زندانی برایشان کوچک ترین اهمیتی نداشته و ندارد، بلکه شواهد حاکی از آن است که انگار پروژه ای تدریجی برای حذف او را سازمان داده اند! آنان نه تنها با ممانعت از مراقبت پزشکی رضا شهابی در یک مرکز درمانی، عملاً به سمت وخامت روزافزون وضعیت جسمی او گام بر میدارند، بلکه از طرف دیگر با تغییر مداوم تاریخ آزادی و روزهای باقی مانده از محکومیت رضا، تلاش دارند تا شرایط روانی او و خانواده اش را نیز از هم بپاشند.

کمیته دفاع از رضا شهابی ضمن محکوم نمودن جنایتی که در حق رضا شهابی در حال انجام است، خواستار انتقال فوری و بی درنگ این عضو هیأت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به بیمارستان ذی صلاح و بررسی دقیق و جامع عارضه ی صورت و تمام مشکلات وی است. حتا اگر با منطق ناعادلانه و سرمایه‌محور خود زندانبانان نیز بنگریم، مدت ها از پایان محکومیت رضا شهابی گذشته است و نه تنها باید فوراً آزاد شود، بلکه سیستم قضایی باید در قبال گروگان نگاه داشتن رضا شهابی در زندان پاسخگو باشد. عواقب هر پیشامد مستقیماً بر عهده ی مسئولان به اصطلاح امنیتی و قضایی است!

به هر شکل ممکن و با تمام توان و ظرفیت به تداوم وضعیت وخیم رضا شهابی، که عملاً چیزی جز جنایت نیست، اعتراض کنیم.

کمیته دفاع از رضا شهابی

۲۳ آذرماه ۱۳۹۶

k.d.shahabi@gmail.com

@shahabidefah

https://t.me/komitedefashahabi

بیانیه «کمیتۀ عمل سازماندۀ کارگری» درباره اعتصاب هفت‌تپه: درس‌ها و راه‌های پیشرَوی آن

پیش‌درآمد اعتراض:

 نزدیک به ۲ سال قبل بود که موج خصوصی‌سازی‌ها دامنِ شرکت نیشکر هفت‌تپه را هم گرفت. در این مدت کوتاه که از خصوصی‌سازی گذشته تعداد کارکنان شرکت از هفت‌هزار به چهارهزار و پانصد نفر کاهش یافته‌است. کارفرما از روز اول ورودچش، محیط کارخانه را به شدت پلیسی و امنیتی کرده؛ صدها دوربین مداربسته در گوشه گوشۀ کارخانه نصب شده؛ حتی ابایی هم نداشته که از پهپاد برای نظارت و کنترل کارگران استفاده کند. تهدیدها و تحقیرها علیه پرسنل و کارگران شرکت روزمره شده. از طرف دیگر مدیریت، با سوءاستفاده از فقر و بیکاری که در خوزستان بیداد می‌کند، با دادن پاداش، کارگران را به خبرچینی و جاسوسی علیه هم‌دیگر ترغیب می‌کند. همۀ این‌ها کم نبود، که هر روز سهم کارگران رسمی کمتر و کارگران قراردادی و پیمانی بیشتر می‌شدند. مضافاً چندین ماه حقوق معوقه، نپرداختن حق بیمه، مشکلات بازنشستگان و غیره هم بر مسائل قبل تلنبار شده.

قبل از خصوصی‌سازی هم کارگران مشکلات زیادی داشتند؛ پیمانی و قراردادی شدن، معوقات مزدی و پرونده‌سازی برای کارگران معترض و سنگ‌اندازی‌های عدیده‌ای که از حدود ده سال پیش جلوی ساخت سندیکای مستقل در این شرکت وجود داشت به اندازۀ کافی بر آن‌ها فشار می‌آورد. اما با خصوصی‌سازی شرکت، مرحلۀ جدیدی از این مشکلات ظاهر شد. به خاطر همین فشارها بود که کارگران برای اولین بار بعد از خصوصی‌سازی، در مردادماه ۹۶ دست به اعتصاب و اعتراض پنج روزه زدند و جادۀ اهواز‌اندیمشک را بستند. نیروهای امنیتی با سرکوب و بازداشت بیست تن و دادگاهی کردن حدود هفتاد کارگر به این اعتراضات جواب دادند.

در آن زمان فشار امنیتی و بازداشت‌ها و البته واریز حقوق یک ماهه، اعتراضات را موقتاً ساکت کرد. اما اکنون بعد از چهار ماه کارگران دوباره از سه روز پیش دست به اعتصاب زده‌اند و برخی از آن‌ها تهدید کرده‌اند تا دولتی ‌کردن کارخانه و لغو خصوصی‌سازی عقب نمی‌نشینند.

از شنبه (۱۸ آذر) یعنی روز اول اعتصاب، درگیری کارگران با مدیران بالا گرفت. کارگران به همراه برخی خانواده‌هایشان در کارخانه حاضر شدند و شرکت را به تعطیلی کشاندند. بسیاری از مدیران بزدل از ترسِ خشم کارگران در اتاق‌هایشان قایم شدند، کارگران هم با شکستن درب و کتک زدن‌شان بیرون‌شان انداختند. کارگران مدیر حراست و چند نفر از مدیرانِ مزدور دیگر را هم که کارگران را تهدید به اخراج کرده بودند کتک زدند و بیرون انداختند.

تاکتیک‌های کارفرما برای شکستن اعتصاب: 

کارفرما سعی کرد با پرداخت بخشی از حقوق کارکنان (رسمی‌ها) آن‌ها را به اعتصاب‌شکنی بکشاند، اما این تاکتیک موفق نشد و همۀ کارگران تا این لحظه باهم متحد بوده‌اند.از آنجایی که در بین کارگران تنوع قومی مثل عرب و لُر و غیره وجود دارد، کارفرما سعی کرده با تفرقه‌افکنی قومی بین کارگران و وساطت قرار دادن یکی از شیوخ طوائف عرب، کارگران عرب را به اعتصاب‌شکنی بکشاند که آن هم تاکنون موفق نبوده.کارفرما درست وسطِ اعتصاب اعلام کرد که دستمزدشان را به بانکی غیر از بانک همیشگی که حقوق‌شان را از آن می‌گرفتند واریز کرده است. در واقع این یکی دیگر از تاکتیک‌هایی بود که کارفرما برای آن‌که اعتصاب را بشکند و برای خودش وقت بخرد از آن استفاده کرد. چون در این حالت چند روزی طول می‌کشید تا کارگران از خبر واریز حقوق همدیگر مطلع شوند.اجیر کردن بعضی کارگران برای جاسوسی و خبرچینی از همکارانِ معترض‌شان هم تاکتیک دیگر کارفرما برای شکستن اعتصاب بوده. در این مورد آخر، کارگران با افشا و منزوی کردن و انگشت‌نما کردنِ جاسوسان معمولاً آن‌ها را خلع سلاح می‌کنند.

راه‌های پیش‌رَوی اعتصاب هفت‌تپه:

راه اندازی کانال مستقل تلگرام برای خبررسانی و هماهنگی اعتصاب: در اعتصاب اخیر، وقتی رسانه‌های رسمی هفت‌تپه از انعکاس وضعیت کارگران طفره رفتند و پوشش خبری آن را بایکوت کردند، این موضوع باعث شد که کارگران خودشان به حضور یکی از مدیران کانال تلگرامی محلی بروند و از او بخواهند که وضعیت کارگران و اعتصاب‌شان را انعکاس دهد. اما او از این کار خودداری کرد و گفت هرگونه انعکاس اخبار باید با هماهنگی استانداری و مسئولین باشد. در اینجاست که ایجادِ یک ارگان خبررسانی مستقل از طرفِ خودِ کارگرانِ هفت‌تپه ضروری می‌شود.آزادی کارگران زندانی: در حین اعتصاب مردادماه که حکومت ۲۰ نفر را بازداشت و ۷۰ نفر از کارگران را دادگاهی کرد. کارگران بلافاصله به درستی خواهانِ آزادی همکاران‌شان شدند. پرونده‌سازی و اخراج و قرار دادن کارگران معترض در فهرست سیاه اولین پاسخی است که کارفرما با کمک نیروهای امنیتی به کارگران می‌دهد.کنترل کارگری: بارها شده که این شعار از دهان کارگران مختلف در حین اعتصاب شنیده شده: «ما خودمان می‌توانیم کارخانه را بگردانیم، مگر ما چه از مدیران کم‌تر داریم»! واقعیت هم همین است که کارگران باسابقۀ هفت‌تپه خیلی بیشتر از یکی دو جوانکِ بچه‌پولدار و سرمایه‌دارِ انگل (اسدبیگی و چگنی) بلدند کارخانه را بگردانند. در جریان اعتصاب اخیر هفت‌تپه هم این شعار از بین جمعیت و از زبان برخی کارگرانِ اعتصاب‌کننده بیرون آمد: «کارخانه را بدهید به دست ما، خودمان بلدیم اداره کنیم»! نکته اینجاست که اگر بیشترِ کارگران به چنین چیزی باور داشته‌باشند، چرا نباید تا پای تحقق آن پیش رفت؟ وقتی کارگران حراست و نگهبانان و مدیران را بیرون می‌اندازند، چرا نباید خودشان کنترل خط تولید را به دست بگیرند؟ مگر نیروی چند مدیر مفت‌خور و جوجه نوچه‌هایشان می‌تواند در مقابل ارادۀ چند هزار کارگری که کارخانه و ساز و کارش را عین کف دست‌شان می‌شناسند بایستد؟ اینجاست که اگر اهرمِ اعتصاب به تنهایی برای «لغو خصوصی‌سازی» و«ملی‌کردن کارخانه» جواب نداد، اشغال کارخانه از سوی کارگران اما این مطالبه را در عمل می‌تواند محقق کند.پیوستن دیگر کارگران کارخانه‌های خوزستان به اعتصاب و مشارکت خانواده‌ها در اعتراضات: از روز اول اعتصاب، کارگران پای خانواده‌ها را هم به اعتراض درون کارخانه کشاندند. این یک تاکتیک موفق است که قبل‌تر صحت آن در اعتصابات دیگر (مثل اعتصاب معدن بافق به خصوصی‌سازی) اثبات شده، با بسیج کردن خانواده‌ها و بعدتر تلاش برای پیوند شهروندان معترض دیگر در خوزستان که مشکلات معیشتی مشابهی دارند (از جمله معضل بیکاری و هوا و آب آلوده و…)، صدای کارگران را چندین برابر خواهد شد. همچنین پیوستن کارگران کارخانه‌هایی مثل کشت و صنعت نیشکر و صنایع کاغذ پارس که هر دو واقع در منطقۀ هفت‌تپه هستند و کارگران شهرداری که اخیراً اعتراضات زیادی داشته‌اند به این اعتراضات دقیقاً نقش مشابهی ایفا خواهد کرد. تمام کارگران قراردادی و پیمانی و روزمزد باید رسمی شوند. اینکه در مدت کمتر از دو سال، مالک خصوصی کارکنان شرکت را ۳۶% کاهش داده یک فاجعه است. تمامی اخراجی‌ها باید به سرِ کار برگردند.

همبستگی کارگران دیگر استان‌ها با این اعتصاب: ورشکستگی سرمایه‌داری که با پروژه‌های خصوصی‌سازی مفتضحانه‌تر هم شده، کارگران کارخانه‌های سراسر کشور را به خاک سیاه نشانده. در این وضعیت، تمام کارگران متضرر از کارخانۀ گیلانای رشت تا فولاد اهواز و هپکوی اراک و غیره با کارگران هفت‌تپه یک تاکتیک مهم در همبستگی طبقاتی و تقویت و به پیش راندن اعتراضات کارگران و پیگیری مطالبات بر حق‌شان است.

تشکل مستقل: حدود ده سال است که نهادهای امنیتی از هر راهی که می‌توانستند برای سنگ‌اندازی جلوی شکل‌گیری و فعالیت سندیکای کارگران هفت‌تپه ایستاده‌اند و با زنجیر کردن دست و پای این سندیکا خلع سلاح‌اش کرده‌اند. در وضعیتی که یکی از رهبران معترض هفت‌تپه چند روز پیش با ریختنِ بنزین بر روی خود و خانواده‌اش قصد خودسوزی داشت، اگر آتش خشم این کارگران به جای آنکه بر روی بدنشان شعله‌ور شود، درون یک تشکل مستقل شعله بگیرد، تشکلی که حاصل‌جمع خشم تمام کارگران معترضِ این‌چنینی را تبدیل به مبارزۀ منسجم و پایدار کند، در این صورت دستگاه عریض و طویل امنیتی در مقابل شدت آتش و خشم آن‌ها خُرد و خمیر خواهد شد.نقشِ بی‌بدیل پیشروهای کارگری: هرچند «اعتصاب، مدرسۀ انقلاب است»، اما فاصلۀ بین یک اعتصاب تا انقلاب کارگری راه پرفراز و نشیبی است. یک اعتصاب کارگری با بهترین شعارها نه فقط به خودی خود الزاماً به یک اعتصاب دیگر کشیده نمی‌شود، بلکه حتی لزوماً تضمینی برای موفقیت همان یک اعتصاب پرشور هم وجود ندارد. کسانی که فعالیت‌شان را به حوزۀ «تئوری‌پردازی» در جنبش کارگری محدود می‌کنند اما از پیوند زدن این تئوری‌ها با عمل عاجز می‌مانند، در عوض سعی می‌کنند این بی‌ربطی خود را با نوعی شور و هیجان کاذب یا همان سانتی‌مانتالیسمِ کارگری جبران ‌کنند. ما معتقدیم این دست از احساسات‌گرایی و تشویق و تقویتِ خودانگیختگیِ اعتراضات دردی از جنبش کارگری دوا نخواهد کرد. چرا که اگر دخالتِ فعالِ پیشروهای کارگری درون این اعتصابات نباشد تا قدم به قدم آگاهانه آن را به جلو برانند، همین شور و هیجان کارگران خیلی سریع به یأس بدل می‌شود. به همین خاطر است که یک پیشرو به درستی یأسِ امروزِ کارگران هپکو از به نتیجه نرسیدن اعتصابات چهارسال گذشته را در پسِ شور و هیجانِ امروزِ کارگر اعتصاب‌کنندۀ هفت‌تپه می‌بینید. اگر و اگر آن مؤلفه‌ای که باید باشد، نباشد! کارگران پیشرو و برخودار از آگاهیِ طبقاتی، می‌بینند و می‌دانند که اگر گام به گام، صبورانه با تک تک لیدرهای کارگران بر سرِ اتخاذ تاکتیک‌های درست در هر مرحله کلنجار نروند؛ اگر یکایک تجاربی را که جنبش کارگری بین‌المللی از دویست سال مبارزۀ طبقاتی به دست آورده به آن‌ها منتقل نکنند؛ اگر وقتی که نیاز به دخالت پیشرو است، به آژیتاسیون و تهییج بسنده کنند؛ اگر پا به پای آن‌ها در سختی‌ها و مشکلات‌شان نباشند و اگرهای دیگر… خیلی زود این شور و هیجان و نشانه‌های پیش‌روی اعتصاب زیر چکمه‌های قدرت حاکمه در هم خواهد شکست. اینجاست که نقش جمع‌هایی مثل کمیتۀ عمل سازماندۀ کارگری، به عنوان یک کمیتۀ پیش‌رو و دخالتگر در جنبش کارگری ظاهر می‌شود. کمیته‌ای متشکل از کارگران پیشرو که هدف‌شان تمام وظایف گفته‌شده در بالاست. درِ این کمیته به روی تمامی رهبران عملی کارگری باز است

۲۱ آذر ۱۳۹۶ – کمیتۀ عمل سازماندۀ کارگری

منبع:

https://ksazmandeh.wordpress.com/2017/12/12/اعتصاب-هفت‌تپه-درس‌ها/