رنامه تلویزیون دمکراسی شورایی چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۶(در ۹۰ دقیقه)”نمایش انتخابات” ریاست جمهوری در ایران در گفتگو با ناصر زرافشان

اخبار کارگری:تنظیم: بابک سراج، الهام صالح نیا

 

۴۴ کارگر معدن آزاد شهر در محل کار کشته شدند

در این هفته با ریزش معدن کارگران زیر آوار رفتند و ۴۴ کارگر جانباختند و دهها نفر زخمی و مصدوم شدند. این معدن متعلق به سازمان بسیج جمهوری اسلامی است و تا حالا جوابگوی این جنایت نیست. در این معدن هیچگونه وسایل ایمنی وجود نداشته است. بخشی از کارگران معدن ماه ها حقوق نگرفته اند. روحانی و وزیر کارش عبدی برای ملاقات با بازماندگان فاجعه به محل معدن رفتند که با اعتراض شدید کارگران روبرو شدند و نهایتا توسط کارگران با اردنگی فراری داده شدند.

 

اعتراض و اعتصاب در شرکت نیشکر هفت تپه

صبح امروز، ۵ شنبه ۲۱ اردیبهشت، ۶۰۰ کارگر بخش صنعت شرکت نیشکرهفت تپه، دست به تجمع اعتراضی زدند. کارگران دلایل این اعتراض را این گونه اعلام کرده اند:

 

 ایجاد فضای امنیتی که کارفرمای شرکت برای پرسنل بوجودآورده و حدود ۳۰ نفر از کارگران را اخراج یا ازکار تعلیق کرده است.

 پرداخت نشدن پاداش بهره برداری سال‌های ۹۴و ۹۵

 تعدیل قرارداد کارگران قراردادی از یک ساله به ۶ ماهه

 عدم تمدید و تعویض دفترچه های بیمه توسط سازمان تامین اجتماعی به دلیل بدهی شرکت به بیمه و مشکل بیمه تکمیلی

 

کارگران درمقابل کارخانه تولید شکر دست به تجمع اعتراضی زدند و اعلام کردند تا زمانی که این موضوعات حل نشوند دست از اعتصاب نخواهند کشید

 

پیام همبستگی کارگـران شلاق خورده معدن طلای آق‌دره با کارگران معدن زمستان یورت آزادشهـر

جمعی از کارگران معترض معدن طلای آق‌دره که سال‌ گذشته محکوم به تحمل شلاق شدند، با انتشار پیامی همبستگیشان را با کارگران معدن زمستان یورت آزادشهـر و خانواده هایشان اعلام کردند. متن پیام همبستگی کارگـران شلاق خورده معدن طلای آق‌دره با کارگران معدن زمستان یورت آزادشهـر:

 

انگار تقدیرمان را به بهار گره زده‌اند. روزهای آخر فروردین ۹۵ بود که تنها به خاطر اعتراض به فصلی ‌بودن قراردادهای کار، در معدنی که از برق طلاهایش تنها بیماری و رنج نصیبمان شده، رد شلاق بر پیکرمان نشست.

 

یک سال است به خودمان دلداری دادیم و گفتیم شاید بعد از اینکه شلاقمان زدند، برگشتیم سرِ کار! رؤیا بافتیم برای بهاری بهتر که دوباره فصل کار است. اما زِهی خیال باطل… خواب آشفته ما را فریاد و شیون زنان و کودکان آزادشهری آشفته‌تر کرد. درست وقتی که به خودمان می‌لرزیدیم نکند امسال هم مثل سال قبل باشد، خبر رسید که، زیر آوار تونل استخراج زغال‌سنگ، زنده‌زنده دفن شده‌اید…

 

دیدن اشک‌های مادران و دوستانتان دوباره داغ شلاق‌ها را تازه کرد. آتش گرفتیم… حالا فهمیدیم هیچ بهاری سرِ آشتی با ما ندارد، چه معدن طلا باشد چه زغال سنگ… سال‌هاست که ما را محکوم به زندگی سخت و زیان‌آور کرده‌اند. وقتی قرار نیست آب از آب تکان بخورد چه فرقی می‌کند آق‌دره باشد یا آزادشهر! حالا می‌فهمیم سهم ما شلاق بود و سهم شما زنده‌به‌گوری…

 

بیشتر کارگران فصلی معدن طلای آق دره هنوز بیکارند

جمعی از کارگران فصلی معدن طلای آق دره می گویند برخلاف سنوات گذشته که در نیمه اول هر سال مشغول به کار می‌شدند هنوز بیکارند.

 

تجمع کارگران قرارداد موقت جایگاه‌های سوخت

دوشنبه ۱۸ اردیبهشت جمعی از کارگران قرارداد موقت جایگاه‌های سوخت کشور مقابل شرکت ملی پالایش نفت تجمع کردند. تجمع‌کنندگان که از کارگران قرارداد موقت جایگاه‌های سوخت هستند، می‌گویند پس از خصوصی‌سازی و واگذاری جایگاه‌ها به بخش خصوصی، بیکار شده‌ایم.

 

تعطیلی ۹۰۰شرکت حمل و نقل، اخراج ۲۰۰۰ کارگر

روز سه‌شنبه ۱۹ اردیبهشت ماه ۹۶ رئیس هیئت مدیره حمل و نقل بین المللی استان خراسان رضوی  گفت چیزی در حدود، ۱۵۰۰ الی ۱۶۰۰ شرکت حمل و نقل بین المللی در سطح ایران وجود دارد که از این تعداد ۲۰۰ شرکت بین المللی ثبت شده در استان خراسان است. اما این روزها به دلیل رکود موجود در اقتصاد و همچنین مشکلات و موانعی که دستگاه های دولتی بر سر راه ترانزیت می گذارند تنها ۴۰ درصد این شرکتها فعال است. در استان خراسان چیزی در حدود سه هزار اشتغال زایی در بخش ترانزیت وجود داشته که طبق آماری که انجمن صنفی شرکتهای حمل و نقل بین المللی استان خراسان رضوی در دست دارد سه هزار شاغلی که در بدنه حمل و نقل بین المللی فعال بوده اند در حال حاضر به هزار نفر یعنی یک سوم رسیده است.

 

کارخانه تجهیزات نفتی ورشکست شد،۴۵۰ کارگر بیکار شدند

یکی از کارخانه های باسابقه ایران در ساخت تجهیزات صنعت نفت با بیش از ۳۵ سال سابقه، در روزهای اخیر اعلام ورشکستگی کرد. این کارخانه تولیدی که سازنده مبدلهای حرارتی، مخازن تحت فشار، مخازن ذخیره و برجهای تقطیر مورد استفاده در صنعت نفت بوده است. با اعلام ورشکستگی این کارخانه تولیدی که در استان اصفهان واقع شده، ۴۵۰ کارگر آن از کار بیکار شدند و در حال حاضر وضعیت نامشخصی دارند.

 

معوقات مزدی کارکنان علوم پزشکی گیلان

کارکنان شاغل در بیمارستانها و مراکز درمانی علوم پزشکی گیلان می‌گویند که دانشگاه علوم پزشکی هنوز بابت مطالبات مربوط به اضافه کاری و کارانه پرداخت نشده با آن‌ها تسویه حساب نکرده است. به ‌صورت مشخص بیش از یکسال است که مزایای مزدی مربوط به اضافه کار، کارانه، تعطیلکاری، جمعه کاری و… دریافت نکرده‌ایم.

 

طعم تلخ محرومیت و تبعیض را در شهرداری تهران چشیده‌ایم

در روزهای گذشته جمعی از کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران از تبعیض در ساختار شهرداری تهران انتقاد کردند. این کارگران که سالهاست برای دریافت مسکن تعاونی ثبت نام کرده‌اند و مبالغ زیادی هم به شرکت تعاونی پرداخته‌اند؛ می‌گویند: به هر مقام مسئولی در شهرداری تهران مراجعه کرده‌ایم، پاسخی نگرفته‌ایم.

 

اعتراض کارگران فاز ۱۲ کنگان به شرایط نامناسب شغلی

روز ۱۹ اردیبهشت جمعی از کارگران شاغل در واحدهای تعمیراتی پروژه‌های فاز ۱۲ کنگان در اعتراض به شرایط شغلی خود  تجمع کردند. اعتراض از روز شنبه گذشته آغاز شده و دلیل آن نامشخص بودن وضعیت قراردادهای کاری، وضعیت نامناسب استراحت گاه‌ها و بی کیفیت بودن وعده‌های خوراک تدارک شده از سوی کارفرما، عنوان شده است.

 

آتش سوزی در یک انبار کالا

یک انبار کالا در بلوار ساحلی خرمشهر پشت بانک ملی شعبه جمهوری دچار حریق شد و ساختمان ریزش کرد. تعدادی از آتش نشانان آسیب دیدند.

 

اعتصاب ۲۴ ساعته در یونان در روز کارگر

اتحادیه‌های کارگری یونان روز جهانی کارگر را با اعتصابی ۲۴ ساعته در سراسر این کشور برگزار کردند. به گزارش رویترز، مقامات پلیس اعلام کردند که حدود ۱۰۰۰۰ نفر در آتن، پایتخت یونان و ۳۵۰۰ نفر نیز در تسالونیکی تظاهرات کردند. تظاهرات در روز تعطیل یونان باعث اختلال در فعالیتهای تجاری، رفت و آمد کامیون ها و به تاخیر افتادن حرکت قطارها شد. دیمیتریس کوتسومباس، رهبر حزب کمونیست در توجیه برگزاری این تظاهرات گفت: ما باید آنچه که در بحران از ما دزدیده شد را پس بگیریم.

 

اعتصاب صدها نفر از کارکنان شرکت هواپیمایی ال ایتالیا

هزاران نفر از کارکنان شرکت هواپیمایی ال ایتالیا در اعتراض به تصمیم مدیران این شرکت برای اخراج احتمالی صدها کارگر و افزایش ساعت کار، روز گذشته بر سر کار خود حاضر نشدند.

 

***

 

 

 

بهزاد مالکی:مضحکۀ انتخابات ۱٣٩۶ در ایران – تکرار همان سناریو!

 

انتخابات در ایران آزاد نیست، تکرار این مسأله در هر انتخاباتی در ایران از اهمیتی پایه ای برخوردار است. لازمۀ یک انتخابات آزاد وجود یک سلسله شرایطی است که اهم آن به قرار زیر است:

١- آزادی عقیده و آزادی بیان آن در هر شکل و صورتی

٢- لازمۀ بیان آزاد، وجود مطبوعات آزاد، بدون ممیزی مقامات اداری و انتطامی، نه تنها بر روی روزنامه ها و مجلات سنتی بلکه بر روی تمامی رسانه های تصویری و صوتی و شبکه های اجتماعی اینترنتی است.

٣-  بیان اجتماعی عقاید، بدون حضور متشکل مردم و نیروهای سیاسی آنها امکان پذیر نیست. از این رو، آزادی تشکل ها و احزاب سیاسی، سندیکاها و اتحادیه های کارگران و تشکل های مدنی جزو جدائی ناپذیر شرایط یک انتخابات آزاد است.

۴- چهارمین رکن این شرایط، تضمین آزادی میتینگ، اجتماعات و تظاهرات برای همۀ گروههای مردم است.

۵- استفادۀ آزاد و مساوی از همۀ رسانه های دولتی و بی طرفی آنها در مقابل گروه های موافق و یا مخالف دولت، چرا که این رسانه ها در درجۀ اول متعلق به همۀ مردم هستند و باید در خدمت همه مردم قرار گیرند.

 ما در فرصتهای دیگر هم گفته ایم که اگر از محدودیت های انتخابات پارلمانی در کشورهایی با نظام بورژوا- دموکراتیک بگذریم، که در آنها تقسیم قدرت بین لایه های مختلف بورژوازی در تحلیل نهائی به اتکای قدرت سرمایه و پول و تبلیغات وسیع انجام می شود، انتخابات در ایران تابع هیچ یک از موازین و اصول دموکراتیکی که در این کشورها رعایت می گردد، نیست.

قانون اساسی ایران که قاعدتاً می بایست ضامن و حافظ  پیش شرط های ذکر شده در بالا باشد، با تمام اصول پایه ای و بازنگری شده اش، تمام این آزادی ها و حقوق را در چنبرۀ موازین شرعی و اسلامی و مشروط کردن آنها به مخل نبودن با مبانی دینی، به بند کشیده است. جمهوری اسلامی با قراردادن ولایت مطلقۀ فقیه با اختیار حکم حکومتی یعنی حق وتو در رأس رژیم و نهادهائی چون شورای نگهبان و شورای تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی امنیت ملی و به کارانداختن ماشین سرکوب سپاه پاسداران و بسیج و اطلاعات و ساواما و دادگاه هائی که گوش به فرمان حاکمان هستند، امکان ایجاد هرگونه گفتمان دموکراتیک در جامعه و حداقل نتیجۀ آن یعنی تشکیل پایه های نهادهای مدنی، سندیکائی و حزبی را در تئوری و درعمل از بین برده است.

«جمهوریت» رژیم، رویه ای است برای بزک کردن حکومت اسلامی که ماهیت واقعی رژیم است. در این مورد سخنان آخوند مصباح یزدی از روشنی بسیار برخوردار است: «موضوع مراجعه به رأی مردم مسأله ای است تزئینی، وگرنه چگونه ممکن است حکومتی بخواهد هم براساس دین اداره شود و هم براساس رأی مردم؟ اگر روزی مردم دست به انتخابی زدند که با دین انطباق نداشت، آن وقت چه باید کرد؟» او در این مورد نظر خمینی را چنین تفسیر می کند: «کسانی که فرمایشات حضرت امام را در سخنرانی ها و کتاب هایشان دیده باشند، می دانند که امام از لفظ حکومت اسلامی استفاده می کردند، اما از آنجا که واقعۀ انقلاب در این جهان اتفاق می افتد و جهان می خواهد بداند چه حکومتی در ایران قرار است سر کار بیاید، امام از ادبیات سیاسی روز استفاده کرده و منطقی را اتخاذ کردند که مورد توافق و فهم دیگران باشد… و این یکی از زیرکی ها و دوراندیشی های امام راحل بود…» (نقل از BBC فارسی- ١۶ سپتامبر ٢٠١۵).

با وجود این، رژیم جمهوری اسلامی از همان ابتدا، سعی کرده که همیشه تنور انتخابات را گرم نگه دارد. این در درجۀ اول به ماهیت انقلاب ایران برمی گردد. مردم ایران در خیزش خویش در سال های ۵۶ و۵٧ ، رژیم دیکتاتوری شاه را با همۀ مظاهر فساد و ظلمش مورد حمله قرار داده بودند و در مقابل سقوط رژیم سلطنتی، خواستار جمهوری و دموکراسی و عدالت اجتماعی بودند. اکثریت این مردم از این مفاهیم دارای درک مشخصی نبودند. قریب به ٣٠ سال دیکتاتوری و سرکوب پلیسی رژیم شاه و نابودی تمامی ساختارهای دموکراتیک سیاسی و مدنی مستقل که می بایستی وظیفۀ روشنگری و همراهی این جنبش را می داشتند، راهی برای کسب این درک مشخص نگذاشته بود. روحانیت شیعه به رهبری خمینی، توانست، به اتکاء پایگاههای سنتی خویش در میان مردم این خلاء رهبری را پر کند. «زیرکی و دوراندیشی امام راحل» در این بود که اهداف واقعی خویش را راجع به حکومت اسلامی و ولایت فقیه – علیرغم مکتوب بودن آنها- در لفافه ای از لفاظی های عاریتی چون دموکراسی و جمهوری مخفی نماید. رژیم تازه برای مشروعیت دادن به «انقلابش» در مقابل مردم و مطالبات دموکراتیک آنها و افکار عمومی داخلی و خارجی به این قالب عاریتی نیاز داشت. رفراندوم ١٢ فروردین ١٣۵٨ اولین گام برای گذراز این دو گانگی بود که در آن جمهوری اسلامی، «نه یک کلمه کم نه یک کلمه بیشتر» به تصویب رسید. با حذف رقیبان لیبرال و تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی بجای مجلس مؤسسان و وارد کردن اصل ولایت فقیه در ابتدا و تکمیل آن در متمم این قانون در ١٣۶٨ به صورت ولایت مطلقۀ فقیه، و تشکیل شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت فراسوی مجلس شورای اسلامی، جمهوریت رژیم به کلی از محتوی تهی گردید.

. جمهوری اسلامی از همان ابتدا با طرح شعار «حزب فقط حزب الله» دشمنی خود را با هرگونه تحزب و تشکل دموکراتیک نشان داد. در این راستا ابتدا، اقدام به انحلال و سرکوب تمام احزاب و سازمانهای مخالف کرد و در مراحل بعدی تا پای انحلال تمامی تشکل های خودی هم پیش رفت. وقتی هم که ضرورت های حل مسالمت آمیز رقابت ها و اختلافات درونی، آنها را به بازسازی پاره ای از این تشکل ها واداشت، این امر هیچگاه تا به امروز جنبه ای پایدار و دائمی و ساختاری پیدا نکرده است. گروهبندی های سیاسی در جمهوری اسلامی اساساً، دوره ای و موقت و فرصت طلبانه و تابع زمانبندی های انتخاباتی هستند. و از هیچ گونه پایۀ اجتماعی برخوردار نیستند و به طور کلی در حالتی سیال، نه تنها در درون جناح بندی های خودی، بلکه در رفت و آمد بین جناحهای رقیب قرار دارند.

 رژیم با تقسیم نیروهای سیاسی به “خودی” و “غیرخودی” و محدود ساختن حوزۀ فعالیتهای سیاسی در تمامی نهادهای به اصطلاح انتخابی از شوراهای شهر تا مجلس شورا و خبرگان و ریاست جمهوری، به نیروهای «خودی» با تأسیس نظارت استصوابی شورای نگهبان، برای حذف کاندیداهای غیر خودی، آرایش جدیدی را در رأس حاکمیت بوجود آورد. مکانیسم قدرت در جمهوری اسلامی طوری شکل گرفته که در آن ولی فقیه از قدرت مطلقه ای برخوردار است و به کمک نهادهای مذهبی و نظامی رنگارنگ به اعمال آن می پردازد. مقامات «انتخابی» از نمایندگان مجلس گرفته تا ریاست جمهوری در این نظام تابع این قدرت مطلقه اند. جناح اصلاح طلب حکومتی نیز بر این امر واقف و گاهی معترف است. نقش تدارکاتچی ای که خاتمی برای خودش تعریف می کرد، به این امر اشاره دارد. ولی از آنجا که منافع استراتژیک آنها با حفظ نظام گره خورده و هراس آنها از پائینی ها به مراتب بیشتر از بالائی ها و جناح خودی مخالفشان در قدرت است، با این تناقض رژیم کنار آمده اند. شعار اجرای بی تنازل قانون اساسی که توسط خاتمی و به ویژه موسوی مطرح شده، این سازش استراتژیک را به خوبی بیان می کند و درعین حال نشانی از زبونی و دوروئی این جناح حاکمیت است. آنها از طرفی می دانند که اجرای بی تنازل قانون اساسی، یعنی پافشاری بر قدرت انحصاری ولایت مطلقۀ فقیه و تمام نهادهائی که وابسته به اوست، آن طور که در بند بند این قانون و مصوبات مجالس و نهادهای رنگارنگ رژیم آمده است. از سوی دیگر با تکرار لفاظی های قانون اساسی در مورد آزادی های فردی و اجتماعی و جمهورمردم بدون ذکرمحدودیت های آن، سعی دارند ماهیت آشتی ناپذیر جمهوری اسلامی را با آزادی و دموکراسی بپوشانند و خود را همراه و مدافع خواسته های دموکراتیک مردم جا بزنند. نتخابات برای آنها محملی است که به واسطۀ آن، اصلاح طلبان غیر حکومتی و توده های متوهم و اقشار میانی جامعه را به زیر پرچم خویش بکشانند. آنها به این نیروی ذخیره برای چانه زدن در بالا و گرم کردن تنور انتخابات احتیاج دارند تا با اتکا به آن و استفادۀ ابزاری از آنها، سهم خود را از قدرت افزایش دهند.

حضور رئیسی در رقابتهای انتخاباتی با «کارنامۀ درخشان» امنیتی – قضائی اش، فرصتی برای رقبای اصلاح طلب و معتدلش فراهم آورده تا با حمله به آن پیشینه های امنیتی- قضائی رهبران خویش را بپوشانند. اگر امروز روحانی درآستانۀ انتخابات، عوامفریبانه از اعدام و زندان انتقاد می کند، خود را به فراموشی می زند که، از همان ابتدا در کسوت مشاور و مقام امنیتی رژیم، در سرکوب مخالفان فعالانه شرکت داشته است و در مرداد ١٣۵٩، در مقام نمایندۀ سمنان در مجلس، این پیشنهاد درخشان را مطرح کرد که: «توطئه‌گرها را خوب است که در مراسم نماز جمعه بیاورند و بدار آویزان کنند تا مردم مشاهده کنند و تاثیرش، تاثیر بیشتری باشد.» در مسأله پاکسازی گروهها هم او اظهارداشت: «مسئله بعدی، مسئله تصفیه بوده است. ما بحمدالله موفق شدیم دو گروه مفسد منافقین و پیکاری‌ها را در صدا و سیما متلاشی کنیم. همه آنها را شناسایی کردم. تمام عوامل مهم آنها دستگیر شدند» در یک دهه بعد در پی شورش دانشجوئی تیر ماه ١٣٧٨ همانند خاتمی دوباره بر همان مواضع پا فشرد و اظهار داشت: «اینها خیلی پست ‌تر و حقیرتر از آن هستند که بخواهیم نسبت به آنها تعبیر حرکت براندازی را مطرح کنیم … اگر منع مسئولین نبود مردم ما، جوانان مسلمان، غیور و انقلابی ما با این عناصر اوباش به شدیدترین وجه برخورد می‌کردند.» او در تمام این سالها هرجا اعتراضی علیه حکومت و دولت برپا بوده، جانب نظام و ولایت را گرفته و از سرکوب خشن معترضان دفاع کرده است. و این در حالیست که عوامفریبانه رقیب دیگر اصول گرایش، قالیباف را« سردار لوله ای» خطاب می کند. چرا که او می خواست جنبش دانشجوئی و دانشجویان مخالف را «لوله» کند. او در اقدامی دیگر، مصطفی پورمحمدی، یکی از اعضای هیئت مجری فرمان اعدام هزاران نفر از مخالفان جمهوری اسلامی در تابستان ۱۳۶۷ را به عنوان وزیر دادگستری کابینه خود انتخاب کرد و گفت که از حضور او در کابینه‌اش خوشحال است.( نقل قول ها ار bbc – فارسی آوریل ٢٠١٧) این حوزه از آنجا که در سر فصل مشترک باندهای مختلف رژیم قرار دارد خیلی مورد کنکاش اصول گراهای مخالف روحانی قرار نمی گیرد و او هم با این سابقه اش، خیلی پا پیچ جناح مخالف نمی شود.

جلوگیری از تنش های انتخاباتی، که در ١٣٨٨ رژیم را به آستانۀ بحران سیاسی عمیقی کشاند، استراتژی قدرت حاکم و ولی فقیه برای بستن روزنه های فوران خشم توده هاست. رد صلاحیت  احمدی نژاد، رئیس جمهور سابق توسط شورای نگهبان که دو بار مورد تأئید همین شورا قرارگرفته بود، بدون ذکر دلیل، در راستای این سیاست قابل فهم است. گزینۀ روحانی که در نقطۀ تعادل بین اصلاح طلبان حکومتی و اصول گراها قرار دارد، و از حمایت بسیاری از اصلاح طلبان غیر حکومتی و متوهم به رفرمهای رژیم هم برخوردار است، در این دوره هم شانس پیروزی اش بالاتر است. با وجود این، درگیری های لفظی نمایندگان دو جناح، ابراهیم رئیسی و محمدباقر قالیباف، که هر دو به نمایندگی از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی (جمنا) در انتخابات حضور یافته اند، با روحانی و سایه اش جهانگیری، حدت تضادهای آنها را نشان می دهد. فارغ از قضاوت گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی یا گروه هایی از مردم، مناظره ها و سخنان اخیر کاندیداهای فیلتر شده، به خوبی ناکامی و شکست جمهوری اسلامی را در همۀ عرصه ها نشان می دهد. از اعدام و کشتار مخالفان سیاسی در خیابان و زندان گرفته تا عدم آزادی های سیاسی و مدنی؛ از وضعیت وخیم اقتصادی که حاصل آن، تورم و بیکاری میلیونها جوان جویای کار و تحصیلکرده و فقر و فاقۀ کارگران و  شکاف عظیم طبقاتی گرفته تا تخریب همه جانبۀ محیط زیست و منابع آبی؛ از رشد فساد مالی درهمۀ ارکان اداری و اقتصادی و از جمله افشاگری های مربوط به شهرداری تهران گرفته تا تبعیض های جنسی و قومی و مذهبی؛ گوشه ای از آسیب هائی است که این رژیم بر مردم وارد کرده است و رئیسی و قالیباف و روحانی در مقام پستهای کلیدی آن در بوجود آوردن آن نقش داشته اند و اکنون برای کوبیدن یکدیگر به افشای آنها پرداخته اند. لابه های امروزشان برای مردم زحمتکش و میهن، عوامفریبی ای بیش نیست و بلافاصله پس از انتخابشان فراموش می شود.

 روحانی با شعار«اعتدال» این امید کاذب را تبلیغ می کرد که گویا دولت او رسالت تخفیف  تضادها و خشونت های دوران احمدی نژاد را با قرارگرفتن در نقطۀ تعادل بین «تندروها» و «اصلاح طلبان» دارد. تورم و کاهش شدید ارزش ریال، بیکاری و افزایش شکاف بین ثروتمندان و دیگر گروه‌های اجتماعی، و بحران در تولید داخلی باعث شد که روحانی بتواند با وعده‌ی خلاصی از تحریم‌ها خود را به عنوان یک راه حل به رژیم و مردم بقبولاند. اما راه حل های او به  نزدیکی بیشتر به سیاست‌های صندوق بین‌المللی پول و سازمان تجارت جهانی و نتیجتاً تسریع خصوصی‌سازی معدن‌ها و کارخانه‌ها و خدمات عمومی (واگذاری ده درصد از فعالیتهای وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشگی به بخش های خصوصی و تعاونی در سال جاری)، و نیز کشاندن سرمایه‌های خارجی و شرکت‌های چند ملیتی به ایران و بنابراین، ساختن نیروی کار انعطاف‌پذیر و ارزان‌ قیمت با اصلاح قانون کار و مقررات استخدام و بیمه محدود شد. با این وجود، چهار سال حکومت او نتوانست منحنی بحران و رکود را از سقوط برهاند. وعده های قالیباف و رئیسی مبنی بر ایجاد  ۵ میلیون شغل در ۴سال ۵⁄٢ برابر کردن درآمد ملی در این مدت و از بین بردن فقر و… بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است تا یک برنامۀ جدی و تنها از عهدۀ «امام زمانشان!!» ساخته است.

نکته ای که قبلاً هم گفته ایم و باید در اینجا دوباره تکرار کنیم، این است که انتخابات در اینجا و یا هر جای دیگری می تواند به یکی از عرصۀ های مبارزۀ طبقاتی و اجتماعی تبدیل شود، به شرطی که شرایط و زمینۀ طرح خواسته ها و برنامه های نیروهای مختلف اجتماعی و امکان شرکت آنها در مبارزۀ انتخاباتی به طور آزاد فراهم باشد. در این صورت امکان بحث و گفتگو در بارۀ گزینه های مختلف و انتخاب واقعی به وجود می آید. در این عرصه نیز مثل عرصه های دیگر مبارزه، در تحلیل نهائی، این توازن نیروهاست که تعیین کنندۀ عملی نتیجۀ مبارزه است. به شرط وجود حداقل امکانات دموکراتیک، مبارزات مربوط به مجالس نمایندگی، شوراهای شهر و روستا و ریاست جمهوری در جوامع سرمایه داری، یکی از عرصه های مبارزه برای کارگران و زحمتکشان است، عرصه ای است برای طرح و تبلیغ خواسته هایشان و افشای برنامه ها و طرح های بورژوازی، و در کنار مجموعۀ مبارزات اقتصادی و سیاسی، امکان کسب پاره ای از مطالباتی که به بهبود شرایط زیستی – اجتماعی آن کمک نماید. پر واضح است که هرگونه پیشروی در این عرصه، در گرو ایجاد تشکل های اقتصادی – سیاسی و نهادهای مدنی خواهد بود. در چنان شرایطی پیشروان کارگری و کمونیست ها نمی توانند به این مبارزات روزمره و جزئی، چه در کارخانه، چه در خیابان و چه در مجالس نمایندگی بی اعتنا باشند و باید قدم به قدم همراه با توده ها برای بهبود شرایط کار، افزایش مزدها، کاهش ساعات کار، تأمین بیمه های اجتماعی، رفع موانع برای ایجاد تشکل های کارگری و نهادهای مدنی مبارزه نمایند. برای کارگران و زحمتکشان، دستاوردهائی که در این عرصه و سایر اشکال متنوع مبارزاتی به دست می آید، می تواند و باید در خدمت رسیدن به هدف نهائی یعنی سرنگونی نظام سرمایه داری قرارگیرد. فقط در این مسیر است که می توان از درغلتیدن به رفرمیسم منحط و آنارشیسم  مخرب اجتناب نمود.

اما در شرایطی مانند ایران که کوچک ترین امکانات و آزادی برای فعالیت احزاب و سازمان های غیر دولتی وجود ندارد و حتی فعالیت بسیاری از احزاب و جریان های طرفدار نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی ارتجاعی آن نیز روز به روز محدود تر می شود، روشن است که «شرکت در مبارزات انتخاباتی» برای جریان های انقلابی و دموکراتیک کاملا بی معنی است. اما این به معنی بی اعتنائی به روند انتخابات در ایران نیست. انتخابات یک رویداد سیاسی در کشور است که بر زندگی مردم اثر می گذارد و احزاب، سازمان ها و جریانات جدی باید در بارۀ آن موضع داشته باشند. از نگاه ما وظایف احزاب، سازمان ها و جریان های انقلابی و دموکراتیک در قبال انتخابات فرمایشی رژیم عبارتند از:

الف) افشای ماهیت ضد دموکراتیک انتخابات رژیم و نشان دادن این واقعیت که انتخابات در ایران در بهترین حالت چیزی جز تقسیم مجدد کارت های بازی بین گروه های مختلف طبقۀ حاکم نیست آن هم به شرطی که آس ها در دست جریان بوروکراتیک – نظامی نزدیک به ولایت فقیه باقی بماند و توزیع بقیۀ کارت ها نیز با تصویب جریان حاکم باشد!

ب) توضیح اوضاع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی موجود؛ نشان دادن ریشه ها و علل نابسامانی های موجود در این زمینه ها؛ نشان دادن این واقعیت که نظام اقتصادی – اجتماعی موجود یعنی نظام سرمایه داری و روبنای سیاسی و حقوقی آن که در شرایط کنونی رژیم جمهوری اسلامی اهرم های اصلی آن را در دست دارد منشأ اصلی تیره روزی طبقۀ کارگر و دیگر زحمتکشان در ایران هستند.

پ) ارائۀ آلترناتیوها و راه حل های انقلابی و پیشرو در مورد مهم ترین مسایل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه و ارائۀ راه رسیدن به آنها که چیزی جز مبارزۀ انقلابی با کل نظام اقتصادی – اجتماعی و سیاسی و فرهنگی حاکم نیست.

ت) طرح خواست های مبرم برای مبارزات روزانه در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و برجسته کردن پیکار سیاسی با رژیم جمهوری اسلامی و سیاست های داخلی و خارجی آن که باید عرصه ای جدائی ناپذیر و بنیادی از مبارزۀ طبقاتی پرولتاریا در ایران باشد.

ث) نشان دادن اینکه هرگونه امیدی برای بهبود اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی طبقۀ کارگر و توده های زحمتکش از هر جناح رژیم و به طور کلی از هر بخش طبقۀ سرمایه دار (حاکم یا غیر حاکم)، امیدی واهی و بیهوده است و تنها به تقویت بیشتر طبقات دارا منجر می شود.

ج) تلاش برای سازماندهی مبارزات گوناگون در عرصه های یاد شده در بالا و به ویژه تلاش در راه ایجاد حزب انقلابی طبقۀ کارگر و سازمان های توده ای کارگران و دیگر زحمتکشان.

 

ایسکرا: رحیم یزدانپرست با اسد نودینیان در مورد مضحکه انتخابات در ایران-۱۰ مه با تشکر از انتشار ان

فراخوان گزارشگران: در برابر بیداد علیه کارگران ایران ساکت نمانیم! – همراه با لیست تکمیل شده افراد, نهادها و رسانه ها

چند روزی از جشن اول ماه مه، روز همبستگی کارگران جهان نگذشته است که خبر دردناک مرگ کارگران معدن یورت در استان گلستان به گوش می رسد. انفجار معدن «یورت»، ناشی از رفتار فاجعه بار و ضد انسانی جمهوری اسلامی در قبال کارگران ایران است. طی روزهای گذشته، دستگیری کارگران معترض به ممنوعیت برگزاری جشن روز کارگر، دغدغه حکومت اسلامی بود. رژیم اسلامی ایران، هر گز خود را در تامین جانی کارگران مسئول نمی داند. حوادث کاری در سراسر کشور بیداد می کنند و محیط های کاری به شدت ناامن اند. کارگران ایران در هیچ زمینه ای از مناسبات کاری، امنیت جانی و مالی ندارند. همواره حقوق معوقه آنان از جمله موضوعات اعتراضی آن‌ها است. حداقل دستمزد کارگران ایران ۴ برابر زیر خط فقر ارزیابی می شود. فعالین کارگری شناخته شده و مورد اعتماد کارگران، در زندان ها در سخت ترین شرایط بسر می برند.

در پی وقوع انفجار در معدن یورت، ده ها کارگر در عمق هزار و دویست متری زمین مدفون شده و جان خود را از دست داده اند. بر طبق گزارشات این معدن راهی برای خروج اضطراری ندارد و یک طرفه است. کارگران محبوس در این معدن در طی ماه های گذشته از دریافت حقوق شان محروم بوده اند و دستمزدهای آنان به‌ موقع پرداخت نشده است.

بنا بر گزارشات، پیش از این هرگونه اعتراض کارگران به نا امن بودن محیط کار در این معدن با اخراج روبرو می شد. رسانه های حکومتی اخبار ضد و نقیضی از وضعیت محبوس شدگان و مصدومین این فاجعه به افکار عمومی می‌دهند و  وزیر کار جمهوری اسلامی کارگران محبوس را مقصر این فاجعه دانسته است حال آنکه کارگران معدن یورت، پیش از آینکه این حادثه مرگبار روی دهد، خطر نشت گاز را بارها به مسئولین گوشزد کرده بودند.

ما فعالین سیاسی و اجتماعی، ضمن تاثر فراوان از وقوع این حادثه و محکوم کردن سیاست های ضد کارگری جمهوری اسلامی، به خانواده‌های جان باختگان و همکاران آنان تسلیت می‌گوییم و از تمامی نهادها و تشکل های کارگری بین المللی، وجدان های بیدار و ارگان های مدافع کارگران و حقوق بشر خواستاریم تا سیاست‌های ضد کارگری جمهوری اسلامی را شدیدا محکوم نمایند و مراتب اعتراض خود را به مسئولین جمهوری اسلامی ابراز نمایند.

گزارشگران

۰۴ .۰۵٫۲۰۱۷

www.gozareshgar.com

gozareshgar1001@yahoo.de

لیست حمایت کنندگان

اسامی:

 

آرش کمانگر – فعال سیاسی و رسانه ای

امیر میرزائیان – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

اکبر دیلمی – فعال سیاسی

اردشیر مهرداد – فعال سیاسی

انور میرستاری – فعال حقوق بشر

ابراهیم آوخ – فعال سیاسی و رسانه ای

امین بیات – فعال سیاسی

احمد بخرد طبع – فعال کارگری

ایرج حیدری – فعال سیاسی

احسان ثابت – فعال سیاسی

ایرج مصداقی – فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی پیشین

ابراهیم شیری – فعال سیاسی

اسماعیل فتاحی – فعال سیاسی

آمادور نویدی – فعال سیاسی و وبلاگنویس

آزاده دراه – فعال سیاسی

 

باقر ابراهیم زاده – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

بهروز خباز – فعال کارگری

بهمن یوسفی – فعال سیاسی

بیژن سعید پور – فعال سیاسی

بهروز افراسیابی – استاد دانشگاه و تلاشگر فرهنگی

بهروز فراهانی – فعال کارگری

بهرام رحمانی – نویسنده و فعال سیاسی

بیژن هدایت – فعال سیاسی

بهنام چنگایی – فعال سیاسی

برزو فولادوند – فعال سیاسی

بهمن مبشری – فعال سیاسی

بهروز سورن – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

 

پرویز داورپناه – فعال سیاسی و رسانه ای

پویان انصاری – فعال سیاسی

پروین ریاحی – فعال جنبش زنان

پروین اشرفی – فعال کارگری

پیروز زورچنگ – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

پرویز میرمکری – شاعر

پدرام نواندیش – فعال سیاسی

 

تقی روزبه – تحلیل گر سیاسی

 

جمشید صفاپور – فعال کارگری

 

حمیلا نیسگیلی – فعال جنبش زنان

حسن حسام – شاعر و فعال سیاسی

حمیدرضا رحیمی – شاعر و طنزپرداز

حسین نقی پور – فعال سیاسی و رسانه ای

حسن عزیزی – فعال سیاسی

ح. ریاحی – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

 

خالدبایزیدی(دلیر) – شاعر

 

خسرو آهنگر – فعال سیاسی

 

رضا محمدی – فعال سیاسی

رسول شوکتی – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

رضا پورکریمی – زندانی سیاسی سابق فعال سیاسی

رضا بی شتاب – شاعر

 

ژاله سهند – فعال سیاسی

 

سلیمان بایزیدی – فعال سیاسی

سحر محمدی – فعال سیاسی

سوسن شهبازی – فعال کارگری

سیروس بینا – نویسنده – استاد دانشگاه و فعال سیاسی

سیاوش عبقری، استاد دانشگاه و تلاشگر فرهنگی سیاسی

 

سلام زیجی – فعال سیاسی

سیامک جهانبخش – فعال سیاسی

سیامک موید زاده – فعال کارگری

 

شکوه میرزادگی: نویسنده و ژورنالیست

شروین رها – فعال کارگری

 

صفار ساعد – فعال سیاسی

 

صدیق جهانی – فعال کارگری

 

صادق کار – فعال سیاسی

 

علی پیچگاه – فعال کارگری

علی دماوندی – فعال سیاسی و رسانه ای

علی اعتدالی – فعال سیاسی

 

غلام عسگری فعال کارگری درتبعید

 

فرهنگ قاسمی – نویسنده و فعال سیاسی و رسانه ای

فرح نوتاش – فعال سیاسی

 

فریبا ثابت – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

فرج آلیاری – فعال سیاسی

فرامرز دادور – فعال سیاسی

 

قهرمان قنبری – فعال سیاسی

 

کیوان شکوری – فعال سیاسی

کیتاش شمس – فعال سیاسی

ک. الوند – فعال سیاسی

 

منوچهر محمدی – فعال سیاسی

مجید مشیدی – فعال سیاسی و فعال پناهندگی

مینو همیلی – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

مجید دارابیگی – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

مهرداد آهنگر – فعال سیاسی

مسعود فروزش راد – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

منوچهر تقوی بیات – فعال سیاسی

مجید بیدار – فعال حقوق بشر

مهناز قزلو – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

محمود عسگری – فعال سیاسی

نوشین شفاهی – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

نسرین احمدی – فعال سیاسی

ندا نوآور – فعال حقوق بشر

نوشین ارشادی – فعال سیاسی

 

نهاد ها:

 

رادیو و تلویزیون برابری

کمیته هماهنگی نیروهای چپ و کمونیست – هلند

اتحاد چپ ایرانیان ونکوور – کانادا

کانون همبستگی با کارگران ایران – فرانکفورت

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران – پاریس

کانون فرهنگی و پژوهشی بامداد – استکهلم

بنیاد آزادی اندیشه و بیان

فدراسیون اروپرس

کمیته دفاع از آزادی و برابری در ایران – وین

جبهۀ جهانی ضد امپریالیست  قدرت زنان

 

رسانه ها:

 

سایت راه کارگر

http://www.rahekaregar.com

 

سایت و کانال رنگین کمان

http://rangin-kaman.net

 

سایت لجور

http://www.lajvar.se

 

سایت علیه ستم جنسی

http://www.asj-iran.com

 

سایت هزل دات کام

http://www.hazl.com

 

سایت اطلاعات نت

http://www.ettelaat.net

 

رادیو و تلویزیون برابری

https://www.youtube.com/user/RAHEKAREGAR/videos

 

سایت اتحاد کارگری

http://etehad-k.com

 

سایت ملیون ایران

http://melliun.org

 

احترام آزادی

https://ehterameazadi.blogspot.co.at

 

سایت تقی روزبه

http://taghi-roozbeh.blogspot.co.at

 

سایت مهناز قزلو

http://mahnazghezelloo.blogspot.co.at

 

سایت رضا بی شتاب

http://rezabishetab.blogfa.com

 

سایت اشتراک وورد پرس

https://eshtrak.wordpress.com

 

وبلاگ اخگر

https://amadornavidi.wordpress.com

 

سایت فرح نوتاش

http://womens-power.farah-notash.com

 

البرز ما

https://aleborzma.wordpress.com

 

کلیپ کاوه پرستو

https://www.youtube.com/user/KavehParestoo

 

سایت بازآفرینی واقعیت ها

http://bazaferinieazad.blogspot.fr

 

سایت مجید مشیدی

http://m-moshayedi.com

 

سایت گزارشگران

http://gozareshgar.com

فایلهای صوتی “کار مزدی و سرمایه” از کارل مارکس.

فایلهای صوتی “کار مزدی و سرمایه” از کارل مارکس. پیاده کردن و قراعت آن بزبان فارسی کاری ستودنی و قابل تقدیر است. از دست ندید و آنرا پخش کنید. ظاهراً این اولین کتابِ گویا از مارکس به زبان فارسی است. این جزوه در اصل سخنرانی‌های خود مارکس برای کارگران است و در آن پایه‌ای‌ترین مفاهیم اقتصاد سیاسی را برای کارگران به زبان ساده تشریح میکند.
پیشگفتار انگلس
http://www.sedayezanan.org/audio13/KareMozdi_1az6.mp3
کار مزدی و سرمایه – بخش اول
http://www.sedayezanan.org/audio13/KareMozdi_2az6.mp3
کار مزدی و سرمایه – بخش دوم
http://www.sedayezanan.org/audio13/KareMozdi_3az6.mp3
کار مزدی و سرمایه – بخش سوم
http://www.sedayezanan.org/audio13/KareMozdi_4az6.mp3
کار مزدی و سرمایه – بخش چهارم
http://www.sedayezanan.org/audio13/KareMozdi_5az6.mp3
کار مزدی و سرمایه – بخش پنجم
http://www.sedayezanan.org/audio13/KareMozdi_6az6.mp3

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع: رادیو صدای زنان
http://www.kvinnonet.org/audio13/KareMozdi_Marx.html

عکس ‏‎Ni Klaus‎‏

تکرار فجایع مرگبار مراکز کارگری: این بار معدن زغال سنگ آزادشهر!

فاجعۀ انفجار گاز در عمق۱۸۰۰ متری تونل معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر گلستان تاکنون٣۵ کارگر معدن را به کام مرگ کشانده است. علاوه بر این،٢٧ کارگر مصدوم نیز پس از بیرون کشیدن از زیر آوار، به بیمارستان منتقل شدند و بقیۀ کارگران هنوز در اعماق معدن مدفونند و سرنوشت شان نامعلوم است. ضجۀ خانوارهای داغدار و چشمان خونبار در انتظار خبر مرگ و زندگی نان آورشان، سیل خشم و درد کارگران بازمانده در سوگ همکارانشان، ابعاد دیگری از فاجعۀ انسانی اخیر در معادن ایران است. معادنی که در آنها تنها سود سرشار از استخراج مواد کانی شان، توجه را برمی انگیزد و شرایط کار و زندگی کارگرانی که در اعماق زمین با مرگ و زندگی خود، سود و ثروت آفرین اند، پنهان مانده است. محرومترین و بی حقوق ترین بخش کارگری ایران با شرایط کاری که یکی از بالاترین میزان های مرگ و میر و حوادث کار را برای کارگران فاقد ایمنی دربر دارد.

کارگران جان باخته معدن زمستان یورت، ماه ها مزدشان (٧ ماه) عقب انداخته می شد، وضعیت بیمه شان نابسامان، قراردادی و حداقل بگیر بودند، با ساعات کار و شیفت های طاقت فرسا و در غیاب هرگونه بازرسی دستگاه های نظارتی، حتی حق دفاع از حقوق و مطالبات ابتدایی خویش را نداشتند چرا که خواست تشکل مستقلی که از منافع معدنکاران دفاع کند، “جرم امنیتی” محسوب شده و محاکم قضائی و نهادهای انتظامی دست در دست کارفرمایان دولتی و خصوصی، کارگران معترض را به شلاق و زندان و اخراج محکوم می کنند، همان احکام قرون وسطائی که کارگران معدن طلای آق دره، کارگران معدن چادرملو، کارگران معدن بافق، کارگران پتروشیمی رازی و سایر بخش های کارگری معترض را زیر منگنه می گذارد.

شمار بالای کارگران جان باخته، مجروحان و مدفون شدگان زیر آوار قتلگاه معدن آزادشهر، وزیران و مسئولان را بالاخره به منطقه کشاند و مضحک این که به رغم اعلام کارشناسان محل که هنوز علت حادثه در دست بررسی است، وزیر کار بلافاصله “خطای انسانی” را علت فاجعه دانست. در نبود حمایت های قانونی لازم از کارگران، جلوگیری از برپایی تشکل های مستقل کارگری و سرکوب شدید آنها، عدم دخالتگری نمایندگان واقعی کارگری در محیط های کار و نبود هیئت های بازرسی از خود کارگران در مسایلی که مستقیماً با جان و سرنوشت کارگران مربوط است، روشن است که سرمایه داران سودجوی حاکم و عوامل ریز و درشت آنان بر مثله کردن و کشتار کارگران در محیط کار نام «بی دقتی و بی احتیاطی کارگر» و یا حتی “مشیت الهی”می گذارند (حادثۀ آتش سوزی تولیدی خیابان جمهوری و کشته شدن دو زن کارگر، فاجعۀ آتش سوزی ساختمان پلاسکو و …) و گریبان خود را از سوانح کار خلاص می سازند. عزای عمومی مردم و وخامت اوضاع منطقه، آنان را وادار کرد که بر بالین کارگران مجروح در بیمارستان حاضر شده و با ترفند دادن وعدۀ درست شدن وضعیت بیمه به کارگران، از احتمال اعتراضات پیش رو بکاهند.

قانون گذارانی که بسیاری از مراکز کارگری را از شمول قانون کار خارج نموده اند، نهادهایی که کوچکترین نظارتی بر کارگاه های فاقد شرایط ایمنی ندارند، و سیستم ظالمانه ای که برای جان کارگران ذره ای ارزش قائل نیست، مسئول وقوع تمامی سوانح دلخراش محیط کار می باشند. آنان به همراه کل نظام ضد انسانی ای که در خدمتش بسر می برند، در مرگ دلخراش و نقص عضو هزاران انسان زحمتکش، مقصر و شایسته محاکمه و مجازات اند. نهادهایی که به جای ارائه خدمات بهینه به شهروندان با پستی و وقاحت بر سر جان انسان ها وارد معاملات تجاری گردیده و با صحنه سازی و ریاکاری خون قربانیان را پایمال می سازند تا چند صباحی دیگر باید در پست های خود لم بدهند. ننگ و نفرت بر چنین بساط منحط و سیاه باد!

کارگران پروژه های پارس جنوبی

جمعی از کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندر امام

فعالان کارگری جنوب

فعالان کارگری شوش و اندیمشک

جمعی از کارگران محور تهران  –  کرج

                                                                    ۱۴اردیبهشت ١٣٩۶

Kargaran.parsjonobi@gmail.com

 

 

راخوان گزارشگران: در برابر بیداد علیه کارگران ایران ساکت نمانیم!

چند روزی از جشن اول ماه مه، روز همبستگی کارگران جهان نگذشته است که خبر دردناک مرگ کارگران معدن یورت در استان گلستان به گوش می رسد. انفجار معدن «یورت»، ناشی از رفتار فاجعه بار و ضد انسانی جمهوری اسلامی در قبال کارگران ایران است. طی روزهای گذشته، دستگیری کارگران معترض به ممنوعیت برگزاری جشن روز کارگر، دغدغه حکومت اسلامی بود. رژیم اسلامی ایران، هر گز خود را در تامین جانی کارگران مسئول نمی داند. حوادث کاری در سراسر کشور بیداد می کنند و محیط های کاری به شدت ناامن اند. کارگران ایران در هیچ زمینه ای از مناسبات کاری، امنیت جانی و مالی ندارند. همواره حقوق معوقه آنان از جمله موضوعات اعتراضی آن‌ها است. حداقل دستمزد کارگران ایران ۴ برابر زیر خط فقر ارزیابی می شود. فعالین کارگری شناخته شده و مورد اعتماد کارگران، در زندان ها در سخت ترین شرایط بسر می برند.

در پی وقوع انفجار در معدن یورت، ده ها کارگر در عمق هزار و دویست متری زمین مدفون شده و جان خود را از دست داده اند. بر طبق گزارشات این معدن راهی برای خروج اضطراری ندارد و یک طرفه است. کارگران محبوس در این معدن در طی ماه های گذشته از دریافت حقوق شان محروم بوده اند و دستمزدهای آنان به‌ موقع پرداخت نشده است.

بنا بر گزارشات، پیش از این هرگونه اعتراض کارگران به نا امن بودن محیط کار در این معدن با اخراج روبرو می شد. رسانه های حکومتی اخبار ضد و نقیضی از وضعیت محبوس شدگان و مصدومین این فاجعه به افکار عمومی می‌دهند و  وزیر کار جمهوری اسلامی کارگران محبوس را مقصر این فاجعه دانسته است حال آنکه کارگران معدن یورت، پیش از آینکه این حادثه مرگبار روی دهد، خطر نشت گاز را بارها به مسئولین گوشزد کرده بودند.

ما فعالین سیاسی و اجتماعی، ضمن تاثر فراوان از وقوع این حادثه و محکوم کردن سیاست های ضد کارگری جمهوری اسلامی، به خانواده‌های جان باختگان و همکاران آنان تسلیت می‌گوییم و از تمامی نهادها و تشکل های کارگری بین المللی، وجدان های بیدار و ارگان های مدافع کارگران و حقوق بشر خواستاریم تا سیاست‌های ضد کارگری جمهوری اسلامی را شدیدا محکوم نمایند و مراتب اعتراض خود را به مسئولین جمهوری اسلامی ابراز نمایند.

گزارشگران

۰۴ .۰۵٫۲۰۱۷

اعلامیه حزب حکمتیست”اینها فقط به فکر پول خودشان هستند”

در باره فاجعه جانباختن کارگران معدن یورت آزاد شهر

بار دیگر سودپرستی نظم ظالمانه سرمایه و دولت اسلامی اش، بار دیگر ناامنی محیط کار از کارگران قربانی گرفت. پیش از ظهر چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ماه ۱۳۹۶،بر اثر نشت گاز در اعماق معدن زغال سنگ یورت آزاد شهر از استان گلستان،انفجار عظیمی بوقوع پیوست. این اتفاق منجر به جانباختن و مصدومیت و گرفتار شدن تعداد زیادی از کارگران در این معدن شد.وزیرکار رژیم جنایتکار اسلامی اعتراف کرد که ۳۵ کارگر گرفتار آمده در قعر معدن و در این سانحه جان خود را از دست دادند. تعدادی هنوز مفقود و تعداد بسیار بیشتری مصدوم و تحت معالجه هستند. معادن و محیطهای کار در ایران عملا به قتلگاهی برای کارگران تبدیل شده است.احتمال اینکه آمار کشته شدگان و مفقودین و مصدومین افزایش یابد بسیار است.سیستم سرمایه اسلامی و فاشیسم حکومتی سرمایه در ایران با هر اعتراض کارگری بلافاصله نیروهای مزدور انتظامی و سرکوبگرش را برای مقابله با مطالبات حق طلبانه و اعتراضات کارگری گسیل میکند.اما با وقوع چنین فجایعی هیچ نهاد حکومتی و یا کارفرمایان پاسخگو نیستند.

مقصر کیست؟

ربیعی وزیر کار دولت جنایتکار اسلامی علت این تراژدی و انفجار را بیشرمانه “اشتباه خود کارگران برای روشن کردن لوکوموتیو حمل ذغال سنگ به شیوه باتری به باتری” توضیح میدهد. این مهره اجیر سرمایه و جمهوری اسلامی نبودن استاندادرهای ایمنی در معدن را طبق شغل شریف واگذارشده جعل و دروغ بافی به آسانی قلم میگیرد. یکی از کارگران جان بدربرده از این قتلگاه در پاسخ رسانه ها اعلام کرد، “اینجا اگر ایمنی وجود داشت این اتفاقها نمی افتاد. اینها فقط به فکر پول خودشان هستند و صد بار به این وضعیت اعتراض کردیم و جواب نداده اند”

صدای رسای این کارگر گویا است. از این واضحتر نمیشود، مقصرین این فاجعه بزرگ را مشخص کرد.تراژدی تلخ زنده بگور شدن تعداد زیادی از کارگران معدن یورت آزاد شهر یکبار دیگر ضدیت و کراهت نظم سرمایه داری، سود پرستی بیحد و حصر کارفرما و دولت و بی ارزشی جان انسان را در این نظام وحشی و استثمارگر برملا میکند. دولت و طبقه حاکمه ایران به عنوان بخشی از پیکره جنایتکارانه نظام سرمایه داری ایران، از جمله کارگران معدن را، با کمترین دستمزد و با کمترین امنیت جانی مجبور به بهره کشی و کار غیر انسانی کرده است. دولتی که بارها علیه فعالین کارگری و فعالین جنبشهای اجتماعی و آزادیخواهان و کمونیستها به سرکوب  و تعقیب و زندان متوسل شده است.با اتکا به نیروی کار ارزان طبقه کارگر ثروتهای نجومی نصیب دولت اسلامی و سرمایه داری حاکم کرده است. دولتی که در یکسال اخیر بارها با اعتراضات کارگران و معلمان و مردم معترض روبرو بوده است.

دیگر بس است! کارگران، مردم حق طلب و کمونیستها و نیروهای آزادیخواه بیش از این نباید چنین سیستم و نظام و حکومتی را تحمل کنیم. هیئت حاکمه ازهر دو جناح، دولت و صاحبان معادن مسئول مستقیم وعامل اصلی این فاجعه هستند. نباید در برابر این کشتار و قتل عمد ناشی از سود پرستی سرمایه و نبودن امکانات و استانداردهای ایمنی محیط کار سکوت کرد. با گسترش تحرک اعتراض اعلام کنیم بانیان ناامنی در محل کارو بی اعتنایی به زندگی کارگران و در این مورد صاحبان معدن یورت آزاد شهر و مقامات ذیربط حکومتی  و از جمله جناب ربیعی وزیر کار باید به محاکمه کشیده شوند و در مقابل فاجعه اتفاق افتاده پاسخگو باشند.

حزب کمونیست کارگری – حکمتیست این فاجعه هولناک را به طبقه کارگر، به خانواده و بستگان جانباختگان و به کارگران بازمانده معدن یورت آزاد شهر و به مردم حق طلب ایران تسلیت میگوید. حزب خود را در غم و اندوه از دست دادن کارگران جانباخته شریک میداند. حزب حکمتیست، کارگران و مردم متنفر از نظم موجود و جمهوری اسلامی را و  فعالین کمونیست و آزادیخواه و اعضا و دوستداران حزب حکمتیست را به یاری رساندن به کارگران معدن یورت  و به بازماندگان و بستگان جانباختگان این واقعه دردناک فرامیخواند.

                                               مرگ بر سرمایه داری!

آزادی، برابری، حکومت کارگری!

حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست

چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۶ – چهارم مه ۲۰۱۷

 

 

 

سازمان فدائیان (اقلیت):جمهوری اسلامی،قاتل کارگران معدن زغال سنگ یورت در آذرشهر است

امروز چهارشنبه، ۱۳ اردیبهشت۹۵ در اثر وقوع انفجار در معدن زغال سنگ زمستان یورت در آذر شهر، ده ها کارگر مصدوم، ده ها نفر کشته و تعداد زیادی نیزدر تونل معدن  محبوس شده اند. معدن یورت در کمتر از صد کیلومتری آذر شهر در استان گلستان قرار دارد و حدود ۵۰۰ کارگر  در آن کار می کنند.

طول این تونل حدود  دو کیلومتر است و انفجار حاصل از انباشت گاز ، امکان دسترسی به محبوسین حادثه را بسیار محدود و احیانا غیر ممکن کرده است. خبرگزاری ایلنا به نقل از معاون بحران استانداری گلستان ، تعداد مفقودین را  تاکنون ۲۶ نفر و تعداد مصدومین این انفجار را ۴۰ نفر اعلام کرده است. این خبرگزاری همچنین به نقل از شاهدان عینی از خروج پیکر دو تن از زیر آوار معدن خبر داده است. ایلنا همچنین اعلام کرده است، حدود ۳۰ مصدوم در بیمارستان بستری شده اند که “همه آن ها دچار مشکل تنفسی هستند”. روزنامه ایران نیز به نقل از یک مقام مسئول محلی اعلام کرده است به دلیل شدت انفجار” تعدادی از کارگران محبوس در همان لحظه اولیه جان خود را از دست داده اند”. آخرین خبر به نقل از رمضان بهرامی رئیس خانه صنعت و معدن استان گلستان درگفتگو باخبرنگار تسنیم حاکی از آن است که ۲۱ جنازه دیگر ازمعدن خارج شده و تعداد مصدومین به ۶۹ نفر رسیده است.

بر اساس گفته های فیض الله کاکویی، کارفرمای این معدن، زمانی که موتور دیزل در این معدن از کار می افتد، کارگران توسط یک دستگاه باطری که از خارج تونل تهیه کرده بودند، قصد روشن کردن موتور دیزل کِشنده لوکوموتیو را داشتند که به محض برقراری اتصال، با جرقه ایجاد شده تونل منفجر می شود.

تنها به فاصله دو روز پس از جشن اول ماه مه،  روز پیکار و همبستگی جهانی کارگران، ده ها کارگر در معدن زغال سنگ یورت آذرشهر قربانی آزمندی سرمایه داران شدند. انفجار معدن زغال سنگ یورت، نه اولین انفجار و حادثه ناشی از کار در ایران است و نه آخرین آن خواهد بود. در حاکمیت سرمایه داری جمهوری اسلامی، هر روزه حوادث ناشی از کار اتفاق می افتد بی آنکه خواب سرمایه داران و دولت حامی آنها اندکی آشفته گردد. به دلیل سود پرستی سرمایه داران مفتخور و استثمارگر، هر ساله هزاران کارگر جان خود را از دست می دهند و تعداد بیشتری مصدوم ودچار نقص عضو ویا از کار افتاده می شوند.

جمهوری اسلامی از یک طرف با تحمیل فقر و گرسنگی، دستمزدهای ناچیز، قراردادهای موقت و ممانعت از تشکل یابی کارگران و از سوی دیگر با بازگذاشتن دست سرمایه داران و کارفرمایان در عدم رعایت اصول ایمنی، عدم آموزش مناسب و لازم کارگران، همراه با تحمیل ساعات زیاد کار و استثمار شدید آنان، همواره عامل اصلی اینگونه حوادث مرگ آفرین و باعث جانباختن هزاران کارگر بوده است. اگرچه در همه کشورهای سرمایه داری کم و بیش حوادث ناشی از کار اتفاق می افتد، اما در هر کشوری که کارگران فاقد تشکل های صنفی و طبقاتی واقعی  خود هستند، بی حقوقی، استثمار عریان و حوادث ناشی از کار نیز در آن کشورها بیشتر است. ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی نیز از جمله کشورهایی است که با تحمیل شرایط غیر انسانی  و شبه برده داری بر کارگران، ابتدائی ترین حقوق کار و ایمنی محیط کار رعایت نمی شود. طبقه سرمایه دار و دولت این طبقه ضمن استثمار شدید طبقه کارگر، هرساله هزاران کارگر را این چنین به محابا مصدوم می کند و یا به کام مرگ می فرستد.

لذا تردیدی نیست  که تا نظام سرمایه داری در ایران برقرار است و جمهوری اسلامی یکه تازی می کند، نه بهبودی در وضعیت شرایط کاری کارگران حاصل خواهد شد و نه امیدی به کاهش آمار حوادث ناشی از کار خواهد بود.

سازمان فدائیان (اقلیت) بی توجهی کارفرمای معدن زغال سنگ یورت آذرشهر در رعایت اصول ایمن سازی و دولت جمهوری اسلامی را مسبب اصلی جان باختن و مصدوم شدن کارگران می داند .

سازمان فدائیان (اقلیت) ضمن تسلیت جان باختن کارگران معدن زعال سنگ یورت آذرشهر به خانواده ها و عموم کارگران، تامین فوری نیازهای مادی و معیشتی خانواده های کارگران مصدوم و جان باخته را حق اولیه و قانونی آنان می داند و خواستارپرداخت خسارت و رسیدگی فوری از سوی دولت و کارفرما می باشد.

 

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالسیم

سازمان فدائیان (اقلیت)

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶

کار- نان – آزادی – حکومت شورایی