اعلامیه شورای نمایندگان احزاب ، سازمان ها و نهادهای چپ و کمونیست در حمایت از جعفرعظیم زاده و یارانش

 

13512052_143022102786187_2530173415562959218_n

بیدادگاه های رژیم ضدانقلابی جمهوری اسلامی، به معترضان جنبش کارگری و معلمان جان به لب رسیده و نمایندگان واقعی آنان چنگ و دندان نشان می دهد. ” قانون مجازات اسلامی” با روش سرکوب “قانونی” ،نمایش رسوایی را علیه فعالان و پیروان آگاه جنبش طبقه کارگر به راه انداخته است و با اتهام ها و پرونده سازی های سراپا دروغ از آنان انتقام می گیرد.”قانون سرکوبگر” به ابزار دست جنایتکاران حاکم تبدیل شده است.

جعفر عظیم زاده ،  هم اکنون در بند دژخیمان رژیم ، با یکی از طولانی ترین اعتصاب غذاهای اعتراضی در زندان های جمهوری اسلامی دست و پنجه نرم می کند.

“اتهامات” وارد بر جعفر عظیم زاده و سایر فعالین جنبش کارگری، کوس رسوایی دستگاه سرکوبگر و ضدبشری حاکمان و مجریان سرمایه داری ایران را به صدا در می آورد.واقع این است که رژیم جمهوری اسلامی در دور جدید سرکوب پس از “برجام” که رژیم با هدف تبلیغ حاکمیت فضای قبرستانی بر جنبش کارگری و خوشامد به سرمایه داری جهانی آن را با احکام شلاق بر تن رنجدیده کارگران معترض کلید زد، با مقاومت جعفر عظیم زاده و یارانش ، و گسترش این مقاومت و اعتراض در مقیاسی گسترده، تا همین جا پیروزی بزرگی برای جنبش کارگران و زحمتکشان می باشد.

جعفر عظیم زاده زندانی مدافع حقوق کارگران، از ظهر روز جمعه ۱۰ اردیبهشت ۹۵ اعتصاب غذای نامحدود خود را به همراه جمعی از زندانیان دیگر شروع و اعتصاب خودرا به شکل فردی همچنان ادامه داده است . آنها تصمیم خود به اعتصاب غذا را در نامه یی به رئیس زندان اینگونه بیان کردند:

” در اعتراض به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و تجمعات و اعتصابات کارگران و معلمان، دستمزدهای زیر خط فقر، ممنوعیت برگزاری مستقلانه و آزادانه روز جهانی کارگر و روز جهانی معلم، عدم شفافیت و عمل مؤثر سازمان جهانی کار در قبال نقض حقوق بنیادین کارگران و معلمان ایران و با خواست خارج کردن اتهام ”اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور “و دیگر اتهامات امنیتی از پرونده‌های مفتوح کارگران و معلمان معترض و برداشتن این‌گونه اتهامات جعلی و ساختگی از پرونده‌های خود و دیگر فعالان کارگری و معلمان زندانی از امروز دهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۵ از دریافت غذای زندان خودداری و دست به اعتصاب‌غذای نامحدود می‌زنیم”

ما به عنوان بخشی از نیروهای انقلابی چپ و کمونیست که هدف خود را سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی و جایگزینی آن توسط بدیل سوسیالیستی قرار داده ایم از بدو تاسیس تشکل مشترکمان اقدامات سرکوبگرانه رژیم جمهوری اسلامی علیه فعالین، تشکل ها و کارگران معترض و پیکارجوئ ایران را محکوم کرده و خواهان آزادی فوری و بی قیدو شرط همه فعالین کارگری و همه زندانیان عقیدتی و سیاسی و آزادی حق تشکل و اعتصاب شده ایم. ما حمایت قاطع مان را از اقدام جسورانه جعفر عظیم زاده در اعتراض به قوانین ضدکارگری رژیم جمهوری اسلامی اعلام کرده و به همراه همه تشکل هائی که در ایران و خارج از کشور در این راستا مبارزه می کنند در این پیکار همدل و همراه هستیم.

مااز رفیق گرامی جعفر عظیم زاده و یارانش درخواست می کنیم  برای حفظ تندرستی و تجدید قوای جسمی و روحی خود – که همه مبارزان  به ویژه مبارزه طولانی طبقه کارگر به آن نیاز دارند – اعتصاب غذای خودرا که تا هم اکنون با پژواک وسیع قرین پیروزی بوده، پایان دهند و انرژی مبارزاتی خود را همراه با همه فعالین متعهد و دلسوز جنبش کارگری در مسیر طولانی رهائی نهائی طبقه کارگر قرار دهند.

 

پاینده باد اتحاد پیروزمند کارگران و معلمان ایران

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

۲۶ ژوئن ۲۰۱۶ برابر با ۶ تیر ۱۳۹۵

http://shoora-namayandegan.org

 

شورای نمایندگان احزاب ، سازمان ها و نهادهای چپ وکمونیست

امضاءها به ترتیب حروف الفبا :

۱ – اتحاد چپ ایرانیان در خارج کشور

۲ –  اتحاد چپ سوسیالیستی ایرانیان

۳ – حزب کمونیست ایران

۴- سازمان اتحاد فدائیان کمونیست

۵ –  سازمان راه کارگر

۶ –  سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

۷ –  شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران- استکهلم

۸ – شورای فعالین سوسیالیست و آزادیخواه- هامبورگ

۹ –  کانون اندیشه کپنهاگ – دانمارک

۱۰ – کانون همبستگی با کارگران ایران- گوتنبرگ

۱۱ – کمیته حمایت از مبارزات جنبش کارگری ایران- دانمارک

۱۲ – کمیته حمایت از مبارزات کارگران ایران- فنلاند

۱۳ –  کمیته خارج کشور سازمان فدائیان(اقلیت)

۱۴ –  کمیته یادمان کشتار زندانیان سیاسی دهه۶٠در ایران – مونترال، کانادا

۱۵ –  نهاد همبستگی با جنبش کارگری ایران- غرب آلمان

۱۶ – هسته اقلیت

 

محمود صالحی:کارگران مردم آزاده و تشکل های کارگری

12108274_1653187074964610_9203654118383805901_n

به دنبال اعلام اعتصاب غذا  از سوی اسماعیل عبدی معلم زندانی و جعفر عظیم زاده کارگر زندانی در تاریخ ۱۰/۲/۹۵ هر چند اسماعیل عبدی بعد از مدتی با قرار وثیقه از زندان آزاد شد، اما جعفر عظیم زاده تا این تاریخ هنوز در اعتصاب غذا بسر می برد و به دلیل بی توجهی مسئولان مربوطه جان این انسان شریف و مقاوم در خطر جدی است.

با اعلام اعتصاب غذا از سوی جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی  رفته رفته پرده از چهره تعدادی از گرایشات  موجود در جامعه برداشته شده و حقیقت از میان ابرهای تیره و تار نمایان شد.

افرادی که در چند سال اخیر خود را بنام فعال کارگری و سیاسی به جامعه معرفی کرده بودند و داد و فریاد راه انداخته بودند که به کار جمعی و خرد جمعی اعتقاد دارند و طرفدار طبقه کارگر هستند. آهسته آهسته چهره واقعی اشان آشکار شد.  من گمان نمی کردم که حمایت ما در خصوص اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده که پرچمدار یک خواسته به حق و مشخص است ، ضرری برای این اشخاص که خود را با جنبش کارگری  تداعی می کردند، داشته باشد. اینک دیده می شود که حمایت از اعتصاب زندانیان سیاسی  و یا همراه  بودن با آنان، منافع تعدادی از این افراد را به خطر انداخته و قلم فرسایی کرده  و اعلام می نمایند که جعفر عظیم زاده رهبر و وارث ما نیست و….

بلی این درست است که جعفر عظیم زاده  و اسماعیل عبدی رهبر و وارث ما نیستند و همه ما نیز بر این امر واقفیم.واما سئوال من از شما ها این است. آیا خواسته های جعفر عظیم زاده  و اسماعیل عبدی هم خواست  شما نیست؟

اگر واقعا” خواست شما ها نیست اعلام کنید و رو به جامعه بگوید که خواست زندانیان اعتصابی غیر مشروع و هیچ ربطی به شما وهمفکرانتان ندراد و برخورد قوه قضائیه با کارگران و زندانیان سیاسی درست و مشروع است.

همه ما شاهد آن هستیم که ده ها نفر اززندانیان  سیاسی بعد از اتمام احکام تحمیلی از زندان آزاد نشده اند و پرونده جدید برایشان تشکیل شده است.صدها کارگرفقط بخاطر اعتراض به وضعیت کار و معیشت خود بازداشت و پرونده  امنیتی  برای آنان تشکیل داده و به زندان های سنگین محکوم و یا آنان را به جریمه نقدی و شلاق محکوم کرده اند.

همه ما می داینم که هر کارگری اقدام به تشکیل تشکل کارگری کند، در قدم اول او را از کار اخراج و مورد تعقیب نهادهای امنیتی کشور قرار می گیرد.

در این مورد صدها پرونده برای کارگران معترض در مراجع قضایی و امنیتی تشکیل شده ودارای پرونده مفتوح شده اند.

از همه مهمتر همه ی ما اطلاع داریم که آن دستمزدی که از سوی شورای عالی کار تدوین شده سه فقره زیر خط فقر است و در مقابل مسئولان دولتی حقوق های نجومی دریافت می کنند و…..

بلی آقایان انقلابی و آقایانی که به خرد جمعی اعتقاد دارید،  ولی در عمل ضد خرد جمعی هستید.  بالای سر شما ها و دوستانتان یک عده انسان فداکار  با مشت های آهنین ایستاده اند و اقدامات ضد کارگری شما ها را عقیم کرده اند. یعنی شما ها در طول ۵۱ روز اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده یک بار هم به فضای مجازی سرکی نکشیده اید؟ تعجب می کنم !!! چون شما ها مثل کرم فضای مجازی همیشه حضور دارید و امروز در برابر این واقعیت سکوت کرده اید.

ما ،خوب میدانیم شما از چه چیزی نگران هستید. شما عملا نمی توانید دوش به دوش این افراد فداکار وانقلابی قدم بردارید و به همین خاطر به مخالفت برخواسته اید.

واقعا” جای بسی تاسف است که این همه جرم و جنایت از دید شما ها پنهان است . ولی ….

در پایان باید عرض کنم که جعفر عظیم زاده رهبر من نیست، اما خواستی که جعفر عظیم زاده رو به جامعه سرمایه داری و مسئولان مربوطه اعلام کرده است، خواست من و همه  کارگرانی است که برای برابری مبارزه می کنند. بر همین اصل و با تمام  توان از خواست جعفر عظیم زاده  حمایت کرده و خواستار لغو اتهام امنیتی از پرونده کلیه کارگران و معلمان کشور هستم.

زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

محمود صالحی

۳۰/۳/۹۵

ابراهیم علی زاده:به ر نامه ی تایبه ت ۱۸٫۰۳٫۹۵  ئیسلاحات و ئینقلاب له کوبوونه وه ی حه وزه یه کی حیزبی دا (به شی یه که م )

لینک یوتوب

 

نجیبه صالح زاده با قرار وثیقه آزاد شد

13346918_298483623823858_3581210940503935369_nچند بار از سوی پلیس اماکن عمومی فرماندهی انتظامی شهرستان سقز
با شماره ۰۹۳۵۷۳۵۳۴۱۲ تماس گرفتند که صاحب شماره فوق ( نجبیه صالح زاده ) خود را به اماکن جهت تمیکل پرونده معرفی کند . نجیبه هم در جواب گفته بود “من نمی آیم تا حکم دادگاه نباشد”
روز یکشنبه مورخ ۵/۲/۹۵ ساعت ۳۰/ ۱۲ دقیقه ظهر دو نفر موتور سوار به درب خانه ما آمدند و از نجیبه درخواست کردند تا جهت تکمیل پرونده به اماکن تشریف بیاورد.
اما نجیبه صالح زاده اظهار می دارد که هر زمان از طرف قوه قضائیه احضاره برایم ارسال شود خواهم آمد.
روز شنبه مورخ ۱۱/۳/۹۵ ساعت یک ظهر احضاره به نجیبه صالح زاده ابلاغ شد.
متن احضاریه
از : پلیس اماکن عمومی فرماندهی انتظامی شهرستان سقز
به : سرکار خانم نجیبه صالح زاده
موضوع : احضاریه
سلام علیکم
با صلوات بر محمد و ال محمد ( ص) و عرض احترام در اجرای دستور مقام محترم قضایی بدینوسیله به جنابعالی ابلاغ می گردد. راس ساعت ۱۰ صبح مورخ ۱۲/۳/۹۵ جهت بررسی موضوع و تکمیل پرونده در این پلیس حضور به هم رسانید.
بدهی است عدم مراجعه در وقت مذکور مراتب ضمن اطلاع به مراجع قضایی نسبت به جلب اقدام خواهد گردید.
رئیس پلیس اماکن عمومی شهرستان سقز
نجبیه صالح زاده در وقت مقرر خود را به اماکن شهرستان سقز معرفی کرد و از سوی دو نفر از ماموران بازجوی شد.
اتهام نجیبه صالح زاده داشتن فیس بوک و مطالبی که در فیس بوک منتشر کرده بود از جمله مطلبی در حمایت از رضا شهابی.
ولی نجبیه صالح زاده اظهار کرد که فیس بوک ندارد و هیچ مطلبی نیز در فیس بوک منتشر نکرده است. اما بازجویان اسرار می کردند که با شماره همراه ۰۹۳۵۷۳۵۳۴۱۲ که سند آن بنام شما است این فیس بوک درست شده و پلیس فتا آن را پیگیری کرده اند.
روز پنجشنبه مورخ ۱۳/۳/۹۴ نجیبه صالح زاده را به دادگاه منتقل کردند و به دلیل عدم حضور قاضی دادگاه به امروز دوشنبه مورخ ۱۷/۳/۹۵ موکول شد.
ساعت ۲۰/۱۰ دقیقه صبح ۱۷/۳/۹۵ پرونده نجیبه صالح زاده را به دادیاری شعبه دوم دادگستری شهرستان سقز ارسال کردند.
تفهیم اتهام : توهین به مقدسات و توهین به رهبر جمهوری اسلامی .
نجبیه صالح زاده ضمن رد این اتهام اعلام کرد که من فیس بوک ندارم و این اتهام را نیز قبول ندارم.
قاضی پرونده از ایشان بازجوی می کند و چند مورد دیگر را نیز به او ابلاغ می کند. از جمله سفر به فرانسه بنابه دعوت سندیکا های فرانسه همراه محمود صالحی و مراجعه به دادگاه سقز در سال گذشته همراه همسر عثمان اسماعیلی و …
در واقع این اتهام هیچ ربطی به نجیبه صالح زاده ندارد و این یک پرونده سازی برای خانواده محمود صالحی است. چون نجبیه صالح زاده فیس بوک ندارد. بنابراین بازجوی و تشکیل پرونده برای نجبیه صالح زاده تنها به دلیل این است که همسر یک کارگر است و قاضی محترم پرونده در اظهارات خود به آن اشاره کرده بود که ” محمود صالحی چه ربطی به طبقه کارگر دارد و کسی در ایران پیدا نمی شود که از کارگر دفاع کند جز محمود صالحی و عثمان اسماعیلی و….” قاضی پرونده قرار بازداشت نجبیه را صادر می کند و اما ایشان را با وثیقه آزاد کرد..

حسن رحمان پناه:داعش در قفس می سوزاند ، جمهوری اسلامی شلاق می زند، اردوغان نسل کشی می کند

 

بنا به گزارشات منتشر شدە ،روز دوشنبه ١٧ خردادماه، برابر با ۶ ژوئن، گروه جنایتکار و ضد انسان دولت اسلامی عراق و شام، موسوم به “داعش” ١٩ دختر ایزدی را کە در جریان اشغال منطقە “شنگال” در تابستان ٢٠١۴ به اسارت گرفتە بود، به صورت زنده در شهر موصل واقع در شمال عراق در قفس های آهنین به آتش کشید.
گروە جنایتکار داعش با قرار دادن قفس آهنی در یکی از میدان های شهر موصل، ۱۹ دختر کرد و از اقلیت ایزدی را کە در آن قرار داده بود، به آتش کشید و در نتیجه آن، همه این افراد سوخته و جان خود را در میان شعلەهای آتش از دست دادند. درجریان یورش وحشیانه گروە تروریستی داعش به مناطق ایزدی نشین “شنگال” در تابستان ٢٠١۴ جنایت های بسیار هولناکی علیه این مردم انجام گرفت و جدا از کشتار وحشیانه و نسل کشی ایزدیها ، صدها تن از زنان و دختران این منطقە توسط مذهبیون “داعش” مطابق ایاتی از قرآن مورد باور آنان، به آسارت گرفتە شدە و سپس در بازار بردەها در مناطق تحت کنترل آنان در عراق یا سوریە به فروش رفتە یا به صورت “جاریە” و بە عنوان تصرفات جنگی در اختیار مردان جنایتکار این گروە قرار گرفتە و مورد سوء استفادە جنسی آنان قرار گرفتند.
همزمان با جنایت سوزاندن زنان و دختران ایزدی در موصل توسط خلافت اسلامی ، در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی کە داعش از آنان جنایت و توحش را به ارث برد، درست در روز دوشنبه ١٧ خردادماه ٩ تن از کارگران “سنگ آهن بافق” در رابطه با اعتراضات سال ١٣٩٣ حکم شلاق و جریمە نقدی از سرکوبگران داعش صفت اسلامی در استان یزد دریافت کردند. آخوندهای قاضی شدە در حکومت سرمایەداری ولایت فقیە “جرم” کارگران را “اخلال در تولید” اعلام کردەاند. اخلال در تولید سرمایەداران، چیزی جز حق طلبی کارگران و مبارزە برای تحقق و بدست آوردن مطالبات صنفی، سیاسی ، طبقاتی و انسانی آنان نیست. این حکم ضدانسانی در شرایطی صادر شد که اجرای حکم شلاق کارگران معدن “آق دره” در استان آذربایجان غربی موجی از اعتراضات داخلی و بین المللی علیه رژیم اسلامی و قوانین ارتجاعی و ضد انسانی آنرا به همراه داشت.
در کشور ترکیە ، همسایە و همجوار ایران و سوریە، “سلطان” اوردغان ، پدرخواندە داعش ، دیکتاتور قصی القب و خون آشام ، در برابر چشمان نظارەگر قدرتهای امپریالیست جهانی و مدافعین دروغین “حقوق بشر”به کشتار و نسل کشی مردم ستمدیدە کرد و ویران کردن خانه و کاشانه آنان کە از چند ماه قبل آغاز کردە است ، کماکان آدامه می دهد.
سە جنایت صورت گرفتە در عراق ، ایران و ترکیە ، اگرچە، نوع ، شیوە ، وسعت و تآثیرات آن یکسان نیست ، اما نگرش ، ایدئولوژی ، سیاست و نوع حکومت خالق و مجری جنایات صورت گرفتە، یکسان هستند. هر سە دولت اسلامی حاکم بر ایران ، ترکیە و داعش از افکار و نگرش اسلامی ، بنیادگرا و ضد انسان تغذیە و سیاست آنها از یک ریشە مذهبی تولید و بازتولید می شود. آنان از یک سیستم و جهانبینی هستند و در خدمت به نظام طبقاتی و ضدانسان سرمایە سالار می باشند کە ضدیت با انسان و خواست و مطالبات برابری طلبانه و رهایی بخش آن در مرکز ضدیت آنان است. .آنها زادە نظم نوین امپریالیستی در دل جنگ سرد ، جنگ اول و دوم خلیج و اشغال عراق در سال ٢٠٠٣ و حمایت از اسلام و بنیادگرایی مذهبی در برابر چپ و کمونیسم در خاورمیانه هستند.
مبارزە با حاکمان اسلامی و مدافعان وضع موجود در ایران ، ترکیە و “داعش” در سوریە و عراق ، به همکاری، همبستگی ، اگاهی و فداکاری همە انسانها و نیروهای مترقی و پیشرو، طبقە کارگر و ستمکش و کمونیستهای راستین و دخالتگر ،در ضدیت با این دولت ها و جریانات ارتجاعی با اهداف سوسیالیستی و برابری طلبانه در کل