درخواست عفو بین الملل از ایران: فعالان کارگری زندانی را آزاد کنید و به حقوق کارگران احترام بگذارید

سازمان عفو بین الملل روز یکشنبه در بیانیه ای هشدار داد در آستانه ی روز جهانی کارگر در روز ۱ ماه می، چندین فعال کارگری در زندان هستند و برای بسیاری دیگر به خاطر فعالیت های مسالمت آمیز صنفی  احکام زندان تا ۱۰ سال صادر شده است .

عفو بین الملل یک بار دیگر از مقامات ایران خواست تا کسانی که به خاطر فعالیت های مسالمت آمیز کارگری زندانی شده اند را فورا و بدون قید شرط آزاد و حکمهای سنگین زندان که به دلائل مشابه برای فعالان دیگر صادر شده را لغو کنند. این سازمان همچنین از مقامات خواست به ممنوعیت و سرکوب اتحادیه های مستقل کارگری پایان دهند و بگذارند کارگران گردهمایی های مسالمت آمیز از جمله در روز جهانی کارگر برگزار کنند و از حق تشکیل و عضویت در اتحادیه های مستقل کارگری استفاده کنند تا در جهت بهبود معیشت خویش که به گفته کارگران بیش از پیش سخت و فقرزده شده قدم بردارند.  

فعالان کارگری که در حال حاضر به خاطر فعالیتهای مسالمت آمیز زندانی اند عبارتند از اسماعیل عبدی معلم ریاضی و عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران) که در حال گذراندن حکم شش سال زندان است و بهنام ابراهیم زاده عضو کمیته ی پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری که نزدیک به ۷ سال است در زندان به سر میبرد و با دو پرونده جداگانه مجموعا به ۱۳ سال زندان محکوم شده است. اسماعیل عبدی با انتشار نامه ایی در تاریخ ۲ اردیبهشت اعلام کرد از روز ۱۰ اردیبهشت در همبستگی با تمام معلمان و کارگران و در اعتراض به عدم استقلال قوه ی قضاییه و صدور احکام امنیتی برای فعالان تشکل های صنفی معلمان و کارگران دست به اعتصاب غذا خواهد زد.

از دیگر فعالان کارگری که با خطر زندانی شدن روبه رو هستند عبارتند از: محمود بهشتی لنگرودی، محمدرضا نیکنژاد و مهدی بهلولی، سه عضو سابق یا فعلی هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران)، محمود صالحی، عضو کمیته ی پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری، داوود رضوی، ابراهیم مددی و رضا شهابی، سه نفر از اعضای سندیکای شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه و جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد، دو تن از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران.

تمامی این افراد پس از محاکمه های به شدت ناعادلانه در دادگاههای انقلاب با اتهاماتی بی اساسی مانند «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام»، «اخلال در نظم عمومی» و «تشکیل گروه با هدف بر هم زدن امنیت کشور» به زندانهای طولانی مدت ۵ تا ۱۱ سال محکوم شده اند. در حال حاضر بیشتر آنها با قرار وثیقه آزاد و منتظر نتیجه رسیدگی دادگاه تجدیدنظر هستند. رضا شهابی که از مهر ماه سال ۱۳۹۳ پس از گذراندن چهار سال زندان به مرخصی درمانی آمده بود اخیرا به زندان فراخوانده شده است.

دادنامه های صادره علیه این فعالان به روشنی نشان میدهد که تا چه اندازه فعالیتهای مسالمیت آمیز کارگری به عنوان سند «اقدام علیه امنیت ملی» در دادگاهها مورد استفاده قرار میگیرد. فعالیتهایی که در دادنامه ها مشخصا از آن اسم آورده شده عبارتند از برگزاری تجمعات مسالمتآمیز از جمله در روز جهانی کارگر، شرکت در تظاهرات صلحآمیز علیه دستمزدهای پایین، انتشار عکسهای تظاهرات کارگری در اینترنت، دریافت دعوتنامه برای شرکت در جلسات بین المللی اتحادیه های کارگری، امضای بیانیه در حمایت از اتحادیه های کارگری و جمع آوری امضا برای درخواست افزایش حداقل دستمزد

سرکوب تجمعات روز جهانی کارگر.

به گفته عفو بین الملل به نظر میرسد مقامات ایران قرار است امسال نیز مطابق رویه سالهای گذشته حق برگزاری تجمعات مسالمت آمیز به مناسبت روز جهانی کارگر را زیر پا بگذارند. اتحادیه آزاد کارگران ایران گزارش داده است که در آستانه روز جهانی کارگر ماموران اطلاعاتی چند تن از فعالان اتحادیه های کارگری از جمله علی نجاتی عضو هیات مدیره سندیکایکارگرات نیشکر هفت تپه در دزفول و شیث امانی عضو هیات مدیر اتحادیه آزاد کارگران ایران در سنندج  را برای بازجویی احضار کردند و آنان را از برگزاری تجمع در این روز برحذر داشته اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا سال گذشته نیروهای امنیتی مانع از برگزاری تجمعات روز جهانی کارگر شدند و دست کم ۱۲ تن از فعالان اتحادیه های کارگری را در شهرهای مختلف بازداشت و ۴ تن دیگر را برای بازجویی احضار کردند.

در دادنامه هایی که مورد مطالعه عفو بین الملل قرار گرفته شرکت در تجعات روز جهانی کارگر به طور دائم به عنوان مصداق «تبلیغ علیه نظام» یا دیگر جرائم امنیت ملی آمده است. در برخی موارد مانند پرونده کارگر ساختمانی عثمان اسماعیلی این فعالیت اصلیترین مبنای محکومیت بوده است. شعبه یک دادگاه انقلاب سقز در کردستان عثمان اسماعیلی را در اکتبر ۲۰۱۵ به یک سال زندان محکوم کرد. او در حال حاضر در انتظار نتیجه جلسه رسیدگی دادگاه تجدید نظر است که در مارس ۲۰۱۷ برگزار شد.

در آستانه تجمعات برنامه ریزی شده برای روز جهانی کارگر، عفو بین الملل از مقامات ایران میخواهد به حق آزادی تجمعات مسالمت آمیز احترام گذاشته و اقدامات سرکوبگرانه برای ممانعت از برگزاری تجمعات مسالمت آمیز را پایان دهند.

پیشینه

مقامات ایران با جرم انگاشتن فعالیتهای مسالمتآمیز کارگری و ایجاد ممنوعیت برای تشکیلاتحادیههای کارگری مستقل تعهدات حقوق بشری ایران تحت قوانین بینالمللی را به طور فاحش نقض میکنند. میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران هر دوی آنها را امضا کرده مقامات ایران را متعهد میکند که به آزادی بیان، اجتماعات و گردهمایی و همچنین حق تشکیل و پیوستن به اتحادیه منتخب خود احترام گذاشته و از آن محافظت کنند. فعالان کارگری همچنین تحت حمایت اعلامیه مدافعان حقوق بشر قرار میگیرند که بر وظیفه دولتها در رعایت حق دفاع از حقوق بشر و محافظت از مدافعان حقوق بشر در برابر آزار و اذیت، دستگیری و بازداشت خودسرانه، شکنجه و دیگر بدرفتاریها تاکید می کند. حق دفاع از حقوق بشر شامل حق دفاع از فعالیت اتحادیه های کارگری مستقل می شود.

حقوق کارگر جزء حقوق بشر است. عفو بین الملل ضمن همبستگی با فعالان اتحادیههای کارگری در ایران، برای تحقق حق تشکیل اتحادیه های کارگری مستقل کنار آنها میایستد و از تلاش آنها برای رسیدن به روزی که تمام افراد در ایران از حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود، از جمله برخورداری از شرایط مطلوب و منصفانه کار، امنیت اجتماعی و استانداردهای مناسب زندگی برای خود و خانواده شامل دسترسی به خوراک، پوشاک، مسکن، آموزش و مراقبت های پزشکی مناسب بهرهمند شوند، حمایت میکند.

 

AMNESTY INTERNATIONAL
PUBLIC STATEMENT

۳۰ APRIL 2017

AI Index Number: MDE 13/6147/2017

Iran: Release imprisoned trade unionists and uphold workers’ rights

Several trade unionists in Iran languish in prison while many others face prison sentences of up to a decade solely for their peaceful trade union activities, Amnesty International said today, on the eve of International Worker’s Day on 1 May.

The organization renews its calls on the Iranian authorities to immediately and unconditionally release those imprisoned for their peaceful trade union work, and quash the harsh prison sentences that have been handed down to others for similar reasons. The authorities must lift their repressive and unlawful ban on independent trade unions, and allow workers to hold peaceful gatherings, including on International Workers’ Day, and to exercise their right to form and join independent trade unions to improve their living situations, which they describe as increasingly dire and poverty-stricken.

Trade unionists currently jailed in Iran for their peaceful activism include Esmail Abdi, a mathematics teacher and a member of the board of directors at the Teachers’ Trade Association of Tehran (ITTA-Tehran), who is serving a six-year prison sentence; and Behnam Ebrahimzadeh, a member of the Committee to Pursue the Establishment of Workers’ Organizations, who has spent nearly seven years in prison, serving two separate prison terms totalling almost 13 years. On 22 April 2017, Esmail Abdi announced that he would launch a hunger strike on the eve of International Workers’ Day “in solidarity with all teachers and workers, and in protest at the lack of independence of the judiciary, which is issuing national-security convictions against individuals who are active with workers’ and teachers’ trade associations.”

The prospect of imprisonment looms over several other trade unionists, including three other current or former members of the board of directors at the Teachers’ Trade Association of Tehran, Mahmoud Beheshti Langroodi, Mohammad Reza Niknejad, and Mehdi Bohlooli; a member of the Committee to Pursue the Establishment of Workers’, Mahmoud Salehi; three members of the Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company, Davoud Razavi, Ebrahim Madadi, andReza Shahabi; and two members of the Free Union of Workers of Iran, Jafar Azimzadeh and Shapour Ehsanirad.

These men have all been sentenced to harsh prison terms ranging from five to 11 years, after grossly unfair trials before Revolutionary Courts on trumped-up national security charges such as “gathering and colluding to commit crimes against national security”, “spreading propaganda against the system”, “disrupting public order” and “forming a group with the purpose of disturbing national security”. Most are free on bail pending the outcome of their appeals; Reza Shahabi was granted medical leave in October 2014 after spending four years in prison but has recently been summoned back to prison. The men’s court verdicts blatantly reveal the extent to which Iran’s courts cite peaceful trade union activities as “evidence” of “acts against national security” and “anti-revolutionary propaganda”. These activities include: organizing peaceful gatherings, including on International Worker’s Day; attending peaceful protests against poor wages and publishing their photographs on-line; receiving invitations to attend international meetings of trade unions; signing statements in support of trade union rights; and launching petitions to seek a rise in the national minimum wage.

REPRESSION OF INTERNATIONAL WORKERS’ DAY GATHERINGS

International Workers’ Day this year appears already to be following a common pattern whereby the Iranian authorities deny workers the right to peaceful assembly.

The Free Union of Workers of Iran has reported that several trade union activists, including Ali Nejati, a member of the board of directors of the Haft Tapeh Sugar Cane Company Trade Union in Dezfoul, Khuzestan Province, and Sheys Amani, a member of the board of directors of the Free Union of Workers of Iran in Sanandaj, Kurdistan Province, have been summoned by intelligence officials for interrogation ahead of 1 May and were warned against organizing gatherings.  

In 2016, the Human Rights Activists News Agency, an independent human rights organization, reported that security forces supressed May Day gatherings across the country, detaining at least 12 trade union activists from different cities and summoning another four for interrogations.

In the court verdicts of trade unionists reviewed by Amnesty International, participation in International Workers’ Day gatherings is consistently cited as “evidence” of “spreading propaganda against the system” or other national-security related offences. Sometimes, as in the case of construction worker Osman Esmailee, this appears to be the main activity for which a prison sentence was handed down. Branch One of the Revolutionary Court in Saqqez, Kurdistan Province, sentenced him to a one-year prison sentence in October 2015. He is currently at liberty pending the outcome of his appeal hearing, which took place in March 2017.

On the eve of planned May Day demonstrations, Amnesty International urges the Iranian authorities to respect the right to peaceful assembly and end all repressive measures aimed at prohibiting peaceful gatherings.

BACKGROUND

By criminalizing peaceful trade union activities and banning the formation of independent trade unions, the Iranian authorities are flagrantly violating their human rights obligations under international law. The International Covenant on Economic, Social and Cultural Rights (ICESCR) and the International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR), both of which Iran has ratified, impose an obligation on the Iranian authorities to respect and protect the rights to freedoms of expression, association and peaceful assembly, as well as the right to form and join trade unions of one’s choice. Trade unionists are also protected under the UN Declaration on Human Rights Defenders, which highlights the obligation on states to respect the right to defend human rights, which includes trade union rights, and protect human rights defenders from harassment, arbitrary arrest and detention, torture and other ill-treatment.

Iran’s Labour Code permits worker representation only through an Islamic Labour Council (ILC) or a trade association (also known as a Guild Society). Under the existing legal framework, an ILC and a trade association cannot exist at the same enterprise. In practice, ILCs receive more support from the government, which has resulted in an organizational monopoly in their favour.

The primary purpose of ILCs, as set out in Iranian legislation, is to support the Islamic Republic system rather than trade union rights. Section 130 of the Labour Code states that the establishment of Islamic societies is “to propagate and disseminate Islamic culture and to defend the achievements of the Islamic revolution.” Furthermore, candidates standing for election to ILC boards face discriminatory screening procedures, including the need to demonstrate their Islamic belief and “practical allegiance” to Islam, and show that they are faithful to the rule of the Supreme Leader (velayat-e faqih.

Trade associations are not independent either and must obtain state approval to function. The Ministry of Labour and Social Affairs is mandated to inspect the election of trade association officials. Trade associations are required to inform the Ministry of general assemblies at least 15 days before they take place. Ministry officials are entitled to observe, interfere with and disrupt such meetings, and issue measures of suspension and dissolution.

Despite undue restrictions on the right to freedom of association and a ban on independent trade unions, many workers in Iran have courageously formed such unions as well as workers’ support organizations in order to protest against unpaid wages, precarious work conditions, staggering inflation and poor living conditions.

Workers’ rights are human rights. Amnesty International stands in solidarity with trade unionists in Iran as they strive to ensure their right to establish independent trade unions and bring about a day where all persons in the country are able to enjoy their economic, social and cultural rights, including the right to just and favourable conditions of employment, social security, and an adequate standard of living for oneself and one’s family, including access to adequate food, clothing, housing, education and quality health services.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران:گزارشی از مبارزه و اعتراضات کارگری در سال ۱۹۹۵

 

مقدمه: انچه که در زیر می خوانید سومین گزارش سالیانه ما از مبارزه و اعتراضات کارگری در ایران است. پیش از این، گزارش های مربوط به سال های ۹۳ و ۹۴ را منتشر کردیم که مورد استقبال فعالین و تشکلات کارگری و علاقه مندان به مسایل کارگری قرار گرفت.  این گزارش نیز مانند گزارش های پیشین، بطور موجز بوده و مبتنی است بر اخبار، اطلاعات و گزارش هایی که در طول سال منتشر شده است و یا به دست ما رسیده است. بنابراین با در نظر گرفتن سانسور خبری و تلاش رژیم جمهوری اسلامی  برای سرپوش گذاشتن بر واقعیت ها (۱) گزارش امسال نیز  بدون تردید، گزارشی کامل و در بر گیرنده همه جنبه ها و تمام مبارزات کارگری در طول سال گذشته نیست؛ بلکه کوششی است برای  پرتو انداختن و بازنمایی خطوط کلی آنچه که در سال پیش در عرصه کار و مبارزه  کارگری به وقوع  پیوست و خبرش انتشار یافت. به بیان دیگر،  این گزارش کوششی است برای  ارائه  تصویر کلی از مبارزات و اعتراضات کارگری، علت های آن و خواسته هایی که کارگران برای تحقق آنها  به اشکال و شیوه های مختلف مبارزه کردند.  سعی کرده ایم که از پرداختن به جزئیات و نیز تحلیل مسایل تا آنجا که که ممکن بوده  پرهیز کنیم و اساسا به آمارها و ارقام ها استناد نماییم.

 

می دانیم که استفاده از ارقام و آمار در توضیح  مبارزه و حرکتهای اعتراضی کارگری آنهم در شرایطی که کارگران با رژیمی استبدادی و به شدت سرکوب گر مواجه هستند و درهر گام خود در این مسیر، با چماق سرکوب، شلاق، زندان و تهدید روبرو می شوند،  این محدودیت را دارد که واقعیتی زنده در قالب خشک و بی روح بیان می شود؛ قالبی که در آن، درد و رنج، شور، خشم، شجاعت، احساس همبستگی و هم سرنوشتی و یاس های ناشی از شکست و شادی ها و احساس غرور در هنگام پیروزی –  که بخش جدایی ناپذیر مبارزات کارگری است- ، بازتاب نمی یابند.  با این وجود، گزینش روش آماری و استناد به ارقام این برتری را دارد که  امکان می دهد تا  موضوع را به فشرده ترین شکل بیان نمود و تصویر کلی از واقعیت را در برابر خواننده قرار داد.

هدف ما از این  گزارش نیز همچون گذشته، تنها بازگو کردن آنچه که در سال پیش در عرصه کارگری روی داده نیست، بلکه ادای سهم در باز نمایی موقعییت و مبارزات کارگری در ایران است. با این امید که کمک کوچکی  باشد به همه تشکلات و فعالین کارگری و کارگران مبارزی که برای  تغییر شرایط موجود و راه تحقق خواسته های کارگران تلاش و مبارزه می کنند.

 

گسترش وشدت یابی اعتراضات کارگری درسال ۱۳۹۵

 

تعداد اعتراضات کارگری در سال ۱۳۹۵  نسبت به سال ۹۴ و همچنین نسبت به سال ۹۳ بطور چشم گیری افزایش یافت. در طول این  سال، کارگران در ۶۵۳ مرکز تولیدی و خدماتی به اشکال مختلف برای کسب مطالبات خود دست به اعتراض زدند. این رقم نسبت به سال ۹۴ که شاهد اعتراض کارگران در ۵۱۵ واحد بودیم نشان دهنده افزایش حدود  ۲۷ درصدی اعتراضات کارگری است.

با توجه به این که در بعضی از مراکز تولیدی و خدماتی کارگران بیش از یک بار بطور دستجمعی دست به اعتراض زدند، بنابراین  تعداد اعتراضات کارگری بیش از تعداد مراکزی است که در بالا به آن اشاره شد. در مجموع طی سال گذشته ۱۲۶۴ مورد اعتراض های کارگری یعنی بطور متوسط هر روز بیش از ۳ اعتراض کارگری  به وقوع پیوست. اعتراض ها در طول سال، روندی صعودی داشت و در سه ماه پایانی بطور چشم گیری افزایش یافت:

 

– سه ماهه اول سال (بهار) ۲۶۸ مورد: ( فرردین؛ ۶۲ مورد،اردیبهشت؛۱۰۰ مورد وخرداد؛ ۱۰۶ مورد )

– سه ماهه دوم سال (تابستان):۲۹۴مورد: تیر:۸۲؛مرداد ؛ ۱۰۸ وشهریور؛ ۱۰۴)

– سه ماهه سوم سال (پائیز):۲۹۹ مورد  (مهر۱۰۱؛ آبان؛۱۰۳ و آذر؛ ۹۵)

-سه ماهه سوم سال(زمستان):  ۴۰۳ مورد:(دی:۱۳؛،بهمن۱۲۳؛واسفند؛۱۴۶)

 

افزون بر افزایش تعداد حرکتهای اعتراضی کارگری، این اعتراضات نسبت به سال ۹۴ با در نظر گرفتن شیوه هایی که کارگران برای رسیدن به خواسته های خود به کار بستند نشان دهنده شدت یابی باز هم بیشتر اعتراضات بود. به این گونه که کارگران در موارد زیادی، راه ورود وخروج به محل کار را مسدود کردند، با تجمع درخیابان و جاده، مانع تردد وسایل نقلیه شدند و یا محل کار را به اشغال خود در آوردند که  در پاره ای موارد با تنش و درگیری فیزیکی همراه بود.  بطور کلی در سال گذشته  ۳۲ مورد از این گونه اعتراضات به وقوع پیوست که درمقایسه با سال ۹۴ که ۱۳ مورد بود  افزایش ۱۴۶ درصدی را نشان می دهد.

 

علاوه بر این، پیوستن خانواده ها به اعتراضات کارگران و همچنین گسترش مبارزه به سطح شهر و تلاش کارگران برای جلب توجه مردم و کسب حمایت آنان که پدیده جدیدی در جنبش کارگری طی سالهای اخیر است، در سال گذشته رشد چشم گیری داشت.  بطوری که در این سال در ۱۹ مرکز تولیدی و خدماتی، در پی اعتراض های کارگری، خانواده ها به کارگران معترض پیوستند. این رقم نسبت به سال ۹۴ که ۱۳ مورد بود حاکی از افزایش ۴۶ درصدی است. و به همین گونه کارگران معترض  ۱۸ مرکز تولیدی، در مراکز شهری دست به تجمع زدند و یا راه پیمایی کردند که نسبت به ۵ مورد در سال ۹۴ نشان دهنده افزایش ۲۶۰ در صدی است. در دو مورد از این گونه اعتراضات ، در بافق و پارس جنوبی، کسبه محل بطور مشخص به عدم پرداخت دستمزد کارگران اعتراض کردند، از جمله به این دلیل که عدم پرداخت دستمزد کارگرانی که مشتریان آنها هستند بطورمستقیم بر کسب و کار صاحبان مغازه ها تاثیر  گذاشته و باعث کاهش در آمد آنها خواهد شد.

 

اشکال اعتراضات کارگری

۱-اعتصاب و تجمع: همانند سال ۹۴  رایج ترین شکل اعتراض ها ی کارگری، اعتصاب و برپایی تجمع بود. بطوری که نزدیک به ۹۰ درصد اعتراض ها به این شکل بروز یافت و نسبت به سال ۹۴  رشد ۴ درصدی داشت. نکته بسیار مهم در این رابطه این است که حدود ۱۰ درصد از اعتصاب ها و تجمع ها با مسدود کردن راه ورود وخروج به محل کار، بستن راه تردد وسایل نقلیه، واشغال محل کار که با  تنش و درگیری فیزیکی همراه بود.

۲-  نوشتن نامه، تهیه طومار و استفاده از رسانه ها: حدود ۱۰ درصد از اعتراض های کارگری به این شیوه انجام گرفت که نسبت به سال ۹۴ دو برابر رشد داشته است.

۳- تحریم غذای محل کار: درحدود ۱ درصد اعترض ها را شامل می شد و در سطح سال ۹۴ باقی ماند.

 

علل اعتراضات      

۱- اعتراض به عدم پرداخت بموقع دستمزدها و مزایا (حق بیمه، حق سنوات، حق عائله مندی، حق مسکن، عیدی، پاداش ،حق اضافه کاری، حق ایاب وذهاب وغیره):

کارگران در ۶۰۴ مرکز تولیدی وخدماتی با معضل پراخت نشدن دستمزد و مزایا روبرو بودند که  نسبت به  ۵۱۳ مورد در سال ۹۴  افزایش۷/۱۷درصدی را نشان می دهد. درهمین ارتباط، کارگران در ۳۵۶ مرکز تولیدی و خدماتی دست به اعتراض زدند که نسبت  به ۲۵۹ مورد درسال۹۴ رشد ۴/۳۷درصدی رانشان می دهد.

۲-  اعتراض به قراردادهای موقت، نداشتن امنیت شغلی، عدم تبدیل وضعیت و تبعیض درپرداخت حقوق وعدم همسان سازی حقوق:

کارگران در  ۱۰۲ مرکز به همین دلیل  دست به اعتراض زدند که نسبت به  ۵۹ مرکز درسال ۹۴  نشان دهنده رشد ۸/۷۲ درصدی است.

۳- اعتراض به اخراج ازکار در واحدهای دایر:

کارگران در ۲۲۷ مرکز با این مشکل روبرو بودند  که درمقایسه با ۱۵۰ مرکز درسال ۹۴ رشد  حدود ۵۱ درصدی را نشان می دهد. درهمین رابطه شاهد اعتراضات کارگران در  ۵۲  مرکز بودیم که نسبت به  ۴۷ مورد در سال ۹۴ افزایش ۶/۱۰درصدی را نشان می دهد.

۴ – اعتراض به تعطیلی مرکز و بیکارشدن، و تقاضای بازگشت بکار:

در سال گذشته در ۱۶۴ مرکز، کارگران با این مشکل مواجه شدند که درمقایسه با سال۹۴ که ۱۷۳ مورد بود نشان از کاهش ۲/۵ درصدی دارد.

اما در همین رابظه کارگران در ۴۲ مرکز دست به اعتراض زدند که به نسبت به ۳۶مورد درسال  ۹۴ نشان از افزایش۶/۱۶درصدی داشت.

۵-  اعتراض به سطح پایین دستمزد و خواست افزایش دستمزدها:

در۳۸ مرکز، کارگران نسبت به سطح پایین دستمزد و برای افزایش دستمزدها دست به اعتراض زدند که درمقایسه با ۲۸مورد در سال ۹۴ نشان دهنده رشد۷/ ۳۵ درصدی است.

۶- اعتراض به خصوصی سازی ها

کارگران در ۱۷ مرکز نسبت به خصوصی سازی ها اعتراض کردند که در مقایسه با سال پیش از آن  که  ۱۳ مورد بود، افزایش۷/۳۰درصدی را نشان می دهد.

۷- اعتراض به تشکل های به اصطلاح کارگری و وابسته به دولت در سه  مورد که به نسبت شش مورد سال ماقبل، کاهش ۵۰ درصدی را نشان می دهد.

۸ – اعتراض به شرایط کاری؛ که شامل ۲۰ مرکز می شد.

۹ – اعتراض در پیوند با مسئله مسکن : در۲۷ مرکز تولیدی وخدماتی شاهد اعتراض کارگران در ارتباط با  این مسئله بودیم.

۱۰-  حمایت از همکاران معترض بازداشتی واخراجی؛  ۷ مورد،

۱۱ – اعتراضات متفرقه؛ ۱۳مورد.

دسته ای دیگرازاعتراضات و اقدامات  کارگری

الف:اعتراض به لایحه اصلاح قانون کار احمدی نژاد – روحانی

در سال ۹۵ دولت روحانی لایحه اصلاح قانون کار را که توسط دولت احمدی نژاد تهیه و تدوین شده بود، مجددا برای تصویب به مجلس شورای اسلامی رژیم فرستاد. این لایحه که هدف اش ایجاد  تغییراتی در قانون کار به زیان بازهم بیشتر کارگران است، از سوی فعالین، تشکلات مستقل کارگری  و بخشی از کارگران مورد اعتراض قرار گرفت. در نتیجه این اعتراضات، کمیسیون اجتماعی مجلس، آن را بطورجدی در دستور بحث نگذاشت و لایحه فوق را تصویب نکرد و تصمیم گیری در این مورد را به نشست عمومی مجلس واگذار کرد. با این حال دولت هنوز این لایحه را باز پس نگرفته و موضوع عملا مسکوت مانده است.  در زیر چند مورد از اعتراضات به این لایحه را بر می شمریم:

– تجمع اعتراضی  در برابر مجلس  در ۲۷ مهر؛ این تجمع توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران فرا خوان داده شده بود.

– تجمع در مقابل مجلس در ۲۵ آبان، در این تجمع، که سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه آن را فراخوانده بود، نهادها وفعالین کارگری مستقل و جمعی از کارگران، بازنشستگان، معلمان ودانشجویان شرکت کردند. این تجمع نمونه موفقی از نتیجه هماهنگی وهمکاری  میان تشکل ها، نهادهای مستقل کارگری وفعالین اجتماعی دیگر بود. (۲)

– طومار اعتراضی بیش از۲۰۰۰کارگر معدن چادرملو نسبت به لایحه اصلاح قانون کار احمدی نژاد – روحانی.

– طوماراعتراضی کارگران بیمارستان صدر(به آفرین) نسبت به لایحه اصلاح قانون کار.

– اعتراض جمعی از کارگران صنایع خودروسازی نسبت به لایحه اصلاح قانون کار

–  اعتراض جمعی از کارگران بیکار شده فولاد زاگرس با شعار لایحه اصلاح قانون کار برگردانده شود/ کارگران حال و روز خوشی ندارند

– طومار اعتراضی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه نسبت به تغییرقانون کار.

ب:اعتراض در رابطه با تعیین حداقل دستمزد سال۱۳۹۶

شورای عالی کار در پایان ماه اسفند با افزایش ۱۴ درصدی، میزان حداقل دستمزد برای سال ۱۳۹۶  را ۹۳۰ هزار تومان تعیین کرد. این رقم بنا بر آمار های رسمی چند برابر پایین تراز سبد معیشتی  یک خانواده متوسط شهری است. در دو مورد نسبت  به حداقل  دستمزد تعیین شده توسط شورای عالی کار اعتراض شد:

-تجمع سوم اسفندماه  مقابل مجلس به دعوت اتحادیه آزاد کارگران ایران در اعتراض به حداقل دستمزد تعیین شده،

– کارگران شرکت واحد با امضای طوماری اعلام کردند در برابر تعیین دستمزد ناعادلانه سکوت نخواهند کرد.

ج تلاش برای برگزاری مراسم اول ماه مه، روز جهانی کارگر در سال ۱۳۹۵:

– ممانعت پلیس امنیت از حضورفعالین مستقل کارگری در مراسم فرمایشی خانه کارگر در تهران،

– جلوگیری از تجمع فعالین کارگری در شهر سنندج مقابل خانه کارگر و بازداشت تعدادی از فعالین کارگری،

– برگزاری گل گشت خانوادگی کارگری به مناسبت روز جهانی کارگر در کرج،

– برگزاری مراسم روز جهانی کارگر توسط سندیکای خبازان سقز،

– نور افشانی آسمان سنندج در استقبال از اول ماه مه و  برگزاری مراسم خیابانی در سنندج به مناسبت  روزجهانی کارگر و نیز گزاری مراسم علنی به مناسبت این روز در محل سندیکای کارگران خباز سنندج،

– نور افشانی آسمان  شهر سقز و بازداشت  تعدادی از فعالین کارگری سقز توسط نیروهای سرکوب رژِیم،

– اعتراض کارگران کارخانه چیت‌سازی بهشهر در جریان  برگزاری مراسم فرمایشی روزکارگر،

–  بر گزاری مراسم اول ماه مه در میدان اصلی شهر مریوان با شعار گرامی باد اول ماه مه روزجهانی کارگر.

 

اعتراضات معلمان

درسال ۱۳۹۵ معلمان پیش دبستانی، آموزشیاران نهضت سوادآموزی و معلمان حق التدریسی بارها در اعتراض به بلاتکیلفی وضعیت استخدامی خود و با خواست تبدیل وضعیت، در تهران و شهرستان ها تجمع کردند. بطور مشخص این گروه از معلمان، ۲۱ بار درتهران مقابل مجلس اجتماع کردند و در ۱۲ بار در مراکز استان و در مقابل اداره آموزش وپرورش واستان داری ها تجمع اعتراضی بر پا کردند.

افزون براین، در سال گذشته  تعدادی از معلمان مدارس دولتی و غیرانتفاعی ۵ بار در اعتراض به عدم پرداخت حقوق، سطح پایین دستمزد، عدم همسان سازی حقوق ونداشتن بیمه،  دست به اعتصاب زدند و در مقابل مجلس، استانداری ها و اداره آموزش وپرورش در شهرستان ها تجمع کردند.

همچنین در یک مورد عده ای از  فرهنگیان نسبت به وضعیت صندوق ذخیره فرهنگیان در مقابل مرکز این صندوق تجمع اعتراضی برپا کردند.  در یک مورد نیز عده ای از فرهنگیان در استان های گیلان و زنجان  با خواست رسیدگی و حل مسئله مسکن  دست به تجمع اعتراضی  زدند.

با این حال، سطح  اعتراضات سراسری معلمان نسبت به سال ۹۴  کاهش داشت که یکی از علل آن  روند طولانی و پر تنش برگزاری انتخابات کانون های صنفی معلمان و راه یابی عده ای از  طرفداران دولت روحانی در هیئت مدیره تعدادی از این کانون ها بود. اما با گذشت زمان، با توجه به نارضایتی شدید و سراسری معلمان از وضعیت موجود، گروهی از فعالین معلمان در پایان این سال بطور مستقل و ورای  ساختار کانون های صنفی، کارزاری را با خواست اختصاص بودجه متناسب برای آموزش و پروش به منظور بهبود کیفیت آموزش و افزایش حقوق معلمان برپا کردند. این کارزار که در اواخر بهمن ماه سازماندهی شده بود، به تجمع اعتراضی ۱۹ اسفند ماه معلمان در مقابل مجلس و در مقابل  اداره آموزش وپرورش در شهرستان ها منتهی شد. با این تجمع، معلمان سال گذشته را در حالی به پایان بردند که اگر چه به هیچک از خواسته های اصلی خود دست نیافتند اما نشان دادند که همچنان بر خواسته های خود پافشاری می کنند و توانایی بر پایی تجمع سراسری را دارند.

 

اعتراض پرستاران وکارکنان بیمارستان ها

علیرغم گسترش نارضایتی دربین پرستاران نسبت به سطح درآمد وشرایط کاری، روند رو به  افول اعتراضات سراسری پرستاران که از سال ۱۳۹۴ شروع شده بود درسال ۱۳۹۵ نیز ادامه یافت.

ریشه ها و دلایل این  افول را باید عمدتا در سازمان نظام پرستاری و هیئت مدیره های این سازمان جستجو کرد که اصلاح طلبان حکومتی در آن آکثریت دارند. در طول سال گذشته سازمان نظام پرستاری با آگاهی از نارضایتی گسترده پرستاران به وضع موجود و با هدف به بیراهه کشاندن اعتراضات، با تمام توان، مسیر اعتراضات را به سمت مذاکره با وزارت بهداشت ومجلس هدایت کرد. این سیاست ها هیچ دست آوردی برای پرستاران در را ه رسیدن به  خواست هایی که سالهای سال بر روی هم انباشته شده، به دنبال نداشت. تنها  نتیجه اش شاید این بود که ماهیت سازمان نظام پرستاری وسیاست های حاکم بر این سازمان را آشکارتر کرد. با آشکارتر شدن بی ثمری سیاست های حاکم بر سازمان نظام پرستاری، در سه ماهه آخر سال، تحرکاتی از پایین توسط پرستاران برای سازماندهی  تجمع اعتراضی  گسترده و سراسری مانند تجمع های سال ۱۳۹۳ آغاز شد. اما گویا تجمع مورد نظر به دلیل همزمانی آن با حادثه ساختمان پلاسکو برپا نشد.

به هر رو، گر چه پرستاران نتوانستند در سال گذشته  تجمع سراسری برپا کنند اما توانستند در تهران وشهرستان ها در ۲۶مورد دست به اعتصاب و تجمع اعتراضی بزنند. عدم پرداخت بموقع حقوق ومطالبات دیگر، سطح  پایین دستمزد و خواست افزایش آن، نداشتن بیمه، سختی شرایط کار و اخراج از کار از دلایل اصلی اعتصاب ها و تجمع های اعتراضی آنان بود.

 

اعتراضات بازنشستگان:

اعتراضات بازنشستگان با خواست همسان سازی حقوق، افزایش مستمری ها و پرداخت بموقع مطالباتشان، بطور چشم گیری درسال گذشته افزایش یافت.  در طول سال  دهها تجمع اعتراضی از طرف گروه های مختلف بازنشستگان از جمله بازنشستگان صنعت فولاد کشور، سازمان تامین اجتماعی، بازنشستگان پیش ازموعد سراسر کشور، بازنشستگان فرهنگی، بازنشستگان لشکری برپا شد. در زیر بخشی از این اعترضات را به ترتیب زمانی بر می شمریم:

 

-۲۹و۳۰فروردین: تجمع هزاران بازنشسته صنعت فولاد کشور در مقابل مجلس،

-۳۰فروردین: تجمع معلمان بازنشسته مقابل مجلس،

-۱۳اردیبهشت: تجمع بازنشستگان ذوب‌آهن اصفهان مقابل وزارت کاردراعتراض به عدم پرداخت به موقع حقوق و‌برای بازگشت به نظام بیمه‌ای گذشته!

-۱۹خرداد: تجمع بازنشستگان وزارت آموزش و پرورش مقابل دیوان عدالت اداری با خواست همسان سازی حقوق،

-۲۳خرداد: تجمع جمعی از بازنشستگان نیروهای مسلح مقابل مجلس در اعتراض به سطح پایین حقوق ومابه‌التفاوت حقوق بازنشستگی قبل از سال ۸۶ و بعد از آن،

-۲۲تیر: تجمع  معلمان بازنشسته مقابل مجلس برای همسان سازی دریافتی ها و افزایش مستمری‌ها،

-۲۷تیر: تجمع بازنشستگان صنعت فولاد دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان و برای همسان سازی حقوق و برقراری بیمه درمانی ،عمر و حوادث، در مقابل مجلس،

-۱۸مرداد: تجمع بازنشستگان فرهنگی مقابل وزارت کار برای افزایش وهمسان سازی مستمری،

-۱۴شهریور: تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته پیش از موعد سراسرکشور، مقابل وزارت کار،

-۶مهرماه: تجمع سراسری بازنشستگان فرهنگی،

-۹آبان: تجمع صدها نفر ازبازنشستگان فولاد سراسرکشور مقابل وزارت کار برای همسان‌سازی و پرداخت به موقع مستمری،

-۲۵آبان:  تجمع بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی مقابل مجلس،

-۱۴آذر: تجمع سراسری فرهنگیان بازنشسته،

-۲۱آذر: تجمع اعتراضی بازنشستگان صنعت فولاد وذوب آهن در مقابل مجلس،

-۴دی: تجمع اعتراضی بازنشستگان پیش از موعد تامین اجتماعی سراسر کشور درمقابل مجلس،

-۷دی: تجمع اعتراضی صدها بازنشسته صنعت فولاد سراسر کشورمقابل مجلس،

-۲۸دی: تجمع اعتراضی بازنشستگان فرهنگی مقابل سازمان برنامه و بودجه،

-۲۲دی: تجمع دوباره کارگران بازنشسته صنعت فولاد سراسر کشور مقابل ساختمان مجلس،

-۲۵دی: تجمع اعتراضی  بازنشستگان پیش از موعد  در اعتراض به عدم اصلاح حقوق و مزایا درمقابل مجلس،

-۳بهمن: تجمع اعتراضی بازنشستگان پیش از موعد برای چندمین بار در مقابل مجلس،

-۳اسفندماه: تجمع سراسری بازنشستگان فرهنگی،

-۱۰اسفندماه: تجمع بازنشستگان سراسر کشورمقابل مجلس،

-۲۲اسفندماه: تجمع بازنشستگان سراسر کشور مقابل نهاد ریاست جمهوری،

-۲۳اسفند ماه: تجمعات اعتراضی صدها بازنشسته‌ صنعت فولاد سراسر کشورمقابل ساختمان دفتر مرکزی صندوق فولاد تهران وسازمان برنامه بودجه،

 

اعتراضات بیکاران

درسال۱۳۹۵هرچند شاهد اعتراضات گسترده متقاضیان کار نبودیم اما این اعتراضات نسبت به سال گذشته افزایش قابل ملاحظه ای را از نظر تعداد نشان می دهد. ازجمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

-۱۲ اردیبهشت: تجمع جوانان جویای کار،مقابل پالایشگاه آبادان  با خواست اشتغال،

-۱۳ اردیبهشت: نیروی انتظامی تجمع متقاضیان کار در مقابل شرکت کشت و صنعت هفت تپه رابرهم زد،

–  ۱۹اردیبهشت: تجمع چند روزه جوانان جویای کارشهرستان جاجرم مقابل کارخانه آلومینا برای اشتغال،

–  ۲۲ تیر: تجمع اعتراضی جوانان بیکار مقابل فرمانداری ماهشهر،

–  ۲۴مرداد: اعتراض کارگران وجوانان متقاضی کار به وضعیت خود، همزمان باسفر روحانی به استان کهگیلویه وبویراحمد،

–  ۳ مهر: تجمع اعتراضی پذیرفته شدگان آزمون های استخدامی سال ۹۱مقابل استانداری خوزستان،- – ۷ مهر: تجمع اعتراضی متقاضیان آزمون استخدامی نیروگاه لوشان همراه باخانواده ها نسبت به  نتیجه آزمون در مقابل این نیروگاه،

-۸  مهر: تجمع اعتراضی متقاضیان کارهمزمان با سفر وزیرکار به بجنورد در مقابل کارخانه پتروشیمی خراسان،

-۱۳ مهر: تجمع اعتراضی قبول شدگان آزمون استخدامی دستگاه های اجرایی سال ۹۱ در مقابل استانداری اهواز،

– ۷ آذر: تجمع متقاضیان کار شهر دوراهک برای کار در شرکت ملی حفاری مقابل شهرداری،

– ۱۸آذر: تجمع زنان روستای قره خان بندی مقابل پتروشیمی خراسان ومسدود کردن ورودی کارخانه با خواست ایجاد کار برای جوانان بیکار،

– ۲۴ آذر تجمع اعتراضی نمایندگان ۲۵۰ نفر از پذیرفته شدگان آزمون مجتمع فولاد آذربایجان، در مقابل مجتمع نسبت به ادامه بلاتکلیفی استخدامی،

-۲۸آذر: اعتراض شرکت کنندگان آزمون استخدامی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج مقابل استانداری کهگیلویه وبویراحمد

-۱۳دی: تجمع پذیرفته شدگان آزمون استخدامی شرکت زغال سنگ کرمان دراعتراض به بلاتکلیفی ۵ساله مقابل استانداری کرمان!

-۲۸دی: تجمع اعتراضی جوانان جویای کارنسبت به وضعیت مبهم نحوه اشتغال در پالایشگاه آبادان،

-۲۳اسفند: تجمع کوله‌بران سیستانی مقابل فرمانداری زهک؛ مسدود شدن معبر مرزی «شاهگل» که باعث بیکاری  ۳۰۰۰ نفر شده بود،

-تجمعات متعدد فارغ التحصیلان دانشگاه صنعت نفت دراعتراض به عدم استخدام.

 

اعتراضات دستفروشان

طی سال گذشته  باز هم دست  فروشان در بسیاری از شهرها  مورد هجوم و حمله مکرر ماموران شهرداری و نیروهای انتظامی قرار گرفتند.  دست فروشان اما قربانی خاموش این هجوم بیرحمانه ودر بسیاری موارد وحشیانه نبودند، بلکه در دفاع از حق زندگی  و کار، به این سرکوب ها و بیرحمی ها  واکنش نشان دادند و دست به اعتراض زدند و در مواردی از سوی مردم مورد حمایت قرار گرفتند. نمونه هایی از اعتراض دست فروشان و حمله و ضرب و شتم آنان توسط نیروهای سرکوب را بر می شمریم:

 

-تجمعات اعتراضی چندین  باره و گاه  شبانه روزی وخانوادگی دستفروشان اهواز،

-۷مهر: تجمع اعتراضی دستفروشان در مقابل شهرداری مرکزی شهر سنندج،

-۲۸تیر: زخمی شدن و وخامت حال یک کارگرساختمانی درحمایت از زنان دستفروش بدنبال حمله مامور سد معبر شهرداری به آنان در  قائمشهر،

-۶مرداد: اعتراض اهالی چابهار به ماموران شهرداری و انتظامی وجلوگیری از جمع آوری بساط  دست فروشان توسط این نیروها ،

-۲۴مهر: یورش ماموران شهرداری آبادان به دستفروشان خیابان ته لنجیهای،

-۲۸آبان: درگیری مامور شهرداری با زن دستفروش در فومن،

-۳۰آبان: ضرب و شتم یک دستفروش ارومیه ای به دست ماموران سد معبر شهرداری در حضور پلیس،

-۱۷آذر: ضربات شوکر بر تن دستفروش اهوازی،

-۹اسفند: حمله ماموران شهرداری و یگان‌های ویژه نیروی انتظامی به دست‌فروشان پیاده‌روعلی همدان،

-۱۷اسفند: یورش ماموران شهرداری تهران ونیروهای انتظامی به دستفروشان حوالی چهارراه ولی‌عصروزخمی شدن چند نفر،

-۱۸اسفند: تجمعات خانواده گی دستفروشان همدان مقابل فرمانداری وشهرداری،

۲۱اسفند: نیروهای انتظامی وماموران شهرداری تهران برای مقابله با دستفروشان  بار دیگر درچهار راه ولی عصرتهران مستقرشدند.

 

بدتر شدن قراردادها ی کار وپرداخت حقوق کمتر از حداقل حقوق رسمی

 

درسال گذشته نه تنها شاهد بهبودی دراین رابطه نبودیم بلکه شاهد افزایش قراردادهای سفید امضا وهمچنین گرفتن چک وسفته تضمینی از کارگران هم بودیم.

همچنین قراردادها طی سال گذشته شکننده تر شد. تعداد قراردادهای یک ماهه یا ۲۹ روزه  افزایش یافت و بدتر از آن بخش زیادی از کارگران از سر ناچاری، بدون قرارداد و حتی  با قرارداد شفاهی  به کار مشغول شدند. دامنه کار بدون قرارداد وبدون بیمه به کارخانه های بالنسبه بزرگ هم کشیده شد وگزارشاتی از کار کردن بدون قرارداد کارگران در این دسته از کارخانه ها موجود است.

حادثه ساختمان پلاسکو دامنه اشتغال  کارگران بدون بیمه ویا بیمه خویش فرمایی را کاملا آشکارساخت: تنها یک چهارم کارگران شاغل ساختمان  پلاسکو تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی قرارداشتند وسه چهارم آنان یا تحت پوشش هیچ بیمه ای نبودند یا تحت پوشش بیمه خویش فرما بودند.

دامنه پرداخت حقوق کمتر از حداقل حقوق رسمی یا پرداخت حداقل حقوق رسمی به ازای ساعات کاری بیش از ۸ ساعت در روز(۴۴ساعت درهفته) گسترش پیدا کرد.

 

در سال گذشته هیچ کنترلی بر کارفرمایانی که مزدی کمتر از حداقل دستمزد می پرداختند وجود نداشت و استثمار لجام گسیخته کارگران بازهم بطور فزاینده ای گسترش یافت.

 

خودکشی در میان کارگران

در طول سال گذشته حداقل ۱۶ مورد اقدام به خودکشی توسط  کارگران که ریشه در مسایل کاری داشته گزارش شد که ۹ مورد آن به مرگ منجر شد.

 

حوادث کاری:

درسال گذشته، حداقل ۳۱۲ مورد حادثه کاری طبق اطلاعات بدست آمده اتفاق افتاد که در نتیجه آن ۴۱۵ کارگرازجمله۷ کودک کار جان خود را از دست دادند. آماری که از طرف منابع رسمی تاکنون درباره حوادث کار در سال گذشته منتشر شده حاکی از افزایش آن نسبت به سال ۹۴ است. افزون بر این، آماری که در همین سال در مورد حوادث کار در بخش ساختمان منتشر شد، پرده از فاجعه بزرگ انسانی برداشت؛ برپایه این آمار، سالیانه حدود۲۰۰۰کارگر ساختمانی بر اثر حوادث کاری جان خودرا ازدست می دهند.

 

بیماری های ناشی از کار

دراین باره تاکنون آمار دقیق و شفافی انتشار نیافته است، اما برآورد میشود تعداد کسانی که هر سال  به دلیل شغلی به  بیماری دچار می شوند ۶ برابر تعداد جان باختگان حوادث کاری است.

مرگ کارگران کولبر:

 

درسال گذشته ۲۱کارگرکولبراز جمله یک زن ویک کودک کار براثر تیراندازی ماموران نظامی وانتظامی جان باختند که افزایش ۵۰ درصدی را نسبت به سال ۹۴ نشان می دهد.

همچنین۱۱کولبر دیگر براثربرف ،کولاک، سرما وسقوط از ارتفاعات، جانشان را ازدست دادند.

درهمین رابطه درماه های پایانی سال، شاهد اعتراضاتی نسبت به جان باختن کولبران وحمایت از آنها از طرف نیروهای اجتماعی مختلف بودیم.

 

واکنش سرکوب گرانه  رژیم جمهوری اسلامی و کارفرمایان به اعتراضات کارگری

بگیر و ببند، ضرب و شتم ، بازداشت و محاکمه  کارگران معترض و  صدور حکم  زندان و حکم شنیع شلاق علیه کارگران مبارز و نیز ارعاب و آزار آنان، همچنان سلاح اصلی رژیم اسلامی در واکنش به اعتراض و مبارزه کارگران بود. مواردی از این واکنش سرکوب گرانه را بر می شمریم:

 

الف- سرکوب، محاکمه و صدور حکم  دادگاه علیه کارگران معترض:

 ب-  صدور حکم شلاق علیه ۱۷کارگرمعترض معدن طلای آق دره وشلاق زدن تعدادی از آنها در ۵خرداد،

– صدورحکم شلاق وزندان تعلیقی برای ۹ کارگرمعترض معدن سنگ آهن بافق در ۱۶خرداد،

– نهایی شدن صدور حکم تعلیقی ۳۰ ضربه شلاق و  ۱۸ میلیون ریال جریمه علیه  ۷ کارگرمعترض معدن سنگ آهن بافق در ۲۹ اسفند،

-دادگاه تجدید نظر کارگران چادرملو در ۲۰شهریور برگزار شد،

– بازداشت۲۴کارگر معترض معادن مجتمع مس میدوک در فروردین ماه،

– بازداشت یک راننده معترض دربندرعباس در ۲۱ فروردین

– بازداشت تعدادی از کارگران فاز ۱۹ توسط یگان ویژه بوشهر بدنبال درگیری  باحراست؛ کارگران پس از مرگ فرزند یکی از  همکاران خود که  معالجه اش به پرداخت یک میلیون تومان مشروط شده بود به تجمع اعتراضی اقدام کرده بودند،

– بازداشت۲۴کارگر معترض شهرداری منطقه۴ اهواز در ۲۴خرداد،

-بازداشت ۳ کارگرمعترض معدن البرز شرقی در ۲۴خرداد

– بازداشت  ۶ نفراز کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شیراز و آزادی آنان با قراروثیقه در  ۳۱خرداد

– بازداشت تعدادی ازکارگران پارسیلون خرم آباد بدنبال یورش شبانه به تجمع اعتراضی انان در ۲۷تیر

-:بازداشت یکی از کارگران معترض شهرداری لنگرود در ۲۹تیر،

-:بازداشت چند ساعته ۲کارگرمعترض کارخانه ترانسفوی زنجان در ۱۳مرداد،

– بازداشت ۳ کارگراخراجی معترض پارس خودرو در ۱۸آبان،

– بازداشت ۱۷ عضو تعاونی مسکن کارگران کارخانه پارس خودرو در تجمع مقابل دادگاه شهرستان آبیک در ۹آذر،

-بازداشت تعدادی از کارگران شرکت واحد بدنبال حمله نیروهای انتظامی وامنیتی به تجمعشان مقابل شهرداری تهران در ۱۴ آذر،

۱۳-بازداشت ۷کارگرمعترض کارخانه پلی اکریل اصفهان بدنبال حمله نیروهای انتظامی به تجمع آنها در  ۱۹دی،

– بازداشت ۶ کارگر پالایشگاه نفت کرمانشاه درجریان تجمعات اعتراضی زمستان سال گذشته نسبت به واگذاری این پالایشگاه،

– بازداشت چند ساعته۳کارگرمعترض کارخانه سیمان مسجدسلیمان در ۲۵بهمن،

-: بازداشت و بی خبری از سه فعال کارگری در استان فارس ۲۷در بهمن،

– حمله یگان ویژه به کارگران معترض کارخانه لوله سازی خوزستان و زخمی  کردن یک کارگر،

–  یورش شبانه به تجمع کارگران کارخانه پارسیلون خرم آباد وزخمی شدن تعدادی ازکارگران در ۲۷ تیر ماه،

– حمله نیروهای انتظامی به کارگران معترض مجتمع نیشکر هفت تپه وضرب وشتم آنها در ۳مهر،

– حمله نیروهای انتظامی به تجمع کارگران وبازنشستگان مجتمع نیشکر هفت تپه با باتوم ۱۸مهر،

-حمله نیروهای انتظامی به تجمع اعتراضی کارگران پتروشیمی پردیس در ۲۷مهر،

– اعتراض کارگران کارخانه های آونگان و هپکو اراک درمراسم سخنرانی حسن روحانی وبرخورد شدید نیروهای انتظامی با آنها در ۳آبان،

–  جلوگیری از راهپیمایی کارگران حفاظت کشت و صنعت مغان توسط نیروی انتظامی پارس آباد در   ۱۱آبان،

– حمله نیروهای انتظامی وامنیتی به تجمع کارگران شرکت واحد مقابل شهرداری تهران در ۱۴ آذر،

-:حمله نیروهای انتظامی  به تجمع کارگران معترض کارخانه پلی اکریل اصفهان وجلوگیری از راهپیمایی آنان بطرف استانداری در  ۱۶آذر،

– حمله نیروهای انتظامی به چادرهای کارگران معترض مجتمع کشت و صنعت مهاباد با حکم دستگاه قضایی در  ۱۹دی،

– حمله نیروهای انتظامی به تجمع کارگران کارخانه کنتورسازی مقابل فرمانداری شهرستان البرز در ۲۳دی ماه،

– حمله گارد ویژه شهرستان شوش به  مجتمع نیشکرهفت تپه در ۱۶بهمن که با مقاومت کارگران پاسخ گرفت،

-: ایجاد جو رعب و وحشت ازجانب حراست بیمارستان خمینی ونیروهای انتظامی بدنبال تجمع اعتراضی پرستاران در ۲۷بهمن

– نیروهای انتظامی مانع تجمع کارگران کارخانه پلی‌اکریل اصفهان شدند، ۳۰بهمن.

 

ب- اخراج کارگران معترض:

 

طی سال ۹۵ در ۲۶ مرکز تولیدی و خدماتی تعدادی از کارگران به دلیل اعتراض به شرایط کار و وضعیت کارگران، از کار اخراج شدند.  در ۲۰ مرکز،  ۷۷۶ کارگر معترض از کار اخراج شدند ،در حالی که  از تعداد کارگران اخراجی در ۶ مرکز دیگر اطلاعی در دست نیست. تعداد کارگرانی که در سال ۹۵ به دلیل معترض بودن از کار اخراج شدند نسبت به سال ۹۴ کاهش و نسبت به سال ۹۳ افزایش یافت: در سال ۹۴ ، ۲۸۶۲ نفر و سال ۹۳ ، ۳۱۳ کارگر معترض اخراج شدند. اما  طبق گزارش ها در سال ۹۵ تهدید کارگران به اخراج  و حتی گرفتن تعهد کتبی از آنان برای پایان دادن به اعتراض، بطور چشم گیری افزایش یافت . مواردی از اخراج کارگران معترض و اذیت و آزار آنان را بر می شمریم:

– اخراج۱۵ کارگرمعترض یک واحد تولیدی درگنبد در ۲۰فروردین،

– اخراج ۳ کارگرمعترض شهرداری سردشت،در ۲۵فروردین،

-اخراج ۳۰ کارگرمعترض آزاد راه تهران-شمال(  توسط شرکت پیمانکاری ارسا ساختمان در سوم تیر) و اخراج ۲کارگر معترض دیگر این واحد بتاریخ ۱آذر،

–  اخراج تعدادی از کارگران شرکت ساخت کارخانه گندله‌سازی مادکوش بندرعباس در ۸ تیر،

– اخراج تعدادی از کارگران معترض پالایشگاه ستاره خلیج فارس بندرعباس در ۱۱تیر،

– اخراج حداقل ۱کارگرمعترض بتاریخ ۲۱مرداد،

– اخراج ۵ کارگرمعترض کارخانه چوکا،

-اخراج تعدادی از کارگران معترض شهرداری بهبهان در ۲۵ تیر،

– تعلیق از کار۲کارگرمعترض کارخانه فولاد خراسان در ۳ مرداد،

-اخراج ۱کارگر معترض مجتمع آلومینیوم المهدی – هرمزآل در ۳ مرداد،

-اخراج ۴ کارگر معترض کارخانه ترانسفو زنجان در ۱۴ مرداد،

– اخراج ۴ کارگرمعترض پتروشیمی جم در دوم شهریور،

– ممنوع‌الورود شدن۱۰کارگرمعترض مجتمع پتروشیمی رازی در ۸ شهریور،

– ممنوع الورود کردن ۳ کارگرمعترض مجتمع نیشکر هفت تپه در ۲۰ شهریور،

– تعلیق از کار تعدادی از کارگران معترض پتروشیمی پردیس در اول مهر،

– اخراج ۸۶کارگرمعترض کارخانه سامان کاشی بروجرد در ۴ آبان

– اخراج  یک کارگر معترض بیمارستان آزادی تهران در ۷ ابان

–  اخراج ۵ کارگرمعترض کارخانه مس کوه جهرم در ۱۵ آذر

– اخراج دسته جمعی ۵۰۰ کارگر اعتصابی سایت ۳ پتروشیمی بوشهر ۱۹ آذر،

–  اخراج ۳کارگرمعترض کارخانه فولاد وچدن دورود در ۲۵ آذر

– اخراج یک کارگرمعترض کارخانه ریزدانه‌های شب تاب (گلاسبید)فراهان در ۱۴ دی،

– اخراج صدها کارگرپالایشگاه نفت بندرعباس در ۳۰ دی

–  اخراج۲۳کارگرمعترض شرکت آب و فاضلاب سازه های آبی بیرجند در دی ماه،

– اخراج۱۳کارگرمعترض سد سیمره در ۱۱ دی ماه،

– اخراج ۴ کارگرمعترض کارخانه ریسندگی وبافندگی زرین نخ شمال در ۵ اسفند،

–  اخراج تعدادی از کارگران معترض شرکت پتروسینا(فاز۲۲-۲۴عسلویه) در۱۴اسفند،

– اخراج  ۶۰کارگرمعترض شرکت پیمانکاری نیروپژوه (فاز ۱۳ عسلویه) ۷اسفند،

 

ت- ضرب و شتم کارگران

 

– بکارگیری چماقداران گردن کلفت توسط کارفرمای اصلی برای پراکندن تجمع کارگران معترض فاز۱۹عسلویه در ۲۱فروردین،

– حمله نیروهای حراست به تجمع اعتراضی کارگران پیمانی بیکارشده پالایشگاه پتروپارس در ۱۲ خرداد ،

– زخمی شدن تعدادی ازکارگران فاز ۱۹ عسلویه درپی حمله به تجمع اعتراضی آنها ،

– ربودن ،ضرب وشتم وحبس ۲ کارگرکارگاه مبل سازی درملارد کرج بجای پرداخت مطالباتشان توسط کارفرما در ۲۳ تیر،

– حمله افراد ناشناس به تجمع اعتراضی کارگران اخراجی شهرداری یاسوج وضرب وشتم آنها در ۴ مهر

–  جوانمیر مرادی مورد ضرب و شتم عوامل کارفرما قرار گرفت؛ ۹مهر،

–  مصدوم شدن یک کارگر براثر ضرب و شتم ماموران منتسب به شهرداری رشت در ۱۸ دی،

باتوجه به آنچه که دربالا آمد و نیز شنیده ها می توان گفت که درمقایسه با سال های پیشین، موارد  ضرب وشتم کارگران توسط  عوامل کارفرما افزایش داشته است، به بیان دیگر، دست کارفرمایان برای ضرب وشتم واذیت وآزارکارگران معترض بازتر گذاشته شد.

پ – تنبیه معیشتی و تشدید فشار کارعلیه کارگران معترض

–  فرستادن تعدادی ازکارگران اعتصابی  کارخانه کشت و صنعت  به مرخصی اجباری  بدون دستمزد در دشت دزفول در  ۷ خرداد؛ بازگشت بکار ۳۶کارگراعتصابی مشروط به دادن تعهد شد.

–  تنبیه پرستاران معترض بیمارستان موسوم به ۵ آذرگرگان در ۲۴خرداد،

– گروگرفتن بخشی از حقوق ۲۱ کارگرمعترض شهرداری منطقه ۴ اهواز در  ۳ شهریور،

–  تنبیه شغلی کارگر معترض شرکت داروسازی کوثر در ۸ شهریور،

– قطع کارانه کارگران معترض پتروشیمی پردیس، در ۲ مهر. به دنبال آن  ۵۰۰  نفر از کارگران مبالغی از حقوق خود را برای جبران ضررهمکارانشان به انان هدیه دادند،

– عدم پرداخت مطالبات ۲کارگرمعترض اخراجی آلومینیوم المهدی-هرمزآل پس از ۸ماه، در۲۱ آبان،

– عدم پرداخت مطالبات کارگران معترض اخراجی آزاد راه تهران شمال در  ۱۶دی

پ – احضار کارگران معترض به مراجع قضایی وامنیتی:

– احضار۱۲کارگرمعترض کارخانه چوکا به مراجع قضایی در  ۲۱ تیر ماه،

– مفتوح ماندن پرونده قضایی ۲۸کارگرمعترض مجتمع مس میدوک در  ۳خرداد

– احضار مجدد تعدادی ازکارگران معترض معدن چادرملو(شرکت آسفالت طوس) به مراجع قضایی در ۱۶مرداد،

– لغوتجمع اعتراضی۱۷ آذر ماه با شرکت کارگران و پرسنل شرکت نفت و خانواده هایشان از سراسر کشور در مقابل وزارت نفت در تهران با فشارهای امنیتی در  ۱۶آذر،

– فشارهای مدیریتی، حراستی، پلیسی و امنیتی مانع از برگزاری تجمع کارگران شرکت واحد در مقابل وزارت کار گردید، ۲۶اسفند.

ج – سرکوب و تهدید  اعضای تشکل ها، نهادهای مستقل و فعالین کارگری ومعلمین،  و اذیت و آزار و اعمال فشار بر کارگران زندانی:

اعمال فشاربه اعضای تشکل ها ونهادهای وفعالین کارگری مستقل وتشکل ها وفعالین اجتماعی دیگرباهمان حدت وشدت سال  های قبل ادامه داشت. در زیر به مواردی از ان اشاره می کنیم:

– محکومیت طاهر قادرزادە عضو انجمن صنفی معلمان کردستان به ۹۱ روز حبس تعزیری در فروردین،

-احضار فعالین کارگری سنندج از جمله خالد حسینی ،غالب حسینی و مجید حمیدی به اداره اطلاعات نیروی انتظامی  درآستانه اول ماه مه،  ۱اردیبهشت،

– بازداشت حسین آذر گشب از معلمین و فعالین جمعیت دفاع در تجمع خانه کارگردرتهران،

– احضار عباس اندریانی فعال کارگری و عضو کمیته هماهنگی و مظفر صالح نیا فعال کارگری به اداره حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی شهر سنندج در ۱۰ اردیبهشت،

– بازداشت فعالین کارگری در شهر سنندج مقابل خانه کارگر در  ۱۱اردیبهشت

-:احضار رحمان کاردار و حسین مرادی از اعضای کمیته هماهنگی، سید جلال حسینی فعال کارگری و سید انور معطر فعال کارگری به ستاد خبری شهر سقز در  ۱۱اردیبهشت

-:بازداشت محمد عبدی پور، آزاد احمدی، احمد عبدی پور، صدیق محمدی و پدرام عبدی پوردرسقز ۱۲اردیبهشت

– احضار جعفر عظیم زاده به دادسرای عمومی و انقلاب ساوه در اول  خرداد

– بازداشت آرام  محمدی، شاهو صادقی، مهرداد صبوری و امید احمدی چهار فعال کارگری درکامیاران در اول خرداد،

– انتقال مصطفی غلام‌نژاد به زندان تبریز و صدور قراربازداشت موقت در ۱۷خرداد

– آزادی نجیبه صالح زاده با قرار وثیقه در  ۱۸خرداد،

– احضار و بازجویی از زاهد مرادی فعال کارگری در ۲۲خرداد،

-:بازداشت ۶ساعته مرتضی کمساری از اعضای فعال سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه در  ۲۴خرداد،

– رسول بداقی برای دومین بار بطور تلفنی احضار گردید، ۲۹خرداد

– هاشم رستمی دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال یافت. ۳۰خرداد،

–  مظفر صالحی نیا بازداشت شد. ۲تیر،

– رسول بداقی باردیگر به دادگاه احضارشد. ۲۲تیر،

– شریف ساعد پناه به اداره اطلاعات شهر سنندج احضار و مورد بازجوئی قرار گرفت. ۳۰تیر

– مظفر صالح نیا به شعبه چهار بازپرسی دادگاه سنندج احضار شد. ۴مرداد

– جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد جهت محاکمه به دو دادگاه کیفری و انقلاب شهرستان ساوه احضار شدند، ۱۹مرداد،

– ابراهیم مددی نایب ریس سندیکای شرکت واحد از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ۵سال و سه ماه حبس تعزیری محکوم شد. ۲۰مرداد

–  تهدید مجدد محمد عبدی پور توسط اداره اطلاعات سقز ۲۴مرداد،

– دادگاه نجیبه صالح زاده برگزار شد،۲۵مرداد

– برگزاری جلسه دادگاه  چهار نفر از فعالین  کارگری کامیاران. ۱۲مهر

– محمود بهشتی لنگرودی ، طی تماس تلفنی از طرف دادستانی , به زندان اوین فراخوانده شد. ۴آبان

-: دادستانی تهران رضا شهابی را با وجود اتمام محکومیت به زندان فرا خواند. ۷آبان

– بازداشت اسماعیل عبدی. ۱۹آبان

–  بهنام ابراهیم زاده تحت بازجویی جدید قرار گرفت. ۲۰ آذر،

– فشار شدید مقامات برای بازگرداندن رضا شهابی به زندان . ۲۱بهمن،

– بازداشت ۳فعال کارگری دراستان فارس. ۲۷بهمن،

– دادگاه تجدید نظرعثمان اسماعیلی ومحمودصالحی برگزارشد. ۱۶ اسفند،

-:احضار و تهدید سه نفر از اعضای هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در شهر سنندج. ۱۶اسفند،

-: احضار و بازداشت چند ساعته محمد عبدی پور توسط اداره اطلاعات شهر سقز. ۱۸اسفند،

– جلسه دوم محاکمه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در دادگاه شعبه ۱۰۱ کیفری ۲ شهرستان ساوه برگزار شد. ۲۱ اسفند

– دستگیری محمدرضا آهنگردرکامیاران. ۲۳اسفند،

– بازداشت سعید یوزی در کامیاران . ۲۶اسفند

– برگزاری دادگاه تجدید نظر محمود بهشتی لنگرودی

 

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

info@workers-iran.org

http://etehadbinalmelali.com/ak/

۹ اردیبهشت ۱۳۹۶

۲۹ آوریل ۲۰۱۷

 

زیر نویس:

۱-   تنها یک نمونه از تلاش های رژیم برای سانسور و سرکوب اخبار کارگری را یاد اوری می کنیم: پس از مرگ یک  کارگر معترض شرکت معدنجو در  ۲۶ خرداد درجریان تجمع اعتراضی کارگران این شرکت در مسیرجاده ،رژیم با ایجاد جو ارعاب و وحشت، به  کارگران نسبت به گفتگو و مصاحبه و یا هر گونه تلاش برای رسانه ای کردن خبر هشدار داد. به همین گونه خبرنگاران نیز نسبت به انتشار خبر زیر فشار قرارگرفتند. در نتیجه برای مدتی این واقعه در رسانه ها بازتاب نیافت. اما بربستر رشد وگسترش اعتراضات کارگری و تلاش پیگیر کارگران معترض، سازماندهندگان اعتراضات کارگری، تشکل های مستقل کارگری و نیز  تلاش روزنامه نگاران متعهدو مسئول بویژه خبرنگاران رسانه های خبری و کوشش شبکه های اجتماعی و همچنین  همکاری رسانه های خبری مترقی در خارج از کشور در پخش  و انتشار گزارش های کارگری ، نقشه رژیم برای تحمیل سکوت خبری به شکست منجر شد و خبر کشته شدن این کارگر معترض  رسانه ای شد.  بطور کلی در سال گذشته شاهد انتشار بهتر و بیشتر اخبار وگزارشات کارگری  بودیم که خود  دستاوردی برای جنبش کارگری بحساب می اید.

 

۲-در این پیوند لازم است گفته شود که  تعدادی از فعالین کارگری با دیدگاه راست که در سال ۹۴ ضرورت همکاری بین تشکلات مستقل کارگری با تشکل های به اصطلاح کارگری وابسته به دولت را تبلیغ می کردند و فعالین کارگری مستقل را که مخالف این نوع همکاری هستند را مورد اهانت قرار می دادند، این بار نیز همان موضع گیری را داشتند. برخی از سردمداران این دیگاه راست، در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد  با ائتلاف با یکی از تشکلات قلابی کارگری و وابسته  به دولت “کارزاری” را علیه طرح استاد و شاگردی به راه انداختند. اینان که تا کنون هیچ گزارش و یا نقدی از آن ائتلاف ارائه نداده اند، این بار با یک چرخش، منادی و مدافع همکاری با آن دسته از تشکل های کارگری دولتی  شده اند که به جناح دیگر از رژیم وابسته است؛ جناحی که هم اکنون قوه مجریه را در دست دارد.

 

 

 

سخنرانی رفیق جمال چراغ ویسی در مراسم اول مه سال۶۸ سنندج

رفقای کارگر! خوش آمدید، امروز روز جهانی کارگر و جشن جهانی خودمان است. جشن روز کارگر بر همه ما پیروز باد. همانطور که رفیق مجری برنامه اعلام کرد، قرار بود که رفیقی دربارهٔ مجمع عمومی صحبت کند، مجمع عمومی با تعریف ساده یعنی اینکه امروز روز جهانی کارگر ما به دور هم جمع شویم و در این رابطه بحث و گفتگو کنیم. مجمع عمومی با تعریف ساده یعنی جمع شدن تعدادی کارگر در محل و مکان مشخصی که روی مسئله ای مشخص که قبلا تعیین شده و یا تعیین می‌شود به بحث پرداخته و تصمیم بگیرند و به نتیجه‌ای درست برسند. انسان موجودی اجتماعیست یعنی در اجتماع و در جمع شدن انسانها بدور هم که آنها می‌تواننند نیازهایشان را برآورده کنند مثلا اگر احتیاج به نان دارند باید دور هم جمع شوند و دست در دست هم بگذارند تا بتوانند نانی را تهیه کنند و اگر رنجی هست همه با هم در کنار هم می‌کشند.
مجامع عمومی ما کارگران باید حربه‌ای و ضامنی باشد برای گرفتن حق و حقوقمان و ما امروز در روز جهانی کارگر اعلام می‌کنیم، افزایش دستمزدهایمان، کاهش ساعت کار، استفاده از امکانات بهداشتی و درمانی، حق بیمه بیکاری، جلوگیری از اخراج کارگران و صدها و هزاران خواستی که نسبت به آنها کم کاری شده و یا به فراموشی سپرده شده است مطالبات ما هستند و باید تأمین گردند. اگر ما بخواهیم به این خواست‌ها برسیم، و بخواهیم زندگی کنیم و خواسته‌هایمان را بگیریم، تنها و تنها به کمک جمع شدنمان و با تکیه به مجمع عمومیمان امکانپذیر است.
تاکنون و در طول تاریخ، از روزی که کارگر قدم به میدان جامعه گذاشته و نیروی کارخود را بفروش می‌رساند تا با آن زندگی کند، نمونه‌های زیادی داریم که کارگر چیزی برایش مطرح بوده و یا برایش مطرح شده و زمانیکه خواسته است مسئله را به تنهایی حل کند سرکوب و یا اخراجش کرده باشند، یا حداقل جوابش را نداده‌اند. نمونه‌هایی هم داریم که کارگران باهم چیزی برایشان مطرح بوده یا ظلمی به آنها شده ولی توانسته‌اند با هم مسئله و مشکل را حل کنند. مجمع عمومی چیز عجیب و غریبی نیست، چیزی نیست که خیلی خیلی از ما دور باشد. همین جمع خودمان را در نظر بگیریم تعدادی کارگر و تعدادی از خانواده‌های کارگری و زحمتکشی هستیم که بدور هم جمع شده‌ایم و می‌خواهیم یادی از روز اول ماه مه ۸۶ بکنیم این روز را به بلند گویی برای طرح خواسته‌هایمان و رسیدن به آنها تبدیل کنیم. و به این دلیل از ساعت ۳ در اینجا تعدادی کارگر که از مسائل‌مان بگوییم و مطالباتمان را بیان کنیم، این خود برای ما مجمع عمومی است. مجمع عمومی برای ما ناآشنا نیست، ما در محل کارمان، در محل زیستمان در میان خانواده‌هایمان مجمع عمومی داریم و به شیوه‌های متفاوت و بدلایل مختلف دور هم جمع می‌شویم، وقتی ۶ کارگر در کارگاهی باهم کار می‌کنند و با هم از مسائل‌شان صحبت می‌کنند و تصمیم می‌گیرند این خود مجمعی می‌باشد. باید بگویم چیزی که به مجمع عمومی رسمیت می‌دهد و آنرا تثبیت می‌کند، تنها و تنها منظم بودن و همیشگی بودن آن است. اگر ما هر روز ۱۰ ساعت باهم کار می‌کنیم می‌توانیم در روز هم نیم ساعت و در ماه دو روز و یا حداقل ۲ ساعت دورهم بنشینیم و از مشکلاتمان بگوییم. اعتبار و رسمیت دادن به مجمع عمومی‌مان در گرو منظم و بطور همیشگی گرفتن آن می‌باشد. اما ما اغلب وقتی کارفرمایی می‌خواهد ساعات کار را طولانی و یا دستمزد را کم کند، با عجله مجمع می‌گیریم. از آنجا که نمی توانیم مسئله را خوب بررسی کنیم و ارزیابی مشخصی بکنیم و تصمیم قاطعی بگیریم، حرف‌هایمان می‌ماند و نمی توانیم حقوقمان را بگیریم. البته مجمع عمومی تنها مختص کارخانه‌ها و کارگاههای بزرگ نیست، ما حتی در کارگاههای کوچک هم می‌توانیم مجمع بگیریم. در کارگاههای کوچک می‌تواند شکل مشخصی از متحد بودن کارگران باشد، به چه شیوه‌ای؟ وقتی شهر خودمان سنندج را می‌بینیبم، در خیابان‌ها و کوچه‌های آن صدها کارگاه خصوصی کوچک وجود دارد، از مکانیکی و جوشکاری و نجاری گرفته تا صافکاری و نقاشی و سایر رشته‌های دیگر این کارگاهها ساعات کار مشخص ندارند و از امکانات زیستی، بهداشتی برخورد دار نیستند، دستمزدها در آنها پایین است، قانون کاری که در این کارگاهها حاکم است قانون کاری است که کارفرما خود تعیین کرده و نه حتی قانون کار خود دولت و ادارهٔ کار و از قانون کار ما کارگران در این کارگاهها خبری نیست. کارفرما به شیوه‌ای که برایش سازگار باشد و به نفعش باشد عمل می‌کند، کاری به این ندارد که من چگونه زندگی می‌کنم، اگر ما کارگران کارگاههای خصوصی بتوانیم بدور هم جمع شویم و مسائل‌مان را بازگو کنیم و مشکلاتمان را بیان کنیم و تشکلی بنام سندیکا، اتحادیه، دفتر نمایندگی و یا هر اسم دیگری بوجود آوریم، این در واقع همان چیزی است که اکنون به نفع ماست و معضل ما کارگران را می‌توان جوابگو باشد. ما باید در جاهایی دور هم جمع شویم.
و باهم بحث و گفتگو کنیم و ما مسائل‌مان را مطرح کنیم و بتوانیم مثلا تعاونی مصرف بوجود آوریم، تعاونی مصرفی که بتواند حداقل کمکی بکند به مسایل معیشتی ما و وسایل و ارزاق عمومی و مایحتاج عمومی ما را به قیمت دولتی در اختیارمان بگذارد. به محله‌های اطراف شهرمان نگاه کنیم، شهرسنندج هم اکنون نمونه بارزی است برای نشان دادن وضعیت مشخص ما کارگران، محلات‌مان از عباس آباد تا کانی کوزه‌له و تا حاجی‌آباد و زورآباد و تا دهها و صدها محله دیگر نمایانگر محرومیت ما از امکانات ابتدایی و اساسی زندگی هستند. حتی چند قطره آب برای تر کردن زبان خشکتان پیدا نمی‌کنید. برای صد و حتی دویست خانه یک شیر آب عمومی وجود دارد که برای یک سطل آب باید ساعت ها در صف ماندگار شوی که البته این درد و رنج بر دوش زنان و خواهرانمان می‌باشد. در خیلی از محلات آب لوله کشی وجود ندارد و مردم از چشمه و یا هر جای دیگری دچارش می‌شویم، نتوانیم سرکار برویم و نتوانیم پولی را هم قرض کنیم در آنصورت باید از گرسنگی بمیریم و جان خود را از دست بدهیم، به این خاطر که در هیچ جایی اعتبار نداریم، کارفرما تا زمانی ما را می‌خواهد که به ما احتیاج داشته باشد. رفقای دیگرمان هم نمی‌توانند به تنهایی به ما کمک کنند چون اگر وضعشان خرابتر از ما نباشد، بهتر از ما نیستند و آنها نیز دست بگریبان ستم و استثمار هستند، بنابراین راه چاره چیست؟ ما می‌توانیم با جمع کردن پول‌های مختصرمان بطور ماهانه و یا مدت زمان‌های دیگری پولی جمع کنیم و در ضروری که احتیاج باشد، خود یا رفیق دیگری که نیازمند است از آن استفاده کنیم. می‌توانیم مقداری از این پول‌ها را به خانواده‌های ندار و بی‌بضاعت و خانواده‌هایی که بدهکارند کمک بکنیم. بیکاری واقعا از ما زهر چشم گرفته است و اگر کارفرمایی بما توهین کند، مجبوریم تحمل کنیم تا که اخراج نشویم واین دیگر احتیاج به توضیح ندارد. اکنون کارگر بیکار بی حد زیاد است و هر لحظه امکان دارد که کسانی که سرکارند تک تک بیکار شوند. ما اگر بتوانیم مقداری پول برای خودمان پس‌انداز کنیم در آن صورت میتوانیم با مقداری از این پول، به رفقای بیکار و خانواده‌های ندار بی‌بضاعت کمک کنیم و اگر رفیقی در سانحه‌ای دستش شکسته و پایش شکست کمکش کنیم.
می‌بینید که تعداد زیادی از ما بی‌سوادند، دلیلش طولانی بودن ساعت کار است. اگر ما بتوانیم در هفته یکی دو روز و یا هروقت توانستیم رفقایی را که سواد ندارند، سواد یادشان بدهیم و اگر سواد داریم مطالعه کنیم، بهتر اوضاع را می‌شناسیم. ما می‌توانیم تعاونی کار بوجود آوریم، تعاونی کاری که مشکلات ما را حل بکند، مثلا اگر من نجار هستم و رفیقم احتیاج به نجار دارد، کارش را با دلسوزی و با کیفیت بهتری انجام دهم و با دستمزدی کمتر از بازار، کارش را اتمام کنم و یا اگر آن رفیق نجار بود و من احتیاج به نجار داشتم، کمکم کند می‌توانیم تعاونی‌های مصرف بوجود آوریم. تعاونی مصرفی که می‌تواند حداقل مشکلاتمان را حل کند، مایحتاج زندگیمان را به قیمت ارزان و رسمی و به نرخ دولتی در اختیارمان بگذارد.
در مورد بیمه بیکاری هم کمی صحبت کنم، بیمه بیکاری عبارت است از حقوقی که ماهانه از طرف اداره کار به کارگرانی که بیکار می شوند و یا اخراج می‌گردند پرداخت می‌شود. حق گرفتن بیمه بیکاری باید بتواند از اخراج کارگران بوسیله کارفرمایان جلوگیری کند. اکنون ببینبم چگونه است؟ طبق آمار سال ۱۳۶۷ که آمار رسمی است از اول فروردین ۶۶ تا آخر بهمن ماه ۶۷ که ۲۳ ماه می‌شود ده هزار نفر توانسته‌اند از بیمه بیکاری استفاده کنند. آیا واقعا فقط ۱۰ هزار بیکار داریم؟ خیر! واقعیت غیر از این است. این نشان می‌دهد که فقط ۱۰ نفر از حق بیمه می‌توانند استفاده کنند. چرا؟ بخاطر اینکه آنها در کارگاههایی هستند که مجوز کار دارند و بیمه هستند و شناسنامه کار دارند و به این خاطر از حق بیمه استفاده می‌کنند اما کارگر کشاورزی، فصلی، ساختمانی و کارگری که در کوره کار می‌کند و کارگری که در قالیبافی کار می‌کند از حق بیمه محرومند. حق بیمه بیکاری که ماهانه پرداخت می‌شود چیزی نیست که با رعد و برق آسمان و یا با زلزله آمده باشد بلکه چیزی است که ماهانه از حقوق خودمان کسرمی‌شود. آن رفقایی که حق بیمه پرداخت می‌کنند متوجه شده‌اند که از اول سال ۶۶ به این طرف ماهانه ۶۰ تا ۷۰ تومان از دستمزدشان کسر می‌شود و این مبلغ براعتبار بیمه بیکاری افزوده می‌شود پس در واقع اداره کار و بیمه اجتماعی و مسئولین مربوطه حالت بانک بخود گرفته‌اند و ماهانه مقداری پولی را از کارگران شاغل جمع می‌کنند تا اگر رفیقی بیکار شد و یا اخراج گشت، کمکش کنند، آن هم طبق شرایطی که به آن اشاره شد.
خواست ما کارگران در مقابل بیمه بیکاری این است که بیمه بیکاری به تمام کارگران بیکار و تمام کسانی که آماده به کارند و سن آنها بالاتر از ۱۸ سال است داد می‌شود.
بیمه بیکاری شامل تمام کارگران خداماتی، کشاورزی، صنعتی، کارگران ساختمانی، فصلی و موفقتی، کارگران کوره پزخانه‌ها و قالیبافی باشد و شامل تمام کسانی شود که برای تامین زندگیشان نیروی کار خود را به فروش می‌رسانند.
برای تامین بیمه بیکاری ماهانه از دستمزدهایمان کسرنگردد. بیمه بیکاری فعلی بر مبنای حداقل دستمزد یعنی ۸۳ تومان پرداخت می‌گردد و بدون استفاده از مزایا و بن کارگری و می‌دانیم ۸۳ تومان فقط پول ۱۵۰ گرم چای و یا پول ۴۰۰ گرم قند و ۲۵۰ گرم روغن است. در صورتیکه بیمه بیکاری باید بتواند رفاه خانواده ۵ نفره را تامین کند و متناسب با نرخ تورمی‌باشد که در بازار وجود دارد. اشاره به بن کالاها کردیم، بن کالا از سال ۶۵ به بعد داده می‌شود و قرار بر این بود که به این وسیله سطح معیشت کارگران بالا رود.
قرار براین بود دولت کالاهای اساسی و مایحتاج عمومی مثل برنج، قند و چیزهای اساسی و ضروریمان را بما بدهد و در مقابل آنها پول دریافت نکند. در مراحل اول این عمل شد اما بعد چه شد؟ بجای روغن و برنج، خمیر و مسواک داده‌اند! چرا اینطور شد؟ برای اینکه گویا کارفرمایان نارحت می شوند چون حقوق زیادی پرداخت می کنند و این حقوق اضافی بما داده می‌شود! آیا واقعا اینطور است؟ آیا واقعا ماهی ۳۰۰، ۴۰۰ تومان یا ۷۰۰تومانی که تازگی‌ها می‌دهند، بخشی از دستمزد خودمان نیست! تازه اگر کارفرما آنرا پرداخت کند، آیا کلاه سرش می رود؟ ۷۰۰ تومان را با ساعات کار طولانی و کاهش دستمزدمان و کمتر کردن شرایط ایمنی کارمان و به صدها طریق دیگر از ما بازپس می‌گیرد، و نه تنها آن ۷۰۰ تومان را بلکه خیلی بیشتر از آن را از ما پس می‌گیرند و این عادت و قانون آنها است. خواست ما کارگران در مقابل بن کالاها این است که خارج از این که بن‌ها کی اعلام می‌شود و کی آورده می‌شود. مثلا بن سه ماه سوم و چهارم در فروردین امسال داده شد و بن امسال هم معلوم نیست کی داده خواهد شد بن‌ها سر وعده و بموقع پرداخت گردند و مبلغ آن بر دستمزدمان اضافه شود و مبلغ آن بر دستمزدمان اضافه شود و کالاهای اساسی که نتوانند مایحتاج زندگیمان را تامین کنند. در اختیارمان قرار گیرند.
در آخر تنها اینرا می‌گویم که ما اینجا حرفهایمان را می‌زنیم و بخوبی خواستهایمان مطرح می‌شود، آما هدف تنها گفتن و حرف زدن نیست، بلکه عمل کردن است و مبارزه برای دستیابی به خواستهایمان، و در این راه اگر تشکلی نداریم از همین امروز دست در دست هم بگذاریم و تشکل بوجود آوریم و اگر صندوق نداریم، آنرا بوجود آوریم.
 
زنده باد اول ماه مه، روز جهانی کارگر
 
جمال چراغ ویسی

بیانیه مشترک سه تشکل مستقل کارگری و سندیکایی به مناسب روز جهانی کارگر

خبرگزاری هرانا ـ سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری سه تشکل مستقل سندیکایی و کارگری ایران با صدور بیانیه ای مشترک به مناسب فرا رسیدن اول ماه می (۱۱ اردیبهشت) روز جهانی کارگر، ضمن بزرگداشت این روز به شرح وضعیت کارگران ایران و طرح مطالبات خود پرداختند.

متن این بیانیه را در ادامه مشاهده نمائید؛

گرامی باد اول ماه مه، روز جهانی کارگر!
اول ماه مه، روز جهانی کارگر روز اتحاد و همبستگی بین المللی کارگران در سرتاسر دنیا را در شرایطی گرامی می داریم که فاصله طبقاتی و شکاف میان سرمایه داران و کارگران به بالاترین حد خود رسیده و روز به روز نیز بر شدت و حدت آن افزوده می شود. تعمیق و تشدید بیش از پیش تضادهای طبقاتی و افزایش روزافزون درآمد و ثروت اقلیتی از سرمایه داران و صاحبان قدرت، در مقابل تشدید فقر و فلاکت فزاینده ی اکثریت عظیمی از کارگران و توده های مردم محروم و تحت ستم جهان، نمایشی از چهره عریان و آشکار بربریت و توحشی است که نظام گندیده و ضدکارگری سرمایه داری، برای اکثریت قریب به اتفاق کارگران و بشریت امروز به ارمغان آورده است. در واقع تحت سلطه و حاکمیت یک چنین مناسبات و البته در سایه ی سلطه یک چنین نظام و سیاست هایی است که به ویژه در اوضاع و احوال کنونی جهان، از یک سو به شکل لجام گسیخته و سرسام آوری بر دارایی ها و ثروت سرمایه داران افزوده می شود واز سوی دیگر، کارگران (همه ی آنان که کار می کنند و با کار و تولید خود رفاه و آسایش را برای احاد بشر فراهم می آورند) هر روز فقیرتر و بی چیزتر شده و به فقر، خانه خرابی و فلاکت کشانده می شوند. بی جهت نیست که بر اساس جدیدترین گزارش موسسه غیر دولتی آکسفام، دارایی تنهاهشت نفر از ثروتمندترین های جهان با دارایی بیش از ٣ میلیارد و ۶۰۰ میلیون نفر از جمعیت جهان برابری می کند».

بدون تردید وجود چنین فاصله ی عظیم طبقاتی، نتیجه استمرار مناسبات نابرابر و پوسیده سرمایه داری و سیاست های استثمارگرانه و ظالمانه ی حاکم بر دنیا است که امروزه، به ویژه از طریق توصیه های نئولیبرالی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به دولت ها دیکته شده و از این طریق به خورد کارگران و توده های تحت ستم و استثمار مردم داده می شود.

کشورما ایران نیز به عنوان یکی از اقمار سرمایه داری جهانی از این قاعده مستثنی نیست. صاحبان سرمایه و دولت های حامی آن در ایران در راستای مهیا نمودن هرچه بیش تر شرایط برای انباشت سرمایه و کسب سودهای نجومی، کارگران را به شدیدترین و بیرحمانه ترین شکل ممکن استثمار می کنند و شرایط بس سخت و دشواری را به ویژه به لحاظ معیشتی به این طبقه تولید کننده و هستی ساز تحمیل می نمایند که تعیین دستمزد ۹٣۰۰۰۰ تومانی ِ دستپخت “شورای عالی کار” برای سال ۹۶ و به تعطیلی کشاندن بسیاری از کارخانه ها، کارگاه ها و معادن کشور و اخراج و بیکارسازی های گسترده کارگران تنها نمونه هایی از آن هستند.

کارگران در ایران امنیت شغلی ندارند از بیمه های اجتماعی مکفی و کارآمد برخوردار نیستند؛ قراردادهای موقت و شرکت های پیمانکاری و واسطه ای امان شان را بریده؛ بخش های وسیعی از آحاد این طبقه با حقوق های معوقه دست به گریبانند؛ سفره شان بیش از هر زمان دیگری خالی است و گرانی فزاینده کالاها و مایحتاج عمومی رمقی برایشان باقی نگذاشته است؛ از حق ایجاد تشکل های مستقل کارگری و حق اعتراض و اعتصاب محرومند و حق آزادی بیان از آنان سلب شده است؛ نمی توانند آزادانه مراسم بزرگداشت روز جهانی کارگر را همچون کارگران بسیاری دیگر از کشورهای دنیا برگزار کنند و …

به همه ی این ها البته باید تحمیل ستم و بی حقوقی بر زنان؛ بیکاری فزاینده جوانان؛ گسترش کار کودکان؛ کاهش خدمات درمانی و بهداشتی؛ سرکوب تشکل ها و اعتراضات کارگری؛ فقدان آزادی های دموکراتیک و سیاسی و امنیتی کردن هر شکلی از حق طلبی و اعتراض که برای پیگیری خواست ها و مطالبات کارگران و توده های مردم به جان آمده صورت می گیرد را اضافه کرد. و در این ارتباط احضارهای مکرر کارگران آگاه و فعالان کارگری و تهدید، دستگیری و زندانی کردن آنان به بهانه های واهی رنج های عدیده ای را بر ایشان افزوده است. آری سرمایه داری در ایران وضعیت بسیار خطرناک و فاجعه باری را برای کارگران و توده های زحمتکش مردم رقم زده است.
بدون تردید چنین وضعیتی برای کارگران و توده های زحمتکش مردم قابل تحمل نخواهد بود و خواه ـ ناخواه آنان را رو در روی صاحبان سرمایه و دولت حامی آن قرار خواهد داد. تا آن جا که به ویژه در سال های اخیر بخش ها و لایه های مختلف طبقه کارگر،اعم از کارگران حمل و نقل، صنایع و خدمات، معلمان، پرستاران، بازنشستگان و اقشار مختلف مردم با اعتراضات و مبارزات خود مخالفت خود را با ادامه چنین روند ظالمانه و غیرانسانی ای نشان داده اند.

در این راستا تشکل های امضا کننده زیر ضمن گرامی داشت این روز بزرگ و تاریخی مطالبات خود را به شرح زیر اعلام می کنیم:

۱- در حالی که خط فقر بیش از چهار میلیون تومان در ماه برآورد شده است، تعیین حداقل دستمزد از سوی “شورای عالی کار” به میزان ۹٣۰۰۰۰ هزار تومان در واقع به منزله تحمیل فقر و فلاکت بیش تر به کارگران و خانواده های آنان می باشد. ما خواهان دریافت حداقل دستمزد به میزان ۴۰۰۰۰۰۰ تومانی برای سال ۹۶ هستیم.

۲ـ بخش وسیعی از کارگران در شرایط کنونی با دستمزدهای معوقه دست به گریبانند. دستمزدهای معوقه کارگران باید فوراً و بی هیچ عذر و بهانه ای پرداخت شده وعدم پرداخت آن ها به مثابه جرم قابل تعقیب، مورد پیگرد قضائی قرار گیرد.

٣- با وجود اینکه مطابق قانون اساسی باید آموزش تحصیلات برای همه مردم رایگان باشد؛ بخش های وسیعی از آموزش در کشور خصوصی شده و بخش های دولتی نیز برای آموزش مبالغ زیادی دریافت می کنند و طبقات محروم جامعه از آموزش رایگان و با کیفیت محروم هستند. ما کارگران ضمن محکوم کردن روند مذکور خواهان آموزش با کیفیت و یکسان رایگان برای عموم مردم کشور هستیم.

۴- ما کارگران به ویژه درشرایط تورم و گرانی روزافزون کالاهای اساسی درجامعه، اِعمال برخی سیاست های معروف به ریاضت اقتصادی همچون رها سازی قیمت ها و حذف سوبسیدها از جمله آب، برق و گاز و اخراج و بیکار سازی کارگران با بهانه ها و ترفندهایی چون تعدیل نیرو و خصوصی سازی، مقررات زدایی از حقوق کار و نابودسازی برخی از دستاوردهای چند ده ساله حقوق کارگری و تعرض ضد کارگری به قانون کار و … را محکوم نموده و خواهان پایان بخشیدن به این قبیل سیاست های اسارت آور و ضد عدالت اجتماعی هستیم.

۵ـ قراردادهای سفیدامضا و شرکت های پیمانکاری و واسطه ای ابزاری برای استثمار کارگران می باشد. ما کارگران خواهان برچیده شدن این گونه قراردادهای اسارت آور و شرکت های پیمانکاری و واسطه ای هستیم.

۶- ما خواهان برخورداری تمامی بازنشستگان از یک زندگی انسانی، مطابق با استاندارد های جهانی و رفع هرگونه تبعیض و نابرابری در پرداخت مستمری و مزایای این بخش از کارگران می باشیم. ما همچنین خواهان بیمه ی درمان رایگان برای کارگران و تمامی مزدبگیران و قشر فرودست جامعه هستیم.

۷- اخراج و بیکارسازی کارگران به هر بهانه ای باید متوقف گردد و تمامی کسانی که بیکار شده و یا به سن اشتغال رسیده اند باید تا زمان اشتغال به کار از بیمه بیکاری مکفی، برخوردار باشند.

٨- ما کارگران خواهان برابری کامل حقوق زنان و مردان در تمامی شئونات زندگی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی و محو کلیه قوانین تبعیض آمیز علیه آنان می باشیم.

۹- سازمان تأمین اجتماعی با اندوخته های کارگران ایجاد شده است بنابراین می بایست به دست نمایندگان منتخب و واقعی کارگران اداره شود. ما خواهان برخورداری همه کارگران و زحمتکشان جامعه از امکانات و مزایای بیمه های تأمین اجتماعی هستیم.و دست اندازی به اموال و دارایی های کارگران در این سازمان را محکوم می کنیم.

۱۰- ما کارگران سرکوب و کارشکنی و عدم به رسمیت شناختن حقوق سندیکاها و تشکل های مستقل کارگری را محکوم کرده و خواستار تشکیل سندیکاها و تشکل های مستقل کارگری و رعایت حقوق بنیادین کار، به ویژه مقاوله نامه های ۸۷ و ۹۸سازمان بین الملی کار دایر بر “آزادی ایجاد تشکل های مستقل” و “عقد قراردادهای دستجمعی” هستیم. و دادخواهی و شکایت کارگران را در این باره به نهادها و سازمان های بین الملی حق مسلم تمامی کارگران می دانیم.

۱۱- هر گونه اعمال فشار، پرونده سازی و صدور احکام شلاق، بازداشت و زندان برای کارگران و فعالان کارگری، مدنی و اجتماعی بایستی متوقف شود. ما خواهان رفع فوری تمامی این فشارهای زجر آور بر فعالان جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی حق طلبانه هستیم و آزادی فوری و بدون قید شرط تمامی کارگران و فعالین کارگری زندانی را خواستاریم.

۱۲- تشکل های دست ساز دولتی ـ کارفرمایی همچون خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار و …، تشکل های واقعی کارگران ایران نیستند و نباید از جانب سندیکاها و اتحادیه های کارگری جهانی به رسمیت شناخته شوند. ما به رسمیت شناختن تشکل هایی چون خانه کارگر، شوراهای اسلامی کار و مجمع عالی نمایندگان کارگران ایران و … را در تشکل ها و مجامع بین المللی کارگری محکوم می کنیم.

۱٣- کار کودکان باید ممنوع اعلام گردد و همه ی کودکان جدا ازموقعیت اقتصادی و اجتماعی والدین و نوع جنسیت و وابستگی های ملی، نژادی، مذهبی و … باید از امکانات تحصیلی و آموزشی، رفاهی و بهداشتی رایگان و برابر برخوردار باشند.

۱۴- ما خواهان رفع هر گونه تبعیض و بی عدالتی نسبت به کارگران مهاجر در ایران از جمله کارگران مهاجر افغان و نیز سایر کارگران مهاجردر سراسر جهان می باشیم.

۱۵- ما به همراه عموم کارگران ایران و جهان، سیاست های مداخله گرانه، جنگ افروزانه و تجاوز کارانه از جانب هر دولت متجاوزی را علیه مردم کشورها محکوم نموده و خواهان برقراری صلح، امنیت، رفاه و پیشرفت برای تمامی مردم ایران، منطقه و جهان هستیم.

۱۶- ما کارگران خواهان تحقق کلیه حقوق و مطالبات معلمان، پرستاران و کلیه کارگران هستیم و آزادی بدون قید و شرط فعالین دلسوز زندانی این بخش از طبقه کارگر را خواستاریم.

۱۵- اول ماه مه، روز جهانی کارگر باید تعطیل رسمی اعلام شده و در تقویم رسمی کشور گنجانده شود. ما خواهان لغو هرگونه محدودیت در برگزاری مراسم این روز جهانی هستیم.

کارگران جهان متحد شوید!

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

یازده اردیبهشت ۹۶

مرکز خبرى کمیته کردستان حزب حکمتیست :صدها نفر از کارگران و مردم سنندج به استقبال اول مه روز جهانى کارگر رفتند!

امروز جمعه ٨ اردیبهشت جمع کثیرى از کارگران و فعالین کارگرى همراه خانواده هایشان ، در یک راهپیمایی پیشاپیش اول مه روز کارگر را گرامى داشتند .

از ساعت ٨ صبح امروز راهپیمایان در میدان گاز سنندج تجمع کرده و ساعت ٩ مارش خود را آغاز کردند . این راهپیمایی با پخش تراکت و کارت پستالهایی در گرامى داشت روز کارگر تا میدان “گۆزە بەشان ” ادامه پیداکرد . نیروهاى امنیتى و لباس شخصى ها تلاش کردند مانع حرکت کارگران شوند ، که با هوشیارى راهپیمایان ناکام ماندند. درخاتمه این راهپیمایی یکى از شرکت کنندگان  به اسم پرشنگ فاتحى سخنانى در مورد بیکارى و وضعیت وخیم خانوده خود ایراد کرد که متعاقبا ازطرف نیروهاى سرکوبگر دستگیر شد .

کمیته کردستان حزب حکمتیست به کارگران ومردم سنندج درود مى فرستد و از آنها مى خواهد روز ١١ اردیبهشت مراسمهاى باشکوه خود را در گرامیداشت روز نمایش قدرت و اتحاد جهانى کارگران  برگزار کنند . همچنین کارگران و مردم شرافتمند سنندج لازم است براى آزادى پرشنگ فاتحى بهر شیوه اى که خود مناسب مى دانند اقدام کنند .

کمیته کردستان حزب حکمتیست

۲۸ آپریل ۲۰۱۷

 

قطعنامه مشترک  تشکل های مستقل کارگری به مناسبت  روز جهانی کارگر  ۱۳۹۶

گرامی باد اول ماه مه   روز همبستگی جهانی کارگران، مستحکم باد اتحاد کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان  و دانشجویان ، پیش به سوی اعتراضات متحدانه و سراسری برای پایان دادن به ظلم و ستم و نابرابری، پیش به سوی بر پائی تشکل​های مستقل محلی و سراسری.

امسال ما تشکل​ها و نهادهای مستقل کارگری در حالی دوشادوش هم، صفی متحد را به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر شکل داده ایم که جنبش عظیمی در جای جای کشور علیه فقر و فلاکت و ستم و تبعیض در جریان است و مبارزات عدالت​خواهانه کارگران، معلمان و دیگر اقشار زحمتکش جامعه به نحو کم سابقه ای در حال سازمانیابی بیشتر، آگاهانه تر شدن و سراسری  شدن است.

راهپیمائی​های اعتراضی کارگران همراه با خانواده هایشان در خیابان​ها، شکل گیری صفی متحد و سراسری در میان کارگران، دانشجویان، روزنامه نگاران، وکلا، معلمان و اساتید دانشگاه در مبارزه علیه لایحه اصلاحیه قانون کار، اعتراضات سراسری کارگران برق و مخابرات و معلمان شاغل و بازنشسته، تجمعات بی وقفه و متحدانه بازنشستگان لشکری و کشوری، شکل گیری اعتراض در شرکت ملی نفت  و دیگر صنایع کلیدی و اعتراضات گسترده علیه امنیتی کردن فعالیت​های صنفی و مدنی، نمودهایی از این سازمان​یافتگی، آگاهی و سراسری شدن مبارزات کارگران و زحمتکشان است که می​رود جنبش کارگری ایران را در جدالی آشتی ناپذیر و تعیین کننده با وضعیت فلاکت​بار موجود قرار بدهد.

چنین سطح کم سابقه ای از مبارزات متحدانه و سراسری بخش​های مختلف طبقه کارگر در شرایطی با شتاب فزاینده ای در حال گسترش است که سرمایه داری بحران​زده ایران بر بستر ناتوانی، عجز و درماندگی از پاسخ به معضلات حاد اقتصادی، سیاست انجماد قانونی حداقل مزد و تحمیل بی حقوقی مطلق بر طبقه کارگر را در پیش گرفته است.  در حالی که نهادینه شدن قراردادهای موقت و شرکت​های پیمانکاری، کارگران و کارمندان زحمتکش بخش خصوصی و دولتی را به بردگی کشانده و بیکاری و دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر و عدم پرداخت به موقع دستمزدها، میلیون​ها خانواده کارگری را به مرز بی تامینی مطلق سوق داده و بر این بستر، پدیده های ضدانسانی همچون کارتن خوابی و گور خوابی، کار کودکان، اعتیاد، تن فروشی و تباه شدن آینده جوانان  بیداد می​کند، تازه می خواهند تا با ایجاد تغییرات ضد کارگری بیشتر در قانون کار، تصویب انواع لوایح ضد کارگری در مجلس شورای اسلامی و نهادینه کردن فقر و فلاکت از طرق مختلفی همچون موجه خواندن کلیه فروشی برای رفع مشکلات اقتصادی اقشار فرودست جامعه، بیش از پیش منافع چپاولگرانه خود را تامین کنند.

ناتوانی بی سابقه سرمایه داری حاکم بر ایران در حل معضلات حاد اقتصادی و در پیش گرفتن سیاست تحمیل بی حقوقی و فقر و فلاکت هر چه بیشتر بر طبقه کارگر به علاوه سیاست تشدید سرکوب اعتراضات کارگری و امنیتی کردن فعالیت​های صنفی و مدنی به عنوان یگانه پاسخ حکومت​گران به مطالبات انباشته کارگران و دیگر اقشار زحمتکش جامعه، مجموعه عوامل غیرقابل انکاری هستند که بر متن آن  مبارزات بی وقفه کارگران و زحمتکشان ایران، هر دم متحدانه تر، سراسری تر و تعیین کننده تر به پیش خواهد رفت. بدیهی است با تداوم وضعیت موجود، موج  غیرقابل برگشتی از اعتراضات گسترده کارگری سراسر کشور را در بر خواهد گرفت.

ما امضا کنندگان این قطعنامه با تاکید بر صلح جهانی و محکوم کردن هر گونه سیاست جنگ افروزانه از سوی تمامی دولت​ها و جریانات جنگ​ طلب در منطقه خاورمیانه که هزینه های اقتصادی و جانی آن تماما بر دوش ما کارگران و زحمتکشان است، همبستگی خود را با کارگران جهان اعلام می​کنیم و با هشدار نسبت به تداوم وضعیت فلاکتبار کنونی، بر تحقق خواست​های زیر به عنوان حداقل​هایی برای برون​رفت از شرایط غیر قابل تحمل موجود پای می فشاریم.

۱- افزایش فوری حداقل دستمزد بر اساس سبد هزینه مطابق با استانداردهای  زندگی امروزی (امسال، چهار میلیون و پانصد هزار تومان) و پرداخت بیمه بیکاری به کارگران بیکار و جوانان آماده کار به میزان حداقل مزد

۲-  پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی، ممنوعیت تعقیب قضائی و وارد کردن اتهامات امنیتی نسبت به فعالیت​های صنفی، سیاسی و مدنی، لغو مجازات اعدام و شلاق، لغو کلیه احکام صادره علیه فعالان کارگری، معلمان و دیگر جنبش​های آزادی​خواه و عدالت​طلب و آزادی بی قید و شرط اسماعیل عبدی ، بهنام ابراهیم زاده و همه فعالان کارگری، معلمان و فعالان سیاسی و اجتماعی در بند

۳-  آزادی بی قید و شرط ایجاد تشکل​های مستقل، اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی، تجمع، اندیشه و بیان، احزاب و مطبوعات

۴- پرداخت فوری مطالبات معوق کارگران، بازنشستگان، معلمان و کارمندان بخش خصوصی و دولتی، همراه با خسارت دیر کرد و تصویب قانونی برای جرم دانستن عدم پرداخت حقوق و مزایا

۵-  تامین امنیت شغلی و توقف اخراج سازی​ها، بر چیده شدن قراردادهای موقت و سفید امضا، برچیده شدن شرکت‌های تامین نیروی انسانی و پیمانکاری، قرار گرفتن کلیه کارگران شاغل در کارگاه‌های کوچک ، مناطق آزاد و ویژه تحت پوشش کامل قانون کار و اجرای کردن بیمه کارگران ساختمانی

۶-  قطع دست دولت از صندوق​های بازنشستگی، سپردن اختیار صندوق سازمان تامین اجتماعی و دیگر صندوق​های بازنشستگی به هیات امنایی از نماینده های منتخب اعضا، محاکمه غارتگران صندوق​های بازنشستگی و جبران خسارت​های وارده به آنها

۷-  با توجه به ضد کارگری بودن قانون کار موجود، این قانون باید تغییر و هر گونه اصلاح و دست بردن در آن باید از طریق وسیع ترین اطلاع رسانی به کارگران و با دخالت مستقیم نماینده های منتخب مجامع عمومی آنان در سراسر کشور صورت بگیرد

۸- ممنوعیت کار کودکان و فراهم کردن امکانات زندگی، تحصیل رایگان و برابر برای همه کودکان فارغ از تعلق خانوادگی، جنسیت، قومیت و مذهب مطابق با استانداردهای پیشرفته امروزی

۹-  برقراری بالاترین استانداردهای ایمنی کار در تمامی محیط​های کارگری

۱۰- بر چیده شدن تمامی قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان و برابری کامل و بی قید و شرط  حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی

۱۱- به رسمیت شناخته شدن حق شهروندی برای مهاجرین افغانستانی و دیگر مهاجران و منع هر گونه اعمال تبعیض آمیز علیه آنان

۱۲- اول ماه مه روز جهانی کارگر باید تعطیل رسمی اعلام و هر گونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسم این روز ملغی شود

اسامی تشکل​های امضا کننده به ترتیب حروف الفبا:

۱- اتحادیه آزاد کارگران ایران

۲- انجمن صنفی کارگران واستادکاران ساختمانی مریوان وسروآباد

۳- انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه

۴- سندیکای کارگران نقاش استان البرز

۵- کانون مدافعان حقوق کارگر

۶- کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران

 

 

 

حادثه کار تنها یک حادثه نیست، روندی است جاری در خانواده کارگر حادثه دیده

 

به مناسبت ۲۸ آوریل روز جهانی یادمان کارگران جانباخته بر اثر حوادث کار و آلودگی محیط کار
با یاد و خاطره ی تمام کارگرانی که جان خود را در حوادث کار از دست داده اند

هر روز تعدادی از کارگران به دلیل ایمن نبود محیط کار، و بی توجهی کارفرمایان به استانداردهای لازم برای کار، دچار حوادث کار می شوند، تعدادی از آنان جان خود را از دست داده و تعدادی هم دچار معلولیت هایی می شوند که امکان کار را از آنان می گیرد. آمار دقیقی از این قربانیان وجود ندارد. بسیاری از دولت های کشورهای در حال توسعه نیز آمار دقیق و واقعی از تلفات خود ارائه نمیدهند. اما به جرات می توان ادعا کرد که تعداد کشته شدگان حوادث کار بیشتر از کشته شدگان جنگ است. ارائه آمار دقیق در این زمینه به معنی صحه گذاشتن بر استثمار بی حد و اندازه ای است که سرمایه داری بر آن استوار است. برمنبای همین آمارهای ناقص منتشر شده، سازمان بین المللی کار (ILO) اعلام کرد که سالانه در جهان بیش از دو میلیون و چهارصد هزار نفر بر اثر حوادث کار و بیماریهای ناشی از محیط کار جانشان را از دست می دهند. سیصد و پنجاه هزار کارگر در حوادث حین کار کشته میشوند و بیش از دو میلیون و پنجاه هزار نفر دیگر بر اثر بیماریهای مربوط به کار میمیرند. یعنی روزانه بیش از ۶۵۰۰ نفر قربانی جدال جان و سرمایه می شوند. در واقع مرگ این کارگران باید به عنوان قتل عمد محسوب شود. قتل عمد به این دلیل که:
۱- عدم پرداخت دستمزد مناسب و عدم امنیت شغلی کارگران موجب بالا رفتن حوادث ناشی از کار می شود. کارگر برای تامین هزینه های زندگی، بهه جای هشت ساعت کار قانونی، ۱۶ ساعت و بعضا تا ۲۴ ساعت در سه شیفت کار کند که دقت و توجه آنان را کاهش می دهد.
۲- بسیاری از این کارگران در اثر اهمال کارفرمایان و خودداری آگاهانه ایشان از فراهم آوردن امکانات مناسب و ایمن کردن محیط های کار قربانی میی شوند چرا که صرفه جویی در این زمینه ها به سود سرمایه داران می افزاید.
۳- بعضی از این حوادث به ظاهر در اثر بی احتیاطی کارگران است. در این موارد هم باز هم کارفرمایان مقصرند چرا که قبل از کار آموزش های لازم را بهه کارگران نمیدهند. زیرا هزینه های آموزش هم جزء هزینه های غیر ضروری محسوب می شود و منبع دیگری برای صرفه جویی و کاهش هزینه تولید است.
اما در صورت قتل کارگران در اثر حوادث کار هیچ یک از کارفرمایان نه تنها در جایگاه متهم قرار نمیگیرند. حتا در قراردادهای واگذاری کار به شرکت هایی پیمانکاری درصدی تحت عنوان مرگ و میر نیروی کار در نظر گرفته می شود. سلمان یگانه اردیبهشت سال ۱۳۸۸ در کارخانه سیمان لوشان به دلیل نقص فنی دستگاه کشته شد. «مه آفرید امیرخسروی» مالک کارخانه سیمان لوشان و ۳۸ کارخانه و مجتمع تولیدی و مجری ۱۸ پروژه ی عظیم بود. او (یا نماینده ی او در کارخانه ی فولاد لوشان) در جواب سلمان، که از او خواسته بود عیب دستگاه بتون ساز را برطرف کند، گفته بود توان مالیِ تعویض و حتا تعمیر دستگاه را ندارد! مه آفرید خسروی، کارفرمای وی به جرم اختلاس اعدام شد، اما در پرونده ی وی عاملیت در قتل سلمان به چشم نمی خورد.
حادثه ی کار یک حادثه نیست که فقط به یک نفر آسیب بزند. تاثیرات این حوادث در زندگی این کارگران بسیار عمیق و طولانی مدت است، آسیب هاییی که شاید در بعضی موارد بسیار دردناک تر از خود حادثه باشد، چرا که بعد از این رویداد، تبعات آن در زندگی بازماندگان و خانواده ی کارگر حادثه دیده هر لحظه مستمر و جاری خواهد بود.
در نبود تشکل های کارگری مستقل که بتواند از حقوق کارگران حمایت کند، نظارت بر ایمنی کارگاه ها از دستور کار مسوولان خارج است و ماده ۱۴۷۷ قانون کار نیز مانند سایر موادش به فراموشی سپرده می شود. ماده ای که دولت را موظف کرده است خدمات بهداشتی و درمانی را برای کارگران و کشاورزان مشمول این قانون و خانواده های آنها فراهم کند و کارفرمایان را به بیمه کردن کارگران الزام می کند و تاوان قصور و سودپرستی کارفرمایان و بی توجهی مسوولین سازمان تامین اجتماعی، وزارت کار و… را کارگران حادثه دیده و خانواده های آنان می پردازند.
در بیشتر خبرهای مربوط به کشته شدن کارگران به دلیل حوادث کار، اسمی از آنان برده نمی شود. آنان قربانیان گمنامی هستند که در لابه لایی خبرهای رسانه ها به راحتی گم می شوند. حتا درحوادث بزرگی مانند آتش سوزی ساختمان پلاسکو نیز چنین اتفاقی افتد و بعد از فروکش کردن تب و تاب اولیه، دیگری خبری از این کارگران و خانواده هایشان نیست.
از این رو انتخاب و به رسمیت شناختن روزی با عنوان “یادمان قربانیان حوادث کار” می تواند بسیار مهم باشد. نخستین بار اوایل دهه هشتاد میلادی ۲۸۸ آوریل به عنوان روز یادمان قربانیان حوادث و محیط کار مطرح شد.کشور کانادا در سال ۱۹۸۹ این روز را به رسمیت شناخت و به دنبال آن در سال ۱۹۹۶ فدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری در نیویورک این روز را به عنوان روز یادمان کارگران اعلام کرد. تا کنون طی دو مرحله بیست کشور جهان این روز را به رسمیت شناخته اند، اما اکثر کشورها، حتی کشورهای پیشرفته از به رسمیت شناختن این روز طفره میروند.
بر تمامی کارگران و تشکل های مستقل آنان است که با گرامی داشتن یاد کارگران حادثه دیده، توجه افکار عمومی را بیشتر به این مساله جلب کنند وو ایجاد ایمنی کار را به یکی از خواسته های اصلی خود تبدیل کنند.
به این منظور یادی می کنیم از برخی کارگرانی که در سالهای قبل جان خود را در محیط کار از دست داده اند:
پیمان رضی لو(کارگر ایران خودرو) ، سلمان یگانه (کارگر لوله سازی لوشان)، فرامرز شاه ویسی، (سکته قلبی هنگام کارشرکت لیلاق سنندج)، مهدیی داوری (سقوط داخل چاه آسانسور ساختمانی اصفهان)، سردار عبداله (مرگ بر اثر سقوط ساختمانی سنندج)، شاهبری بهرامی فر (مرگ هنگام کار با خرمن زن، کارگر کشاورزی شهرستان روانسر)، نجیب اله کارگر افغان (مرگ بر اثر سقوط ساختمانی نائین)، ایرج مهاجری، خدا رحم اولیازهی، عدنان عزیزی، عبدالحمید صادقی، مصیبت کریمی راد، مراد خالقپور، ولی محمدی، رحم الدین نور زهی، محمد ایزدی، هاشم عابدی و پویا عزیزی، رضا خالقپور (کارگران غدیر یزد)، محمد حسین بیگی (برخورد با دستگاه کاردینگ کارخانه نساجی یزد)، رضا کشاورز (مرگ بر اثر آتش سوزی پالایشگاه نفت بندر عباس) ، خسرو جان ، لقمان مسعودی ، سوران کوملسی (کارگران نقاش ساختمانی، مرگ بر اثر گاز گرفتگی مهاباد)، مصطفی بهمن پور ( خودکشی در محوطه کارخانه به دلیل قرار گرفتن در لیست اخراج، کارخانه مزدا تهران)، مهدی سیف الدینی(مرگ بر اثر اصابت جک معدن زغال سنگ شهرستان زرند)، اسلام جهانبانیان (کارگر پتروشیمی کارون)، سید مرتضی موسوی‌نژاد و عبدالنور بنی‌سعید و محمد حمیدی (از کشته شدگان پتروشیمی بندر امام)  و … .
و از یاد نبریم تمام کشته شدگان گمنام حوادث کار و خانواده هایشان را که درخبرها تنها با عنوان “یک کارگر” معرفی می شوند و با امید به روزی که دیگر هیچ کارگری درحین کار، سلامت و جان خود را از دست ندهد .
کانون مدافعان حقوق کارگر
۸ اردیبهشت  ۱۳۹۶

حسن رحمان پناه:در استقبال از اول ماە مه ، روز اتحاد جهانی طبقە کارگر

دوشنبە ١ماه مه برابر با ١١ اردیبهشت روز جهانی کارگر است. در این روز و به وسعت جهان، کار و سرمایه از هر زمانی بیشتر صف طبقاتی خود را در خیابان ها و میادین شهرها به نمایش می گذارند و صف آرایی می کنند. در این روز، در صف کار و انسانیت ، نژاد، مذهب، ملیت، زبان، پرچم و تفاوت جنسیتی به کنار نهاده می شوند. رنگ پوست و چشم، خارجی بودن و بومی بودن، مرد یا زن بودن، هیچکدام نه تحقیر و نه برتری محسوب نمی شوند. صف انسانیت همراه با پرچم های سرخ و مشت های گرەکردە و با شعار وحدت آفرین “کارگران جهان متحد شوید” که مارکس و انگلس برای اولین بار در “مانیفست حزب کمونیست” در سال ١٨۴٨ یعنی در ١۶٩ سال قبل فرموله و تاکنون نیز چراغ راهنمایی کارگران و کمونیست ها در نبرد طبقاتی برای آزادی و رهایی است، رژه می روند. در این روز طبقه کارگر در کشورهای مختلف جهان، خواست ها و مطالبات طبقاتی ، صنفی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی خود را کە مطالبات اکثریت جامعە است ، از جمله ضدیت با نظام ضد انسانی سرمایه داری، لغو کار مزدی و استثمار انسان توسط انسان ، برابری جنسیتی ، ضدیت با میلیتاریسم و جنگ و کشتار روزانه انسان ها، ضدیت با کار کودکان و کودک آزاری، ضدیت با تبعیض جنسیتی ، نژادی ، ملی و مذهبی ، دفاع از آزادی عقیدە ، بیان ، اندیشە، تشکیلات و …. را در اجتماعات خود فریاد می زند و در قطعنامه های خود مدون می سازند. در این روز پرولتاریای انقلابی و اگاه ، بعنوان گورکنان نظام سرمایەداری نوید جهان دیگری می دهند ، جهان سوسیالیزم و حکومت کارگران . جهانی کە تحت کنترل اکثریت تولیدکنندگان آن ادارە خواهد شد نه اقلیت محدود و استثمارگر کنونی.
در مقابل این صف سرشار از انسانیت و برابری طلبی، بورژوازی نیز با قوانین و نهادهای اجرایی، قضایی و قانونگذاری، با پلیس و دستگاەهای سرکوبگر و امنیتی، با پاپ و کلیسا، با آخوند و روزه خوان و فریبکاران حرفەای، با کنیسه و خاخام، با پلیس و اسب و سگ های آموزش دیده، با زندان و شکنجەگر و جلاد و دهها ابزار و امکانات دیگر سرکوب و تحمیق در برابر کارگران و بشریت آزادیخواه که خواهان تغییر جهان کنونی و برپای دنیایی دیگر است، صف آرایی می کند
امروز از هر زمانی بیشتر بورژوازی، جامعه بشری را به سوی پرتگاه سوق داده و می دهد. “دونالد ترامپ” رئیس جمهور امپراطوری ایالات متحد آمریکا، صریح و بی پرده به بهانه جنگ با “داعش” در کشور اسلام زدە و جنگ زدە افغانستان، طی چند روز گذشتە، بزرکترین بمب غیر اتمی این کشور کە به “مادربمب”ها معروف است را آزمایش نمود و نگرانی از یک جنگ خانمانسوز را در سطح جهانی دامن زد. ترامپ بی پردە از به کارگیری سلاح اتمی علیه کشورهای “سرکش”، لغو توافقات هستەای و شروع دور نوین مسابقات “هستەای” در سطح جهان دم زند. جهنمی که امروز از برکت “نظم نوین” امپراطوری آمریکا و بویژه بعد از جنگ اول خلیج در عراق، سوریە ، یمن ، افغانستان، لیبی و بسیاری از جاهای دیگر بر پا شده و تقابل و دخالت رقیب قدرتمند اتمی اش “روسیە” را به همراه داشتە، روزانه آتش و مرگ آن را از رهگذر قربانی شدن صدها انسان بی دفاع و زجر کشیده در صفحه تلویزیون ها مشاهده می کنیم. محصول آن “نظم نوین”، بی نظمی آشکار در جهان و رشد بنیادگرایی مذهبی، تروریسم ، جنگ ، راسیسم و نژادپرستی در پیشرفتەترین کشورهای سرمایەداری است. شخص رئیس جمهور کنونی آمریکا بعنوان عنصری غیرقابل پیشبینی و خطرناک با افکار آشکارا فاشیستی و بیگانه ستیزانه، زادە چنین بی نظمی جهانی است.
سرمایەداری نئولیبرال و افسارگسیختە تعرضاتش به آخرین دستاوردهای بشری و به ویژه طبقه کارگر در ابعاد جهانی را با شدت بیشتر از قرن گذشتە ادامه می دهد. افزایش ساعت کار و کاهش دستمزد ، افزایش سن بازنشستگی، اخراج روزانه کارگران از کار دائم و تبدیل قرارداد رسمی به قرارداد موقت، استفاده بیشتر از نیروی کار کودکان کارگر با دستمزد کمتر و بسیار نازل، گستردش دامنه پدیده کودکان خیابانی، کاهش خدمات دولتی و کاستن از امکانات رفاهی و درمانی مردم، تشدید بی سابقه فرایند آلودگی و تخریب زیست محیطی و افزایش خطرات جدی علیه محیط زیست و کل بشریت و نظایر آن، تقویت بنیادگرایی مذهبی ، راسیسم ، نژادپرستی و خارجی ستیزی ، چهره کنونی نظام سرمایه داری و لیبرالیسم چند دهه اخیر را بوضوح و بیشتر از زمانی نشان می دهد. حاصل تعرضات روزانه سرمایە به طبقە کارگر و انسانهای ستمکش، انباشت سرمایە در یک سو و فقر مطلق در طرف دیگر است . بطوریکە ثروت ٨ میلیاردر در جهان با ۴٢۶ میلیارد دلار، برابر با ثروت ٣میلیارد و ۶٠٠میلیون نفر از ساکنان کرە زمین است کە حدود ۴٠٩ میلیارد دلار ثروت دارند. (اکسفام – گزارش سال ٢٠١۶). روی دیگر تعرضات جریان نئولیبرال در عرصه اقتصادی به طبقە کارگر و دست آوردهای تا کنونی آن برای بورژوازی جهانی ، جنگ و میلیتاریزم نظامی ، از جملە اشغال و دخالت عریان مستقیم یا غیرە مستقیم در کشورهای عراق، سوریە، افغانستان ، لیبی ، یمن و جاهای دیگر است. حاصل چنین دخالت های نظامی کە با چاشنی “دفاع از حقوق بشر و دمکراسی” همراە بودە ، چیزی جز سربرآوردن گروەهای جنایتکار و بنیادگرایی اسلامی در این مناطق امثال “القاعدە ، داعش، جبهەالنصرە، فتح الشام” و دەهها گروە قاتل و انسان کش دیگر نبودە است. در عرصە سیاسی و سیستم انتخاباتی در کشورهای پیشرفتە سرمایەداری نیز کە کل افتخار تا کنونی بورژوازی واگذاری “حق رآی” به احاد جامعە است، سیستم نئولیبرال حامی و تقویت کنندە راسیسم و نژادپرستی و جریانات بیگانه ستیز راست افراطی نظیر دونالد ترامپ در آمریکا ، “حزب آزادی” راستگرای افراطی در هلند و “مارین لوپن” نژاد پرست در فرانسه، حزب آلترناتیو در آلمان و احزاب و جریانات مشابه آنان در گوشە و کنار جهان از جملە نئوفاشیستی همچون “سلطان اردوغان” و حزب “داد و توسعە” در ترکیە است.
امروز عملآ جهان در مقابل آن تصویر انسانی و ژرف اندیشانه “روزا لوکزامبورگ” قرار گرفته است که نوشت ” سوسیالیسم یا بربریت”. بربریت کنونی نظام سرمایه داری را اکثریت قریب به اتفاق انسان های این کره خاکی، روزانه با گوشت و پوست و استخوان خود و در پراتیک و تجربه عملی می آزمایند. اما سوسیالیسم کارگران، سوسیالیسمی که مارکس از آن یاد می کند که همانا عبارت از قدرت سازمان یافته طبقه کارگر آگاه برای اداره اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه می باشد و فاز اول راهیابی به جامعه کمونیستی و محو طبقات و زوال دولت است، هنوز خود را در میدان پراتیک نشان ندادە است . اما بشریت امروز از هر زمانی بیشتر به آن نیاز دارد و راە سومی جهت رهایی از مصائب نظام طبقاتی سرمایەداری به جز رسیدن به جامعە سوسیالیستی پیشارو نیست.
آنچه بیان شد تنها گوشەای از حقیقت جهان کنونی است. بخش اکثریت دنیای امروز را تودەهای وسیع کارگر و زحمتکش تشکیل می دهد کە نه تنها سودی در سیستم نئولیبرالیسم سرمایەداری عصر امپریالیسم و “دهکدە جهانی” و پیروزی بازار آزاد ندارد، بلکە قربانی اولیە آن هستند. این بخش عظیم و اکثریت جامعە، روزانه در حال کار کردن و جان دادن هستند و تمام نعمات و لذایذ جهان کنونی حاصل کار و عرق جبین آنان است ، اما خود از آن محروم می باشد. این بخش نعمت آفرین جامعە، در برابر گرایش نئولیبرال و چرخش به “راست تر” بورژوازی بیکار ننشسته است. زیرا و بطور واقعی و ملموس یک گردش به چپ نیز در میان کارگران، زحمتکشان، روشنفکران انقلابی چپ و انسان های آزاده دیده می شود. رویدادهای چند سال اخیر یونان ، اسپانیا ، اسلونی ، کراواسی ، تغییر در رهبری حزب کارگر انگلستان کە ناشی از فشار تودەهای پایین حزب بود و همچنین حضور کسی چون “ساندرز” در انتخابات آمریکا در رقابت شدید درون حزبی با “کلینتون” بعنوان نمایندە بخش مهمی از سرمایە امپریالیستی و از همه بارزتر تجربە ” روژآوا ” در مقابل جریان به شدت ضد انسانی و جنایتکار “داعش” و حامیان منطقەای و جهانی آن کە حمایت های میلیونی با اعتراضات و تظاهراتهای گستردە بی نظیر در سطح جهانی بعد از جنگ ویتنام را به دنبال داشت از نمونەهای باز چنین گردش به چپی است . اما ضعف اصلی جنبش کارگری و کمونیستی جهانی ، کماکان کمبود نهاد و تشکل های تودەای و حزبی این جنبش در سطح کشوری و بین المللی است کە ستاد رهبری و فرماندهی طبقە کارگر بعنوان طبقەای جهانی در نبرد کار و سرمایە باشد.
روز جهانی کارگر، امکان مناسبی برای رژه جهانی اکثریت عظیم کارگران و به ویژه فعالین کمونیست و سوسیالیست کارگری است که شرایط کنونی و متحول امروزی را چه در ابعاد جهانی و چه در ابعاد کشوری آن دریابند و از تجربیات گذشته بیاموزند. با اشراف بر گذشته و با اتحاد و آگاهی طبقاتی، نیروی متحد و متشکل خود را جهت نبرد و رهایی از بربریت نظام سرمایه داری آماده سازند. اکنون و از هر زمانی بیشتر رسالت تغییر بربریت نظام سرمایه داری بر دوش طبقه کارگر، این گورکنان نظام ضدانسانی سرمایەداری است. اما به سرانجام رساندن این رسالت نه امری خودبخودی و بدون سازمان و تشکیلات در ابعاد تودەای و حزبی ، بلکه حرکتی آگاهانه است که با اتکا به پراتیک دگرگون ساز طبقه کارگر و انسان های کمونیست و برابری طلب مقدور و ممکن خواهد گردید.

طبقە کارگران ایران و اول ماه مه

طبقه کارگر ایران امروز در یکی از دشوارترین لحظات حیات سیاسی و مبارزاتی خود به سر می برد. این طبقه از نهادهای موثر مبارزاتی خود، از جملە تشکل مستقل کارگری (مستقل از نهادهای دولت و کارفرما) ، حق تجمع، اعتراض و اعتصاب و آزادی بیان و عقیده محروم است. عدم وجود این ابزارهای مبارزاتی در دست کارگران، به معنای خلع سلاح آنان در نبردی سخت و رودررو با دشمنی تا دندان مسلح و بی رحم است که به چیزی جز تسلیم و بردگی مطلق کارگران رضایت نمی دهد. آنچه امروز طبقه کارگر ایران از سر می گذراند مرگ تدریجی و فرسایشی خود و اعضای خانواده اش است. دولت و سرمایه داران ایران ضمن اشراف بر این حقیقت، به این میزان از شرایط دردناک بردگی علیە کارگران هنوز راضی نیستند، بلکه روز به روز فشارهای خود علیه این طبقه را افزایش می دهند تا سود بیشتری کسب نمایند. طبقە سرمایەدار ایران و دولت حامی آن کە کمیتە اجرایی و بازوی مسلح این طبقە است، به خوبی اگاه هستند کە ثروت آنان محصول استثمار شدید و فقر کارگران و فقر کارگران سرچشمه ازدیاد ثروت روزانه آنان است. سیاست دولت و سرمایه داران در اعمال بی حقوقی روزانه علیه طبقه کارگر در اقداماتی از قبیل اخراج روزانه کارگران از کار و تعطیلی مراکز تولیدی و وجود ارتش عظیم بیکاران، عدم پرداخت به موقع دستمزدها، لغو قراردادهای دائمی و انعقاد قرارداد موقت و سفید امضا با کارگران، عدم رعایت قانون کار ضد کارگری دولت و کوشش برای تغییرات بیشتر در آن به نفع کارفرمایان کە در دورە ریاست جمهوری احمدی نژاد مجددآ از سرگرفتە شد و در حکومت روحانی پیگیری گردید، فقدان بیمه بیکاری و عدم تامین امنیت شغلی و درمانی، افزایش ناچیز دستمزدها از ٨١٢ هزار تومان در سال ٩۵ به ٩٣٠هزار تومان در سال ٩۶ در مقابل افزایش تورم افسارگسیخته و چهار برابر پایین تر از خط فقر موجود در جامعە ، وجود میلیونها بیکار بعنوان تهدیدی دائمی علیە کارگران شاغل، افزایش دیگر معضلات اجتماعی همچون اعتیاد، فقر، تن فروشی ، کار کودکان، قتل و نظایر آن، که در گام اول قربانیان آن در صفوف طبقه کارگر و قشرهای محروم و ستمکش جامعه شکار می شوند، از دیگر عوارض نظام فاسد سرمایه داری و دولت اسلامی مدافع آن در ایران امروز است.
اگرچه طبقە سرمایەدار و دولت حامی آن بیشترین ستم و اجحافات را بر طبقە کارگر تحمیل نمودە ، اما این طبقە نیز تسلیم نشدە و به اعتراض و مبارزات خود ادامه دادە است. طی سال گذشتە نیز هر روز و هر ماه شاهد دهها حرکت و اقدام جمعی و گروهی کارگران در محیط کار ، در جلو کارخانه ، در برابر نهادهای تصمیم گیری رژیم از جملە ادارە کار و مجلس و … بودەایم . زندەترین حرکت موجود در جامعە، حرکت و اقدامات کارگری طی سال گذشتە و چند سال قبل تر نیز بودە است . مبارزات معلمان و پرستاران نیز بعنوان بخشی از طبقە کارگر، نقش مهم و چشمگیری در مبارزات این طبقە طی چند سال گذشتە داشتە است . در این مبارزات جایگاه اعتراض و مبارزە معلمان به دلایل عینی، از جملە وجود تشکیلات سراسری از قبیل “کانون صنفی معلمان “، اعتراضات فراتر از یک شهر و یک استان و کشوری کردن این اعتراضات ، طرح خواست و مطالبات تمام معلمان نه یک بخش یا رشتە درسی خاص و وجود و حضور چهرەهای فعال ، مبارز ، علنی و فداکار در رآس و در صفوف این جنبش و ادامه و استمرار مبارزات و پیگیری مطالبات ، از دلایل اصلی حضور و زندە بود این بخش از مبارزات اجتماعی و کارگری بودە است کە دیگر بخش های جنبش کارگری لازم و ضروی است از تجربیات آنان بیاموزند و استفادە نمایند. اما متاسفانه مبارزات این بخش از کارگران، در مراکز تولیدی، بویژه بخش صنعت، جواب مثبت نگرفت و دیگر بخش های جنبش کارگری به کمک اعتراض و مبازرە معلمان و پرستاران برنخواستند کە دلیلی برعدم استمرار این اعتراضات به شمار می آید.
اما جنبش کارگری ایران طی سال گذشتە نیز علارغم زندە بودن و مقاومت و مبارزە کردن کە بخشی از هویت و ضرورت ادامه حیات این جنبش طبقاتی است ، کماکان از درد و مصائب قبلی رنج می برد کە خلاصەوار عبارتند از:
١١_ مبارزات طبقە کارگر کماکان دفاعی و در جواب به تعرضات کارفرما و دولت و از جملە عدم پرداخت دستمزدهای معوقە یا اخراجهای دستەجمعی است.
٢٢_ این مبارزات هنوز محدودە یک کارخانه یا یک مرکزتولید را پشت سر نگذاشتە و فراگیر نشدە است . مبارزات کارگری هنوز سراسری و به نبرد طبقە علیە طبقە تبدیل نشدە است . بلکە اعتراض یک کارخانه یا یک محیط کار در برابر طبقە سرمایەدار و دولت در همان محیط محدود و بستە است .
٣٣_ نهادهای ضدکارگری و وابستە به رژیم از قبیل خانه کارگر و شوراهای اسلامی با وصف ضدیت اشکار با مصالح و منافع کارگران ، به دلیل حمایت های دولتی از آنان هنوز در محیط های کار حضور دارند و دخالت گر هستند.
۴۴_ طبقە کارگر هنوز بعنوان یک طبقە در برابر بورژوازی و دولت حامی آن بعنوان یک طبقە وارد نبرد اقتصادی و سیاسی نشدە است. در مبارزات کنونی و جاری کارگران ، کارگران بیکار کە لشکر چند میلیونی طبقە کارگر را تشکیل می دهند، هیچ نقش و جایگاهی ندارند.
۵۵_ اگر چه مبارزات کارگری در مواردی حمایت خانوادەهای کارگران اعتصابی را به همراه داشتە است، اما این سطح از حمایت ابدآ کافی نیست . کارگر تنها در محیط کار، کارگر نیست، بلکە محیط زندگی نیز بخشی از مکان حضور اجتماعی آنرا تشکیل می دهد .لذا ضروری است کە کارگران در مبارزات روزانه خود حمایت اجتماع و از جملە محیط زندگی خود را نیز پشت سر داشتە باشند.
۶۶_ زنان بخش وسیعی از طبقە کارگر و نیروی کار ایران را تشکیل می دهند. در بخش تولید ، در بخش خدمات و آموزش ، فعال و بیشترین نیروی کار بیکار بنا به مصالح و منافع سرمایە از صفوف زنان است . اما این بخش از طبقە کارگر به نسبت کمیت و کیفیت آن ، چه در نهادهای خودساختە فعالین کارگری، چه در سازماندهی و رهبری اعتراضات و مبارزات جاری، نقش و جایگاه شایستە خود را نیافتەاند. بافت مذهبی و مردسالار حکومت و بخش دینی جامعە در تحمیل این نابرابری بر جنبش کارگری موثر بودە است . کمبود حضور فعال زنان در همه عرصەهای جنبش کارگری یکی از نقاط ضعف اصلی این جنبش است . این خلاء را باید و میتوان با مبارزە علیە فرهنگ مردسالار و مذهبی ، با مبارزە برای حق اشتغال و برابری اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و خانوادگی زنان پر کرد . زنان لازم و ضروری است کە نقش لازم و شایستە خود را در جنبش کارگری به دست آورند.
٧_ ٣٨٨سال سرکوب خشن و خونین ، زندان ، شکنجە و حتی اعدام ، تبعید و جلای “وطن”، اخراج و بازخرید اگاهانه با فشار کارفرما و نهادهای امنیتی ، منع فعالیت و یا تعیین زندان تعلیقی با قرار وسیقە سنگین به منظور خودداری از فعالیت کارگری ، جنبش کارگری ایران را از بخشی از فعالین و رهبران عملی و فکری خود محروم کردە است. این کمبود اکنون از هر زمان دیگری محسوس تر است.
٨٨_ نهادهای مبارزاتی و انقلابی و کارگری موجود ، از جملە کمیتەها و اتحادیەهای مستقل و غیردولتی و غیرکارفرمایی ، با نام و عناوین متفاوت، اگرچە مبارز و فداکار در جنبش کارگری هستند و حضور دارند، اما بیشتر به محل و مکان فعالین کارگری و فعالین گرایشهای رادیکال و سوسیالیستی این جنبش تبدیل شدەاند. درد مشترک تمام این نهادها، غیرتودەای بودن آنان و به یک معنا تک گرایشی بودن آنان است . نهاد و سازمان کارگری باید و لازم است محل تجمع ، گردهمایی و مبارزە مشترک کل فروشندگان نیروی کار، فارغ از هویت های کاذب فکری ، مذهبی ، ملی و همچنین تفاوتهای جنسیتی آنان باشد.
٩٩_ سرآنجام و از همه اینها مهمتر، طبقە کارگر ایران از ابزار و سلاح مبارزە و رزم انقلابی خود کە سازمان و تشکیلات است اگاهانه و نقشەمند توسط طبقە سرمایەدار و دولت حامی آن محروم شدە است . کارگران پراکندە در هر مبارزەای به آسانی سرکوب و متفرق می شوند. اما کارگران متحد و متشکل از مبارزە و رزم مشترک نیرو و قوت قلب می گیرند. پیروزی در هر حرکت، ولو کوچک و محدود را دستمایە پیشروی و اقدام بزرگتر قرار می دهند و آنر سنگری در فتح سنگرهای دیگر می دانند. اگر رمز موفقیت طبقە سرمایەدار در سرکوب و استثمار شدید کارگران در متشکل بودن بعنوان یک طبقە است ، طبقە کارگر نیز هیچ راه دیگری به جز متحد بودن و متحد شدن در مبارزە مرگ و زندگی علیە آنان ندارد. پراکندگی کارگر، مرگ تدریجی و تحمل بربریت طبقە مقابل علیە خود است و متحد و متشکل شدن، رزمیدن برای نان، کار، آزادی و حکومت کارگری است. به قول کارل مارکس “اگر کارگران فردی استثمار می شوند ، اما جمعی رهایی می یابند”. بنابراین متشکل شدن در سازمانها تودەای کارگری و مبارزه رزمندە سراسری، رمز پیروزی کارگران در نبرد با سرمایەداری است . طبقە کارگر ایران اکنون از این ابزار مهم نبرد طبقاتی، اگاهانه محروم شدە است . وظیفە پیشروان و پیشقراولان این طبقە مسلح نمودن خود و هم طبقەایهاشان به چنین ابزاری است. تردیدی نیست تقویت و گسترش تشکلات حزبی و طبقاتی کارگران نیز در دل چنین تشکلات کارگری و تودەای ممکن و پیشروی و پیروزی مبارزات جاری و روزانه کارگران را ممکن خواهد نمود. تشکل تودەای و حزبی کارگران نه تنها در تقابل هم نیستند، بلکە در یک پروسە مبارزاتی و انقلابی کە چیزی جز نبرد بی امان و لحظە به لحظە کارگر با سرمایەدار نیست، سیقل می یابند ، گستردە می شوند و همدیگر را تقویت و تکامل خواهند داد. حزب کارگری بخش اگاه و متشکل کارگران و کمونیست ها را در بر می گیرد کە به قول مانیفست ” فرق کمونیستها با دیگر احزاب پرولتارى تنها در این است که از طرفى، کمونیستها در مبارزات پرولتارهاى ملل گوناگون، مصالح مشترک همه پرولتاریا را صرف نظر از منافع ملیشان، در مد نظر قرار میدهند و از آن دفاع مینمایند، و از طرف دیگر در مراحل گوناگونى که مبارزه پرولتاریا و بورژوازى طى میکند، آنان همیشه نمایندگان مصالح و منافع تمام جنبش هستند”.
ضمنآ، طبقە کارگر ایران امسال در شرایطی به استقبال اول ماە مه روز جهانی اتحاد و همبستگی پرولتاریای جهانی می رود کە جمهوری اسلامی حدودآ سە هفتە بعدتر نمایش انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا را برگزار می کند. اکنون و با معرفی ۶ کاندید حکومتی از دو جناح اصولگرا و اصلاح طلبی حکومتی ، با معرفتی چهرهای جلاد و قاتل از قماش “رئیسی، روحانی، قالی باف، ….” در صدد گرم کردن تنور این نمایش مبتذل است. از هم اکنون با راه اندازی “هفتە کارگر” و معرفی و جایزه دادن به کارگر”نمونه” کە چیزی و کسی جز کارگر وابستە به رژیم و ضد منافع و مصالح طبقە کارگر و خادم سرمایە نیست، قصد دارند کارگران را به پای صندوق های تقلب و حقە بازی اسلامی بکشانند. رسالت کارگران اگاه و پیشرو و کل طبقە کارگر ایران است کە متحد و یکپارچه این نمایش مضحک حکومتی و مذهبی را بایکوت و در آن شرکت ننماید. نه تنها خود و خانودەهایشان در این نمایش شرکت نکنند، بلکە تودەهای مردم را از حضور در پای صندوق های جرم و جنایت و رای دادن به ادامه حیات سرکوبگرانه رژیم اسلامی منع کنند. بایکوت گستردە و متحدانه نمایش انتخابات رژیم اسلامی می تواند زمینه مناسبی در تغییر فضای سیاسی و مبارزاتی جامعە ایران به نفع جبهە انقلاب و به ضرر جبهە ضدانقلاب اسلامی فراهم سازد.
در پایان، روز جهانی کارگر ، روز اکسیون های کوچک و محدود نیست . روز کارگران کمونیست و بخش رادیکال و سوسیالیست جنبش کارگری نیست. روز مردان کارگر یا کارگران شاغل نیست . روز گلگشت ها و گردهمایی جمع ها و محافل کوچک و اشنا با هم در کنار دریاها ، در پای کوهها و در باغ و خارج از شهر نیست . چنین اقداماتی تنها باید در فضای به شدت میلیتاریستی شدید و عدم امکان حضور در خیابان و میادین شهرها در دستور کار فعالین کارگری باشد.
اول ماە مە روز کل طبقە کارگر ، فارغ از زبان، نژاد، مذهب، جنسیت ، گرایش فکری و نظری است. این روز، روز کارگر شاغل و بیکار، کولبر و دستفروش ، مهاجر و بومی ، پیر و جوان و کودک ، زن و مرد ، و در یک کلام، روز کل طبقە کارگر بعنوان تنی واحد است . این روز ، روز جشن کارگران ، روز اعلام مانیفست کارگران علیە سرمایەداران ، روز ٩٩درصدیها در برابر ١ درصدیها است . در این روز خیابان و میادین شهرها متعلق به کارگران است و باید در اختیار آنان باشد. در این روز، چرخهای تولید به فرمان کارگران و در جهت خدمت به اتحاد، سازمانیابی و رزم انقلابی آنان، باید از گردش و تولید باز ایستد. در این روز، کل جامعە و کل بشریت ، باید سایە اول ماه مه ، نسیم و امید به رهایی بشریت از توحش و بربریت نظام سرمایەداری را در محیط کار، در محل زندگی و استراحت خود لمس و حس کند. اول ماه مه روز اتحاد و رزم انقلابی طبقە کارگر برای آزادی و رهایی است . نوید دهندە جامعە سوسیالیستی با اتکا به نیروی اگاه و رزمندە طبقە کارگر جهانی است . به گفتە مانیفست “پرولتاریا در نبرد برای رهایی چیزی جز زنجیرهای خود از دست نخواهند داد ، اما جهانی را به چنگ خواهند آورد. کارگران تمام کشورها متحد شوید .”

زندە باد اول ماه مه

زندە باد اتحاد و همبستگی جهانی طبقە کارگر

٢۵/اوریل/٢٠١٧

در آستانه روز جهانی کارگر: باز هم تهدید و احضار فعالان

در آستانه روز همبستگی و اتحاد جهانی کارگران (۱۱ اردیبهشت) و در شرایطی که میلیون ها کارگر و زحمتکش ایران با انبوهی از خواست های برحق و ابتدایی کارد به استخوانشان رسیده است، باز هم قوه قضائیه و دادگاه ها با پرونده سازی های امنیتی علیه فعالان کارگری، جو تهدید و ارعاب را به نفع کارفرمایان و سرمایه داران، شدت می بخشند. دادگاه انقلاب دزفول – قوۀ قضائیه – طی حکمی علی نجاتی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه را به همراه اشرف رحیم خانی و زینب کشوری فعال در بخش زنان و عزت جعفری، شاپور رشنو، علی محمد جهانگیری و شاکری را به اتهام تبلیغ علیه نظام در تاریخ ٢۴ اردیبهشت ١٣٩۶ احضار کرد.

این روند برای کارگران ایران روش شناخته شده ای است که مستمراً با آن رودررو هستند. از بگیر و ببند و اخراج و بیکارسازی گرفته تا صادر کردن حکم شلاق برای کارگرانی که در چنگال مشکلات مالی گرفتارند، در پرداخت اجارۀ خانه درمانده اند، و از تأمین حداقل هزینۀ زندگی، خوراک، پوشاک، بهداشت و تحصیل فرزندان شان ناتوان اند، در حالی که بسیاری از کارفرمایان خصوصی و دولتی حتی از پرداخت حقوق کارگران سرپیچی می کنند. حکومت اعتراض کارگران علیه شرایط مستمند سازی را  “برهم زدن امنیت” و “تبلیغ علیه نظام” می نامد!

علی نجاتی پس از تحمل زندان، و حکم بازنشستگی اجباری و بیماری، هنوز به بهانه های بی اساس به دادگاه  کشانده می شود! و اعضای خانواده اش نیز هر از چندی با پرونده سازی های واهی مورد آزار قرار می گیرند. سایر فعالان نیز با گرفتن احکام طولانی و گاه چندین حکم از سوی دادگاه های مناطق دیگر، در اعتراض به این روند با اعتصاب غذا در شرایط طاقت فرسای زندان های ایران، جان خود را وثیقۀ مبارزه با این اوضاع فلاکت بار قرار داده اند.

این در حالی است که تبلیغات دروغین “منشور شهروندی” حکومتیان و وعده های توخالی و کر کننده در آستانه انتخابات فضا را مسموم ساخته است. آیا میلیون ها کارگر، معلم، بازنشسته، کارکنان بیمارستانی، بیکاران، زنان و کودکان، دانشجویان، دستفروشان و حاشیه نشینان، “شهروند” این جامعه به حساب نمی آیند که علاوه بر محرومیت، باید به چارمیخ کشیده شوند؟ دمکراسی ادعائی اقلیت ثروتمند جامعه تنها جامه ای عاریتی و بی قواره است که به تن اکثریت میلیونی کارگران و خانواده هایی که زیر بار شرایط خفت بار کنونی، باید خفقان و سرکوب را تحمل کنند و صبور باشند، مدت هاست که از مد افتاده است! واقعیت نشان می دهد که مبارزات و اعتراضات روزمره و روزافزون کارگران و سایر زحمتکشان ایران را نه می توان متوقف کرد و نه  نمی توان با این ترفندها به عقب راند.

اعتراض به زندانی کردن کارگران و فعالان کارگری، معلمان، فعالان جنبش های آزادی خواه و زندانیان سیاسی و هرگونه پرونده سازی امنیتی علیه آن ها، آزادی همه فعالان کارگری بدون هیچ قید و شرطی، بازگشت فوری کارگرانی که به علت مبارزه برای خواست های کارگری زندانی و اخراج شده اند به کار خود، رفع اتهام و منع تعقیب آن ها و ابطال احکام قضایی به ضد فعالان کارگری و دیگر عرصه ها، در کنار انبوهی از مطالبات دیگر، مبارزه ای لازم و ضروری برای تغییر و برون رفت از ورطۀ کنونی است که کارگران صف اول و قاطع آن را تشکیل می دهند.

کارگران پروژه های پارس جنوبی

جمعی از کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندر امام

فعالان کارگری جنوب

فعالان کارگری شوش و اندیمشک

جمعی از کارگران محور تهران  –  کرج

۵اردیبهشت ١٣٩۶

Kargaran.parsjonobi@gmail.com