گزارش مالی صندوق همبستگی برای مجمع عمومی یازدهم

(۵ نوامبر ۲۰۰۱۶ تا ۳۱ مارچ  ۲۰۱۷)

موجودی نقدی صندوق تا ۴ نوامبر ۲۰۱۶ ——————————— ۳۱۰۲ دلار

حق عضویت های دریافت شده (از ۵ نوامبر ۲۰۱۶ تا ۳۱ مارچ)۲۰۱۷ —— ۱۹۰۵ دلار

عایدات جشن ژانویه —————————————————— ۴۲۰۳ دلار

عایدات برنامه عید نوروز————————————————- ۳۸۰ دار

کمک های مالی دریافت شده ———————————————- ۲۱۵ دلار

جمع کل درآمدها ——————————————————— ۹۸۰۵ دلار

ارسالی ها به داخل ——————————————————- ۴۸۸۱ دلار (معادل ۱۴۵۰۰۰۰۰تومان)

موجودی نقدی صندوق در ۳۱ مارچ ۲۰۱۷ ——————————– ۴۹۲۴ دلار

توضیحات:

تعداد اعضای صندوق همبستگی تا تاریخ ۳۱ مارچ ۲۰۱۷ نود و هفت نفر می باشد.

حق عضویت های معوقه: ۶ ماهه ۲۹ مورد و ۴ ماهه ۱۵ مورد می باشد.

کمک های مالی دریافت شده: مبلغ ۲۱۵ دلار کمک مالی در شش مورد به شرح زیر دریافت گشته است:

۱- ۴ نوامبر ۳۰ دلار، ۲- ۵ فوریه ۳۰ دلار، ۳- ۱۲ ژانویه ۲۰ دلار ۴- ۱۲ ژانویه ۳۰ دلار، ۵-  یک مارچ ۶۵ دلار، و ۱۸ مارچ ۴۰ دلار (در برنامه عید نوروز ۲۰ دلار و در جشن ژانویه ۳۶۰ دلار کمک مالی دریافت شد که در گزارشات مالی این برنامه ها حساب شده است).

ارسالی ها: از ۲۶ نوامبر ۲۰۱۶ تا ۳۱ مارچ  ۲۰۱۷ مبلغ ۴۸۸۱ دلار (۱۴۵۰۰۰۰۰ تومان) بشرح زیر ارسال گردیده است.

۱- ۵ فوریه ۳۴۳ دلار، ۲- ۲۸ فوریه ۳۴۳ دلار، ۳- ۲۲ فوریه ۳۳۵ دلار، ۴ ۲۲  فوریه ۳۳۵ دلار، ۵ ۱۱ فوریه ۳۴۲ دلار، ۶- ۷ فوریه ۵۰۵ دلار، ۷- ۲۰ ژانویه ۳۳۶ دلار، ۸-۲۰  دسامبر ۳۳۵ دلار، ۹- ۲۰ دسامبر ۳۳۵ دلار، ۱۰– ۲۰ دسامبر ۳۳۵ دلار، ۱۱- ۲۰ دسامبر ۳۴۰ دلار، ۱۲- ۴ دسامبر ۶۹۷ دلار، و ۱۳- ۲۶ نوامبر ۳۰۰ دلار ارسال گردیده است.

گزارش  مالی صندوق همبستگی از ابتدا تا کنون

(۷ جولای  ۲۰۱۲ تا ۳۱ مارچ  ۲۰۱۷)

حق عبضویت های دریافت شده ——————————- ۲۵۴۶۹ دلار

عایدات برنامه های فاند ریزینگ —————————— ۲۸۸۲۸ دلار

کمک های مالی دریافت شده ———————————- ۶۰۴۲ دلار

جمع کل درآمدها ———————————————- ۶۰۳۳۹ دلار

جمع کل ارسالی ها——————————————– ۵۵۴۱۵ دلار (معادل ۱۵۳۸۱۷۰۰۰ تومان)

موجودی صندوق در ۱۳ مه ۲۰۱۷ —————————- ۴۹۲۴ دلار

صندوق همبستگی با کارگران ایران- کانادا

۳۱ مارچ  ۲۰۱۷

گزارش فعالیت های صندوق همبستگی برای مجمع عمومی یازدهم

از مجمع عمومی دهم در ۵ نوامبر ۲۰۱۶ تاکنون فعالیت های روتین صندوق همبستگی بطور منظم انجام شدند. هیئت امنا جلسات خود را با دعوت از بازرسین برگزار نمود. بررسی وضعیت حق عضویت ها و جمع آوری آنها، دریافت کمک های مالی و ثبت آنها، بررسی گزارشات مالی، تلاش برای جلب اعضای جدید، ارسال کمک ها به داخل، اطلاع رسانی به اعضا، اطلاع رسانی بیرونی فعالیت های صندوق از طریق رسانه ها و فیسبوک و حفظ و تداوم شفافیت کاری آنها، از جمله مواردی بودند که در جلسات هیئت امنا مورد بحث و بررسی و تصمیم گیری قرار گرفتند.

در رابطه با دریافت حق عضویت ها مباحث مشروحی انجام و بر این واقعیت  که شماری از اعضا حق عضویت های خود را از سه ماه تا یکسال پیش می پردازند و لذا تاثیر حق عضویت های دیر پرداخت را کاهش داده و روند عمومی دریافت حق عضویت ها را موازنه می کنند تاکید شد. با توجه به این نیز تقسیم کار لازم برای دریافت حق عضویت های معوقه به شیوه ای رفیقانه و صمیمانه صورت گرفت.

در زمینه برنامه های فاندریزینگ در فاصله مجمع عمومی دهم تاکنون دو برنامه فاندریزینگ یکی در جشن ژانویه ۲۰۱۷ و دیگری در جشن عید نوروز به همت اعضای داوطلب برگزار گشت که مجموعا ۴۵۸۳ دلار عاید صندوق همبستگی شد. برنامه ژانویه که با هدف ۴۰۰ نفر تدارک دیده شده بود با حضور ۳۵۰ نفر برگزار شد و و علی رغم هزینه بالای آن اما ۴۲۰۳ دلار عایدی داشت. برنامه عید نوروز به دلیل وجود برنامه های متنوع در شهر و ضرورت همراهی با امکان انتخاب شرکت در این برنامه ها به شکلی کاملا متفاوت و در قالب یک میهمانی خصوصی برگزار شد و ۳۸۰ دلار عایدی داشت.

در این فاصله ارسال کمک های مالی به داخل منظما انجام شد و مبلغ ۴۸۸۱ دلار (معادل ۱۴۵۰۰۰۰۰ تومان) برای ۱۷ مورد در بخش های متنوع جنبش مستقل کارگری ارسال و دریافت شد. در این مدت همچنین یک عضو جدید به صندوق همبستگی پیوست.

همچنین بدنبال انفجار مرگبار در معدن ذغال سنگ «زمستان یورت» در آزاد شهر که به جانباختن ۴۴ معدنچی و مصدوم شدن دهها تن دیگر منجر شد، هیات امنای صندوق همبستگی نیز بموازات تلاش های بسیاری دیگر از حامیان کارگران برای کمک رسانی به خانواده های معدنچیان با صدور اطلاعیه ای درخواست کمک نمود. تلاش صندوق همبستگی برای این کمک رسانی هم اکنون در جریان است.

در پایان از همه عزیزان علاقمند و حامیان جنبش کارگری دعوت می کنیم که چه با عضویت در صندوق و یا ارائه کمک مالی، چه با یاری رساندن به برگزاری برنامه های فاندریزینگ، صندوق همبستگی را برای ارائه منظم کمک مالی به جنبش مستقل کارگری در ایران  یاری رسانند.

صندوق همبستگی با کارگران ایران – کانادا

۳۱ مارچ ۲۰۱۷

 

گزارش مجمع عمومی یازدهم صندوق همبستگی

 

مجمع عمومی یازدهم صندوق همبستگی با کارگران ایران – کانادا که ابتدا برای ۱ آپریل ۲۰۱۷ فراخوانده شده بود به دلیل عدم کسب حد نصاب لازم رسمیت نیافت و طبق اساسنامه صندوق قرار شد یک ماه بعد پس از اطلاع  رسانی به اعضا بار دیگر برگزار شود. از اینرو مجمع عمومی مجددا در ۱۳ مه ۲۰۱۷ تشکیل و با کسب حد نصاب لازم رسمیت یافت و با انتخاب هیات رئیسه و تصویب دستور جلسه پیشنهادی برگزارشد. مجمع با بررسی و تصویب گزارش فعالیت ها و گزارش مالی فاصله بین مجمع دهم تاکنون و  استماع گزارش بازرسین به بررسی اصلاحیه برای اساسنامه و یک قرار پشنهادی پرداخت. در مورد اصلاحیه و قرار پیشنهادی از آنجا که به نظر می آمد مجمع آماده رای دادن نیست  نهایتا قرار شد کمیسیونی هفت نفره از داوطلبین  بر روی آنها کار کرده و متون آماده تری را به مجمع دوازدهم ارایه نمایند. همچنین در رابطه با برگزاری فاندریزینگ جشن نوروز از آنجا که برنامه های متنوعی همزمان در شهر برگزار می شود قرار شد که صندوق همبستگی از برگزاری آن صرفنظر کند. لازم به ذکر است از آنجا که گزارش های فعالیت ها و مالی برای ۱ آپریل ۲۰۱۷ آماده شده بودند با همان تاریخ تصویب و منتشر می شوند. اما در گزارش فعالیتهای صندوق درخواست امر کمک به معدنچیان یورت که پس از این تاریخ رخ داد ذکر شده است.   در پایان انتخابات برگزار شد که نتایج آن به شرح زیر است:

برای هیات امنا: ناهید شیخی، شوکت گلزاری، کوشا شایان، امیر پیام، محسن شیخی، ابراهیم علاسوندی ، و امیر ماهان انتخاب شدند.

برای بازرسین: شهلا رحیمی، حسین احمدی، و سعید کرامت انتخاب شدند.

********************************************************

دستور جلسه پیشنهادی:

( زمان جلسه ۲ ساعت)

۱- انتخاب هیئت رئیسه  (۵ دقیقه)

۲- استماع گزارش هیئت امنا از فعالیت های صندوق (۱۵ دقیقه)

۳-  طرح و تصویب گزارش مالی (۱۵ دقیقه)

۴- استماع گزارش بازرسان (۳۰ دقیقه)

۵- طرح و بررسی و تصویب قرارهای پیشنهادی شامل یک قرار(۱۵ دقیقه)

۶- بررسی و تصویب اصلاحیه های پیشنهادی شامل یک مورد:(۱۵ دقیقه)

۷- انتخاب هیئت امنا و بازرسان (۱۰ دقیقه)

۸- استماع پیشنهادات (۱۵ دقیقه)

***************************************************************

اصلاحیه پیشنهادی برای اساسنامه (برای افزودن به بخش عضویت)

«۵٫۴- (عضو) برای حفظ اطلاعات دورنی صندوق همبستگی کوشاست و به آن متعهد است.»

****************************************

قرار پیشنهادی

«برای حفظ و تداوم فضای صمیمانه و مسئولانه درون صندوق همبستگی هرگونه توهین و حرمت شکنی به عنوان یک اصل تقبیح شده و در موارد نقض آن پس از بررسی در مجمع عمومی و کسب توافق، عضو توهین کننده موظف است که رسما پوزش بخواهد.»

****************************************

صندوق همبستگی با کارگران ایران – کانادا

ستار رحمانی:بیانیه جمعی از فعالین صنفی معلم و کارگر برای آزادی اسماعیل عبدی و لغو  اتهام امنیتی از پرونده

 هزاران معلم و کارگر و فعال صنفی از اقصی نقاط کشور در حمایت از خواسته های انسانی و قانونی اسماعیل عبدی طوماری را امضا کردند و در مورخه۹۶/۳/۳ تحویل قوای سه گانه و مراجع ذیربط شد.

در طی این ۲۶روز اعتصاب عبدی ده ها تشکل صنفی و مدنی طی بیانیه هایی ضمن حمایت از مطالبات عبدی خواستار توجه مقامات بوده اند.

نظر به شرایط خطیر جسمانی  و همچنین عوارض اعتصاب طولانی مدت اسماعیل عبدی و همچنین خواست ده ها هزار نفر برای رسیدگی به وضعیت این معلم برجسته ما معلمان؛ کارگران بعنوان امضا کنندگان این نوشتار ضمن پای فشردن بر آزادی بی قید و شرط ایشان خواستار برچیده شدن اتهامات امنیتی از پرونده های قضایی ایشان و کلیه فعالین صنفی و مدنی هستیم.

بدیهی است چنانچه این خواست ما مورد توجه مقامات اجرائی و قضائی کشور قرار نگیرد ما حق اعتراضات گسترده از قبیل تجمع و تحصن و اعتصاب غذا در مقابل مجلس شورای اسلامی و دیگر نهادهای دولتی را در برابر دوربین های رسانه ای برای خود محفوظ میداریم  و بدین وسیله اعلام میکنیم در صورت عدم آزادی فوری و بی قید و شرط اسماعیل عبدی و توجه به خواست میلیونها کارگر و معلم مبنی بر پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی، مسئولیت تبعات اقدامات اعتراضی تر ما بر عهده مقامات دولت جمهوری اسلامی است.

۱-محمدحسن پوره /معلم

۲-اسکندر لطفی/معلم

۳_رضا مسلمی/معلم

۴_هاشم خواستار/معلم

۵_عزیز قاسم زاده/معلم

۶-مجتبی گودرزی /معلم

۷-علی ایران نژاد/معلم

۸_نسرین بهمن پور/معلم

۹_مجتبی ابطحی/معلم

۱۰-محمدعلی زحمتکش/معلم

۱۱_علی فروتن /معلم

۱۲-سارا سیاپور /معلم

۱۳_محبوبه فرحزادی/معلم

۱۴-محمدرضا حکیم الهی

۱۵_داریوش ترکاشوند/معلم

۱۶_صدیقه مالکی فرد/معلم

۱۷-شهناز هاشمی/معلم

۱۸-لیلا ملکی/معلم

۱۹_پروین اسفندیاری/معلم

۲۰-فاطمه مرادی/معلم

۲۱-سید حسن رئیس زاده /معلم

۲۲-جواد لعل محمدی/معلم

۲۳_جعفر عظیم زاده/کارگر

۲۴-شاپوراحسانی راد/کارگر

۲۵-ناهید خداجو/کارگر

۲۶-پروین محمدی/کارگر

۲۷-جوانمیرمرادی/کارگر

۲۸-محمود صالحی/کارگر

۲۹-علی نجاتی/کارگر

۳۰-بهنام ابراهیم زاده/کارگر

۳۱-محمد جراحی/کارگر

۳۲-داوود رضوی/,کارگر

۳۳-واله زمانی /کارگر

۳۴-شیث امانی /کارگر

اعلامیه حزب حکمتیست،:ترور جنایتکارانه در منچستر محکوم است!

باردیگر تروریستهای اسلامی انسانهای بیدفاع، کودکان و نوجوانانی که برای شنیدن و دیدن موزیک به کنسرت رفته بودند را هدف ترور کور و وحشیانه قرار دادند. دوشنبه شب در کنسرت “آریانا گراند” در منچستر، انفجاری صورت گرفت که ۲۲ کشته و ۵۹ مجروح بر جای گذاشت که عمدتا نوجوان یا کودک هستند. داعش مسئولیت این جنایت را بعهده گرفته است. در کنار ترور در منچستر، در هفته جاری در بصره و حمص تعداد دیگری از دانش آموزان و مردم عادی قربانی تروریسم کور دستجات اسلامی شدند.

تروریسم کور اسلامی در کشورهای غربی به تمایلات راسیستی و فاشیستی نیرو میدهد و به ایجاد فضای بدبینی و ضد “خارجی” امکان میدهد. تروریسم اسلامی و راسیسم همواره به همدیگر پلاتفرم میدهند و هر دو منشا یک سیاست دست راستی و تروریزه کردن جامعه هستند. این نیروهای ارتجاعی و تروریست در حکومتها و در اپوزیسیون محصولات مستقیم سیاستهای آمریکا و ائتلاف تروریسم دولتی است. نه دولتها و نه جناحهای به اصطلاح “میانه رو” اسلامی نه میخواهند و نه میتوانند در مقابل تروریسم بایستند. مقابله با تروریسم کار مردم آزادیخواه و کارگران و انقلابیونی است که از ترور و تحجر و آدمکشی در کوچه و خیابان و مدرسه به تنگ آمده اند.

حزب کمونیست کارگری حکمتیست جنایت فجیع و قتل عام دانش آموزان و کودکان در منچستر و هر گوشه جهان را قویا محکوم میکند و با قربانیان و بازماندگان این واقعه صمیمانه ابراز همدری میکند.

حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست

 

۳ خرداد ۱۳۹۶ – ۲۳ مه ۲۰۱۷

گزارش سعید یوزی به تشکل ها مستقل کارگری و فعالین پیشرو

چرا، مرا دستگیر، زندانی و محاکمه کردند!!!

پلیس  سیاسی طبق سابقه ی تاریخی ش، نسبت به هر چیزی  حساس و تا حد کنکاش و دخالت در خصوصی ترین روابط  محفلی و خانوادگی را جز وظایف خود تعریف می کند. پیش پا افتاده ترین  بحث و تبادل را از طریق  شنود و کاشتن افراد در روابط  فردی و اجتماعی ،را به عنوان جرم  سیاسی قلمداد می کنند. شرایط و اعمال پیچیده ی تعقیب و مراقبتی که برای دستگیری من در چهار  شهر در استانهای تهران ،البرز ،کرمانشاه و کردستان به کار برده بودند، و پس از دستگیری خودشان  برام تعریف کردند ، به خود شک کردم و ترسیدم، شاید کار مهم و خلاف  بزرگی ،علیه  امنیت  انجام داده ام. اما براستی   طی روند باز جویی  متوجه شدم که  اصلا  اگر  تلفنی  با من تماس می گرفتند، دیگر نیازی به این همه  تلاش  اداره اطلاعات  و این همه هزینه و پرداخت حقوق و وقت گذاشتن نبود، نمی دانم چرا دوست دارند بی خودی موضوع را بزرگ جلوه بدهند و این همه مثلا” بیت المال را حرام کنند. تردد به عراق ، دنبال  روابط  کاری و  مسئله ی انجمن کارگران مهاجر ، همچنین  فعالیت در  انجمنهایی  صنفی. قانونی و غیر دولتی شهر های غرب ،از جمله  کامیاران سنندج ،مریوان ،دیواندره ،سقز وسایر ،مجموعه ی از اتهاماتی بودند ،که  به نام جاسوسی ، اقدام علیه امنیت و تبلیغات  سیاسی علیه  نظام  در کیفر خواست، تنظیم شده بود. نحوه ی دست گیری ،خیلی. پیچیده و برام غیر قابل باور  بود. مدت  پنج روز در اداره اطلاعات سنندج بودم.  بعد  از بازجویی   فشرده و تکراری ،تحویل زندان مرکزی دادند. مدت سی و چند روز هم ،طی سه بار مرا به دادگاه انقلاب شعبه چهار باز پرسی جهت تفهیم اتهام بردند، برایم تعیین وثیقه صد میلیونی کردند، من شدیدا” با چنین ظلمی مخالفت کردم، و آنها مرا روانه   زندان کردند،  در نهایت بعد از  حدود ده روز جهت محاکمه  به دادگاه فرا خواندند. دادگاه علنی بوده و مانعی برای حضور خانواده وجود نداشت. بعد از قرائت کیفر خواست، خواستند که، دفاع  کنم.  ضمن  اینکه کلیه ی اتهامات وارده را قبول نداشتم و در بازجوییهای اداره ی اطلاعات  هیچ موردی از آنها  را نپذیرفته بودم. در دفاعیه ی جامع و  شفاف اعلام کردم هر گونه فعالیت صنفی و اجتماعی باید آزاد باشد و هیچ کدام از فعالیت های صنفی و اجتماعی نباید به عنوان اقدام علیه امنیت  قلمداد شود. و تمام مسائل و مشکلات کارگران و خانواده های آنان را تشریح و بیکاری بیش از ده میلیون کارگر و پائین بودن سطح دست مزد ها را، بانی  تمام  مشاغل کاذب، مانند، سرقتهای مسلحانه،  قتلهای  وسیع ، گسترش  خرید وفروش  مواد مخدر، اعتیاد و همچنین  بالارفتن آمار خشونت و خود کشی و خود سوزی، تن فروشی  به شکل سازمان  یافته ، کودکان و کار و خیابان، فروش و کرایه دادن کودکان و نوزادان ، فروش و کرایه دادن اعضای بدن ، کول بری و دیگر مسائل  اعلام کرده و از حقوق خود و دیگر هم طبقه هایم دفاع کردم.  بر مبنای  آن دفاعیه که در حکم رای صادره  در شعبه ی یک دادگاه انقلاب ، تبرئه شدیم.

بهیم گفتند تا روزی  بر قراری دادگاه که برایت کیفر خواست تنظیم می شود،  باید سند جهت وثیقه بگذاری.

به قاضی پاسخ دادم: هیچ اعتبار مالی ندارم،  قاضی با تعجب و نگاه غضبناکی پرسید: با این همه پر حرفی طی این همه سال چکار کردی..؟ ملک و ثروتی  نداری..؟!

گفتم: آقای قاضی من کارگرم از کجا بیارم،  با این دستمزدهای کلان کارگری که به ما کارگران می دهید؟ یا با امنیت شغلی و کار مستمر به ما دادید؟ یا به اعتبار وبه امید شرایط و امکانات و تسهیلات و ایمنی محیطهای کار برایمان مهیا کردید؟  امروز ما گرفتار و مشغول  دست و پنجه نرم کردن با موج اخراج  سازیهای  میلیونی، و شرایط  طاقت فرسای  دوازده و شانزده ساعت کاری هستیم که شما ها لطف کرده، ما کارگران را گرفتار کردید ، و البته اگر از لطف و مرحمت شما کاری پیدا شود، با ۱۲ تا ۱۶ ساعت آن هم تازه با عدم پرداخت همان چندر قاز تا بیش از یک سال، حالا شما لطفا” بفرمائید با این شرایط  ثروت مورد نظر شما جمع میشود….؟

ناخودآگاه دور برداشتم ودر دفاع از واقعیتهای زندگی کارگریم برای خودم هم کنترل نشدم ودر همین حال قاضی هم در سکوت کامل خیره شده بود،و منتظر وقفه ای برای بیرون کردن من از جلسه دادگاه….

و بالاخره پس از فورجه ای که ایجاد شد بهم گفت:  تا وثیقه نزاری بیرون نمی روی. بعد به ماموران دستور داد؛ ببرینش بیرون.  قبل از دست بند زدن اجازه خواستم و به ش گفتم: آخه من تنها جز نیروی کارم در زندگیم هیچ انباشتی ندارم،  تنها سر مایه ام همین نیروی کارم هست که به مرور زمان مستهلک شده و دیگه خریداری هم نداره،  مگه دوباره جوان شوم….

از دفتر بیدادگاه بیرون اومدم و راهی زندان شدم، و این بار با صراحت  تمام گفتم: بیرون نخواهم رفت،  زندان امن تر از محیط کاره…

با خودم گفتم: امروز تمام ثروت و سرمایه دست مالک است و تجار و کاسب حبیب خدا و صاحب کاره-

اما من نیز صاحب این افتخارم که دارای نیروی خلاقه کارم-

در تولید و خلق ثروت جامعه تاثیر گذارم

به همین خاطر نه کاسب شدم نه تاجر و نه پیمانکارم

تا یک ماه مشغول شش ماه بیکارم

هرچند برای نان شب محتاج نیروی کارم

در تمام زندگی خوشبختی انسان است شعارم

این است تنها افتخارم

خالق تمامی ثروتهای جامعه منم، با وصف خصلت اجتماعیم انسان دوستم گر چه چهره ام در معدن،  صنعت و باغ و مزارع تبدیل به کالا شده، به گفته مارکس: جوهره ی تمام زیبایی های من کارگر نقش بر الماس و طلاست. دگر وگوهر میبارد از دستم،  میدرخشد از نقشم خورشید و جاودانگی.  بهره ی کارم به یغما میرود،  استثمارم میکند دیو سرمایه،  محتاج نان روز میشوم به دلیل از خود بیگانگی…

بگذار بهم بخندند قماش محتکر و انگل و بهره کشان که به گمان آنان چون مال و ثروت ندارم، از سر ندانم کاری است….. اما این همان نگین و نگار زندگی است، که علیه بورژوازی زالو صفتان  داریم.  در دنیایی که دست بردن برای نقد و تغییر و شرکت همگان در تولید و سازندگی، زندان و شکنجه و اعدام دارد، قشر بازاری، پادوهای خورده  بورژوا  و انگل و بیکاره از طلا فروش تا پیمانکار و ول گردان مخبر جیره خوار و دلال خود را صاحب ارزش کالای خلق شده ی کارگر میدانند!

بگذار بورژوازی و همه اقشار  جیره خوارش،  بازاری و دلال اش بر خود زوزه بکشند.

طبقه کارگر و مزد بگیران  با اتحاد وه مبستگی  طبقاتی خود دنیایی انسانی بر پا خواهند کرد……..

زنده باد انقلاب….

زنده باد انسانیت…..

سعید یوزی  ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

عضو انجمن صنفی کارگران و استاد کاران ساختمانی شهرستان کامیاران

حزب کمونیست کارگری-حکمتیست (خط رسمی)ایران بعد از “انتخابات”

 

 “انتخابات” ریاست جمهوری ایران پایان یافت و روحانی در میان چهار مهره اصلی و بعد از تصفیه صدها کاندید مدافع و سینه چاک کن جمهوری اسلامی، برای چهار سال دیگر در راسماشین اجرایی حاکمیت باقی ماند. برنده ای که بر پرچم خود نه وعده های دهان پرکن بهبود و رفاه و گشایش و مشکل گشایی، که ترس از قدرتگیری “بیت امامی ها”، “تندروها” و ترس ازبدتر شدن اوضاع را حک کرده بود.

در دل تبلیغات انتخاباتی  و جدال سران حاکمیت برای گرفتن صندلی قدرت، مردم از زبان خود آنها، شنیدند، که چگونه ثروت آن مملکت و دسترنج دهها میلیون کارکن و صاحبان جامعه، بهشیوه های مختلف در خدمت مشتی انگل و سرمایه دار حاکم قرار میگیرد.  کاندیداهای ریاست جمهوری این دوره و در افشاگری هایشان از یکدیگر، برای فریب مردم ایران و خصوصا برایفریب طبقه کارگر و بخش محروم جامعه و کشاندن آنها پای صندوق رای، با انگشت گذاشتن بر گوشه ای کوچک از درد و مشکلات جامعه، از بیکاری و فقر و گرانی، نبود بهداشت و درمان وخدمات عمومی، تا دزدی و تاراج اموال مملکت و تا بند و بست های بالائی ها، از زبان خود آنها، پرده از چهره شنیع حاکمین برداشت.

“انتخابات” پایان یافت و روحانی با اکثریت بالایی از همپالگی های خود برنده شد. اما بخش بزرگی از همین اکثریت، و اکثریت آنهایی که به رئیسی رای  دادند، میدانند که رئیسی و روحانی وهمه جناح هایشان، نماینده آنها نیستند. نتیجه این کارنوال و این مراسم از پیش معلوم بود!  معلوم بود که برنده و بازنده، دو روی یک سکه باخت اکثریت محروم جامعه ایران است.

تا جایی که به مردم آزادیخواه ایران، به طبقه کارگر و زنان و جوانان این جامعه برمیگردد، جدال مردم آزادیخواه ایران با حاکمیت برای رفاه و آزادی و امنیت، جدال طبقه کارگر ایران ومحرومان جامعه برای بهبود زندگی و کاهش فقر و بردگی، نه تنها جای خود باقی است، که تشدید خواهد شد.

“انتخابات” در جمهوری اسلامی در هیچ زمان و در هیچ مقطعی ابزاری برای دخالت مردم ایران در سرنوشت جامعه نبوده است.  این مراسم همیشه تشریفات جابجایی اصلی ترین مهره هایضدمردمی بوده است.  مراسمی که تنها و تنها متکی به اختناق کامل سیاسی، برمتن ممنوعیت همه احزاب بورژوایی و پرولتری و در دل فقدان کمترین آزادی های سیاسی مرسوم دردمکراسی های پارلمانی است.

اینکه حاکمین و اقلیت مفت خور تلاش میکنند، چنین ذهنیتی را دامن زنند، که گویا اکثریت مردم ایران، که جامعه  ایران، روحانی را “انتخاب” کرده است، امروز حتی نزد سربه زیر ترینطرفداران جمهوری اسلامی هم پشیزی ارزش ندارد.

امروز و با پایان “انتخابات” و تعیین تکلیف جدال بالایی ها، مردم ایران، زنان و جوانان آزادیخواه و طبقه کارگر ایران، با حاکمیتی طرف خواهند بود که بدون هیچ وعده و افق رشد وگشایشی،  لخت و عریان در مقابل آنها قرار گرفته است. قرار است نه خبری از کاهش بیکاری باشد و نه افزایش حقوق ها و رفع هیچ محرومیت و ممنوعیتی، و نه بهودی در مطلقا هیچعرصه ای!

مردمی که ترس و رعب سرکوب حاکمان، در ذهن آنها فرو ریخته است.  حاکمیتی که رئیس دولت قدیم و جدید،  و وزیر کارش را کارگران معدن آزاد شهر، با اردنگی روانه کردند. مردمیکه در مقابل صف دوربینها از زبان معترضین، و به نام کاندیداتوری،  شنیدند و دیدند که نامزد انتخابات اعلام کرد که میخواهد رئیس مملکت شود تا جیبهایش را پر کند، ساکت نخواهند شد! مردمی که طی کمپین های انتخابات هزاران بار روسای مملکت را مشتی دروغگو، قاتل، دزد و ضد تمدن و دشمن رفاه عمومی و آزادی و امنیت نام گذاشتند و خط قرمز های جمهوریاسلامی را زیر پا گذاشتند، به این مضحکه رضایت نخواهند داد!  مردمی که مقام “معظم “خامنه ای، در ذهنیت و در کلام اش، در خفا و در ملا عام، سردسته شیادان و دزدان و مفسدین است،پایان این مراسم برایش تازه آغاز کار است!  این صف با انتخاب روحانی به خانه ها بر نخواهند گشت.

آقای روحانی در این نبرد برهمپالگی های خود در حاکمیت پیروز شد، اما دولت او و کل حاکمیت جمهوری اسلامی در مقابل دهها میلیون کارگر و زن و جوان و اقشار محروم جامعه قراردارند که حامل دریایی نفرت از طبقه حاکمه و دولتش، خواهان رفاه و آزادی و امنیت و خواهان پایان دزدی و چپاول و بی حقوقی هستند.

همان مردمی که اکثرا از سر احساس کاذب ناچاری و از ترس کاذب از جناحی دیگر،  به روحانی رای دادند، فردای انتخابات برای گرفتن مطالبات واقعی آزادیخواهانه و برابری طلبانه شان،برای آزادی و رفاه و امنیت، یقه روحانی و دولت اش، و یقه کل دستگاه حاکمیت را خواهد گرفت!

امروز بیش از پیش دیوار و سپر دفاعی جمهوری اسلامی، با همه جناحهای آن،  در مقابل اکثریت محروم جامعه ایران، ترک برداشته است. مگر نه اینکه خودشان،  در کمپین های انتخاباتیشان،  ذره ای از لجن و چرک نظام و  شخصیت های خودشان را به نمایش گذاشتند! بازی آنها با کارت  “روکردن” گوشه هایی از فساد مالی و دزدی هایشان، بلند کردن صدا علیه فقر ومحرومیت مردم، اشاره به کشتارهای تاریخی شان، که تماما محصول فشار از پائین بود، فردای انتخابات، برسرشان خراب میشود. این میدان محرومین است! میدانی که حاکمیت برای بقا خود،در آن قدمی گذاشت! در این میدان  قلم پایشان توسط محرومین و محکومین خواهد شکست!

پایان “انتخابات” شروع اعلام توقع مردم ایران از زندگی انسانی، در مقابل دولت روحانی است. عربده کشی پیروزی روحانی بر رئیسی از جانب هوادرانش، مستی و هورا کشیدن نانخورهای جمهوری اسلامی و دنبالچه های همیشه مرید و نوکر آنها در میان احزاب مختلف در پوزیسیون و “اپوزیسیون”، برای صف آزادیخواهی در آن جامعه و برای هر انسان حق طلب وانسان دوستی، تکرار مکرر مجیزگویی مشتی دلال سیاسی و مشتی کاسبکار است که از این طریق ارتزاق میکنند.

ما به عنوان کمونیستها و آزادیخواهان، ما به عنوان زنان و جوانان متمدن،  و ما به عنوان طبقه کارگر ایران و صاحبان واقعی آن جامعه، کسانی که برای آزادی و رفاه و امنیت هرگز”دل درگرو” این نمایشات مضحک نبسته اند، پایان جدال دشمنانمان برای تعیین تکلیف قدرت در بالا، تازه شروع جدال ما با کل این صف برای بهبود زندگی است.

ما تاریخ حاکمیت کل این صف، تاریخ جنایت و توحش همه آنها ، و تاریخ جدال بی رحمانه کل این نیرو، نیرویی که نماینده اقلیتی مفت خور در مقابل طبقه کارگر و دهها میلیون انسان حقطلب در  ایران  است،  را نزدیک به چهار دهه است تجربه میکنیم.

روحانی یا رئیسی، اصلاح طلب و اصول گرا، میانه رو یا سبز یا سیاه و بنفش، همراه با حواریون همیشه در صحنه آنها، حامیان شان در حکومت یا به نام “اپوزیسیون”،  برای ما سران واحزاب یک صف دشمن، یک صف سرمایه در مقابل توقعات انسانی مردم محروم ایران اند!

جدال ما علیه این حاکمیت و تلاش ما برای بستن صفی محکم و متحد، جهت پایان دادن به بردگی و برای تامین رفاه و آزادی و امنیت، برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی و استقرار جامعهای سوسیالیستی، یک لحظه تعطیل بردار نیست.

حزب حکمتیست(خط رسمی) در کنار همه کمونیستهای جامعه ایران، در کنار و همراه با همه آزادیخواهان، همه زنان و جوانان برابری طلب و همراه با طبقه کارگر ایران، برای پایان دادن بهکل این حاکمیت و برای استقرار جامعه ای آزاد و برابر میکوشد.

ما مردم آزادیخواه ایران را به مبارزه ای بی امان برای کنار زدن جمهوری اسلامی به عنوان شرط اولیه هر نوع رفاه و آزادی و امنیت، فرامیخوانیم.

 

زنده باد آزادی و برابری

زنده باد حکومت کارگری

 حزب کمونیست کارگری-حکمتیست  (خط رسمی)

اول خرداد ١٣٩۶(٢٢ مه ٢٠