سازمان فدائیان (اقلیت):جمهوری اسلامی،قاتل کارگران معدن زغال سنگ یورت در آذرشهر است

امروز چهارشنبه، ۱۳ اردیبهشت۹۵ در اثر وقوع انفجار در معدن زغال سنگ زمستان یورت در آذر شهر، ده ها کارگر مصدوم، ده ها نفر کشته و تعداد زیادی نیزدر تونل معدن  محبوس شده اند. معدن یورت در کمتر از صد کیلومتری آذر شهر در استان گلستان قرار دارد و حدود ۵۰۰ کارگر  در آن کار می کنند.

طول این تونل حدود  دو کیلومتر است و انفجار حاصل از انباشت گاز ، امکان دسترسی به محبوسین حادثه را بسیار محدود و احیانا غیر ممکن کرده است. خبرگزاری ایلنا به نقل از معاون بحران استانداری گلستان ، تعداد مفقودین را  تاکنون ۲۶ نفر و تعداد مصدومین این انفجار را ۴۰ نفر اعلام کرده است. این خبرگزاری همچنین به نقل از شاهدان عینی از خروج پیکر دو تن از زیر آوار معدن خبر داده است. ایلنا همچنین اعلام کرده است، حدود ۳۰ مصدوم در بیمارستان بستری شده اند که “همه آن ها دچار مشکل تنفسی هستند”. روزنامه ایران نیز به نقل از یک مقام مسئول محلی اعلام کرده است به دلیل شدت انفجار” تعدادی از کارگران محبوس در همان لحظه اولیه جان خود را از دست داده اند”. آخرین خبر به نقل از رمضان بهرامی رئیس خانه صنعت و معدن استان گلستان درگفتگو باخبرنگار تسنیم حاکی از آن است که ۲۱ جنازه دیگر ازمعدن خارج شده و تعداد مصدومین به ۶۹ نفر رسیده است.

بر اساس گفته های فیض الله کاکویی، کارفرمای این معدن، زمانی که موتور دیزل در این معدن از کار می افتد، کارگران توسط یک دستگاه باطری که از خارج تونل تهیه کرده بودند، قصد روشن کردن موتور دیزل کِشنده لوکوموتیو را داشتند که به محض برقراری اتصال، با جرقه ایجاد شده تونل منفجر می شود.

تنها به فاصله دو روز پس از جشن اول ماه مه،  روز پیکار و همبستگی جهانی کارگران، ده ها کارگر در معدن زغال سنگ یورت آذرشهر قربانی آزمندی سرمایه داران شدند. انفجار معدن زغال سنگ یورت، نه اولین انفجار و حادثه ناشی از کار در ایران است و نه آخرین آن خواهد بود. در حاکمیت سرمایه داری جمهوری اسلامی، هر روزه حوادث ناشی از کار اتفاق می افتد بی آنکه خواب سرمایه داران و دولت حامی آنها اندکی آشفته گردد. به دلیل سود پرستی سرمایه داران مفتخور و استثمارگر، هر ساله هزاران کارگر جان خود را از دست می دهند و تعداد بیشتری مصدوم ودچار نقص عضو ویا از کار افتاده می شوند.

جمهوری اسلامی از یک طرف با تحمیل فقر و گرسنگی، دستمزدهای ناچیز، قراردادهای موقت و ممانعت از تشکل یابی کارگران و از سوی دیگر با بازگذاشتن دست سرمایه داران و کارفرمایان در عدم رعایت اصول ایمنی، عدم آموزش مناسب و لازم کارگران، همراه با تحمیل ساعات زیاد کار و استثمار شدید آنان، همواره عامل اصلی اینگونه حوادث مرگ آفرین و باعث جانباختن هزاران کارگر بوده است. اگرچه در همه کشورهای سرمایه داری کم و بیش حوادث ناشی از کار اتفاق می افتد، اما در هر کشوری که کارگران فاقد تشکل های صنفی و طبقاتی واقعی  خود هستند، بی حقوقی، استثمار عریان و حوادث ناشی از کار نیز در آن کشورها بیشتر است. ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی نیز از جمله کشورهایی است که با تحمیل شرایط غیر انسانی  و شبه برده داری بر کارگران، ابتدائی ترین حقوق کار و ایمنی محیط کار رعایت نمی شود. طبقه سرمایه دار و دولت این طبقه ضمن استثمار شدید طبقه کارگر، هرساله هزاران کارگر را این چنین به محابا مصدوم می کند و یا به کام مرگ می فرستد.

لذا تردیدی نیست  که تا نظام سرمایه داری در ایران برقرار است و جمهوری اسلامی یکه تازی می کند، نه بهبودی در وضعیت شرایط کاری کارگران حاصل خواهد شد و نه امیدی به کاهش آمار حوادث ناشی از کار خواهد بود.

سازمان فدائیان (اقلیت) بی توجهی کارفرمای معدن زغال سنگ یورت آذرشهر در رعایت اصول ایمن سازی و دولت جمهوری اسلامی را مسبب اصلی جان باختن و مصدوم شدن کارگران می داند .

سازمان فدائیان (اقلیت) ضمن تسلیت جان باختن کارگران معدن زعال سنگ یورت آذرشهر به خانواده ها و عموم کارگران، تامین فوری نیازهای مادی و معیشتی خانواده های کارگران مصدوم و جان باخته را حق اولیه و قانونی آنان می داند و خواستارپرداخت خسارت و رسیدگی فوری از سوی دولت و کارفرما می باشد.

 

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالسیم

سازمان فدائیان (اقلیت)

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶

کار- نان – آزادی – حکومت شورایی

اطلاعیه کمیته ی مرکزی حزب کمونیست ایران:در ارتباط با مرگ کارگران معدن زغال زمستان یورت

بنا به گزارش های منتشر شده درپی وقوع انفجار در معدن زغال سنگ زمستان یورت در حومه آزادشهر در استان گلستان، که در حدود ساعت ۱۲ ظهر روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت روی دادده ها تن از کارگران این معدن بر اثر ریزش تونل جان خود را از دست داده، زخمی شده یا در اعماق زمین گرفتار شده اند. بر پایه آخرین گزارش ها تاکنون پیکر بی جان۲۲ کارگر از زیر آوار بیرون آورده شده اندو چندین نفر دیگر همچنان در زیر زمین مدفون هستند. برخی منابع خبری شمار کارگرانی را که در این واقعه جان خود را از دست داده اند بیش از۳۰ نفر اعلام کرده اند.بنا به گزارش ها نارسائی دستگاه تهویه ۲۴ ساعته معدن باعث جمع شدنگاز در فضای معدن شده و هنگامی که کارگران می خواهند موتور دیزل از کار افتاده را تعمیر و دوباره روشن کنند، در اثر یک جرقه، و به علت تراکم گاز انفجار رخ می‌دهد.
این انفجار مرگبار در حالی روی داده است که بنا به گفته حسن هفده تن معاون روابط کار وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی رژیم جمهوری اسلامی سالانه هزار و ۸۴۰ نفر اثر حوادث ناشی از کار در کشور فوت می کنند، حدود ۱۱هزار نفر در کشور دراثر آلایندگی ناشی از کار دچار بیماری می شوند و حدود ۲۶ هزار هم قطع عضو می شوند.معاون روابط کار وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی رژیم در حالی این آمارها را اعلام می کند که بسیاری از حوادث محیط کار به اداره کار گزارش داده نمی¬شود و در جایی ثبت نمی گردند.
حقیقت این است که حوادث و مخاطرات ناشی از کار، عدم ایمنی شرایط کار، مرگ ظاهرا تصادفی و بیشمار، از کارافتادگی ها، نقض عضو، انواع بیماری¬های مهلک ناشی از شرایط غیر بهداشتی کار تنها جلوه¬هایی از رفتاری است که تولید سرمایه داری در حق کارگر می کند.روشن است که برای پایان دادن به مصائب در ایران باید نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی را از بیخ و بن برانداخت. برای آنکه توده¬های انسانی قربانی کار و تولید سرمایه¬داری نباشند باید به حاکمیت سرمایه¬داری بر کار و تولید اجتماعی پایان داد. باید حکومت کارگران وسائل تولید را از دست سرمایه داران خارج کند. تا پروسه تولید اجتماعی، را واقعا به پروسه¬ای انسانی و آگاهانه تبدیل نماید که نه¬تنها انسان¬ها قربانی¬اش نباشند بلکه تماما در خدمت رفاه، پرورش استعدادها و ساختمان زندگی انسان¬های آزاد و برابر قرار گیرد.
اما تا زمانی که نظام سرمایه داری حاکم است، تا وقتی که منطق سرمایه¬داری حکم می کند و کارگران از شرایط و حقوق انسانی خود محروم هستند، تنها راه مقابله در همه جا همان اتحاد و نیروی طبقاتی متشکل و آگاه طبقه کارگری است که می-خواهد این نظام ضد بشری را به گور سپارد. در زمینه¬ی کاستن از مخاطرات و صدمات و قربانیان کار و تولید سرمایه¬داری و تضمین ایمنی و بهداشت محیط کار و پرداخت خسارت به کارگرانی که در اثر این سانحه¬ها لطمه می بینند، نیز باید نیروی متحد و متشکل کارگران بکار بیفتد و مطالبات عاجل و فوری طبقه کارگر را به کارفرمایان و دولت حامی آنها تحمیل کند.

حزب کمونیست ایران ضمن ابراز انزجار از بی¬توجهی کارفرمایان و رژیم جمهوری اسلامی که عامل اصلی این فجایع انسانی و مرگ کارگران معدن زغال سنگ زمستان یورت هستند، به خانواده¬ و بستگان این عزیزان و به همکارانشان در معدن زغال سنگ زمستان یورت و به همه کارگران ایران صمیمانه تسلیت می گوید. تردیدی نیست که مردم شریف و زحمتکش این منطقه مراسم یادبود کارگران جانباتخته و همدردی با بستگان این عزیزان را به کانون اتحاد وهمبستگی و ابراز انزجار علیه وضع موجود تبدیل می کنند.

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
۴ آوریل ۲۰۱۷
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶

طرح یک درخواست:ضرورت کمک به خانواده های قربانیان معدن یورت

همانطور که تاکنون مطلع شده اید دیروز ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ بدنبال انفجاری مرگبار در معدن ذغال سنگ «زمستان یورت» در آزاد شهر واقع در ۷۴ کیلومتری گرگان دهها کارگر معدن جان خود را از دست داده و دهها تن دیگر مجروح و مصدوم گشته اند. این در حالی است که گفته می شود حقوق همین کارگران بین ده تا پانزده ماه و نیز حق بیمه شان بیش از یکسال است که پرداخت نشده است. طبعا این حادثه به عنوان یکی از خونبارترین حوادث محیط کار در ایران که مطلقا نتیجه فقدان استانداردها و موازین ایمنی شناخته شده در  محیط کار است و مسئولیت آن نیز تماما به عهده کارفرمایان و سرمایه دران و حکومت شان یعنی کلیت نظام جمهوری اسلامی است در تاریخ ثبت می شود. اما امروز امر یاری رساندن به خانواده های این معدنچیان است که فوریت دارد و در مقابل همه فعالین و حامیان جنبش طبقه کارگر ایران قرار می گیرد.

از اینرو «صندوق همبستگی با کارگران ایران – کانادا» وظیفه خود می داند علی رغم امکانات محدود و ناچیزش به خانواده های این کارگران در حد توان یاری رساند. اما مشکل اصلی در این رابطه فقدان ارتباط با معدنچیان یورت است. لذا اینجا از همه اعضا و دوستدارن صندوق همبستگی و حامیان جنبش کارگری درخواست می کنیم که با بررسی روابط دور و نزدیک خود در ایران و خارج ببینند که آیا از امکان ایجاد ارتباط مطمئن با هر یک از این خانواده ها برخوردارند که در این صورت آنرا به صندوق همبستگی اطلاع دهند. در صورت وجود چنین ارتباطاتی توجهتان به چند نکته زیر جلب می شود:

۱- کمک صندوق همبستگی محدود و حداقلی است لذا توجه به الویت خانواده های کم یا بدون امکان مهم است.

۲- کمک مورد نظر تنها برای خانواده مورد نظر ارسال می شود لذا دریافت اسم و شهرت حقیقی و شماره حساب بانکی و شماره تلفن ایشان ضروری است.

۳- اسم و مشخصات  دریافت کننده محرمانه می باشد و عزیزانی که امکان کمک در این زمینه را دارند ضروری است که از ابتدا این اطلاعات را نزد خود و صندوق همبستگی محفوظ نگه دارند.

۴- شما می توانید از طریق آدرس ایمیل و یا ارتباط با اعضای هیئت امنا و بازرسین  صندوق همبستگی تماس بگیرید

با تشکر از همکاری شما

۴ مه ۲۰۱۶

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶

صندوق همبستگی با کارگران ایران – کانادا

sandoghehambastegikargaran@gmail.com

    اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران:انفجار معدن زغال سنگ یورت: کارگران کشته شدند، پاسخگو کیست؟

 

حوالی ظهر روز ۱۳ اردیبهشت، انفجار در تونل معدن  زغال سنگ زمستان  یورت آزادشهر در استان گلستان،  از کارگران قربانی گرفت؛ بنا بر گزارش ها تا کنون ۳۵ نفر از کارگران بر اثر انفجار گاز در عمق حدود ۲۰۰۰ متری تونل این معدن جان باخته اند؛ از سرنوشت عده ای از کارگران خبری  نیست و حدود ۷۰ نفر از کارگران مصدوم و مجروح شده اند.

 

بعد از آتش سوزی ساختمان پلاسکو این دومین فاجعه در ماه های اخیر است که به علت تعداد کثیر کشته شدگان و ابعاد دهشتناک فاجعه، در سطح وسیع رسانه ای می شود و توجه افکار عمومی را به خود جلب می کند.

 

اما فاجعه معدن زغال سنگ یورت و فاجعه پلاسکو استثناهایی در عرصه کار و کارگری نیستند، بلکه نمونه های بزرگ و دهشتناک از قربانی شدن هر روزه  کارگران در هنگام کار می باشند:  طبق گزارش های رسمی  تنها در سال گذشته، بیش از ۱۳۰۰ نفر از جمله ۷ کودک بر اثر حوادث کار جان را خود را ازدست دادند. بنا به برخی گزارش ها هر سال حدود ۲۰۰۰ کارگر ساختمانی قربانی حوادث کار می شوند. تعداد مصدومان و مجروحان  حوادث کار چندین بار بیش از جان باختگان است. بیماری های ناشی از اشتغال  بیداد می کند و هر سال هزاران نفر از کارگران را به کام خود می کشد.

 

این تعداد از حوادث و قربانیان آن به هیچ رو امری طبیعی و اجتناب ناپذیر نیست. بلکه دلیل اش بی حقوقی مطلق کارگران در ایران و بطور مشخص تر این است که محیط ها و مراکز کار در سرمایه داری تحت حاکمیت جمهوری اسلامی از ناامن ترین ها در سطح جهانی است. استانداردها و مقررات ایمنی توسط  کارفرمایان و دولت – که خود بزرگترین کارفرماست-  رعایت نمی شود و کارگران  مجبور می شوند در محیط و شرایطی کار کنند که هر  لحظه ممکن است به قیمت جانشان تمام شود. محیط کار، امن نیست زیرا ایمن سازی محیط کار، هزینه بردار است و به همین دلیل یعنی برای صرفه جویی در هزینه  ها، دولت و کارفرمایان از جان کارگران مایه می گذارند، و به این گونه هر ساله هزاران کارگر قربانی منافع سیری ناپذیر سرمایه و سرمایه داران می شوند.

 

تا هنگامی که در بر این پاشنه بچرخد، تا هنگامی که کارگران نتوانند با قدرت تشکل و اعتصاب و اعتراض دولت و صاحبان سرمایه را به پذیرش حقوق کارگری از جمله ایمن سازی مراکز کاری مجبور نمایند، قربانی شدن هر روزه کارگران در هنگام کار و وقوع  فاجعه های چون معدن یورت و پلاسکو متاسفانه ادامه خواهد یافت.

 

اما نباید گذاشت که فاجعه ای پشت فاجعه بیاید و این روند جنایت کارانه تداوم یابد. نباید گذاشت که فاجعه معدن یورت نیز مانند فاجعه پلاسکو توسط رژیم بدون هیچ بررسی مستقل در مورد علل ریشه ای و مسببان فاجعه، مسکوت بماند و به فراموشی سپرده شود. یادمان نرود که همین دو سال پیش این کارگران با وجود شرایط بسیار سخت کاری بیش از یک سال حقوق خود را دریافت نکرده بودند و کماکان بسیاری از آنان به صورت پیمانکاری اشتغال داشتند و تا این لحظه گزارش معتبری از وضعیت قراردادکاری وبیمه ای معدن زغال سنگ یورت منتشر نشده است. باتوجه به خاطره دردناک  وضعیت بیمه ای کارگران ساختمان پلاسکو آیا کلیه این کارگران تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی بوده اند؟

 

اتحاد بین المللی، ضمن مسئول دانستن جمهوری اسلامی و کارفرمایان در قبال آمار وحشت آور  قربانیان سوانح کاری، کشته شدن کارگران فاجعه معدن یورت را به خانواده های آنان و همه کارگران معدن یورت و طبقه کارگر ایران تسلیت می گوید. ما خواهان بررسی علت این حادثه توسط یک هیئت کاملا مستقل با حضور نمایندگان منتخب کارگران معدن یورت، خانواده جان باختگان و مصدومین و نهادها و تشکلات مستقل کارگری در ایران وسطح بین المللی هستیم.  عوامل و مسسببان این حادثه باید افشا و محاکمه شوند و به خانواده کارگران جان باخته و مصدومان باید غرامت کامل پرداخت شود.

 

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۴ مه ۲۰۱۷

info@workers-iran.org

http://etehadbinalmelali.com/ak/

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران:شادباش به مناسبت آزادی بهنام ابراهیم زاده

 

با شادی و مسرت آگاه شدیم که روز ۱۱ اردیبهشت بهنام ابراهیم زاده، از اعضای کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری و از فعالین سرشناس حقوق کودک، پس از گذراندن هفت سال زندان، آزاد شد. ما آزادی  بهنام ابراهیم زاده را به او و خانواده مقاوم اش و به همه کارگران مبارز شادباش می گوییم. مقاومت دلیرانه بهنام، پافشاریش برخواسته ها و مطالبات کارگران، کودکان و حقوق زندانیان حتی در پشت میله های حبس، باعث شد که او مانند بسیاری از فعالین کارگری به چهره ای شناخته شده نه تنها در ایران بلکه بین تشکل ها و فعالین کارگری در سطح بین المللی تبدیل شود. به  بهنام ابراهیم زاده و خانواده اش درود می فرستیم.

 اتحاد بین المللی، بنابر وظیفه و به سهم خود، همچنان به کارزارها و فعالیت های بین المللی برای آزادی همه فعالین کارگری زندانی، دیگر زندانیان سیاسی و لغو احکام امنیتی  صادره شده علیه فعالین کارگری ادامه می دهد.  ما به ویژه و همچون امری فوری برای لغو احکام امنیتی علیه معلم در بند اسماعیل عبدی که از روز ۱۰ اردیبهشت در اعتصاب غذا بسر می برد در سطح بین المللی تلاش خواهیم کرد و خواهان آزادی بدون قید شرط ایشان هستیم.

    اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۴ مه ۲۰۱۷

info@workers-iran.org

http://etehadbinalmelali.com/ak/

 

محکومیت پلمپ مرکز «جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان»

در هفته‌ی  گذشته مرکز «جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان» از طرف شهرداری بسته شد . این مرکز یکی از مراکز مددرسانی به کودکان کار و خیابان هست که سال ها در جنوبی ترین نقطه شهر با کار داوطلبانه عده ای از دانشجویان و فعالان اجتماعی و با کمک های مردمی بدون استفاده از بودجه های حکومتی به کار خود ادامه داده است. کسانی که با کارهای این مرکز آشنا هستند میداند که داوطلبان کار در این مرکز بدون هیچ چشم‌داشتی و تنها با انگیزه های انسان دوستانه به کار میپردازند. قبل از تعطیلی این مرکز یک خبر گزاری دولتی و یکی از نهادهای وابسته به مجلس اتهاماتی به این مرکز وارد کردند که در هیچ دادگاهی به اثبات نرسیده است.

 ما اقدام به بستن این مرکز را محکوم کرده و ضمن حمایت از دست اندرکاران این مرکز، از همه‌ی انسان های شریف و نوع دوست میخواهیم تا خود به کمک مددجویان و مددکاران این مرکز مستقلانه اقدام کنند و پاسخی در خور به تمامی کسانی بدهند که آنقدر لئیم‌اند که نه خود برای برچیده شدن کار کودکان اقدامی میکنند و نه اجازه میدهند که دیگران به این امر بپردازند.

کانون مدافعان حقوق کارگر

اردبیهشت ۱۳۹۶

 

شعری از م. اخگر:این فریادها بی صدانیست!!!

این شعر به مناسبت روز اول ماه می ۱۳۹۶ به کارگران، معلمان ، دانشجویان ، پرستاران ، بازنشستگان و جوانان انقلابی ، که با رزم خود طی سالهای پیش بخصوص سال ۱۳۹۵ که ۷۴۰۰ اعتراض و اعتصاب را پیش بردند و جمهوری اسلامی سرمایه داری را به وحشت انداخته اند، تقدیم می شود

                    (۱)

این فریادها  بی صدانیست!!!

فریاد میزنم ،

با هم فریاد می زنیم،

ما می خواهیم، در :

اجتماع ،اقتصاد، سیاست

عدالت ، برابری ، آزادی ،

حکومت کارگری!!!

تنها راه نجات

سوسیالیسم است،

زنده باد سوسیالیسم!!!

***

امروز:

سرمایه داری حاکم است،

کارخانه ها را اسلامی کردند!

کارخانه ها را بسته اند،

بودجه اش را اختلاس کرده اند،

از دفتر مرکزی گفتند :

” سلام برادر،

کار تمام شده،

 تو”

” اخراجی”

بیکار شدی!

اگر از مرگ هراسی نداری ؟

به سازماندهی ،

به قیام ،

به سازماندهی قیام ،

به انقلاب باندیش.

این تنها راه نجات است!!!

***

سر چهار راه ،

 در پیاده رو،

دستفروشی می کنی،

این بار ،

به شهرداری اسلامی شده ،

بی سیم می زنند ،

این بار ،

گروه ضربت،

سینه چاک سرمایه و اختلاس،

معابر را سامان می دهند،

با لباس تیره و یک دست ،

از شهرداری امده اند،

به تو می گویند :

سد معبر کرده ای،

شهر را زشت کرده ای،

بساطت را غارت می کنند،

و خودت را سیر، کتک می زنند،

اگر از مرگ هراسی نداری ؟

به سازماندهی ،

به قیام ،

به سازماندهی قیام ،

به انقلاب باندیش.

این تنها راه نجات است!!!

***

کلیه ات را می فروشی،

کودکی را ،

که هنوز متولد نشده، می فروشی،

رحم ات ،

وکودک دو تا ۱۰ ساله ات را ،

اجاره می دهی،

سپس خودت را می فروشی،

تا ، شاید،

” معاش زندگی را تهیه کنی”

راستی !

کدام زندگی؟!

اما ،

 در حکومت اسلامی ، مساوی اختلاس،

در سرزمین ،

الله ، امام و نایب بر حقش،

معاش زندگی آنقدر گزاف است،

 که تو نمی توانی ،

با فروش ، هر انچه که داری،

یا با اجاره ، و

فروش کلیه،

نوزاد، فرزند و خودت،

 چرخ آن را،

 بچرخانی،

روزی هزار بار می میری،

اما هنوز می ترسی قیام کنی،

آماده ای ، همه چیزی را بفروشی،

در خیابانها ،

حاشیه، شهر ها و اتوبانها،

 در گورستانها آواره شوی،

کارتون خواب و گور خواب شوی،

حلق آویز و خود سوزی کنی،

اما ،

هنوز حاضر نیستی قیام کنی،

چرا؟

از مرگ،

 گور خوابی و اوارگی ،

جزء  نیستی،

چه  داری ؟

که با،

قیام نخواهی داشت؟

وقتی از مرگ نمی هراسی،

به قیام  باندیش؟

اگر از مرگ هراسی نداری ؟

به سازماندهی ،

به قیام ،

به سازماندهی قیام ،

به انقلاب باندیش.

این تنها راه نجات است!!!

***

خدا پرستان می گویند :

“این مشعیت الهی ست،

راضی باش به رضای خدا”

وقتی تو،

 راضی به رضای خدا هستی،

وقتی تو،

 در مقابل مشعیت الهی ،

به جای گردنکشی ،

سر تعظیم فرود می اوری،

خدا پرستان،

دستمزد تو را معوق می کنند،

تو را اخراج و بیکار می کنند،

کودکانت را خیابانی،

زنان و دخترانت را برده جنسی ،

با صیغه ای موقت،

 به حراج می گذارند ،

و یا به نام غنائم اسلامی ،

 در بازار های برده فروشی ،

کراچی،

دوبی،

شارجه و

فجیره ،

حراج می کنند،

و تو ،

هنوز راضی هستی،

 به رضای خدا،

اگر از مرگ هراسی نداری ؟

به سازماندهی ،

به قیام ،

به سازماندهی قیام ،

به انقلاب باندیش.

این تنها راه نجات است!!!

***

برای اینکه ،

بیکار و گرسنه نباشی،

تن به کولبری می دهی،

از فرسنگ تا فرسنگ ،

چهار برابر وزن خود بار می بری،

در این کوهها پشت هر سنگی ،

کمین گاهیست برای کشتن تو،

سر بازان اسلام ناب محمدی،

آری اسلام،

تو بخوان : اسلام،  مساویست با اختلاس،

آری سر بازان ،

اختلاس و دزدی،

پشت هر سنگی ، در کمین نشسته اند،

تا با کشتن تو ،

سود سرمایه را حفظ کنند،

در گوشت زمزمه می کنند :

نگران خانواده نباش ،

تو آسوده بمیر،

اینجا سر زمین امام زمان ،

امام عادل است،

کودکان کوچک خیابانی شده ، به اجاره می روند،

زنان و دختران ، به صیغه موقت می روند.

تو آسوده بمیر،

با گلوله،

زیر یخ،

حلق اویز ،

خود سوزی با بنزین،

خود را پرت کن از پل هوایی،

زیر اوار ساختمان فرسوده بمان،

چنازه ات را به سیل بسپار،

در هوای الوده خفه شو،

از دکل برق پرتاب شو،

یا در معدن مخروبه ای مدفون می شوی،

در زیر مشت و لگد ،

سربازان گمنام جان می دهی،

و …

آری تو ،

تو که نان آور خانه ای هستی ،

تو آسوده بمیر ،

ملایانی زنده اند، که

نامه ای استغاثه  آمیز ،

فرزندانت را برای امام زمان ،

به عربی ترجمه می کنند ،

تا در چاه جمکران ،

کرم ها و حشرات

روی خطوط جدول آماری شاخص تورم،

 بانک مرکزی ،

یا مرکز آمار ،

یا دیگر آمارهای دروغین،

دهها بار رو به نزول گرد شده،

بالا و پایین رفته ،

بخوانند و از خنده ریسه روند ،

غش کرده و بمیرند،

چرا که آرزوهای ما در حکومت اسلامی سرمایه ،

به قوی ترین حشره کش تبدیل شده ،

برای حکومت اسلامی ،

برای حکومت اختلاس فرقی ندارد ،

انسان می میرد یا حشره،

اگر از مرگ هراسی نداری ؟

به سازماندهی ،

به قیام ،

به سازماندهی قیام ،

به انقلاب باندیش.

این تنها راه نجات است!!!

***

شغل ات را گرفتند،

هر امکانی را از توسلب کردند،

آسایش ات را اختلاس کردند،

و …

اگر با صد زرنگی ،

هنوز با گلوله شلیک شده ،

سربازان اسلام کشته نشدی ،

تراژدی هنوز پایان نیافته،

آسمان ،

این جولانگاه خداوند بخشنده و مهربان ،

دامی بس سرد و دهشت ناکتری،

گسترده است،

زیر برف یخ می زنی ،

این بار ،

با جانت اختلاس می کنند،

آری با جانت اختلاس ،

اگر از مرگ هراسی نداری ؟

به سازماندهی ،

به قیام ،

به سازماندهی قیام ،

به انقلاب باندیش.

این تنها راه نجات است!!!

***

آب،

هوا،

 و غذا را آلوده اند،

سلامتی را اختلاس کردند،

تو هر روزبه جای مزد کار ،

سرطان می گیری،

مدرسه و دانشگاه را،

 خصوصی کردند ،

علم و  دانش ، اگاهی را،

 اختلاس کردند،

همه چیز زندگی را اسلامی ،

اختلاس کردند،

خوب می فهمی، اسلامی یعنی چی؟

اینجا زندگی اسلامی است ،

با زندگی کاری کردند که ،

مرگ زیباتر از زندگی است ،

اینجا زندگی اسلامی است،

از این رو ست که تو،

خود را حلق آویزی می کنی ،

راستی ،

 هراسی از مرگ نداری؟

اگر از مرگ هراسی نداری ؟

به سازماندهی ،

به قیام ،

به سازماندهی قیام ،

به انقلاب باندیش.

این تنها راه نجات است!!!

***

یادت هست؟

امام بزرگ نهیب زد :

همه چیز را اسلامی می کنیم ،

همه شما را اسلامی می کنیم ،

به یاد داری؟

امروز تو با هر چیزی روبرو می شوی،

 اسلامی است،

با هر چیزی روبروی می شوی،

 اختلاسی شده است ،

زیر آوار ساختمان اسلامی شده ،

که امنیتش را اختلاس کردند ،

می مانی،

زیر برف و یخ ،

زنده بگور می شوی ،

شغل ات را اسلامی کرده اند،

باران رحمت با اختلاس به سیل تبدیل شده،

هستی ات را با خود می برد،

با هر نفسی ،

ریز گرد ها و غبار و دود اسلامی شده را،

در ریه هایت پر می کنی،

و جان می کنی،

کودکی ات را دزدیده اند ،

کودکی خودت و کودکانت را اسلامی کردند،

بازی و مدرسه را از توسلب کردند ،

معیشت تو را اختلاس کردند،

بیکار شدی ،

حاشیه نشین

دستفروش و

کولبر شدی،

کارتون خواب ،

زن خیابانی،

کودک کار و خیابان ،

صیغه موقت شدی،

معتاد و گور خواب ،

مجرم و زندانی ،

محکوم به ابد و اعدام شدی ،

اکنون داری می میری،

اما هنوز …

چرا …؟

هنوز ،سکوت کردی!!!

هنوز در انتظار مجعزه ای از چاه هستی؟

چشم انتظار ناجی مانده ای؟

در انتظار کدامین ،

اسب سفید، راکب مرده ای ،

که لاشه اش را قرن ها پیش کرم ها تناول نکرده اند؟

در انتظار کدامین شال سبزی که،

کرم ها در درون جمجه ی خالیش که ،

از ازل پوک بود ،

از بی غذای نمرده باشند؟

اگر از مرگ هراسی نداری ؟

به سازماندهی ،

به قیام ،

به سازماندهی قیام ،

به انقلاب باندیش.

این تنها راه نجات است!!!

م.اخگر

۱۰/ ۲/۱۳۹۶

( ۲)

این فریادها  بی صدانیست!!!

با من سخن بگو!!!

با تو سخن می گویم،

 تو که در، سر زمین اختلاس،

اسلامی شده ،

زندگی می کنی.

با من سخن بگو ،

من همزاد تو هستم،

با من سخن بگو،

به من بگو ،

روز و شب را چگونه ،

پشت سر می گذاری؟

با طناب ، از گلو خود را می اویزی؟

یا ، با بنزین ، خود سوزی می کنی؟

از پل عابر می پری؟

زیر آوار می مانی؟

جنازه ات همسفر سیل می شود؟

زیر کوله بار سنگین زیر برف یخ می زنی؟

یا،

با گلوله شلینک شده از کمین گاه سرباز اسلام،

 کشته می شوی؟

با تنفس ریز گرد و غبار و دود،

سرطان گرفته، می میری؟

در معدن مدفون می شوی؟

زیر شکنجه ی،

 سربازان گمنام اسلام کشته می شوی؟

در زندان با حکم قصاص آویزان می شوی؟

یا بر اثر شرم از بی پولی،

 مقابل فرزندانت دق می کنی؟

با من سخن بگو،

هر سال ، چندین بار کشته می شوی؟

و ،

هر بار در کجا می میری؟

پشت در کارخانه ای بسته شده ؟

یا در مدرسه فروخته شده ؟

یا در بیمارستانی که هزینه اش،

 بیش از ارزش انسان است؟

یا در مقابل مجلس اسلامی،

مجلس اختلاس و رشوه خواری ،

تحصن می کنی؟

در ساختمان نا امن اسلامی شده،

که امنیتش را اختلاس کردند،

به دل آتش می زنی؟

در کوهها و دشت های یخ زده،

با باری،

چهار برابر وزن خود بر دوش،

با در امدی،

چهار برابر زیر خط فقر،

برای کار فرمای ،

چهل میلیون  بار بی درد تر از تو ،

بار بری می کنی؟

در کوهها و دشت های،

 چهار برابر سردتر از طاقت انسان،

یخ می زنی ، و می میری؟

یا هنوز گور خوابی،

و در رویاهایت اطاق کوچکی را ،

به شکل قصر می بینی؟

تو می دانی،

 و من می دانم،

به جزء یک راه چاره ای نمانده،

همه ای راه ها به روی تو بسته است،

می دانی ،

همه ی راه ها را امتحان کرده ای،

اکنون ،

منتظر کدامین مجعزه ای؟

در انتظار کدامین ناجی نشسته ای ؟

چرا در انتظاری ؟

چرا قیام نمی کنی؟

می دانم ،

می دانم،

تو نمی ترسی،

چیزی برای باختن نداری،

با من ، سخن بگو،

چرا قیام نمی کنی؟

اگر از مرگ هراسی نداری ؟

به سازماندهی ،

به قیام ،

به سازماندهی قیام ،

به انقلاب باندیش.

این تنها راه نجات است!!!

م.اخگر

۲۸ فروردین ۱۳۹۶

 

به مناسبت اول ماه مه:اقدام مستقیم کارگران !

در دورانی که سونامی تاریخ‌زدایِ سرمایه داری غیر از فلاکت و سیه‌روزی چیزی برای نیروی کار جهانی نگذاشته، روز جهانی کارگر باز فرامی­رسد. برای این‌که روز اول ماه مه به‌مثابه کلیشه نگریسته نشود، در تأکید به چنین روزهایی لازم است گفته شود: کلیشه‌ها زمانی پررنگ می‌شوند که مبارزات طبقاتی هر روز کمرنگ‌تر شوند، امروزه، طوفان قوای طبقاتی نیروی کارِ جهانی، مسیر سرکشی و کُنش‌ورزی خود را به اشکال مختلف هر روز از وجود خود جدا ساخته و آن‌را به سرمایه واگذار کرده است. این کلیشه نیز به سبک آیین و مناسک و امروزه شاید بتوان گفت تا سرحد یک کارناوال چشم نواز و بی‌خطر فروکاسته شده، اگر که پاسخ همه این فرآیندها در مسیر مبارزات طبقاتی معین می‌گردد. باید پرسید چرا چنین شد؟

 

کارگران و سیاستِ باواسطه

 

باید بر این نکته تاکید کرد که تمامی فرآیند و تعاریف سیاست و دخالت‌گری انسان در عصر مدرنیته‌ی سرمایه‌محور بر اساس “میانجی‌گری” و نماینده‌محوری قرار گرفته است. این حق “واگذاری”، اینک ابزاری کاملا فرسوده محسوب می‌شود. ابزاری که اراده‌ ی معطوف به ساخت حقوقی “دولت” را نشانه می‌گرفت. این اراده‌ یِ دولت‌محور برای به رسمیت شناساندن خود و سپس به رسمیت شناخته شدن قانونی، به‌عنوان ملاکی برای مبارزه، مسیر نسبتا کوتاهی را از اواخر قرن نوزدهم تا فروپاشی دولت‌های رفاه در سراسر جهان طی کرد. سیاست میانجی‌گری دولت که به مرور به فرم‌های میانجی‌طلب دیگری در اشکال حزب و سندیکا نیز در غلطید. سرانجام آن‌چه که در دیالکتیک دولت- جامعه‌ی مدنی در کشورهای متروپل تبلور یافت، این‌همان شدن طبقه‌ی کارگر و پراکسیس طبقاتی در سیاستِ باواسطه بود.

همان‌گونه که سیاست باواسطه در اشکال مارکسیسم روسی- چینی و سوسیال‌دموکراسی در شکل رفرمیسم مانعی بر سر راهِ خودرهایی نیروی کار بود اما  میانجی طلبی و  چانه‌زنی در متروپل، اشکالی از سرپرستیِ حقوقی و ضربه‌گیرهای قانونی را آفرید، اما در کشورهای در حال توسعه، سیاست باواسطه از ابتدا فرزندی مُرده‌زاد بود و هرگز بروز شکل دمکراتیک آفرینش جامعه‌ی مدنی را نیافت، تا در مجموع توانِ طبقه‌ی کارگر را در حاشیه‌ی “دولت” از نفس بیندازد. انضباط نیز به‌عنوان حالت‌مندی عنصر سرمایه، در شکل سرمایه‌داری دولتی و دولت‌های رفاه، پراکسیس سرکش کارگران را جوابگو نبود، اما سیاستِ باواسطه، تواناییِ جذب پس‌ماند این مبارزه را نیافت. در کشورهای متروپل رابطه‌ی دستمزد و بارآوری تولید به یک هارمونی برای تجدید حیات سرمایه‌داری جهانیِ ویران شده بعد از جنگ‌های جهانی بدل گشت، اما زندگی اسارت‌بار ذیل یک زمان طبقه‌بندی شده و واگذار گشته به “قانون”، برای نیروی آفرینش‌گر طبقاتی کفایت نمی‌کرد. قدرت “کار” از ابتدا و انتهای مشخصِ “قانونی” به موازت کوششی در راستای افزودن بر یک زمان “آزاد” و کوتاه کردن از زمان کار مزدی و قوانینِ آن، قوت گرفت. اما پاسخ سرمایه‌داری، گذار به سمت یکی از شیادانه‌ترین مکانیسم‌های انباشت و نوعی اسارت و کنترل کردن همان “آزادی زمان” بود. مکانیسمی که هژمونیک‌ترین روش سرمایه برای انهدام مبارزات طبقاتی بوده است که تاکنون تجربه شده است یعنی نئولیبرالیسم.

 

کارگران و هژمونی در زیست جهانِ نولیبرال

 

سرمایه‌داری به‌عنوان یک شیوه‌ی تولیدی همواره با نوعی قدرت رضایت‌مندساز و نامرئی عجین بوده است. اما اشکال این هژمونیزه کردن نیز هربار رنگ و بوی متفاوتی داشته است. برخلاف نظام فئودالیته که بهره‌ی مالکانه و جنسی از طرف رعیت به ارباب زمین‌دار تعلق می‌گرفت، در نظام سرمایه‌داری، دستمزد از طرف کارفرما و در انحصار وی به کارگر پرداخت می‌شد. به این ترتیب تولد “نیروی کار آزاد”، یعنی برداشته شدن اجبار سیاسی و دولتی و ضرورت معاش بود که کارگر را به سمت سرمایه سوق می‌دهد. تکامل فن‌آوری تولید، مکانیسم استخراج ارزش اضافی از مطلق به نسبی، روش دیگری در انقیاد قوای “حسی- بدنی” نیروی کار در برابر زمان طولانی کار و هم‌چنین کاهشِ خطراتِ رویارویی طبقه‌ی کارگر با سرمایه بود. سرمایه‌داری همواره نظام خود را با ابعادِ ایدئولوژیک و شی‌واره‌ساز، در ذهنیت کارگران چنان فراتاریخی و طبیعی جلوه داده که گویی سیستمی مبتنی بر “ذات ابدی” است. به این ترتیب، در برابر فشار سهمگین این اشکال ایدئولوژیک، قدرت انفعال و بی‌تحرکی بیش از توان مبارزه‌ی کارگران بوده است، تحت نوعی پدرسالارِی دولت‌محور و لحاظ کردن “آزادی” از زمان کار، که نولیبرالیسم با پاسخ سهمگین بی‌ثباتی کار و رهایی همزمان از قیودِ حقوقیِ کار مزدی و بسط و گسترش آن به سراسر زندگی پاسخ داد،  اکنون سرمایه و کار مزدی هم بی‌مکان است و هم همه جا حاضر. دولت سرمایه در برابر قدرت سرمایه به‌مثابه محور چانه‌زنی میان کار و سرمایه در لباس یک ناظم برای سهام‌داران مالی تقلیل یافته است. همین‌طور سیاست باواسطه نیز همزمان نه بخاطر فقدان آزادی و سلامت پارلمانتاریستی و یا جدال بر سر نوع سازمان‌یابی حزبی و سندیکایی، بلکه با از دست رفتن جایگاه قبلی “دولت سرمایه” از بین رفته است. بیکاری انبوه در عین رسوخ سرتاسری زمانِ کار در زندگی، این سرشت‌نشان همان هژمونی بود که سرمایه در تعریف “آزادی” از زمان کار مزدی به ارمغان آورده است.

 

کارگران و بدن اجتماعی: آوارگی، گسیختگی و تابعیت مطلق

 

زمان کار همه‌جا حاضر، تقسیم کار پیچیده، دغدغه‌ی مشاغل پایدار، دستمزدهای نازل و نزول سطح زندگی تا حد یک نوع حیات برهنه برای بقا، جابجایی مهاجرتی و… اما همه‌ی این‌ها در وضعیتِ نولیبرال که تمام زندگی، فضا و مکان، عرصه‌ی کسب و کار و تجاری‌سازی و تاخت و تاز منطق بازار است، می‌تواند اسباب احیایِ توان‌مندی سوبژکتیویته‌ی کارگری در عرصه‌ی فراخ اجتماع را مهیا کند، سرمایه لوازم قدرت سرکوبگر برای “کنترل” نامحسوس را تعیّن می‌بخشد. سرمایه این بار کنترل قوای ذهنی برای نیروی کاری که قرار است در بی‌ثبات کاری، خود کارفرمای خویش باشد (Freelance)، در کارخانه بدون سقف اجتماعی را در دستور کار قرار داده است.

زمان کار به‌طور مداوم در بی‌ثباتیِ آن در ذیل سیال بودن “کار مزدی” بسط می‌یابد و تمایز کلاسیک تولید و بازتولید سرمایه کمرنگ می‌گردد. این آمادگی و تجدید قوا به مدد رسانه و کامپیوتریزه کردن تولید به پیش می‌رود. این بدن اجتماعی و انبوه سرریز شده‌ی نیروی کار در زمان کار سراسری با تکه‌تکه شدن مواجه است. این زیست جهان انفرادی در دنیای فن آوری همان‌قدر سرمایه را بی‌زمان و مکان جلوه می‌دهد و همان‌قدر خود را ابزاری ارتباطی و جمعی نشان می‌دهد که در خدمت حیاتی انفرادی از سلسله مراتب‌های استبدادی سرمایه می‌باشد. مالکین سرمایه‌دار وقتی سقف کارخانه سرمایه‌داری دولتی فروپاشید، خود را به مدد تولید غیرمادی کامپیوتریزه شده و مالی‌گراییِ افسارگسیحته شرکت‌های فراملیتی، از مقابل مبارزه‌ی کارگران خارج کردند، همان‌طور که حساب و کتاب‌های خود را در بهشت‌های مالیاتی انباشت می‌کنند در مقابل موج اعتصابات، چنان راه برای سیال بودنشان گشوده شد که کارخانه را بسته و محو می‌شوند. نامحسوسی کنترل در امپراطوری سرمایه بوسیله صنعت آموزشی و رسانه‌ای را با تولید انبوهی از چهره‌های مشهور و پوپولیستی- سلبریتی آن چنان آرمانی در پیش روی کارگران قرار داده است که چنین آرمان‌هایی برای آنان قابل دست‌یابی، و وضعیت تحمل‌پذیر می‌گردد.

نولیبرالیسم، منطقی نمایشی دارد،  نمایش حاصلِ شدت کالاییزه شدن است که در آن ارزش مصرفی محسوس نیست. هیچ برآوردی از آسیب‌های جسمی، روانی و فکری کارگران در قِبال فرآیند تولید در منطق نمایش رسانه‌ای و ایده‌های سودآور و کالاشده که تماما در تابعیت انباشت، بی‌پایان است به حساب نمی‌آید. فروپاشی این بنیاد زیست انسانی و عصاره‌ی آن یعنی “ارزش استفاده” است که سرچشمه‌ی سیالیت پسامدرن به‌عنوان وجه معرفتی نولیبرالیسم را باعث شده است. این مدیران جدید بورژوازی و شومن‌های جدا شده از مالکین رسمی در هیئت کارآفرینان و مولدین‌بارآور تولید هستند که فردگرایی و دنیوی شدنِ مدرنیته را با موعودپرستیِ آخرالزمانی گره زدند که نتایج آن اینک در ایدئولوژی ترامپیسم و داعش بروز یافته است.

این کار غیرمادی بود که تمایز سیاست و سرگرمی را فروپاشاند تا حس “آزادی” و رهایی سوبژکتیویسمِ مخالف دولت‌سالاری در زیر سقف کارخانه را، این‌بار زیر سقفِ آسمانِ زندگیِ ناپایدار، پراکنده و مچاله شده در سطح جامعه پاسخ دهد، خیابان‌ها پر از کارگرانی است که بیکارند، تمام تلاش برای زندگی مترادف با تلاش برای مزد است، اشتغال و اخراج‌ها روزانه است و گسیل شدن آن‌ها به سطح خیابان‌ها لحظه‌ای متوقف نمی‌شود، کارگران به اصطلاح “مستقل”، کسانی که توهم در اختیار داشتنِ زمان کارشان را دارند در حالی‌که چنین نیست، کار پاره‌وقت در منازل، کارگران مهاجر ایستاده در گوشه‌ی چهارراه‌هاو…  شهرها سیمای جدیدی پیدا کرده اند و سیاست‌های طردسازی نولیبرالی برای آراستنِ شهر از فقرا و حاشیه‌نشین‌ها روز به روز گسترش یافته است. تمامی منافذِ سیاهِ بازار در زیر زمینِ زندگی جاسازی شده است. در این نکبت بازار که هیچ خواستی وجود ندارد، هر کس رهبر، کارفرما و روشنفکری برای خود در زندگی می‌شود عجیب است! اما این انسداد واقعی است به همان میزان که خیالی است!! این پسافوردیسم دیجیتالی بود که اقتصادِ بازار را به جامعه‌ی بازار بدل کرد. این اساس هژمونی موجود و آن مساله‌ای است که توان بازیابی مبارزاتی طبقاتی و ارتقای آن‌را تا رده‌های رادیکال یک مبارزه‌ی طبقاتی مسدود نموده است.

 

کارگران و خودگردانی کمونیستی

 

طبقه‌ی کارگر اینک نه راه بازگشت به دنیای میانجی‌طلبانه‌یِ عصر سرمایه داریِ دولت‌محور را دارد و نه توانایی تعریفی از اتحاد بر اساس مبانی “آگاهی‌رسانی” و تولید ایده را دارد. نه ارجاع به بنیادها و نه هرگونه انتقال ذهنی و زبانی در عصر تولید نمایش و ژست، مانند قبل میسر نیست. آگاهی‌رسانی مفری است برای به تعویق انداختن و عدم دیدن این نکته که اتحاد و اتصال از طریق ایده‌یِ کالا شده و ارزش استفاده‌یِ از ریخت افتاده‌یِ آن، دیگرمیسر نیست.

این شبحِ استبداد افقی شده را نه با ایده‌هایی که به‌طور سلبی به معایب سرمایه آگاه هستند، بلکه با آزاد کردن حوزه‌هایی از این زندان تسخیر شده توسط سرمایه، می‌توان عقب راند. این آزادسازی نه به معنی برپایی جزایری سوسیالیستی، یا تسخیر قدرت با مبارزات چریکی و یا مشتق‌یافته از مفاهیم استعلایی و فراتاریخی آنارشیستی از دولت، بلکه منتج از روند مادی  کار و تولیدِ ثروت در تاریخ سرمایه‌داری است. این بنیان نهادن یک مبارزه و زیست خودگردان، به معنی بازیابی توان برای آفرینش و پیشروی ساخت یک اجتماع کمونیستی است. این شبکه‌های آزاد کننده‌ی عملی، در روند خود “اشتراک” را ایجاد می‌کنند، این سیاست خودگردان ضدسرمایه‌داری است که نیروی کار را در شبکه‌های خودفرمانِ عملی، به‌صورتی تجربی به اتصال و هم‌گرایی می‌کشاند تا به سمت اِعمال قدرت سراسری پیش رود، از کارخانه‌ای به کارخانه‌ای، از شهری به شهری، بجای وحدت‌گرایی صوری بر مبنای این امر تئوری‌زده، ایدئولوژیک و از بالا یعنی “من و تو اقدام می‌کنیم” تا “ما” اقدام کنیم، سیاست عملی از پایین، بدون انتظار و کاملا برهنه را، می‌نشیند: “من اقدام می‌کنم”، “تو اقدام می‌کنی” تا “ما” اقدام کنیم، تا اتحاد و آگاهی از قِبل پراتیکِ ایجابی فراهم شود. این دگردیسی در اشکال نوین مبارزاتی، نطفه‌های هر چند ضعیف خود را هویدا کرده است و کمونیسمِ نوین، جنبش همین مبارزات است. جنبشی که ١می را به ١می‌ها تبدیل می‌کند.

 

کمونیسم آفریدن شرایطی برای احیای انسان است

برقرار باد سوسیالیسم !

زنده‌باد همبستگی جهانی پرولتاریا

کارگران جهان خودآگاه و متحد شویم !

 

 

https://kkfsf.wordpress.com/

http://criticalmethod.blogfa.com

https://t.me/kkfsf

 

کمیتهی فعالین کارگری سوسیالیستی

اول ماه مه ۲٠١٧  (١١ اردیبهشت ١٣٩۶)

 

بر گزاری مراسم اول ماه مه در سقز

امروز اول مامه مه برابر با ۱۱ اردیبهشت ماه روز جهانی کارگر،صدها نفر از زنان ومردان کارگر وآزادیخواه از ساعت هفت بعد از ظهر برای بزگداشت روز جهانی کارگر بصورت راه پیمایی از میدان آزادی شهر به طرف میدان عقاب(هه لو)حرکت کردند.بعد از گذشت چند دقیقه دها نفر از نیروهای انتظامی ولباس شخصی به صفوف راه پیمایان و شخص محمود صالحی حمله کرده و ضمن تذکر به محمود صالحی از او خواستند که به راه پیمایی و برگذاری مراسم پایان دهد.در غیر اینصورت باز داشت خواهد شد.محمود صالحی بدون توجهه به اختار آنها به راه پیمایی ادامه داده تا اینکه بار دیگر۵ نفر از ماموران به محمود حمله کرده وبا زور خواستند سوار ماشینش کنند که با مقاومت و اعتراض زنان ومردان حاضر تلاش ماموران برای باز داشت محمود بی نتیجه ماند.زنان ومردان مبارز ضمن آزادی محمود صالحی به راهپیمایی خود به طرف میدان هه لو ادامه دادند.بعد از تجمع در میدان هه لو بدون توجهه به تهدیدات ماموران به مدت نیم ساعت با موفقیت مراسم اول ماه مه برگذار کردند وبه خانه هایشان باز گشتند.