امیر پیام:انقلاب اکتبر، راهی که باید رفت!

یادداشت های جنبش کارگری

در صدمین سالگرد انقلاب اکتبر شاهد توجه وسیع و اظهارنظرات گسترده نسبت به این انقلاب هستیم. نگاه ها دوباره بسوی انقلاب اکتبر بازگشته  و گروهی به امید تکرار آن و گروهی دیگر از بیم تکرار آن در دفاع از این انقلاب و یا برای دوری جستن از آن می گویند و می نویسند. از نیروهای راستین و وفادار به طبقه کارگر تا رسانه های دست راستی و مراکز آکادمیک بورژوایی تا چپ هایی که به اختیار و یا تحت فشار فضای ضد کمونیستی پس از بلوک شرق از انقلاب اکتبر و آرمانهای آن امتناع  ورزیدند و نیز تا برگزاری کنفرانس های بزرگ بین المللی در مسکو و پکن همه مشغول بررسی این انقلاب و تاثیرات عمیق و عظیم و تاریخ ساز آن هستند. بررسی هایی که بسیار کمتر از گذشته حامل زبان و ادبیات ضد کمونیستی جنگ سرد اند و عمدتا تایید آمیز و مثبت و یا مخالفت هایی محتاطانه و محترمانه می باشند. دیگر کسی از «جنایات» و «خشونت ها» کذایی انقلاب اکتبر و یا «توطئه» و «کودتا» خواندن آن چیزی نمی گوید. اگر سال ۱۹۸۹ و فروپاشی دیوار برلین اعلام پیروزی ضد کمونیسم جهانی و اعلام قدر قدرتی و ابدیت کاپیتالیسم بود، نزدیک به سه دهه پس از آن، و اکنون، صدمین سالگرد انقلاب اکتبر به اعلام شکست همان ضد کمونیسم جهانی و قدر قدرتی کاپیتالیسم و به اعلام پیروزی مجدد انقلاب اکتبر و آرمانهای آن بدل شده است. آری انقلاب اکتبر بازگشته است، آنهم پس از سه دهه مقاومت در زیر تاخت و تاز همه جانبه اقتصادی و سیاسی و ایدئولوژیک و فرهنگی کل ضد کمونیسم و کاپیتالیسم مسلط بر جهان. خبر را باید دریافت و آنرا بزرگ و گرامی داشت.

برای توضیح این تحول مبارک و اینکه چرا در صدمین سالگرد انقلاب اکتبر همه سرها بسوی آن برگشته طبعا نفس صد ساله شدن آن چیزی را توضیح نمی دهد. سالگرد هیچ انقلابی تاکنون در سطح جهانی چنین مورد توجه قرار نگرفته است. حتی انقلاب کبیر فرانسه که بزرگترین انقلاب بورژوای بود نیز غیر از مراسم دولتی روز ملی در ۱۵ جولای آنهم تنها در فرانسه هیچگاه سالگردها و یا اولین و دومین صدمین سالگردهای آن مورد توجه جهانی قرار نگرفت.  طرح برجسته جهانی برای انقلاب اکتبر را باید در جایی دیگر و در عوامل زیر جستجو نمود.

همه انقلابات ماهیتا غیر پرولتری، از انقلابات بورژوایی و خرده بورژوایی و ملی و استقلال طلبانه و ضد امپریالیستی تا  انقلابات ارتجاعی اسلامی و  رنگی های پس از جنگ سرد، به آرمانهای مشترک خود که چیزی جز همین نظام مستقر کاپیتالیستی نبود دست یافته اند و رسالت تماما سرمایه دارانه و استثمارگرانه خود را به سرانجام رسانده اند. آرمانهای اقتصادی و سیاسی و ایدئولوژیک و فرهنگی و ارزشی این دست انقلابات بیش از دو قرن است که به تدریج در سراسر کره زمین مستقر و مسلط شده و  مدتهاست که دوران انحطاط و تباهی آنها آغاز شده و جاری است. این آرمانهای بورژوایی نه تنها از هر گونه جنبه مثبت برای بشریت تهی هستند، بلکه منشا و علت العلل همه مصائب دنیای امروز اند. اساس شیوه تولید سرمایه داری، اقتصاد بازار آزاد، بازارهای بورس و مالی، دمکراسی، ملت گرایی، قوم پرستی، مذهب، فردگرایی، تجمل، مصرف گرایی، پول پرستی، رقابت، و همه همه در عمل به فقر و فلاکت و بی حقوقی و ناامنی و بی حرمتی برای میلیاردها کارگر مزدی انجامیده اند. فراتر از این، آرمانهای بورژوایی در این دوران انحطاط و تباهی خود با آلوده کردن محیط زیست و آب و هوا و خوراک بشر به تهدیدی ویرانگر علیه نفس حیات و هستی انسان بدل گشته اند.

در  تقابل و در نفی کلیت نظام سرمایه داری با همه انقلابات و آرمانها و ایدئولوژی ها و فرهنگ ها و ارزشهای آن است که انقلاب پرولتاریایی اکتبر با برافراشتن آرمان رهایی قطعی انسان از مصائب  نظام ستمگر و تبعیض آمیز طبقاتی موجود امکان فرا رفتن از آنرا نوید می دهد. بنابراین انقلاب اکتبر همچنان زنده و نوید دهنده بر فراز جامعه بشری در گشت و گذار است. چرا که اکثریت عظیم این جامعه یعنی کارگران و همه انسانهای زحمتکش و تحت ستم به آن نیاز دارند و به آن رجوع می کنند و پرچم آنرا بدست خواهند گرفت.  از اینروست که در صدمین سالگرد انقلاب اکتبر شاهد درخشش جهانی آن هستیم.

اما شرایط مشخص دنیای سرمایه داری امروز بیش از هر موقع، و حتی بسیار بیشتر از مقطع ۱۹۱۷، اهمیت و ضرورت رجوع به انقلاب اکتبر را طرح می کند. برای نظام سرمایه داری که از بدو تولد سیاسی اش یعنی انقلاب کبیر فرانسه آنتی تز خود یعنی کمونیسم را در قالب جنبش بابوفیستی  به همراه داشته و سپس بی وقفه زیر تهدید اشکال مختلف نهضت ها ی کمونیستی به حیات خود ادامه داد، سه دهه اخیر پس از فروپاشی بلوک شرق فرصت بی سابقه ای بود که تا اگر ذره ای پتانسیل مثبت برای بشریت دارد در فقدان تهدید کمونیسم در این دوره به نمایش بگذارد. اما همانطور که معلوم بود و غیر از این انتظار نمی رفت نظام سرمایه داری از این  فرصت با فراغ بال برای فعال نمودن و بکار انداختن و بیرون ریختن حداکثری همه ظرفیت ویرانگر و توحش ضدانسانی اش استفاده نمود. در کنار عظیم ترین پیشرفت های علمی و تکنولوژیک که  حاصل قدرت لایزال اندیشه بشری و نیروی خلاقیت انسانی اند، زندگی انسان امروزاز هر نظر بدتر و وخیم شده است: از لحاظ اقتصادی فقیرتر و محتاج تر و ناامن تر و درمانده تر، از لحاظ سیاسی بی حقوق تر و بی اختیار تر و دنباله رو تر و تحت سلطه و سرکوب شده تر، از لحاظ ایدئولوژیک گرفتار در چنگال انواع ایدئولوژی های کانسرواتیو  و لیبرال و نئولیبرال و ناسیونالیستی و راسیستی و فاشیستی و قومی و مذهبی، از لحاظ فرهنگی بیگانه تر و اتمیزه و ایزوله و بازیچه بازارهای مد و صنعت تبلیغات تجاری و سردر گریبان هویت سازی های فردی و «هپی نس» های بی محتوا برای پرهیز  از مصائب روزگار، و بالاخره از لحاظ ارزشی خود پرست و خود محور و رقیب یکدیگر و منفعت طلب و نامهربان و خشن.

اگر اینها بخشی از حقایق دنیای امروز است، بخش دیگر آن مربوط به بحرانهای عظیم اقتصادی و سیاسی و نظامی و محیط زیستی است که بطور فزاینده ای امید به هرگونه ترمیم و اصلاح و بهبود وضع موجود و شرایط زندگی در چارچوب نظام سرمایه داری را به سراب بدل نموده و آینده تیره و تاری را تصویر می کنند. طوری که آن خوش بینی ساده انگارانه دهه نود قرن گذشته که می پنداشت با فروپاشی بلوک شرق و برقراری سلطه بلامنازع اقتصاد بازار و دمکراسی و فردگرایی دنیای سعادتمندی در دسترس است، اکنون جای خود را به بطور فزاینده ای به بدبینی درست و بحق علیه نظام موجود می دهد. اگر در آن دوره خوش بینی بهبود اوضاع انتظاری عمومی بود،  امروز اما خراب تر نشدن اوضاع و دفع تهدید اساس زندگی به نگرانی و دغدغه عمومی بدل شده است. همه اینها به معنای بی افقی مطلق و همه جانبه نظام سرمایه داری است که ضرورت قرار گرفتن افق نوینی در مقابل جامعه را تعجیل نموده است. اگر همین ضرورت بعضا به تجدید حیات نیروهای ضد بشری فوق دست راستی و فاشیسم و شبه فاشیسم منجر شده، اما برای اکثریت عظیم مردم که تجربه خونین فاشیسم را در ذهن دارند، افق نوین چیزی جز آنتی تز کلیت نظام سرمایه داری یعنی انقلاب پرولتاریایی اکتبر نمی تواند باشد.

بنابراین علل طرح گسترده و برجسته شدن انقلاب اکتبر و جلب توجه همگانی به آن در صدمین سالگرد این انقلاب بیش و پیش از هر چیز ریشه در تناقضات بنیادین ومادی دوران کنونی نظام سرمایه داری، و پدیدار شدن بن بست های آن، و نیز ضرورت مادی طرح افقی نوین برای عبور از این نظام نهفته است.

تناقضات و بن بست های نظام سرمایه داری اما در جامعه ای مثل ایران و تحت سیطره یکی از ارتجاعی ترین حکومت های سرمایه داری یعنی جمهوری اسلامی تشدید شده و برافراشتن پرچم انقلاب اکتبر یعنی انقلاب کارگری را ضروری تر می نماید. نظام سرمایه داری ایران و جمهوری اسلامی در چنان تناقضات لاینحل و خرد کننده ای قرار دارند که حل آنها تنها در گرو نفی آنها و منوط به برچیدن کلیت این  نظام اقتصادی و سیاسی است. این نظام ممکن است با اتکا به سرکوب از یکسو و فقدان آمادگی سیاسی و تشکیلاتی طبقه کارگر از سوی دیگر همچون گذشته به حیات خود ادامه دهد، اما این حیات مثل همیشه، چیزی جز تشدید بیشتر فقر و فلاکت و بی حقوقی و ناامنی و بی حرمتی برای طبقه کارگر نخواهد بود. در این تردیدی نباید داشت. نظام سرمایه داری در همه جا و در مراکز قدرتمندتراش مدتهاست که نیروی تخریب جامعه بشری است، و این نظام تحت حکومت فاسد و مستبد و خونبار جمهوری اسلامی مخرب تر و ویرانگرتر است. در مقابل طبقه کارگر در همه جا و بویژه در ایران و برای یک زندگی بهتر آلترناتیوی جز انقلاب اکتبر موجود نیست و باید برای آن آماده شد.

اما سخن از انقلاب اکتبر بدون سخن از وجود حیاتی حزب کمونیستی و طبقاتی کارگران که رهبر و استراتژیست و سازمانده  و نیروی فاعله و مجری آن بود یعنی حزب بلشویک سخنی بی معنا خواهد بود. اگر انقلاب اکتبر در زمان خودش بدون حزب بلشویک رخ نمی داد، امروز نیز وجود حزبی در خطوط عمومی تئوری و سیاست و نیز بافت پرولتاریایی تشکیلاتی اش نظیر حزب بلشویک پیش شرط وقوع هر انقلاب کارگری است. برای طبقه کارگر ایران ساختن و ایجاد چنین حزبی بویژه در دورانی که هیچیک از احزاب چپ و کمونیستی موجود پاسخگوی نیاز تحزب یابی طبقه کارگر نیستند بسیار ضروری و حیاتی و عاجل است.

امیر پیام

۲۴ آبان ماه ۱۳۹۶

۱۶ نوامبر ۲۰۱۷

amirpayam.wordpress.com

*********************************************

 

پویا محمدی:تصاویری که وجدان ها را مخاطب قرار می دهد

زنجیری که بر پاهای پرصلابت محمود صالحی در بستر بیماری بسته شده است، اوج قساوت و بی شرمی، نهایت دشمنی و رذالت و انبوه قید و بندهای اسارت آور رژیم اسلامی سرمایه داران را در ایران علیه کارگران و مردم تحت ستم این جامعه، با وضوح هرچه تمامتر به جهانیان نشان می دهد. تصویر بند و زنجیر به پاهای محمود صالحی، به حق که نمایانگر استبداد و استثمار در دوران معاصر ایران است.

در تداوم حلقه ها و  زنگ این زنجیر، این بار زنگِ خشم طبیعت و قهر سرمایه است که در هم می آمیزد و جنازه تل انبار می کند. شاهدان، فریادهایی اند به وسعت ارتعاش های مرگبار و به عمقِ لطافت انسان که دگربار تصویرِ نگاه مضطرب و دردآور پدری گرسنه و محروم و تقلا با دستان خالی برای یافتن عزیزانش از زیر آوار مهلک زلزلۀ “خداوندان” زور و ستم را خلق می کند. تصویر دردناک این پدر به حق که نمایانگر ستم و محرومیت در دوران معاصر ایران است.

این تصاویر، وجدان انسان ها را مخاطب قرار داده و استمرار رنج و دردهای اعمال شده بر بشریت را در این گوشه از جهان بازگو می نماید. تصاویری اند از جنس تاریخ، بسان تصویر اجساد سوخته شده در “آشویتس”، اعدام ها در “سایگون”، پدر خفه شده با کودکی در آغوش در شیمیایی “حلبچه”، صف تیرباران شدگان فرودگاه “سنندج” و یا رخسار عیان شده اعدامیان ۶۷ در زمین تفته “خاوران”.

این تصاویر را می باید در اعماق وجود بشریت آگاه و عدالت طلب جهان حک نمود تا در کنار هزاران اثر جرم و جنایات دیگر این رژیم، آیندگان بدانند که اینها با ما چه کرده اند!

در جهانی کردن این تصاویر بکوشیم.

با درد و امید

پویا محمدی

۲۵ آبان ۹۶

روز سه شنبه ۲۳ آبان رضا شهابی جهت MRI به بیمارستان مننتقل شد. در مدت زمان حضور وی در بیمارستان، خانواده و چند نفر از اعضای سندیکا برای ملاقات با رضا  در بیمارستان حاضر بودند که با ممانعت سربازان و پاسیار زندان روبرو شدند. این موضوع باعث درگیری لفظی رضا با پاسیار مربوطه شد. رضا شهابی نسبت به این برخود با همکاران و خانواده اش معترض شده و اعلام کرد که با این شیوه برخود وی بدون عکسبرداری پزشکی به زندان برمی گردد. با وساطت همکاران رضا ، این کارگر زندانی راضی به انجام MRI  شد. رضا شهابی  در برگشت به زندان، طی نامه ای به رئیس زندان نسبت به این رفتار پاسیار مربوطه با خانواده و همکارانش اعتراض نمود.

همچنین رضا شهابی روز چهارشنبه ۲۴ آبان در ملاقات با خانواده اش اعلام کرده است که به دلیل کیفیت بد غذای زندان که در آن ته سیگار، سنگ و چسب و…. پیدا شده است از دریافت غذای زندان خودداری می کند و خواهان دریافت جیره خشک گردیده است که خودش بتواند غذا را بپزد. وی طی نامه ای به رئیس سازمان زندان ها  خودداری از دریافت غذای زندان را اعلام کرده است.

کمیته دفاع از رضا شهابی ضمن اعتراض شدید به محبوس نگه داشتن رضا شهابی علیرغم پایان دوران محکومیت، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط  این کارگر زندانی است.

هشدار ۵ سازمان سندیکایی فرانسه نسبت به خطرمرگ محمود صالحی

ما، سندیکاهای فرانسه، لغو محکومیت های غیرعادلانه که مغایر با آزادی ها و حقوق اساسی بوده و نیز آزادی فوری و بی قید و شرط همه فعالان دربند که به خاطر فعالیت های سندیکائی و دفاع از حقوق به حق مزدبگیران زندانی شده اند، به خصوص رضا شهابی و اسماعیل عبدی، را خواستاریم.
ما از دولت ایران می خواهیم که معالجات و مراقبت های درمانی مناسب و شایسته محمود صالحی را تضمین کرده و هم چنین آزادی فوری و بی قید و شرط او را.
آیت‌الله سید علی خامنه ای
رهبر جمهوری اسلامی ایران
دفتر رهبری
تهران، ایران
پاریس ۱۴ نوامبر۲۰۱۷
یک سندیکالیست در خطر مرگ
عالیجناب
سازمان های سندیکایی فرانسوی س اف د ت، س ژ ت، اف اس او، سولیدر، او ان اس آ، توجه شما را نسبت به وضعیت محمود صالحی، یک رهبر سندیکایی که در زندان در خطر مرگ قرار دارد، جلب می کند.
در سپتامبر ۲۰۱۵ محمود صالحی به ۹ سال زندان تعلیقی محکوم شده بود. او در روز شنبه ۲۸ سپتامبر هنگامی که از بیمارستان به خانه اش باز می گشت توسط چهار مأمور امنیتی در لباس شخصی دستگیر و مستقیما به دادگاه شهر سقز در استان کردستان برده می شود. خاطر نشان می شویم که صالحی مجبور است که دو بار در هفته برای انجام دیالیز کلیه به بیمارستان مراجعه کند. در دادگاه دادستان به او می گوید که محکومیت اولیه اش به یک سال زندان تبدیل شده است که به فوریت باید اجرا شود. او را بلافاصله از دادگاه به زندان مرکزی شهر سقز منتقل می کنند.
محمود صالحی از بیماری کلیوی و نارسایی قلبی وخیمی رنج می برد که همگی ناشی از شرایط زندان سال ۲۰۱۵ و فقدان مراقبت های پزشکی و درمانی در زندان بودند. در ۳ نوامبر در پی یک حمله قلبی در زندان، صالحی را به بیمارستان امام خمینی شهر سقز منتقل می کنند. پزشگان معالج وابسته به زندان گفته اند که صالحی باید تحت درمان دائمی قرار گیرد و از این رو نباید به زندان بازگردانیده شود.
در حال حاضر صالحی در زندان از معالجات و مراقبت های درمانی لازم برخوردار نیست و وضعیت سلامتی اش بسیاروخیم است. لذا انتقال ‏فوری و بدون فوت وقت او به بیمارستانی در خارج از زندان امری ‏مبرم و اجتناب ناپذیر است.‏‎
حبس صالحی، نظیر حبس دیگر کارگران زندانی تخطی از حقوق بشر و آزادی های اساسی سندیکایی است. جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک عضو سازمان جهانی کار، نشان داده که تعهدات خود در چارچوب توافق نامه های بین المللی سازمان جهانی کار، به ویژه حق کارگران ایران در ایجاد تشکلات مستقل را مراعات نمی کند.
ما، سندیکاهای فرانسه، لغو محکومیت های غیرعادلانه که مغایر با آزادی ها و حقوق اساسی بوده و نیز آزادی فوری و بی قید و شرط همه فعالان دربند که به خاطر فعالیت های سندیکائی و دفاع از حقوق به حق مزدبگیران زندانی شده اند، به خصوص رضا شهابی و اسماعیل عبدی، را خواستاریم.
ما از دولت ایران می خواهیم که معالجات و مراقبت های درمانی مناسب و شایسته محمود صالحی را تضمین کرده و هم چنین آزادی فوری و بی قید و شرط او را.
CFDT : preau@cfdt.fr
CGT : fabienne.cru@orange.fr
FSU : michelle.olivier@snuipp.fr
Solidaires : contact@solidaires.org
UNSA : emilie.trigo@unsa.org

رونوشت به:
آقای حسن روحانی، رئیس جمهور
آقای صادق لایجانی، رئیس قوه قضائیه
دفتر دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد
ترجمه و پخش از :
همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه
اتحاد بین المللی درحمایت از کارگران در ایران – پاریس

متن فرانسه:
Leader of the Islamic Republic
Ayatollah Sayed ‘Ali Khamenei
Email: info_leader@leader.ir or contact@leader.ir
Un syndicaliste en danger de mort en Iran
Votre excellence
Les organisations syndicales françaises CFDT, CGT, FSU, Solidaires et UNSA, attirent votre attention sur la situation de Mahmoud Salehi, un leader syndical en danger de mort dans une prison iranienne.
Mahmoud Salehi avait été condamné en septembre 2015 à neuf ans de prison avec sursis. Le samedi 28 octobre 2017, il a été arrêté par quatre agents en civil alors qu’il quittait l’hôpital où il se rend deux fois par semaine pour une dialyse. Le syndicaliste a été emmené au tribunal de Saqqez, dans la province du Kurdistan iranien, où le procureur a déclaré que la condamnation initiale avait été commuée en un an de prison ferme, avec effet immédiat. Mahmoud Salehi a été transféré à la prison centrale de Saqqez pour l’exécution de sa peine.
Mahmoud Salehi souffre de plusieurs pathologies cardiaques et rénales, résultats du manque de soins subi lors de sa dernière incarcération en 2015. Il a été transféré à l’hôpital Khomeini de la ville de Saqqez après une crise cardiaque en prison le 3 novembre. Les médecins attachés au système d’application des peines ont signalé qu’il devait bénéficier d’un traitement continu et ne pas retourner en prison.

Il est actuellement sans soins appropriés et son état de santé devient critique. Il doit donc, le plus rapidement possible, être transféré dans un hôpital hors du milieu carcéral.
La détention de M. Shalehi, comme celle d’autres prisonniers, est en violation des droits humains et syndicaux fondamentaux. La République islamique d’Iran ne respecte pas les engagements pris dans le cadre des conventions internationales du travail, en tant que membre de l’OIT, notamment la reconnaissance du droit des travailleurs iraniens à établir leurs organisations indépendantes.
Nous, syndicats français, demandons l’annulation de ces condamnations injustes et contraires aux droits international et la libération immédiate et sans conditions de tous les activistes emprisonnés en raison de leurs activités syndicales en particulier Reza Shahabi et Esmail Abdi.
Nous appelons votre gouvernement à assurer des soins appropriés et dignes à Mahmoud Shalehi ainsi que sa liberté immédiate et inconditionnelle.
CFDT : preau@cfdt.fr
CGT : fabienne.cru@orange.fr
FSU : michelle.olivier@snuipp.fr
Solidaires : contact@solidaires.org
UNSA : emilie.trigo@unsa.org
Copies à :
President of the Islamic Republic of Iran
Hassan Rouhani
Email: media@rouhani.ir
The Judiciary of the Islamic Republic of Iran
High Council of Human Rights
info@humanrights-iran.ir
Permanent Mission of the Islamic Republic of Iran to the United Nations
Email: iran@un.int

متن انگلیسی:

Leader of the Islamic Republic
Ayatollah Sayed ‘Ali Khamenei
Email: info_leader@leader.ir or contact@leader.ir
Unionist in danger of death in Iran
Your excellence
French trade unions CFDT, CGT, FSU, Solidaires and UNSA, draw your attention to the situation of Mahmoud Shalehi, a trade union leader in danger of dying in an Iranian prison.
Mahmoud Salehi was sentenced in September 2015 to 9-year imprisonment. On Saturday, October 28, 2017, he was arrested by four plainclothes officers while he was leaving the hospital where he goes twice a week for dialysis. The unionist was taken to the Saqqez court in Iran’s Kurdistan province, where the prosecutor said the initial sentence had been commuted to one year, with immediate effect. Mahmoud Salehi was transferred to Saqqez Central Prison for execution of his sentence.
Mahmoud Salehi suffers from several heart and kidney diseases, the consequences of the medical negligence during his 2015 imprisonment. He was transferred to Khomeini Hospital in Saqqez City after a heart attack in prison on November 3rd of this year. Prison medical authorities believe that Salehi must receive appropriate treatments out of prison.
He is currently without proper care and his health is becoming critical. He must therefore be immediately transferred to a hospital outside the prison environment.
Mr. Shalehi’s detention, like that of other jailed workers, is in violation of basic human and trade union rights. The Islamic Republic of Iran is failing to honor its commitments under international labor conventions, as a member of the ILO, including recognition of the right of Iranian workers to establish their independent organizations.
We, the French trade unions, call for the annulment of these unjust and unfair condemnations of international rights and the immediate and unconditional release of all activists imprisoned for their trade union activities, in particular Reza Shahabi and Esmail Abdi.
We call on your government to provide appropriate and dignified care to Mahmoud Shalehi and his immediate and unconditional freedom.
CFDT : preau@cfdt.fr
CGT : fabienne.cru@orange.fr
FSU : michelle.olivier@snuipp.fr
Solidaires : contact@solidaires.org
UNSA : emilie.trigo@unsa.org
Copies to:
President of the Islamic Republic of Iran
Hassan Rouhani
Email: media@rouhani.ir
The Judiciary of the Islamic Republic of Iran
High Council of Human Rights
info@humanrights-iran.ir
Permanent Mission of the Islamic Republic of Iran to the United Nations
Email: iran@un.int

نامه اعتراضی اتحادیه جهانی کارگران صنعتی (اینداستریال) به دولت ایران برای آزادی فوری محمود صالحی و رضا شهابی و به رسمیت شناختن حقوق بنیادی انسانی و کارگری در ایران

 ۱۵ نوامبر ۲۰۱۷، ژنو

به جناب حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران

اتحادیه جهانی اینداستریال از دولت ایران می خواهد که فورا محمود صالحی و رضا شهابی را آزاد کند و حقوق بنیادین انسانی و کارگری را رعایت نماید.

آقای رئیس جمهور عزیز،

من این نامه را به شما به عنوان دبیر کل “اتحادیه جهانی اینداستریال”، که بیش از پنجاه میلیون کارگر در بخشهای معدن، انرژی و تولید، در بیش از ۱۴۰ کشور در جهان، از جمله ایران، را نمایندگی می کند، می نویسم که از شما بار دیگر بخواهم فوری رهبران کارگری زندانی، از جمله محمود صالحی و رضا شهابی، را آزاد کنید و تضمین کنید که احترام کامل به حقوق بنیادین انسانی و کارگری در کشور رعایت می گردد.

ما گزارشات نگران کننده ای مبنی بر آزار و اذیت، از جمله بازداشت، کارگران و رهبران اتحادیه های کارگری به دلیل فعالیتهایشان در جهت اجرای حقوق بنیادین اتحادیه ای کارگری، دریافت کرده ایم. به این ترتیب، ما خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط کارگران زندانی و رهبران سندیکایی کارگری هستیم. بطور مشخص، ما بسیار نگران رفتار غیرانسانی با فعالان برجسته کارگری، محمود صالحی و رضا شهابی، می باشیم. سلامتی و تندرستی آنها در معرض خطر جدی است.

محمود صالحی، فعال قدیمی کارگری، که در ۳۰ سال گذشته به دفعات به زندان رفته است، در تاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۱۷ دوباره زندانی گردید. در ۳ نوامبر، آقای صالحی دچار سکته قلبی شد و از زندان به به بیمارستان انتقال داده شد؛ اما، بطور حیرت انگیزی او را به رغم این واقعیت که تنها ۳۰ درصد از قلبش کار می کند در تاریخ ۱۱ نوامبر به زندان برگرداندند. آقای صالحی هر دو کلیه خود را بر اثر سالها زندان در گذشته از دست داده است و هفته ای دو بار در بیمارستان باید عمل دیالیز انجام دهد.  جان محمود صالحی در صورت نگه داشته شدن در زندان در خطر بسیار جدی قرار خواهد داشت.

علاوه بر این، رضا شهابی، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه (سندیکای واحد)، از سال ۲۰۱۰ تا کنون بطور مکرر در حبس بوده است. او دوباره در ۹ اگوست ۲۰۱۷ زندانی شد. آقای شهابی دارای مشکلات جسمی جدی که گفته شده سالها بدرفتاری و شکنجه در بازجویی ها مسبب آن بوده اند، می باشد. رضا شهابی باید به بیمارستانی با تجهیزات کامل جهت مداوای تخصصی انتقال داده شود، و او همچین باید بدون قید وشرط آزاد گردد چرا که تمام دوران حبس ایشان به پایان رسیده است.

همچنین، اتحادیه جهانی کارگران صنعتی (اینداستریال) بار دیگر از دولت ایران درخواست می کند که مقاوله نامه ۸۷ سازمان جهانی کار در مورد آزادی تشکل و حمایت از حق تشکل، و مقاوله نامه ۹۸ در مورد حق تشکل و مذاکرات جمعی را به تصویب برساند.

ما از دولت ایران می خواهیم که دستگیری و سرکوب فعالان کارگری را متوقف کند، و همچنین بر درخواست خود برای آزادی فوری و بدون قید و شرط محمود صالحی، رضا شهابی و دیگر فعالان کارگری زندانی تاکید مجدد می کنیم.

ما منتظر اقدام و پاسخ سریع شما هستیم.

با احترام،

والتر سانچز

دبیر کل

            ترجمه و باز تکثیر از اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

اصل نامه در سایت اینداستریال و نیز سایت و تویتر انگلیسی اتحاد بین المللی موجود است.

info@workers-iran.org;

www.workers-iran.org;

 

ابراهیم علیزاده:ضرورت همیاری و گسترش کمکهای مردمی به زلزله زدگان

ساعت ۲۱ و ۴۸ دقیقه شب ۲۱ آبانماه ۱۳۹۶، زلزله قوی به شدت هفت و ۲ دهم در مقیاس ریشتر، که قوی ترین زلزله جهان در سال جاری محسوب می شود، بخش های وسیعی از کردستان ایران و عراق را لرزاند. مرکز زلزل
ه شهرک ازگله در استان کرمانشاه بود اما شعاع آن بخشهای وسیعی از کردستان ایران و عراق را لرزاند. نزدیک به دو ملیون نفر در شعاع تخریبی این زلزله زندگی می کنند. اگر چه بیلان خسارات انسانی زلزله هنوز بطور دقیق روشن نیست، اما صحبت از صدها کشته، هزاران زخمی و ویرانی های گسترده است. این درحالی است که مناطق زلزله زده با کمبود دارو، سرم، تخت و تجهیزات بیمارستانی، چادر، پتو، وسائل گرمائی وسایل بهداشتی و غذا روبرو هستند. عملیات آوار برداری به کندی صورت می گیرد. اکثر روستاهای کرمانشاه آب، برق و گاز ندارند. ۸۰ روستای مرزی استان کرمانشاه در شهرستان‌های ثلاث باباجانی، قصر شیرین و سرپل ذهاب، به صورت کامل تخریب شده اند. بیشترین میزان خسارت و بیشترین تعداد کشته‌شدگان در شهرستان سرپل ذهاب گزارش شده است. نیمی از ساختمان‌های این شهر و تقریبا همه ساختمانهای “طرح مسکن مهر”، تخریب شده اند. آوار تنها بیمارستان سرپل ذهاب بر سر بیمارن فروریخته و غیر قابل استفاده است. مدیرعامل تعاونی مرزنشینان کرمانشاه، می گوید: ” کمک‌رسانی به حادثه دیدگان بسیار کند پیش می‌رود و گرسنگی و سرمای شدید هوا اوضاع را نگران کننده تر کرده است. چادر هم به تعداد کافی توزیع نشده و خیلی از خانواده‌ها بی سرپناه مانده‌اند”. این در حالی است که رسانه‌های حکومتی می گویند، در جریان این زمین لرزه ۷۰هزار نفر بی خانمان شده اند.
در کشور زلزله خیزی مانند ایران که هر چند سال یکبار به قربانگاه دهها هزار انسان تبدیل میشود. بیشتر خانه های مردم تهیدست و کم در آمد سست بنیاد هستند و توان مقاومت در برابر رویدادهای طبیعی و از جمله زلزله را ندارند. ساختمانهای موسوم به “طرح مسکن مهر” که ملیاردها دلار هزینه آن شده است، که پروژه آن با پول خود مردم ، اما بوسیله دولت اجرا شده است و قرار بود که به مردم کم درآمد امکان بدهد تا سرپناهی امروزی و امن داشته باشند، همانطوریکه قابل پیش بینی بود، در اولین رویداد طبیعی این چنین بر سر مردم فرومی ریزند.
ایران کشوری زلزله خیز است. شهرها و روستاهای ایران در مقابل وقوع زلزله و باقی بلایای طبیعی بسیار آسیب پذیر هستند . زلزله یک بلای ویرانگر طبیعی است. اما همین بلای طبیعی در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی چندین برابر فاجعه بارتر از هرجای دیگر بر سر مردم این کشور فرود می آید. عوارض ناشی از این رویداد با همه ویرانگریش تا حدود زیادی می تواند تخفیف پیدا کند. خانه هائی که اکثریت مردم در آنها زندگی میکنند سست بنیاد اند و با مصالح ساختمانی غیر استاندارد و بدون کنترل و نظارت جدی بنا شده اند. سالهاست که مردم از دست ساختمان های طرح مسکن مهر شاکی هستند. همه می دانند که پول مردم را بلعیده اند و با مصالح غیر استاندارد، با عجله سرهم بندی شده اند. درجه تخریب ساختمانهای این پروژه حتی با میزان خسارت ساختمانهای بساز و بفروشی که بوسیله سود جویان ساخته شده اند، در این رویداد قابل مقایسه نیست.
مردم تهیدستی که در چنین خانه¬هائی زندگی میکنند. قربانیان همیشگی اینگونه بلایای طبیعی هستند. در کشوری که بر دریائی از ثروتهای طبیعی نشسته است، چرا باید مردم در روستاها و در حاشیه شهرها در خانه¬های گلی زندگی کنند؟ با صرف بخشی از میلیاردها دلاری که سالانه صرف ماجراجوئی های نظامی در خارج کشور و صرف طرح های سرکوبگرانه در داخل کشور میشود، میتوان هر ساله قسمتی از این کشور را آنچان آباد کرد که این چنین در برابر بلایای طبیعی آسیب پذیر نباشد.
وقتی فاجعه اتفاق افتاد دستگاه اداری غرق در فساد و بروکراسی، وظیفه نجات آسیب دیدگان را بعهده میگیرد. در حالیکه امداد رسانی در لحظات اول حادثه نقش تعیین کننده¬ای در پائین آوردن میزان تلفات دارد، معمولا این کار با تاخیر آغاز میشود. وقتی هم عملیات شروع شد کار نجات مردم گرفتار شده و آسیب دیده بدلیل اختصاص امکانات محدود و ناکارا با کندی و تاخیر پیش می رود. اگر سنتهای انسان دوستانه قوی در میان مردم که در اینگونه مواقع عمل میکند، و به یاری همدیگر می شتابند، نباشد، آثار مخرب فاجعه دو چندان میشود.
مسئولان جمهوری اسلامی با زلزله بطور جدی و عینی و با بینش علمی نگاه نمی کنند و آگاهانه و عامدانه آنرا به عنوان بلای آسمانی قلمداد می نمایند. تا با خرافه پراکنی شانه از زیر بار مسئولیت ایمن سازی ساختمانها خالی کنند.
در کشوری مانند ایران که ثروتهایش توسط رژیمی ضد مردمی صرف سیاستهای سرکوبگرانه می¬شود، در کشوری مانند ایران که نیروی کار مولد دهها ملیون انسان کارگر و زحمتکش که خالق همه ارزش های این جامعه اند، در خدمت ثروت اندوزی مشتی سرمایه دار و قدرتمند کردن دولت حامی آنها قرار میگیرد، این امکان مادی و عملی وجود دارد که در صورت رهائی از حاکمیت این ستمکاران و استثمارگران با تنظیم و اجرای برنامۀ مقاوم سازی ساختمانهای مسکونی میزان تلفات زلزله را در سرتاسر کشور به حداقل رساند.
رژیمهای ایران و عراق موظف هستند که همه خسارتهای ناشی از زلزله در هر دو بخش کردستان را برای مردم زحمتکش و تهیدست این منطقه جبران کنند. زخمیها و آسیب دیدگان سریعا تحت درمان و مداوا قرار گیرند. کمکهای اولیه برای تخفیف آثار فاجعه هر چه سریعتر توزیع شود. کار بازسازی خانه¬های ویرانشده به سرعت آغاز شود. این حق طبیعی همه مردم ایران و عراق است که از سرپناه مناسب و آنچنان ایمنی برخوردار باشند که بتوانند شبها بدون دلهره سر بر بالین نهند.
ما با مردم مصیبت زده در کردستان ایران و عراق ابراز همدردی می کنیم و از تمام مردم در ایران و عراق میخواهیم بدور از دخالت رژیمها و نیروهایشان، مستقیما” به حمایت از زلزله زده گان برخیزند، و با استفاده از هر امکانی که در دسترس دارند برای تخفیف آلام مردم مصیبت زده اقدام کنند.

اطلاعیه کمیته مرکزی کومه له در رابطه با رویداد زلزله در کردستان ایران و عراق

شب گذشته ۲۱ آبانماه ۱۳۹۶ ساعت ۲۱ و ۴۸ دقیقه به وقت ایران و ۲۱ و ۱۸ دقیقه به وقت محلی کردستان عراق، زلزله قوی به شدت هفت و ۲دهم در مقیاس ریشتر، بخش های وسیعی از کردستان ایران و عراق را لرزاند. این زلزله موجب خسارت های جانی و مالی و ویرانی های فراوانی بویژه در استانهای کرمانشاه و در مناطق جنوبی کردستان عراق شده است. متاسفانه آمار تلفات جانی مرتبا روبه افزایش است. در مناطق مختلف غرب ایران تاکنون بیش از ۲۱۹ تن جان خود را از دست داده و ۱۷۰۰ نفر مجروح و در استان کرمانشاه، ۸ روستا بطور کلی ویران شده اند. آمارها در کردستان عراق حاکی از ۷کشته و بیش از ۷۰۰ مجروح است. گزارشها حاکی است که کمک رسانی های دولتی در هر دو سو در سطح نازلی صورت می گیرد و آسیب دیدگان زلزله به کمک های فوری مردمی نیاز دارند. در شرایطی که مردم در هر دو بخش کردستان به همیاری نیاز دارند، دولتهای ایران و عراق و مسئولین حکومت محلی کردستان نباید هیچ گونه مانعی مرزی برای رسیدگی به آسیب دیدگان زلزله ایجاد کنند. کمیته مرکزی کومه له با بازماندگان قربانیان این رویداد طبیعی عمیقا ابراز همدردی می کند و ضمن آرزوی بهبودی برای مجروحین این حادثه، همه مردم کردستان را برای کمک به زلزله زدگان در کردستان ایران و عراق فرا می خواند.

بیانیه کانون مدافعان حقوق کارگر در باره زلزله در منطقه غرب کشور

بار دیگر و در طی دو دهه اخیر، زلزله در ایران فاجعه ای انسانی به بار آورد . در  زلزله رودبار در سال ۶۷ ، زلزله بم در سال ۸۱ و زلزله اهر و ورزقان در سال ۹۱ ، که هر کدام در معیار پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیکی عصر حاضر چندان هم قوی نیستند، ده ها هزار نفر از میان رفتند.

 اکنون که بار دیگر هنوز ده ها نفر در زیر آوار ناشی از زلزله در انتظار کمک هستند، صدها و هزاران نفر بر روی آوارها در تلاش برای نجات عزیزانشان هستند؛  هزاران نفر در غم از دست دادن عزیزانشان عزادارند و تمام دارایی هایشان را از دست داده اند و در سرمای بی امان منطقه بدون امکانات در جدال برای بقا هستند، امیدواریم که هر چه سریع‌تر به همت مردمی که به یاری زلزله‌زدگان میشتابند از تعمیق فاجعه جلوگیری شود .

در گیرودار این حوادث و رویدادهای طبیعی شاهدیم در حالی که کاخ‌نشینان و طبقات برخوردار از ثروت‌های عمومی جامعه هیچ گزندی از چنین حوادث طبیعی‌ای نمی‌بینند ، مردم محروم و فقر زده در خانه‌های فرسوده و در موارد زیادی در خانه‌های نوساز غیر استاندارد تاوان این محرومیت و شکاف عمیق طبقاتی را به قیمت جان خود و عزیزانشان می‌پردازند؟  بیمارستان بر سر بیماران و کادر درمانی خراب می شود، مسکن مهر بر روی گسل ساخته شده بر سر ساکنان آن آوار می شود و…  در شرایطی که پرداخت رقم‌های نجومی به مدیران دولتی امری عادی شده و حساسیت‌های جامعه نسبت به آن کاهش یافته ، عواقب مدیریت این مدیران را به چشم می‌بینیم! در شرایطی که ویراژ ماشین‌های چند میلیاردی در اتوبان‌های تهران و شهرهای بزرگ به تصویری آشنا و روزمره تبدیل شده است ، در آن‌سوتر مردمی را میبینیم که با حداقل‌های ایمنی و استاندارد در فقر و محرومیت در مناطق زلزله خیز با حداقل امکانات زندگی می‌کنند !

کانون مدافعان حقوق کارگر ، با نهایت تالم و تاثر به همه‌ی بازماندگان زلزله تسلیت گفته و وجدان‌های بیدار جامعه را به ریشه‌یابیِ علل بالا بودنِ میزان کشته‌ها و آسیب‌دیدگان در یک زلزله‌ی نه چندان قوی فرا می‌خوانَد.

سازمان فدائیان(اقلیت):زلزله در مناطق غربی کشور جان صدها نفر را گرفت

زلزله در مناطق غربی کشور جان صدها نفر را گرفت

شامگاه روز یکشنبه ۲۱ آبان، زلزله ای به قدرت هفت و سه دهم ریشتر، بخش وسیعی از مناطق غربی کشور خصوصا استان کرمانشاه و شهرهای قصر شیرین و سرپل ذهاب را لرزاند و تاکنون صدها کشته و هزاران زحمی بر جای گذاشته است. شدت زلزله به حدی بوده است که اثر آن در مناطق وسیعی از ایران، از جمله در استان های مرکزی، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، کردستان، بوشهر، خوزستان و ایلام نیز احساس شد و مردم را به وحشت انداخت.

گزارش های رسمی منتشر شده، حاکی از آن است که تعداد زیادی مناطق مسکونی، اداری و بعضا بیمارستان ها در استان های کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی ویران شده و هزاران نفر زیر آوار مانده اند. اگرچه به دلیل ویرانی حاصل از زلزله و آوار شدن بسیاری از ساختمان ها ی مسکونی، دست یابی به آمار قطعی تعداد کشته ها و مصدومین این فاجعه مشکل است، اما آخرین آمار ارائه شده توسط سخنگوی سازمان امداد و هلال احمر ایران، حاکی از آن است که تا عصر روز دوشنبه، تعداد قربانیان این فاجعه به ۴۰۷ کشته و۶۷۰۰  مجروح و مصدوم رسیده است. بیشترین کشته ها نیز مربوط به شهرستان سرپل ذهاب و قصر شیرین است. علت آمار بالای کشته ها در سرپل ذهاب، به دلیل نزدیکی این شهر به کانون وقوع زلزله بوده است.

اعلام این تعداد از کشته ها و مجروحین زلزله، در شرایطی است که هنوز تعداد زیادی در زیر آوار مدفون هستند و عملیات جستجو و امداد رسانی همچنان ادامه دارد. آنچه مسلم است، تعداد کشته ها و مصدومین این فاجعه تا همین لحظه نیز به مراتب بیشتر از آمارهای رسمی ارائه شده است و قطعا در ساعات و روزهای آتی آمار کشته شدگان بالاتر خواهد رفت.

به رغم شدت زلزله و خرابی های ناشی از آن، گزارش ها حاکی از نارضایتی مردم زلزله زده از کم تحرکی ارگان های دولتی برای امداد رسانی و کمک به آسیب دیدگان است. این تعلل و عدم تحرک لازم به ویژه در شهرستان سرپل ذهاب، کاملا محسوس بوده و خشم مردم را بر انگیخته است.

عمق فاجعه در سرپل ذهاب به حدی بوده است که تنها بیمارستان این شهر، کاملا ویران و آوار شده است. تا جایکه تمام بیماران و کارکنان آن در زیر آوار کشته و یا به شدت مصدوم و مجروح شده اند. بیان همین واقعیت تلخ، نشان می دهد که جمهوری اسلامی تا چه اندازه نسبت به زندگی و جان توده های مردم ایران بی تفاوت است. بیمارستان ها که می بایست نسبت به همه ساختمان ها از استحکام بیشتری برخوردار باشند، به دلیل دزدی های کلان شهرداری ها و نیز بی توجهی مسئولان جمهوری اسلامی در امور ساخت و ساز شهری به چنین سرنوشتی دچار شده اند.

اگرچه وقوع حوادثی از قبیل زلزله و پیشگیری آن خارج از اراده بشر است، اما با کمی درایت و سرمایه گذاری های کلان می توان اثرات تخریبی و تلفات انسانی آن را به حداقل ممکن رسانید. کاری که تاکنون بسیاری از دولت های سرمایه داری پیشرفته از جمله ژاپن انجام داده اند. در جمهوری اسلامی اما، کسی به فکر مردم و میزان استحکام ساختمان های مسکونی نیست. مسئولان جمهوری اسلامی به جای اقدام جهت پائین آوردن میزان تلفات و خسارات ناشی از زلزله، در اختلاس ها، دزدی ها و مال اندوزی های خود غرقه هستند و از این رو، میزان خرابی و تلفات جانی ناشی از زلزله در ایران، بسیار بالاست. در چنین وضعیتی روشن است که مسئولیت بالا بودن آمار کشته ها و مصدومان، مستقیما بر عهده  هیئت حاکمه دزد و فاسد ایران است.

سازمان فدائیان(اقلیت) با ابراز تاسف عمیق از جانباختن صدها نفر از مردم مناطق غربی ایران در فاجعه زلزله، ضمن ادای تسلیت به تمامی داغدیدگان این فاجعه، با کلیه آسیب دیدگان این حادثه تلخ و دردناک عمیقا ابراز همدردی می کند.

 

سرنگون باد جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم

نابود باد نظام سرمایه داری

سازمان فدائیان(اقلیت)

۲۲ آبان ۱۳۹۶

 

کار – نان – آزادی – حکومت شورایی

Strongly condemn the inhumane treatment of imprisoned Iranian labour activists Mahmoud Salehi and Reza Shahabi

Strongly condemn the inhumane treatment of imprisoned Iranian labour activists Mahmoud Salehi and Reza ShahabiStrongly condemn the inhumane treatment of imprisoned Iranian labour activists Mahmoud Salehi and Reza Shahabi
Mahmoud Salehi and Reza Shahabi must be hospitalized immediately
Salehi is close to death! Urgent action and intervention needed!

According to a statement by Mahmoud Salehi Defense Committee on November 11, 2017, the Judiciary and Intelligence forces of the Islamic Republic of Iran, in a joint decision, blocked all attempts by Mahmoud’s family for his medical leave, and on Saturday November 11th, Mahmoud Salehi was transferred back from Khomeini Hospital in Saqez to Saqez prison. This is despite the fact that Mahmoud Salehi is in critical need of treatment in a hospital with full facilities in one of the major cities of the country and in no way he has the ability to endure prison conditions due to life-threatening heart and kidney diseases. During the years of imprisonment and persecution, the Islamic Republic of Iran has destroyed Mahmoud Salehi’s kidneys and is now attempting to stop the heart of this courageous figure of Iran’s labour movement. According to the latest information publically shared by Najibeh Salehzadeh, Mahmoud’s wife and the spokesperson for his Defence Committee, Mahmoud had been transferred to Khomeini Hospital in City of Saqez after he had a heart attack in prison on November 3, 2017. Salehi was transferred to hospital in chains and was kept in chains at the Cardiology Department of Khomeini Hospital in Saqez, Kurdistan Province.  Salehi has only 30% of his heart functioning for pumping after the heart attack.  Even physicians working under the judicial system has warned that Salehi must not go back to prison but the court officials refused to allow continued treatment of Shahabi in hospital despite their full knowledge that Salehi may die in prison.
On the same day, the Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company announced in a statement that Reza Shahabi was dispatched to the Clinic of Khomeini Hospital in Karaj due to physical complications in the neck, waist and legs on November 11, 2017. Reza Shahabi was transferred to prison after being examined. Shahabi also suffers from kidney infection, frequent urination and digestive problems. He was examined in hospital while in handcuff. This inhumane treatment is carried out while according to the promises of the senior intelligence officials of the Islamic Republic of Iran during shahabi’s hunger strike, he had to be admitted and treated not only in a hospital outside the prison, but all the additional cruel prison sentences were supposed to be withdrawn. His remaining three months sentence, which was imposed on him as an unauthorized furlough, was supposed to finish on November 9, 2017. Shahabi has been told he is being kept in prison arbitrarily because of the prominent role he has played in leadership of Tehran bus workers’ union. According to the reports, despite the extreme conditions and multiple illnesses, the morale of Mahmoud Salehi and Reza Shahabi are quite high and there is no doubt about the determination and endurance of these activists of the Iranian labour movement. Nevertheless, it is the responsibly of all of us to expose and condemn the cruelty of chaining these labor activists on a global scale. The entire regime of the Islamic Republic as a whole is fully responsible and accountable for the health and well-being of Mohammad Salehi and Reza Shahabi.
Mahmoud Salehi, Reza Shahabi, and other activists of the Iranian labour movement and teachers in the prison should be released immediately and unconditionally. Sentences against all labour activists and teachers should be lifted and the prosecution and persecution of activists and labour rights defenders must be stopped. A wide, all-round, and incessant support and solidarity can guarantee the freedom of these loved ones and other labour and progressive activists.
As we have been warning for years, the Iranian government is pursuing, among other repressive policies and practices, a strategy of homicidal negligence through a slow and gradual killing of jailed labour activists, – especially progressives, anti-capitalists and socialists, and other political prisoners-, by making them subject to severe torture, medical neglect, extended and repeated imprisonment and gross mistreatments by prison authorities.
We are urging everyone, especially labour, human rights’ and progressive organizations all over the world, to do whatever you can to pressure the Iranian government to free Mahmoud Salehi and Reza Shahabi.  As Reza Shahabi emphasized in his message from prison: “the support of workers and defenders of workers’ and human rights in Iran and internationally, will be the only guarantor of my freedom and the freedom of my incarcerated colleagues.”
Free Mahmoud Salehi ad Reza Shahabi Now!
International Alliance in Support of Workers in Iran (IASWI)November 12, 2017info@workers-iran.org;  www.workers-iran.org;https://twitter.com/IASWIinfo
Sample Protest letter: Free Mahmoud Salehi and Reza Shahabi Now!   We are writing this to protest against the Islamic Republic of Iran ongoing persecution and repression of labour activists across the country. Many labour activists and workers’ rights defenders are being prosecuted and imprisoned across Iran. In particular we are extremely alarmed about the inhumane treatment of prominent labour activists Mahmoud Salehi and Reza Shahabi. Their health and well-being is at great risk and your government if fully responsible for that. .
Long-time labour activist, Mahmoud Salehi, who has been in and out of jail for the past thirty years, was re-imprisoned on October 28th, 2017. On November 3, 3017, Salehi suffered a heart attack and was taken to the hospital from the prison; however, he was shockingly transferred back to prison on November 11, 2017 despite the fact that his heart has only 30% of functioning. Salehi has lost both of his kidneys during his past imprisonment periods and must do kidney dialysis in the hospital twice a week. The life of Mahmoud Salehi will be in grave danger in prison.
Reza Shahabi, an executive board member of Tehran bus workers’ Syndicate (Vahed Syndicate), has been in and out of prison since 2010. He was re-imprisoned on August 9, 2017. Reza Shahabi has serious health issues as a result of years of mistreatment and torture during his interrogations. His last hunger strike in prison took 50 days.  Reza Shahabi must be taken to a civil hospital with full facility for proper specialized treatment and freed unconditionally as all his prison sentences have been finished. We call on your government to put an end to arrests and repression of labour activists in Iran. We demand the immediate and unconditional freedom of Mahmoud Salehi, Reza Shahabi and all other jailed labour activists and political prisoners in Iran.
PLEASE SEND protest letters to the electronic addresses below: Please also send them via the Iranian diplomatic representatives accredited to your country, if there is an Iranian diplomatic mission in your country. Although Iranian embassies’ addresses change frequently, please see the link below which might help: https://www.embassypages.com/iran
· Leader of the Islamic RepublicAyatollah Sayed ‘Ali KhameneiTwitter: @khamenei_ir (English) or @Khamenei_fa (Persian)Email: info_leader@leader.ir or contact@leader.ir
· President of the Islamic Republic of IranHassan RouhaniEmail: media@rouhani.irTwitter: @HassanRouhani (English) and@Rouhani_ir (Persian)
· The Judiciary of the Islamic Republic of Iran – High Council of Human Rightsinfo@humanrights-iran.ir;
· Permanent Mission of the Islamic Republic of Iran to the United NationsEmail: iran@un.int
Cc: info@workers-iran.org;
International Alliance in Support of Workers in Iran (IASWI)November 12, 2017info@workers-iran.org;  www.workers-iran.org;https://twitter.com/IASWIinfo