امیر پیام :یادداشت های جنبش کارگری:گام نخست یک انقلاب

آنچه را که اکثریت مردم ایران سالها انتظارش را می کشیدند رخ داد. در برابر حیرت همگانی و در برابر وحشت طبقه سرمایه دار حاکم و کلیت نظام جمهوری اسلامی اولین گام انقلابی عظیم برداشته شد. انباشت نفرت ناشی از نزدیک به چهل سال فقر و فلاکت و نداری و بی حقوقی و ناامنی و بی حرمتی و تحقیر و سرکوب بی وقفه با انفجاری عظیم طی چند روز در حدود صد شهر در اولین گام به ارتجاع حاکم اعلام نمود که کل بساط جمهوری اسلام باید برچیده شده و به ذباله دان تاریخ ریخته شود.

نفرت زحمتکشان و ستمکشان ایران از جمهوری اسلامی از همان ابتدا روی کار آمدن آن شروع شد و همزاد آن بود و در همه این دوران طولانی حیات رژیم، خواست و آرزوی سرنگونی آن و امید به وقوع انقلاب علیه آن، آرزو و امید همیشگی این توده تحت ستم بوده است. آرزو و امیدی که در پرتو مبارزات نسل دهه شصت، و شورش گرسنگان در سال ۷۴، و  مبارزات آزادیخواهانه مردم و دانشجویان در ۱۸ تیر ۷۸ و سپس خرداد ۸۲، و نیز جنبش آزادیخواهانه مردم در سال ۸۸ که علی رغم توسل اولیه اش به رهبری ارتجاع سبز موسوی وکروبی اما از ۱۶ آذر همان سال علیه اساس نظام چرخید، و همچنین مبارزات و اعتراضات بیشمار کارگران و زنان و جوانان و هنرمندان و خلق های تحت ستم، همچنان زنده و جاری ماند و الهام بخش بسیاری از این مبارزات بوده و هست. جمهوری اسلامی هیچگاه از کابوس «برندازی» و هراس از «برندازان» خلاصی نیافت.

اگر خود را به تفاسیر کشاف و مباحث بی پایان در باره مفاهیم «انقلاب» و «کارگر» محدود و مشغول نسازیم، آنگاه این خیزش قدرتمند توده ای که از هفتم دی ماه در برابرمان جاریست چیزی نیست جز اولین گام انقلابی که به طبقه کارگر تکیه زده است.

در این خیزش انقلابی مثل هر انقلاب دیگری اولا توده های به پاخاسته نه تنها از برآورده شدن هر ذره از مطالباتشان توسط حکومت قطع امید کرده اند بلکه خود حکومت را باعث و بانی همه مصائب شان دانسته و سرنگونی حکومت به اصلی ترین مطالبه شان بدل گشته است. دوما جمهوری اسلامی نه فقط بنا به ماهیت طبقاتی سرمایه دارانه و ساختار سیاسی استبدادی و ایدئولوژی مذهبی و سرکوبگرانه اش ثابت نموده که نه می خواهد و نه می تواند به هیچیک از مطالبات برحق توده تحت ستم پاسخ دهد، بلکه بویژه در دوره کنونی به دلایل اقتصادی و سیاسی و منطقه ای و جهانی برای حل و یا حتی تخفیف بحرانهای چند جانبه داخلی اش در بن بست قرار گرفته است. این بن بست رژیم در مواجه با اعتراضات و مبارزات فزاینده توده های مردم نزد همه سطوح جامعه ایران آشکار گشته است. جمهوری اسلامی نه می تواند به شیوه تاکنونی به حکومت کردن ادامه دهد و نه قادر است تغییرات لازم برای خروج از بن بست را در خود ایجاد نماید. به عنوان مثال یکی از جنبه های بحران اقتصادی ایران مازاد تولید برخی رشته ها به دلیل کمبود تقاضاست که حل آن نیز منوط به افزایش چند برابری دستمزدها و از اینطریق تقویت تقاضاست، یعنی دقیقا راه حلی که به دلایل اقتصادی و سیاسی نافی الگوی تاکنونی انباشت سرمایه بر مبنای استثمار نیروی کار ارزان با اتکا به حکومت سرکوبگر و استبدادی است. سوما توده های به پاخاسته با رزمندگی و رادیکالیسم کم نظیری به جنگ کلیت رژیم از نظم و قانون و رهبر و روسای قوا و نیروی نظامی و دین و روحانیت و نمادهای اقتصادی و مذهبی تا همه جناحهای آن رفته اند.

این خیزش انقلابی متعلق به طبقه کارگر است. اما نه به این معنا که از مراکز صنعتی سر بر کشیده است، بلکه به این معنا که بنیاد مطالباتی اش عیله فقر و نداری و فلاکت و سرکوب و بی حقوقی و ناامنی و بی حرمتی اعمال شده به بخش عظیمی از جامعه و انباشته شده طی چهار دهه است، یعنی همان مطالباتی که یکسره محرک و پیشبرنده هزاران و یا چند ده هزار اعتراض و مبارزه کارگری در طول حیات جمهوری اسلامی بوده و هست. این مطالبات همچنین به لحاظ حاملین انسانی اش توسط «جنوب شهری ها» و «بی صداها» و «بی چهره ها» و «حاشیه نشینان» و «فرودستان» و «گرسنگان» به کف خیابانهای نزدیک به صد شهر کوچک و بزرگ ایران آورده شد و کل فضای سیاسی و اجتماعی را تسخیر نمود و از آن خود کرده است.

اگر دیدن و درک  این حقیقت که  طبقه کارگر به مراکز صنعتی و تولیدی بزرگ و متوسط محدود نشده بلکه شامل میلیونها کارگر کارخانجات و کارگاهها و شرکت های حمل و نقل و  انرژی و کشاورزی، تا رشته های خدماتی و بهداشتی و آموزشی، تا کارگران خدمات خانگی و باربران و کولبران، تا بیش از پنج میلیون بیکار می شود، آنگاه می بینیم این توده عظیمی که اینروزها به خیابان آمده و کل بنای نظام خونین و ارتجاع حاکم را از صدر تا ذیل به لرزه درآورده بخشی از طبقه کارگر است که اکنون نه در محیط کار که در سطح شهرهای بزرگ و کوچک و بعضا در محیط های زیست کارگری به حرکت درآمده است.

خیزش کنونی اولین گام انقلابی پر فراز و نشیب و طولانی است.  انقلابی که اگر می خواهد به «نان و کار و آزادی» برسد در ادامه پیشروی نمی تواند به سرنگونی جمهوری اسلامی محدود بماند و ناچار است علیه نظام سرمایه بشود اگر چه فعلا آنرا در آگاهی خود ندارد. کسب «نان و کار و آزادی» در سرمایه داری بحران زده ایران که براساس استثمار نیروی کار ارزان و متکی بر حاکمیت استبدادی (چه اسلامی، چه سلطنتی، و چه ملی) سازمانیافته، آنهم در متن بحران اقتصادی و سیاسی فزاینده جهان سرمایه داری، تماما در گرو انقلاب کارگران برای برچیدن نظام سرمایه داری و ساختن نظام اقتصادی و سیاسی سوسیالیستی توسط آنان است.

اما انقلاب در این اولین گام خود، حتی اگر در مصاف نابرابر با قدرت سرکوب رژیم فعلا عقب نشینی کند، با نفی هر گونه توهمی به رژیم و همه جناح هایش و با اعلام علنی وعملی قصد بزیر کشیدن آن و افکندن اش به ذباله دان تاریخ اولین میخ را بر تابوت سرمایه داری ایران کوبیده است. این گام انقلابی را باید عزیز و گرامی داشت و ملزومات و موانع پیشروی و مخاطرات بر سر راه اش را به دقت شناخت و برای رشد و گذار آن به گامهای بعدی تلاش نمود. با خیزش انقلابی کنونی  مبارزه طبقاتی در ایران وارد دوران کاملا نوینی شده و به این ترتیب مسایل و وظایف  متفاوت و تازه ای را در مقابل فعالین مستقل و سوسیالیستی طبقه کارگر قرار داده که پرداختن و پاسخگویی به آنها بیش از هر چیز نیازمند همدلی و همفکری و همگرایی وهمکاری  یکپارچه این فعالین است.

امیر پیام

۱۸ دی ۱۳۹۶

۸ ژانویه ۲۰۱۸

amirpayam.wordpress.com

*******************************************************

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *