سلام زیجی:ما فقط برای یک پیروزی سوسیالیستی مبارزه میکنیم!

بدون پیروزی سوسیالیسم  هیچ اعتراض و “انقلابی” به نفع طبقه کارگر و اکثریت جامعه تمام نخواهد  شد!

سلام زیجی

S_zijji@yahoo.se

اکنون وارد یازدهمین روز اعتراضات بر حق جامعه علیه فقر، گرانی، فساد، استبداد و حاکمیت  سیاه جمهوری اسلامی میشویم. در این فاصله تعداد زیادی به وسیله جنایتکاران اسلامی گشته‌ و مجروح و بازداشت شده اند. همینجا به خانواده کشته شدگان صمیمانه تسلیت گفته، و خواهان آزادی فوری کلیه بازداشت شدگان هستیم.

آنچه که اتفاق افتاد، نه “فتنه” است و نه دخالت “دشمن خارجی”. اینها چرندیات ملال  آور جنایتکاران وحشی اسلامی و سرمایه داران حاکم  برای پوشش برحقایقهای دیگر و زمینه سازی برای سرکوب است!. اما حتی اگر چنین سوراخهای در پیکره جمهوری اسلامی، که خود هم “فتنه گر” و هم “دشمن” واقعی طبقه کارگر و زنان و جوانان و اکثریت جامعه ایران و  مردم بی دفاع کشورهای منطقه نیز بوده است ، وجود داشته باشد، باز هم بر میگردد به  رابطه این رژیم با جامعه، و واقعیت پدیده شکل گیری جمهوری اسلامی در سال ۵٧.  بعداز ٣٩ سال تمام سرکوب عریان، کشتار و خونریزی،  قتل و عام و اعدام و زندان بی وقفه، نسل کشی  و فساد وچپاول ثروت عظیم یک کشور بزرگ، وقتی هنوز و هر روز”فتنه و دشمنی” کشف میگردد، گویای بی ربطی این رژیم با جامعه ایران است. از آنجا که وصله  بسیار نا جوری بوده بر پیکره جامعه، تحمیل شده زور شمشیر و اعدامهای خیابانی شبیه داعشی و با حمایت بی دریغ  دولت امریکا بر ما میباشد، همواره و در طول عمر خود و هر روز کم و بیش با انوع “فتنه ها” و “دشمنی ها” روبرو بوده است. تا این هیولای وحشی به حیات کثیف خود ادامه دهد این داستان همچنان ادامه خواهد داشت.

بی ربطی رژیم به منفعت اکثریت جامعه ریشه اعتراضات است

در نتیجه ریشه پایه دارتر اعتراضاتی که اکنون ابعاد گسترده تری پیدا کرده است  در گام نخست بر میگردد به همان وقایع سال ۵٧ (٧٩ میلادی). بازگشت ما به آن دوره  و درس گرفتن از عواملی که توانست چنین جانوری را  قریب به چهار دهه با زور و فریب و سرکوب و حمایت  جنبشها و احزاب بورژوازی “هم میهن” و”امپریالیستی” به ما انقلاب کنندگان سال ۵٧ تحمیل نمایند  بسیارسرنوشت ساز است. آنهای که میخواهند آن تاریخ و تجربه را به فراموشی بسپاریم بدانید که دارند همان تاریخ را در شکل دیگری علیه طبقه کارگر و جنبش آزادیخواهی تکرار میکنند! اتفاقا باید درست در این دورنهای “پر شور” و “انقلابی”  به قلب این حقایق پی برد و انرا امروز در مبارزه خود بکار بست. رژیم اسلامی علاوه بر نقش هدفمند طبقه بورژوا و دولتهای غربی علیه صدای بلند چپ و کارگران در سال ۵٧، محصول یک “انقلاب همگانی” و “همه باهم” و بر بستر ناآمادگی، اغتشاش فکری و سیاسی، پوپولیسم مزمن، توهم پراکنی خرده بورژوائی، و عدم سازمانیافتگی کارگر و جریانات چپ و کمونیستی آندوره، به جامعه تحمیل نمایند. رژیم اسلامی با رهبر‌ی خمینی جلادبعداز کلاه گذاشتن سر بخشی از چپ و جامعه و همراهی کردن همین جریانات ملی اسلامی ها با او توانست خود را به عنوان نماینده معقول “انقلاب” معرفی و قدرت را بگیرد و بقیه را کشتار کرد و فراری داد. همچنانکه اشاره گردید، دقیقا به همین دلیل واقعی است که در ٣٩ سال گذشته این رژیم  هر گز نتوانست خود را با واقعیت جامعه ایران  به ویژه با نیاز واقعی طبقه کارگر و زن و جوان آن مملکت خود را  منطبق سازد و همچنین با سرکوب و کشتار نیز قادر نشد آنان را به تسلیم بکشاند.

منشاء واقعی اعتراضات این دوره را نیز باید از همینجاجستجو نمود. از این واقعیت که آن جامعه همان زمان نیز به هدف خود نرسید و سرکوب شد! این رژیم دست ساز و تحمیلی اسلامی را به عنوان جانشین سیستم مستبد پادشاهی و به عنوان نظام حافظ سرمایه داری و استبداد و زندان و ارتش و دستگاه سرکوب،  با ستون فقرات انقلاب کنندگان سال ۵٧ و با تولید کنندگان ثروت جامعه و مردم آگاه و سکولار و مترقی همیشه‌ سر ستیز داشته است. از اینرو هر اقدام اعتراضی همواره به یک امر سیاسی و کشمکش رودرو با حاکمیت منجر شده، دقیقا اتفاقی که اینبار نیز افتاده است.  مبارزه علیه فقر، و فساد و گرانی  فورا به مبارزه با استبداد، فساد، حکومت مذهبی و  رهبری رژیم و کلیت جمهوری اسلامی کشیده شد.

از تجربه سال ۵٧ باید درس گرفت!

سال ۵٧ هم داستان همین بود، علیه فقر و از محلات حاشیه نشینی شهرها شروع شد، کارگران نیروی محرکش بودند، و بلاخره “همه مردم” و “هم میهنان” علیه مستبد پادشاهی، علیه استبداد و ساواک و علیه حاکمیت فردی و خاندان پهلوی به میدان آمدیم.  همان زمان واقعیت این بود که  جنبش بورژواها، چه ملی چه مذهبی، در سایه دولتهای غربی، از جمله دولت امریکا، همان کارهای که اکنون سرگرم آن هستند انجام دادند و بر ما انقلاب کنندگان واقعی و مردم به پا خاسته علیه استبداد مفت خوران شاهنشاهی و تلاش ما برای رفاه و آزادی پیروز گردیدند. جمهوری آدمکش اسلامی  محصول این پیروزی پر هزینه و درد آور بر ما، یعنی اکثریت انسانهای شرافتمند و مبارز، زنان و کارگران سوسیالیست و آزادیخواه  بود!

از تجربه  سال ۵٧ تا  ٣٩ سال مبارزه بی وقفه و تجربه غنی  که داریم ،از جمله تجربه و شواهد زنده یازده روز اعترضات توده ای کنونی به ما میگوید مخاطره تکرار رویداد ۵٧  را باید جدی گرفت، و چنین اتفاقی نه تنها مهلک که برای نسلی از انقلابیون که خود در آنزمان حضور داشته اند و اکنون همان راه ورشکسته را از نو تکرار میکنند، یک خیانت بسیار بزرگی به طبقه کارگر ایران و هر کسی که براستی دنبال آزادی، برابری، رفاه و خوشبختی  و رهایی از زندگی تحت حاکمیتهای امتحان پس داده شده اسلامی ها و ناسیونالیستها و ملی گرایان برود، محسوب میگردد و غیر قابل جبران خواهد بود!

ما فقط برای یک پیروزی سوسیالیستی مبارزه میکنیم! بدون پیروزی سوسیالیسم  هیچ اعتراض و “انقلابی” به نفع طبقه کارگر و اکثریت جامعه تمام نخواهد  شد!

 

 

مخاطرات

در این تحولات نیز همچنانکه قابل انتظار و طبیعی است یکبار دیگر شاهد “خودجوش” اعتراضات، “جنبش همگانی” و “انقلاب” هستیم.  و در این جنبش همگانی مانند هر مورد تاریخی دیگری از جمله سال ۵٧ اعتراضات از محلات فقیر نشین و با نقش “مطالبه چپ” شروع شده است. اما درست مانند همان زمان، در صورت تامین نکردن رهبری چپ و بیان صریح کل پلاتفرم و آینده چپ و جنبش سوسیالیستی، در صورت نگفتند کل حقایق با جامعه، در صورت پرهیز نکردن از سیاست مسموم پوپولیستی، و در صورت نداشتن نقشه برای کسب قدرت سیاسی، در نهایت باز هم این خود  چپ و کارگر و مردم فقیر و بی سرپنا و شرافتمند محلات  و مراکز کارگری هستش که از پیروزی محروم و از کسب قدرت دولتی باز خواهد ماند! این وارونگی را ما حق نداریم تکرار کنیم و واقعیتها و مخاطرات را زیر فرش قایم کنیم و تنها با شعارهای “انقلابی” و پوپولیستی و دنباله روانه خودمان و سازمانمان و مردم در حال اعتراض را  “پرخروش”نگاه داریم! و نسبت به آینده و پیروزی بر ارتجاع حساب شده عمل ننماییم. باید از تکرار این سیکل ویرانگر جلو گیری نمود.  همین امروز باید جلوش را گرفت،‌ فردا دیر خواهد بود و غیر ممکن!

واقعیت این است که جریانات راست و ملی -اسلامی ها، با وجود اعتراض “رادیکال” تا این لحظه نیز بیشترین ابتکار را در دست دارند و فضا را الوده و از مبارزه برحق جاری دارند سو استفاده میکنند و به مسیر بسیار ارتجاعی ملی هدایتش میکنند. چرا که هم کار کشته اند و هم برای  هدایت جنبش خودشان و فریب جامعه صریحتر و عوامفریبتر حرف می زنند. پول های باد اورده دارند و انواع مدیا درست کرده اند،  واز عدم انسجام کافی و پراکندگی طیف چپ و کمونیستها نیز دارند به نفع خود سود می برند، دقیقا دنبال همان سناریو و سیاستهای هستند که سال ۵٧ بخشی از چپ را به زیر عبای خود و خمینی کشاندند. امروز میخواهند زیر عبای ملی اسلامی های “دمکراتیک” “مجلس موسسان”، “حقوق بشڕ کورش”، امثال فسیل های مانند بنی صدر ولیعد و رجوی ها و دیگر غزعبلات سوق دهند. جلو راندن “اسانلو فعال کارگر” که از “انقلاب ملی” و ‘ولایت فقیه” و “مهین عزیزمان” هیاهوی چندش آوری راه انداخته، همه نشانه و جود پتانسیل و ابتکارات شیادانه بورژوازی اپوزیسیون از کسانی است که لباس کارگری بر تن دارند تا کارگران را نه به سوی حکومت کارگری و سوسیالیسم و پایان دادن به نابرابری که بسوی بازگشت “دمکراتیک” رعیت شدن دوران شاهنشاهی فراخوان بدهند!

از بی بی سی تا ترامپ و ولیعد و بنی صدر و فرح پهلو و خانم رجوی و خانم شیرین عبادی و کلیه جریانات ملی گرا  در پوشش “ملت ایران” انقلاب ملی”،”‌همه با هم” و اکنون زمان “طرح اختلافات نیست”. برای “بعد نگهداریم” ووو دارند تیشه به ریشه همان کارگر و زن و جوانی میزنند که براستی علیه گرسنگی، فقر، فساد،  مذ‌هب و کلیت جمهوری اسلامی به میدان آمده اند.

اما در ‌‌قطب چپ  متاسفانه تا این لحظه،بجز مواردی، غالبان با همان سنت و شعارها و توهم پراکنیها و بدون اتکا به منفعت مستقل کارگری و سوسیالیستی دوره سال ۵٧ دارند فعالیت و تبلیغات میکنند،  و این بسیار بسیار  خطرناک  و هشدار دهنده است! زیان مستقیم آن طبقه کارگر و اکثریت توده زحمتکش، و نفع آنرا جمهوری اسلامی، سلطنت طلبان و مجاهدین چارقت بسر، ملی -اسلامی ها و امثال ترامپ و طبقه بورژوا ناسیونالیستی ایران خواهند برد!

راه حل کنونی ما

از نظر من و ازنظر حزب ما، حزب سوسیالیست انقلابی ایران، باید مسیر متفاوت تر و مناسبتری طی نمود، تا هم از تکرار سناریو سال ۵٧ پرهیز  نمود، و هم بتوان خواست اکثریت معترضین و متنفرین از جمهوری اسلامی و نظام سرمایه داری حاکم را به نفع خود به سرآنجام رساند. از خود مشغولی به این و آن شعار “رادیکال” باید عبور نمود تا کل صحنه نبرد و حقایق را دید. و ما موظف هستیم همین حقایق را، نه فقط نصف آنرا، هر لحظه به جامعه بگوییم. باید طبقه کارگر و مردم تشنه آزادی و برابری را هم علیه  جمهوری جنایتکار اسلامی رهبری و هدایت نمود و همزمان باید بدون درنگ چهره دروغین احزاب و شخصیتهای بورژوازی و ملی و اسلامی هایی که بر شمردم بر ملا نمود و از مردم خواست دنبال آنها نروند تا به چاله دیگری نیافتند.

در این راستا مردم معترض، طبقه کارگر، صف آزادیخواهان، احزاب و نیروهای مسئول و سوسیالیست را فرا میخوانیم به مبارزه و تلاش هماهنگ و مشترک پیرامون مهمترین جوانب مبارزه ی که پیشرو داریم. باید بتوانیم جنبش کارگری و سوسیالیستی، شامل کلیه کارگران و زنان و جوانان و آزادیخواهان متنفر از جمهوری اسلامی و نظام سرمایه داری وطرفداران دستیابی به یک جامعه آزاد، برابر، مرفه،  شورائی و سوسیالیستی  را، بطور متحد در جهت پیروزی بر جمهوری اسلامی و قطب راست و ارتجاعی در اپوزسیون  گام برداریم. در این جهت باید بر نکات زیر تاکید نمود:

١-پرهیز از در پیش گرفتن سیاستها و اشتباهاتی که سال ۵٧ مرتکب آن شدیم. نسل  انقلابیون چپ و کارگری آندوره مسئولند در قبال تحولات کنونی. مسئول هستیم که آن تجربه بسیار غنی را به چراغ راهنما و اتحاد بیشتر صفوف طبقاتی  کارگران، زنان، جوانان، صف آزادیخواهان و سوسیالیستها تبدیل نمائیم.

٢-ضـن حـمایت، همراهی، هدایت و حضور فعال در هر حرکت اعتراضی آزادیخواهانه ، موظفیم که اقدامات و شعارهای که به نفع  جامعه، کارگران، و آینده بعداز جمهوری اسلامی نیستند نه تنها نباید حمـایت کرد، برعکس اشتباه آمیز بودن آنرا با صراحت باید به عاملین آنها گوشزد کرد. برخی از شعارهای “مردمی” این دوره سر تاپا ارتجاعی، ضد کارگری و ضد ازادیخواهی هستند.

٣-علیه نقش مخرب و موذیانه ترامپ و دولت او و متحدینش در منطقه، و همچنین جریانات اپوزسیون شونیست فارس، ناسیونالیستهای قوم پرست و کل طرفداران ملی- اسلامی  و طرح های آنها باید اکنون افشاگری جدی نمود و از مردم خواست که چرا دنبال آنها نباید رفت. سناریوی  اینها یک سناریو ضد انقلابی است! هدف و نقش بخشی از این نیروها میتواند حتی همراه با مخاطره جدی تحمیل جنگ داخلی و سناریو سیاه نیز باشد.

۴-شکی نیست جمهوری اسلامی را باید سرنگون کرد، اما ملزومات سرنگونی جنبش ما با امثال رضا پهلویها و بنی صدریها و ملی اسلامی ها و رجوی ها و دولتهای غربی به اندازه فاصله خود ما با جمهوری اسلامی است! از اینرو ما باید راسا ملزومات پیشروی و پیروزی را تعریف کنیم و به اطلاع معترضین و جامعه برسانیم و هم از نظر عملی نیز باید تک تک این ملزومات پیروزی بر رژیم و استقرار  یک نظام شایسته انسان را شناخت و سازمان داد. بدون داشتن نقشه و افق روشن  و مستقل سوسیالیستی خود، صرف فراخوان دادن به تظاهرات و فرستادن “مردم” به ناکجا آباد نمی تواند کار نتیجه بخشی باشد.  از نظر من جنبش ما هنوز ملزومات ضروری و واقعی پیروزی را نساخته است! و این بزرگترین خطری است که در مقابل جامعه تشنه آزادی و برابری و طبقه کارگر ایران قرار گرفته است که باید بدون درنگ آنرا شناخت و رفع نمود.

۵-طبقه کارگر و نیروی چپ و سوسیالیست جامعه موظف است  ضمن خواهان برچیده شدن کلیه نیروهای مسلح و حرفه ای دولتی باید همین امروز برای سازماندهی نیروی مسلح توده ای و انقلابی خود فکر کند. بی توجهی به این امر مبرم به استقبال شکست رفتن است! ایجاد این توهم که گویا رژیم اسلامی را با دست خالی و با اعتراض صرف میتوان نابود کرد و گویا میتوان آزادی و برابری و خوشبختی در ایران مملو از احزاب و جریانات و نیروهای مسلح اسلامی و قومی پرست و فاشیست را بدون برخورداری از پتانسل نظامی جنبش خود میتوان تامین کرد، فقط میتوانم بگویم  این توهم خدمتی است به همین بورژواها و جریانات دست راستی و ضد کارگری و ضد کمونیستی. بزرگترین توهمی است که چپ و کارگر می تواند داشته باشد. ما یک بار دیگر از همه  کارگران ومبارزین میخواهیم در تدارک مسلح کردن خود بوده، با ما تماس بگیرند و برای مواقع ضڕوری بطور هماهنگ و در صورتی که به مبارزات توده ای آسیب نرساند باید وارد عمل مسلحانه نیز شد.

۶-در کنار استقلال سیاسی-سازمانی خود، تامین سطحی از همکاری، هماهنگی و پرهیز از فرقه گرائی و خود محور بینی در بین کل نیروهای چپ سرنگونی طلب یک امر فوری و ضروری است در این مقطع. بنظر ما حتی ممکن است یک رهبری مشترک برای هدایت  سوسیالیستی مبارزات اجتماعی و کارگری نیز از میان احزاب چپ و کمونیست چه در داخل و چه در خارج کشور تامین کرد.

٧-اعلام مطالبات روشن، شعارهای واقعی و مربوط به جامعه از جمله کارگران و زنان و جوانان و توده زحمتکش و همچنین فراخوان برای نوع نظام حکومتی که باید جانشین جمهوری اسلامی گردد از همین امروز با صدای بلند و بدون کوتاهی باید به راس مسائل و اعتراضات برود.”سرنگونی فوری کلیت جمهوری اسلامی،آزادی، برابری، رفاه و سوسیالیسم”، در راس مطالبات و شعارهای کارگران و جامعه باید قرار بگیرد، و همچنین باید خواهان انحلال کلیه ارگانها مسلح دولتی و حرفه ای شد، خواهان آزدیهای بی قید و شرط، لغو اعدام و زندانی سیاسی، برابری زن و مرد، نه قومی نه مذهبی، زنده باد برابری، و…، شد.

٨-اینکه آینده این اعتراضات به کجا خواهد آنجامید هنوز نمی توان حکم ‌‌قطعی در باره اش صادر کرد. اما اگر رهبری و هژمونی سوسیالیستی و کارگری بر آن ناظر نگردد، هم نتیجه آن به نفع جامعه نخواهد بود و هم عمر آن کوتاهتر از چیزی خواهد بود که تصور میشود. اما آنچه معلوم است حتی اگر سرکوب هم گردد تناسب قوای کنونی سر جای اول خود باز نمی گردد!  شکاف بین جامعه با جمهوری اسلامی بسیار عمیقتر شده است و این کشمکش در شکل عریان و گسترده تر ادامه خواهد یافت تا سرنگونی قطعی جمهوری اسلامی.

٩-در هر صورت بنظر ما  ضروری است از همین امروز صف مطالبات و اعتراضات کارگری،زنان، جوانان  وآزادیخواهان و سوسیالیستها و کمونیستها  از کلیه جنبشهای دیگر دست راست، اعم از ملی و اسلامی، باید راه خودرا جدا کند. قطب راست(ملی- اسلامی ها، ناسیونالیست ها و فدرالیست چی ها، و شوینیستهای عظمت طلب فارس، ولو برای پروسه سرنگونی رژیم هم بوده، بیش از پیش بهم نزدیکتر میشوند، و شده اند) و ما نیز، جنبش کارگری و سوسیالیستی، جنبش آزادی زن و جوانان انقلابی و صف آزادیخواهان و کمونیستها و کل نیروهای که خود را در این ‌‌‌قطب تعریف میکنند، در سطح کلی، باید بیش از بیش در این مقطع به هم نزدیکتر شوند، و با طیف راست آشکارا راه خود را جدا نموده و مقابله نمایند.  اساس  خط سیاسی، جنبش مطالباتی و آلترناتیو حکومتی و همچنین شکل سرنگونی رژیم اسلامی ما همواره جدا بوده و باید جدا باقی بماند. این امر به نفع جنبش ما و به نفع بشریت آزادیخواه در ایران و منطقه  و به نفع پیروزی واقعی جنبش سرکوب شدگان تاریخ دست رژیمهای جنایتکار سلطنتی و اسلامی خواهد بود!

١٠-هر شکلی از تن دادن به مفاهیم معنی دار و فریبنده و ضد حقیقت چون “همه باهم” بودن، “جنبش همگانی” انقلاب مردمی” “انقلاب ملی” بی درنگ مانند گلوله ای  خواهد بود که مستقیما به سینه جنبش طبقاتی کارگران و صف آزادیخواهان و کمونیستها فرود خواهد آمد. ما فقط یک جنبش و یک صف داریم: جنبش سوسیالیستی و صف طبقه کارگر و زنان و جوانان آزدیخواها، صف طرفداران آزادی، برابری، رفاه ، امنیت، صف مدافعین پایان دادن به استثمار و استبداد  و نظام سرمایه داری، صف  مدافعین جدی نابود کردن کلیت حاکمیت اسلامی و نقش اسلام سیاسی در ایران و منطقه ، و بلاخره  صف انسانهای آزاده ای که اجازه نمی دهند یکبار دیگر  نظامی که بر مبنای دین و ناسیونالیسم و شوینیسم و فدرالیسم و نابرابری و تبعیض و خرافه پرستی و آلت دست این و آن دولت، در ایران  بر پا گردد!

١١- طبقه کارگر ایران به عنوان یک طبقه تعین کننده در جامعه و تحولات پیشرو، نه به مثابه احاد معترض در خیابانها، اگر بخواهد تحولات این دوره یا تداوم انرا و یا هر سطحی از پیروزی را به نفع جامعه و خود تمام کند نمیتواند در قامت یک طبقه متحد و متشکل، متفاوتر از “جنبش جوانان در خیابان”  ظاهر نگردد. باید یک گام جلو تر رفت. کارگران و جنبش ما موظف هستند بنا به خصوصیات پایه ای جنبش مبارزاتی خود در مبارزات مهر خود را بکوبند، به ویژه وقتی به پدیده سر نگونی یک نظام سرمایه داری و مستبد می رسیم باید در فکر شروع اعتصابات سراسری بود، و بدین وسیله رهبری اعتراضآت را بدست گرفت، بدون این تلاش و شکل اعتراض بنظر من قبل از هر کسی خود جنبش طبقاتی ما اسیب میبیند و در میان هیاهوی جنبشهای دیگر نقش و موقعیتش نادیده گرفته میشود. پیروزی آزادی انسان بدون حضور متشکل و نقشه مند  پیام آوران واقعی آزادی در ایران، یعنی طبقه کارگر ممکن نیست،  من توصیه ماجرا جوئی را ندارم! اما اگر طبقه ما هنوز این آمادگی را ندارند، هنوز مستحکمتر و با تجربه تر از سال ۵٧ نمی توانیم قد علم کنیم  طرفداران آزادی و برابری و حکومت کارگری به من بگویند سرنگونی( هر چند “شیرین” هم باشد) را برای چه چیز دیگری میخواهند؟!

١٢—

پیرامون موارد فوق، در صورتی که بیشتر نیروهای چپ، کارگری و سوسیالیست به آنها  توافق داشته و متعهد باشند، میتوانیم ضمن اینکه مانع تکرار سناریو سال ۵٧ بشویم، مسیر سرنگونی جمهوری اسلامی را با اتکا به ابزارهای انقلابی  هموارتر کرد.و همچنین در تعیین نوع نظام حکومتی بعدازجمهوری اسلامی نیز بیش از پیش قادر خواهیم بود سیاست و اراده طبقه کارگر وصف آزادی و برابری را اعمال نماییم.

کارگران، زنان، جوانان، مردم مبارز و تشنه آزادی و برابری!

برای رسیدن به اهداف خود به صف کارگران و سوسیالیستها، و  به حزب سوسیالیست انقلابی ایران بپیوندید! این حزب،  حزب شما است! حزب سوسیالیست  انقلابی را به جامعه معرفی کنید و در حمایت از آن در شکل محافل و دستجات مختلف خود را سازمان بدهید، خود را با رهبری حزب هماهنگ  کنید، و بطور منظم با ما در تماس باشید.

نه شاه  نه شیخ، نه  قومی نه مذهبی، نه  ملی اسلامی ها، نه فدرالیسست چی ها،  نه اسلام مجاهدینی، نه سیستم رعیت پروری پادشاهی، مرگ بە جمهوری اسلامی! زنده باد سوسیالیسم! زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری!

منبع: شماره ٣٠ نشریه سوسیالیسم امروز

http://www.simroz.org

١۶ دی ١٣٩۶

۶ ژانویه ٢٠١٨

 

 

 

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *