عثمان اسماعیلی:گزارش روز جهانی کارگر در شهرستان سقز

به اطلاع طبقه کارگر ومردم برابری طلب میرسانم .مبارزه تنگاتنگ کارگران سقز و فعالین کارگری با نیرو های اطلاعات و نیرو ی انتظامی .روز ۱۱اردیبهشت از ساعت ۳بعداظهر باشماره های ناشناس با من تماس گرفتند ومن جواب ندادم .بعد از چندین بار با شماره مشخصی تماس گرفتند گفتند عثمان خونه هستی گفتم بله شما ..گفتند ما از اماکن تماس میگیریم حاجی گفته به عثمان بگویید بیایید اینجا باهاش کاردارم منم در جواب گقتم من کاری با حاجی ندارم و نمی آیم .دوباره بعد از یک ساعتی دوباره تماس گرفتند وگفت من حاجی ام شما چرا پیش من نمی آیید. منم گفتم: من کاری در آنجا ندارم و نمی آیم .گفت پس من می آیم پیش شما منظورش منزل شخصی من بود.جلوی درب منزل آمدند حاجی و یکنفر که هر دونفر لباس شخصی داشتند .منم فهمیدم اینها از اماکن نیستند بلکه ازطرف اطلاعات سقز آمدند.حاجی بیسیم به دست گفت :من عاجزانه ازشما خواهش میکنم امروز بیرون نیایید منم در جواب گفتم :چرا من به خیابان میروم .گفت مثلا درخیابان چکارمیکنی .گفتم از میدان آزادی تا میدان هه لو( عقاب) .برای برگزاری روز جهانی کارگر میروم و بین مردم شیرینی پخش میکنم و برای مردم در مورد روز جهانی کارگر توضیح میدهم.به نظر شما این چه ضرری دارد؟ حاجی گفت خیلی ضرر دارد، شما اگر این کار را انجام دهید با شما برخورد قانونی می شود و چندین بار دوباره خواهش کرد که حرف من را گوش بده و به خیابان نروید و اگر هم حرف من را گوش نمی کنید دادستان شهرستان سقز گفته است: عثمان باید پیشم باهاش صحبت کنم.منم گفتم: من کاری نکرده ام که پیش دادستان بیایم و بعد از جر و بحث فراوان که در حضور همسرم مروارید شریف پور و پسرم آرمان اسماعیلی و برخی از همسایه ها، حاجی گفت: ما روز جهانی کارگر را برگزار کردیم چرا نیامدید؟ گفتم: اگر به نفع طبقه کارگر برگزار کردید دستتون درد نکنه ما هم در خیابان برگزار می کنیم چه اشکالی دارد و وظیفه شما این است به عنوان یک مامور از ما محافظت کنید. گفت در خیابان خیلی خطر دارد‌. حاجی رفت و بعد از آن من خودم را اماده کردم که به خیابان بروم.به سر کوچه که نگاه کردم دو نفر با ماشین ۲۰۶ نقره ای ایستاده بودند. از خونه بیرون امدم که به طرف خیابان بروم مامورها آمدند و جلوی من را گرفتند گفتند مگه حاجی نگفته که به داخل شهر نروی؟گفتم من قولی نداده ام که نروم، از جان ما چه می خواهید، گفتم می خواهم بروم از سوپر مارکت سرکوچه نان بخرم .انها فکر کردند برمی گردم خونه و از فرصت استفاده کردم و داخل شهر رفتم. ماموران لباس شخصی اطلاعات و نیروی انتظامی داخل شهر حضور داشتند.به طرف میدان هه لو(عقاب) حرکت کردم به سید علی حسینی رسیدم یکی از کارگران ساختمانی و همیشه یار و یاور طبقه کارگر بوده و هست و متوجه شدیم که سیمای سرشناس جنبش کارگری جناب آقای محمود صالحی در خیابان حضور داشته و نیروهای اطلاعات جلوی او را گرفته اند و محمود صالحی مثل همیشه جلوی نیروی اطلاعات ایستادگی کرده بود و با انها تند برخورد کرده که شما چکاره اید که به من می گویید به خیابان نیایم، خود شما چرا در خیابان هستید. من امده ام روز کارگردر خیابان ها جشن بگیریم .آنها کاک محمود را تهدید کردند که داخل ماشین بیاید و حتی او را به داخل ماشین هل داده بودند و همسر و فرزندان محمود خیلی قهرمانانه وبا لحن تندی نگذاشته بودند محمود تنها باشد ومامورانی که در انجا حضور داشتند همه کارگران را پراکنده کردند. مامورین نگذاشتند ما به طرف میدان هه لو برویم و مارا به طرف میدان آزادی برگرداندند و بعد از یک بحث و جدل فراوان مامورین گفتند ما می رویم کاری با ما ندارید؟من با سید علی حسینی به طرف میدان هه لو برگشتیم. برخی از دوستان کارگر با خانواده هایشان هنوز در میدان حضور داشتند و تمام تلفن های ما کنترل شده بود، حدود یک هفته هم هست که جلوی فیس بوک من را گرفته اند
و تلفنی خیلی از کارگران و فعالین کارگری را تهدید کرده بودند ولی به نظر من مامورین با این همه دب دبه و کب کبه نگذاشتند ما با پلاکارد به میدان و خیابانها بیاییم، ولی مراسم روز جهانی کارگر از توازن قوا در مقابل نیروهای اطلاعات و انتظامی برخوردار بود، به شهادت مردم شهرستان سقز که در خیابان ها حضور داشتند. من از تک تک کارگرهایی که با خانواده هایشان به خیابان امدند و عقب نشینی نکردند کمال تشکر را دارم و به نظام سرمایه داری ثابت کردم ما از هیچگونه تهدید و بگیر و ببندی نترسیدیم و کارگران فقط می توانند به نیروی خودشان اتکا کنند.
زنده باد اتحاد و همبستگی طبقه کارگر
۱۳۹۶/۲/۱۱ سقز( عثمان اسماعیلی)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *