بیژن رنجبر:ادامه تبلیغات بی پایه علیه کومه له بی فرجام است!

 

با آنکه مدت زمانی است از برگزاری نمایش انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستای رژیم و موضوع تاکتیک کومه له مبنی بر صدور بیانیه مشترک با پنج سازمان سیاسی کردستان ایران در ارتباط با تحریم نمایش انتخابات مذکور سپری می شود، لیکن تبلیغات بی پایه و توهم پراکنی های مغرضانه علیه کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران همچنان ادامه دارد.
در همین ارتباط کماکان یک گروه معدود تبلیغاتچی بخش عمده زمان و انرژی، صفحات نشریات و شبکه های اجتماعی و مصاحبه های تلویزیونی خود را بجای نشانه رفتن علیه رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی و مصائب ناشی از چنین حاکمیتی به تبلیغات بر ضد کومه له اختصاص داده اند. با مرور صفحات و نشریات سیاه شده توسط آنان علیه کومه له آشکار است که نوشته ها و مکتوبات بخشی از آنان حتی قابل اعتنا هم نیست زیرا نه از استحکام نظری برخوردار است و نه حتی فرم ها و قواعد نوشتاری را رعایت می کنند. نوشته های چند جمله ای آنان عموما مبهم و گنگ، بی سروته، کلیشه ای، تکراری و کسالت آور می باشد و در پایان چیزی دستگیر خواننده نمی شود بطوری که نیاز است تا خود این اشخاص در کنار خواننده حضور بیابند تا بگویند که منظورشان چیست و چه هدفی را از نوشته های مغشوش و بی اعتبارشان تعقیب می کنند. در رابطه با این گروه از افراد، قابل اشاره آنکه جدا از دستاوردهای عظیم عصر ارتباطات و گسترش شبکه های اجتماعی، لیکن این بعد مضحک آن را نبایستی از نظر دور داشت که عده ای را با کمترین مایه علمی و بینش عمیق سیاسی و تاریخی در یک فرآیند اسفبار به اعماق چاه توهم نویسنده، نظریه پرداز و منتقد سیاسی بودن، پرتاب کرده است!
اما دسته ای دیگر از نوشتارها تا حدی قابل ملاحظه اند و علیرغم غرض ورزی های آشکار، هرچند که کاملا سلبی و بدون ارائه بدیل و راه حل از سوی صاحبانشان مطرح می شوند باز تا حدی می توانند به موضوع گفتگو و مناقشه تبدیل شوند.
در این میان جدا از معدود منتقدان دلسوز که تعدادشان به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد و نقطه نظراتشان برغم دلسوزی لیکن ذهنی و فاقد درک دقیق از رفتارهای سیاسی از جمله تاکتیک کومه له در بستر عملی ی فعل و انفعالات پیچیده سیاسی در خارج از ذهن و همراه با نوعی احساس واقعیت هراسی است، مابقی برغم دعاوی دوستانه خود با تبلیغات زهرآگین و مغرضانه و گاه ادبیاتی عاری از پرنسیب های اخلاق سیاسی به گمان خود کمر به خدشه دار نمودن سیمای درخشان کمونیستی کومه له و ضربه زدن به جایگاه و اعتبار اجتماعی و طبقاتی آن بسته اند.
اینان تلاش می کنند تا در میان صفوف کومه له و حزب کمونیست ایران شکاف ایجاد کنند و به ایده بدگمانی به رهبری کومه له و حزب کمونیست ایران دامن بزنند، اینان سعی می نمایند وجود نظرات گوناگون در درون حزب کمونیست ایران و کومه له را که البته بنوبه خود امری طبیعی و نشانگر سرزندگی و پویایی و وجود فضای دمکراتیک در این جریان است به عنوان اختلاف بر سر برنامه و استراتژی جا بزنند و چنین وانمود می کنند که گویا شکافی جدی در حزب و کومه له در خصوص برنامه و استراتژی به چشم می خورد. لیکن برای هر ذهن سیاسی روشن بین و بی غرض و مرض مبرهن است که اعضای حزب کمونیست ایران و کومه له از جمله رهبری آن مانند اعضای هر جریان سیاسی دیگر نه حول نظرات یکسان بلکه پیرامون برنامه و استراتژی مشترک در زیر یک سقف سازمانی و تشکیلاتی با یکدیگر متحد شده و متحدانه عمل می کنند.
از سوی دیگر گویا مغرضان غافل از این واقعیت هستند که تاریخ تاکنونی و مملو از فداکاری مبارزات بی تزلزل کومه له در راستای دفاع از منافع توده های کارگران و زحمتکشان و تهیدستان همچون سدی در برابر تبلیغات بی پایه و توهم پراکنی های مغرضانه آنان قرار دارد و بمثابه گواه حقانیت این جریان سیاسی خوشنام و رهبری صادق و کمونیستی آن در نزد افکار عمومی توده های کارگران و زحمتکشان کردستان و کمونیست های ایران عمل می کند.
توده های کارگران و زحمتکشان کردستان و کمونیست ها و فعالان کارگری آگاهند که به گواهی تاریخ، کومه له و پیشینه و عملکرد سیاسی رهبری آن بارها در مقاطع مختلف و در تندپیچ های سیاسی و فراز و نشیب های تاریخی محک خورده و همواره با حفظ اصول و مواضع سیاسی و طبقاتی معطوف به تامین منافع کارگران و زحمتکشان و تهیدستان از بوته آزمایش های سهمناک با سربلندی خارج شده و از این رهگذر حتی موجبات افتخار جنبش کمونیستی ایران را هم فراهم آورده است. از همین روی با توجه به تاریخ پرافتخار کومه له و رهبری آن از مقطع تاسیس تاکنون، اعضای حزب کمونیست ایران و کومه له علیرغم تلقینات مغرضانه، خود را در قید متد و روش “آزمایش و خطا” یعنی هر بار امتحان کردن و سپس اعتماد کردن، نمی بینند، مگر یک جریان سیاسی و رهبری آن بایستی چند بار در بوته آزمایش قرار بگیرد تا بتوان بدگمانی را کنار گذاشت و به آن اعتماد نمود، آیا حدود پنجاه سال زمان و محک های مکرر با نتایج درخشان و سرفرازانه و اصولی، کفایت نمی کند؟
جدا از این در اینجا نیز بار دیگر تکرار می کنم که بر اعضا و دوستداران حزب کمونیست ایران و کومه له روشن است که همانا با توجه به واقعیت های سیاسی و تاریخی از یکسو و مضمون طبقاتی موجودیت سیاسی و اجتماعی کومه له از سوی دیگر، کومه له تنها یک نام نیست، کومه له مضمونی طبقاتی و یک جریان اجتماعی است که هیچ نیرویی قادر نیست بدان دستبرد بزند. این مضمون طبقاتی بر روند تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی کردستان حک و در حافظه جنبش کمونیستی ایران ثبت گردیده است. تجارب گذشته که چراغ راه آینده است، بوضوح نشان داده کومه له لقمه خارداری است که از گلوی هیچ نیروی غیرکمونیستی پائین نخواهد رفت.
در پایان مایلم مجددا تاکید کنم که در نزد شخص من معیار انقلابیگری کومه له است. راهنمای من در مسیر مبارزه برای تحقق سوسیالیسم برنامه و استراتژی کومه له است. من از جریانی سیاسی سخن می گویم و از بابت عضویت در آن تا پایان عمر احساس افتخار می کنم که از سال ۱۳۴۸ خورشیدی یعنی از مقطع تولدش تاکنون تاریخی سرشار از افتخار، سربلندی و فداکاری به همراه تلاش بی وقفه و بی تزلزل در دفاع از حقوق کارگران و زحمتکشان و تهیدستان را با افقی کمونیستی به نمایش گذاشته است. من به کومه له عشق می ورزم و جان و تمام هستی ام متعلق به آن است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *